سینما، زیست‌بوم و آگاهی جمعی





سینما، زیست‌بوم و آگاهی جمعی

۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۲۴

در شرایطی که بحران‌های زیست‌محیطی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های قرن بیست‌ویکم بدل شده‌اند، نقش رسانه‌ها در ایجاد حساسیت اجتماعی و تغییر رفتار عمومی غیرقابل‌انکار است. سینما به‌عنوان هنری فراگیر و تأثیرگذار، ظرفیت بی‌نظیری برای انتقال مفاهیم محیط‌زیستی دارد. بااین‌حال، در ایران هنوز جای خالی اختصاص سانس‌هایی ویژه برای نمایش مستندها و فیلم‌های محیط‌زیستی در سالن‌های سینما احساس می‌شود.
اختصاص چنین سانس‌هایی، صرفاً اقدامی فرهنگی نیست، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری اجتماعی محسوب می‌شود. پژوهش‌های جهانی نشان می‌دهد تماشای آثار سینمایی محیط‌زیستی می‌تواند منجر به تغییر نگرش‌ها و حتی رفتارهای فردی و جمعی شود. تجربه‌ نمایش مستند «شهر زنده» با موضوع تنوع‌زیستی تهران نشان داد بسیاری از مخاطبان باور نمی‌کردند پایتختی که هر روز در دود و ازدحامش زندگی می‌کنند، چنین گنجینه‌ پنهانی از پرندگان، پستانداران و گونه‌های گیاهی را در دل خود داده است. بسیاری با شگفتی از سالن بیرون می‌آمدند و نگاهشان به شهر تغییر کرده بود؛ شهری که تا پیش‌ازآن تنها درختان خیابان و برج‌های سیمانی‌اش را می‌دیدند، ناگهان برایشان به زیستگاهی زنده و ارزشمند بدل شد.
نمایش فیلم «در گرداب انقراض» ساخته‌ «فتح‌الله امیری» و تأثیر شگرفی که بر تماشاگران گذاشت، نشان داد اگر بحران‌های محیط‌زیستی به‌درستی و با تأمل برای مردم بازگو شوند، شاید امروز شاهد انقراض یوز در زمانه خودمان نبودیم. این تجربه قدرت اطلاع‌رسانی و بیدارسازی سینمای مستند را به‌روشنی آشکار می‌کند و اهمیت آموزش و آگاهی عمومی در حفظ گونه‌های در حال خطر را برجسته می‌سازد.
در سطحی جهانی، فیلم «جهان تشنه» ساخته‌ «یان آرتوس-برتران» با بررسی میزان بسیار اندک آب شیرین و قابل‌شرب در جهان و نمایش پیامدهای بحران آب و منازعاتی که بر سر منابع آب در کشورهای آفریقایی رخ داده، تماشاگر را مستقیماً با ابعاد انسانی و اخلاقی بحران آب روبه‌رو می‌کند. این فیلم نشان می‌دهد آب نه‌تنها عنصری طبیعی، بلکه مسئله‌ای حیاتی، اخلاقی و انسانی است که امنیت، عدالت و زندگی میلیون‌ها انسان را شکل می‌دهد. مخاطب با هر صحنه‌ای که می‌بیند، دچار تحول و دگرگونی درونی می‌شود و تجربه‌ای شبیه کاتارسیس واقعی را تجربه می‌کند؛ پاکسازی روانی و اخلاقی که او را از بی‌خبری و بی‌تفاوتی بیرون می‌کشد و با حس مسئولیت و آگاهی جدیدی نسبت به جهان و طبیعت تنها نمی‌گذارد.
از منظر سینمایی، این رویکرد فرصتی برای تنوع‌بخشی به برنامه‌های نمایشی است. بسیاری از مخاطبان امروز، به‌ویژه نسل جوان، در جست‌وجوی محتویی هستند که علاوه‌بر سرگرمی، معنا و مسئولیت اجتماعی نیز به‌همراه داشته باشد. مواجهه‌ آنان با چنین فیلم‌هایی نشان داده که سینمای مستند می‌تواند به‌اندازه‌ آثار داستانی، جذب‌کننده و تأثیرگذار باشد.
همچنین، اختصاص سانس‌های محیط‌زیستی می‌تواند به اقتصاد سینما کمک کند. اسپانسرهای حوزه انرژی پاک، گردشگری پایدار یا حتی برندهای دوستدار محیط‌زیست، تمایل دارند با چنین رویدادهایی همراه شوند. این همکاری، چرخه‌ای برد-برد میان سینما، جامعه و محیط‌زیست ایجاد می‌کند.
از نظر محیط‌زیستی نیز نمایش منظم این آثار به ایجاد «سرمایه اجتماعی سبز» کمک می‌کند؛ یعنی جامعه‌ای که حساس‌تر، مشارکت‌جوتر و مسئولانه‌تر با طبیعت رفتار می‌کند. در شرایطی که ایران با بحران‌های متعددی از جمله کم‌آبی، آلودگی هوا و تخریب زیستگاه‌ها روبه‌رو است، نقش چنین آثاری در بیدارسازی افکار عمومی انکارناپذیر است.
بنابراین، گنجاندن سانس‌های محیط‌زیستی در برنامه‌ی سینماها، نه‌تنها ضرورتی فرهنگی بلکه ضرورتی زیست‌محیطی است؛ اقدامی که می‌تواند پلی میان هنر، آگاهی و نجات سیاره زمین ایجاد کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق