نگاه مردمشناسانه به مسائل ایران در سمپوزیوم «مسائل ایران و نقش مردمشناسی»
درد «انسانشناسی فرومایگی»
۱۹ شهریور ۱۴۰۴، ۱۰:۱۳
|پیام ما| سمپوزیوم «مسائل امروز ایران و نقش مردمشناسی در حل آنها» بهمناسبت روز ملی مردمشناسی و زادروز ابوریحان بیرونی در پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری برگزار شد. در این نشست پژوهشگران از زوایای مختلف مسائل روز ایران را بررسی و هر یک را از دریچه دانش مردمشناسی تحلیل کردند. شرایط امروز جامعه ایران و بحرانهایی که جامعه در ابعاد گوناگون با آن روبهرو است، این ضرورت را ایجاد میکند که در حوزه علومانسانی بیشتر و عمیقتر و با حساسیتی مضاعف به ریشهها و تبعات و راهکارهای پیش رو در مواجهه با این بحرانها پرداخته شود. حوزه انسانشناسی و مردمشناسی هم یکی ازحوزههایی است که میتواند در تبیین شرایط نقشآفرین باشد.
«جبار رحمانی»، دانشیار مردمشناسی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در این نشست با محور قرار دادن تبعات مثبتنگری در مطالعات مردمشناسی در ایران به تحلیل برخی مسائل مغفولمانده پرداخت. او در ابتدا با بیان اینکه: «مردمشناسی یا انسانشناسی علمی است برای فهم فرهنگها و درک اینکه فرهنگها چگونه کار میکنند تا امکان تفاهم، همدلی و همزیستی فراهم شود»، رویکرد غالب در این حوزه را مورد نقد قرار داد و گفت: «اگر بخواهیم به تجربه مردمشناسی در ایران توجه کنیم، عمدتاً با نوعی مردمشناسی مثبتگرا مواجه هستیم، که عمدتاً بر نکات مثبت فرهنگ تأکید کرده است. در مطالعات سعی شده آنچه از سنت مطلوب است، دیده و برجسته شود. البته این خوانش انتقادی برای توسعه ایران مفید بوده، اما بهنظر میرسد گاهی باید مانند یک پزشک، آسیبشناسی هم انجام دهیم؛ یعنی جدیتر ببینیم چه نیروهای ویرانگری در جامعه ایران بودهاند که تلاشهای سنت و تاریخ را در لحظاتی به تاراج یا از بین بردهاند. فهم این نیروها مهم است. برخی از این نیروها نهادینه شدهاند و اصحاب قدرت در لایههای مختلف میتوانند با آن زندگی فرد یا عدهای را از بین ببرند. ما در مردمشناسی کمتر به این موضوعات توجه کردهایم. من نام آن را میگذارم «انسانشناسی فرومایگی»؛ در متون تاریخی زیاد به آن پرداخته شده است. مثال معروفش داستان کاوه آهنگر و ضحاک است؛ وقتی ضحاک از کاوه میخواهد به عدالت او شهادت دهد و او نمیپذیرد، یک عده از درباریان هستند که به ضحاک که نماد خونآشامی است، میگویند چرا ادبش نکردی؟ چرا مجازاتش نکردی؟ این داستان که در ساختار اساطیری ما نقل شده است، نشان میدهد آدمهایی در میدان قدرت هستند که ویرانگرتر از خود شاه بد هستند. اینها معمولاً در تاریخ ما تکرار شدهاند. برای نمونه، در داستان ابنمقفع، یکی از درباریان او را بهطرز فجیعی میکشد؛ خود شاه نمیکشد. در داستان «حسنک وزیر» هم این مسئله را میبینیم. فهم چنین نقاطی از تاریخ ما موضوع مهمی است؛ اینکه بفهمیم چه میشود که آنچه پیشینیان با رنج بسیار ساختهاند، ما بهراحتی از بین میبریم.» او در ادامه سخنانش به مطالعات «مرتضی فرهادی» و دید متفاوت او به جامعه ایران، اشاره میکند و میگوید: «او از «اقتصاد بادآورده» حرف میزند و توضیح میدهد چگونه این اقتصاد بادآورده یکسری نوآوریها و پویاییها را از بین برده است. فرهادی نام این رویکرد را «انسانشناسی توسعهنیافتگی» گذاشته است که بهنظر من، میتوان آن را «انسانشناسی ویرانگری» نامید. این بخش در فهم تاریخ ما مغفول مانده است.»
او در ادامه به پژوهشی در جنوبشرق ایران اشاره میکند و میگوید: «وقتی از آنچه «پتانسیلهای فرهنگی» مینامیم حرف میزنیم، لابهلای آن میتوانیم مکانیزمهایی را ببینیم که از نیروها و روندهای پنهان سخن میگویند که تعیینکننده هستند. اگر مراقب نباشیم، همین نیروها میتوانند یک فاجعه بسازند. ما گزارشی از زاهدان تهیه کردیم. بحث این بود که چرا در زاهدان با وجود حجم بالای نیروهای خیریهای و آبادگری که فعالیت دارند، همچنان شاخصهای توسعه انسانی پایین است و تأثیر جدی دیده نمیشود. معمولاً کلیشهای بهعنوان «قلمروهای محروم» یا «پهنههای محروم» ایران وجود دارد که جنوب کرمان و زاهدان را شامل میشود و هر کسی میخواهد کار کند، میرود آنجا. این کلیشه چقدر نیروهای اجتماعی را جابهجا میکند؟ انسانشناسی چگونه میتواند نشان دهد چه مکانیزمهایی وجود دارد که اثرگذاری نیروهای خیرخواه جامعه را تحتتأثیر قرار میدهد؟ غفلت از سازوکارهای پنهان، منجر به توسعه نیروهای ویرانگر شده است. در مطالعه زاهدان به این نتیجه رسیدیم که چگونه تقاطعی از ساختارهای شبه مافیایی مانع میشوند هرگونه مسئولیت اجتماعی یا توسعه محلی به نتیجه برسد و مثل همان مثال استخوان لای زخم هستند.» رحمانی بر این باور است که انسانشناسی در ایران باید به این سؤال توجه کند که چگونه این نیروهای ویرانگر در لایههای مختلف و در هر موقعیتی تلاشها را خنثی یا سوءاستفاده میکنند؟ او تأکید میکند: «ما جایی ضربه خوردیم که به این موارد کمتوجهی کردیم؛ نقاط مثبت را دیدیم، اما نکات منفی را کمتر دیدیم، انگار دوست نداشتیم از این چرکهای جامعه حرف بزنیم، درحالیکه این چرکها همان جایی است که عفونتها و بیماریهای جامعه شکل گرفته و زحمات نادیده گرفته شده است. انسانشناسی در شرایط فعلی باید مدتی تمرکزش را روی این زخمها و عفونتها بگذارد تا ببیند چه اتفاقی در این جامعه افتاده است که زحمات کسانی که دههها تلاش کردهاند، میتواند نادیده گرفته یا تخریب شود.»
روایتگر فاجعه در جامعه کیست؟
«مینو سلیمی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، موضوع «انسانشناسی فاجعه» را محور سخنان خود قرار داد و نگاهی به ابعاد این نگرش در جامعه ایران داشت. سلیمی میگوید: «درک و شناخت آسیبپذیری و شناخت آسیبپذیری است و اینکه ما آسیبپذیری را بهعنوان یک موضوع اجتماعی بپذیریم، هسته مرکزی انسانشناسی فاجعه را تشکیل میدهد.» او به مفهوم «سیاستزدگی فاجعه» اشاره و تأکید میکند: «فاجعه عرصهای عمیقاً سیاسی است؛ یعنی پاسخ دادن به فاجعه رابطه تنگاتنگی با روابط قدرت دارد. میدانیم که این مسائل در جامعه امروز ایران اهمیت بالایی دارند. چگونه قدرت و سیاست؛ مدیریت و پاسخ فاجعه را شکل میدهند؟ بازیگران اصلی در میدان فاجعه چه کسانی هستند؟ دولت، گروههای محلی، سازمانهای مردمنهاد یا خود مردم؟ چگونه با هم وارد تقابل میشوند، چگونه در کنار هم قرار میگیرند و چگونه با یک فاجعه مواجه میشوند؟ در جامعه ما رابطه تعاملی برای پاسخ به فاجعه و حل فاجعه وجود ندارد.» او درباره بازخوانی فاجعه به مسئله مهمی اشاره میکند: «چگونه فاجعه را بهخاطر میآوریم و چگونه درباره آن صحبت میکنیم و برای آن معنا میسازیم. این روایتها بسیار مهم هستند. میدانیم که در جامعه ما روایتهای غالب از زبان دولتها و رسانههای رسمی نقل میشود و کمتر روایتها با تأکید بر بازماندگان فاجعه شنیده میشوند. استراتژی حافظهای که در ایران در مقابل فجایع شکل گرفته، بهگونهایاست که روایت غالب را از زبان سیاست بازنمایی میکند؛ نه زبان مردم و جامعه. تمرکزی بر تاریخ شفاهی بازماندگان نداریم.» بارها در فجایع مختلف این موضوع را تجربه کردهایم که روایتهای رسمی از فاجعه تا چه اندازه متفاوت از روایتهای مردمی است. شاید اینهم نقطه مغفولی در علومانسانی باشد و ریشهها و عوامل آن نیاز به مطالعه دقیق داشته باشد که چگونه جامعهای به این نقطه میرسد.
سلیمی در ادامه به آسیبشناسی مفهوم تابآوری در فاجعه میپردازد و تأکید میکند: «تابآوری یکی از مفاهیمی است که انسانشناسان فاجعه بهصورت انتقادی به آن نگاه میکنند؛ چون اگر تأکید ما فقط روی تابآوری باشد و انتظار داشته باشیم مردم آسیبدیده تابآور باشند، مسئولیت ایجاد زیرساختهای امن در برابر فاجعه که وظیفه دولت و نهادهای مربوطه است، به دوش افراد و گروههای کوچک میافتد. این ایده که «باید با شرایط کنار بیایید» درست است و باید جامعه را بهسمت انطباقپذیری سوق داد، اما باید علل آسیبپذیری جامعه نیز شناسایی شود و مسئولیت این موضوع نباید از کسانی که متولی امر هستند، سلب شود و به دوش مردم بیفتد.»
گردشگری نیازمند پژوهشهای عمیق انسانشناسی است
«امیر شاهیمقدم»، استادیار گروه میراثفرهنگی دانشگاه مازندران، در این نشست چالشهای حوزه گردشگری را از منظر انسانشناسی تحلیل میکند و میگوید: «گردشگری در ایران به پدیدهای بیصاحب و رهاشده تبدیل شده است؛ درحالیکه آثار آن در فرهنگ، روابط اجتماعی و حتی عرصههای بینالمللی بهوضوح احساس میشود.» او بر این باور است که در حوزه گردشگری پژوهشها و مطالعات دقیق و درعینحال اثرگذاری صورت نگرفته است: «هر روز مقالات متعددی درباره گردشگری منتشر میشود، اما همچنان مشکلات اصلی پابرجاست. دلیل آن است که بسیاری از این مقالات صرفاً برای اهداف دانشگاهی و رفع تکلیف نوشته میشوند و خروجی کاربردی ندارند. درنتیجه، گردشگری به پدیدهای عوامزده تبدیل شده است.» شاهیمقدم معتقد است پژوهشهای این حوزه باید عمق بیشتری پیدا کنند و به مسائل زیربناییتری بپردازند: «وقتی از پژوهش جدی و بنیادی صحبت میکنیم، منظورمان مطالعات انسانشناسی و مردمشناسی است. بررسی زمانهای سفر ایرانیان، نوع سفر آنها یا موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با گردشگری از جمله موضوعاتی است که باید در این چارچوب مطالعه شود. مصادیق زیادی در حوزه گردشگری وجود دارد که تنها از مسیر پژوهشهای انسانشناختی قابلفهم است. بدون این نگاه، بحرانهای گردشگری همچنان تداوم خواهد داشت.»
تفاوت میان ملیگرایی و میهنپرستی
«مهرداد عربستانی»، عضو هیئتعلمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، محور سخنان خود را بررسی تفاوت بنیادین میان «ملیگرایی» و «میهنپرستی» قرار داد. او معتقد است: «ملیگرایی یک ایدئولوژی سیاسی است که به ملت و دولت مربوط میشود و عوامل نژاد، زبان، فرهنگ، تاریخ و مذهب در شکلگیری آن نقش دارند. در مقابل، میهنپرستی بیشتر یک احساس عاطفی و عشق به سرزمین است.» او تأکید میکند: «در ملیگرایی نوعی برتریجویی وجود دارد که آن را در مقابل «میهنهراسی» قرار میدهد و اغلب نگاهی منفی به مهاجران دارد، اما میهنپرستی چنین نگرشی ندارد و به رفاه همه، از جمله مهاجران، توجه میکند. ملیگرایی با هیجانات و برتریطلبی و کاهش همدلی مرتبط است، درحالیکه میهنپرستی به احساسات مثبت، همدلی و مشارکت اجتماعی پیوند دارد.» او تأکید دارد: «هویت ملی باید همه ایرانیان را دربرگیرد و هیچ گروهی را حذف نکند و باید میان ملیگرایی و میهنپرستی تمایز قائل شد.»
برچسب ها:
توسعه ایران، سازمانهای مردمنهاد، علوم اجتماعی، گردشگری، مردمشناسی، مسئولیت اجتماعی، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
برخاستن از آتــــــش
زمین در تب، ویروسها در حرکت
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
میــــــراث در بــرزخ
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید