«علی خطیبی»، عضو هیئتمدیره خانه معدن ایران، در گفتوگو با «پیام ما» عنوان کرد:
معدنکاری در مناطق کمآب؛ مأموریتی سخت اما ممکن
۳ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۵۴
با وجود بحران آب و برق در ایران، بهویژه در فلات مرکزی، توسعه معادن این مناطق بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار گرفته است. مدافعان میگویند با بهرهگیری از فناوریهای کممصرف، بازچرخانی آب، استفاده از انرژی خورشیدی و بادی و تمرکز بر معادنی با ارزشافزوده بالا، میتوان این چالش را به فرصتی پایدار تبدیل کرد. منتقدان اما هشدار میدهند که بدون توجه به توان اکولوژیکی منطقه، پیامدهایی چون افت منابع آب زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی و تنشهای اجتماعی اجتنابناپذیر خواهد بود. پرسش کلیدی این است: آیا میتوان میان توسعه معدن، حفظ منابع حیاتی و منافع جوامع محلی تعادلی پایدار برقرار کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، سراغ «علی خطیبی»، عضو هیئتمدیره خانه معدن ایران، رفتهایم. او معتقد است سیاستگذاران معدن، باید توسعه را در چارچوب منطقهای و با همکاری سایر دستگاهها بهگونهای مدیریت کنند تا بهرهبرداری از منابع معدنی با حفظ تعادل اکولوژیکی و توسعه پایدار مناطق همراستا باشد.
با توجه به محدودیت منابع آب و برق در کشور، بهویژه در فلات مرکزی، توسعه معادن در این مناطق را تا چه حد امکانپذیر و منطقی میدانید؟
توسعه معادن در فلات مرکزی ایران با وجود محدودیتهای منابع آب و برق، چالشی جدی، اما نه غیرممکن، است. منطقیبودن این توسعه به میزان بهرهوری، نوع ماده معدنی و استفاده از فناوریهای نوین بستگی دارد. استفاده از تکنولوژیهای کممصرف در فراوری مواد معدنی، بازیافت آب در مدارهای بسته، بهرهگیری از انرژی خورشیدی و بادی و همچنین تمرکز بر استخراج بدون نیاز به فراوری پرآببر، مانند استخراج مستقیم سنگآهن یا باریت، میتواند توسعه معادن را در این مناطق توجیهپذیر کند. البته اولویت باید با معادنی باشد که ارزشافزوده بالایی دارند، تا توجیه اقتصادی مصرف محدود منابع حیاتی در آنها وجود داشته باشد.
مهمترین پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی توسعه معادن در مناطق کمآب چیست و چه تجربههای موفقی برای مدیریت این پیامدها وجود دارد؟
مهمترین پیامدهای زیستمحیطی توسعه معادن در مناطق کمآب شامل کاهش سطح سفرههای آب زیرزمینی، آلودگی منابع آبوخاک، ازبینرفتن پوشش گیاهی و تشدید بیابانزایی است. از منظر اجتماعی نیز جابهجایی جوامع محلی، نابرابری در دسترسی به منابع و ایجاد تنشهای اجتماعی از پیامدهای مهماند. تجربههای موفق مانند پروژه معدن «اسکوندیدا» در شیلی یا «المپیک دم» در استرالیا نشان دادهاند که استفاده از آب شور یا آب بازیافتی، احداث واحدهای آبشیرینکن با انرژی خورشیدی و تعامل فعال با جامعه محلی از طریق شفافسازی، مشارکت در تصمیمگیری و سرمایهگذاری در زیرساختهای عمومی میتواند پیامدها را تا حد زیادی مدیریتپذیر کند. در ایران نیز نمونههایی مانند استفاده از پساب صنعتی در معادن بزرگ، ازجمله سرب و روی مهدیآباد و چادرملو، گامهایی مثبت در این مسیر هستند.
در یادداشتی که با عنوان «بایدهای سیاستگذاری در بخش معدن» از شما منتشر شده بود، به تجربه کشورهایی مانند شیلی و کانادا اشاره کرده بودید. چه بخشهایی از این الگوها را میتوان در ایران بومیسازی کرد؟
تجربه کشورهایی مانند شیلی و کانادا در سیاستگذاری معدن برپایه شفافیت، ثبات قوانین، مشارکت جوامع محلی و حمایت از نوآوری بنا شده است؛ بخشهایی از این الگوها بهخوبی قابلیت بومیسازی در ایران را دارند. بهویژه ایجاد صندوقهای محلی توسعه از محل عواید معدنی (مانند «صندوق توسعه و بهرهوری منطقهای معدنی» در شیلی) میتواند در ایران نیز برای ارتقای رفاه مناطق محروم معدنی بهکار گرفته شود. همچنین، مدل کانادا در زمینه «مجوزهای منعطف با ارزیابی زیستمحیطی شفاف و چندمرحلهای» میتواند به بهبود اعتماد عمومی و جذب سرمایهگذاری کمک کند. با بومیسازی این مفاهیم در قالب چارچوبهای حقوقی ایران و تقویت نهادهای ناظر مستقل، میتوان گام بلندی در حرفهایسازی حکمرانی معدنی برداشت.
سیاستهای انقباضی و دستورالعملهای خلقالساعه، بهگفته شما، موجب بیاعتمادی سرمایهگذاران شده است. چه تغییراتی در سیاستگذاری میتواند این وضعیت را اصلاح کند؟
برای بازگرداندن اعتماد سرمایهگذاران، سیاستگذاری معدنی باید از فضای تصمیمگیریهای خلقالساعه بهسمت شفافیت، پایداری و مشارکتپذیری و توجه به منابع متقابل حرکت کند. نخست، تدوین یک نقشه راه جامع معدنی با افق بلندمدت و ضمانت اجرای حقوقی ضروری است تا سرمایهگذاران چشمانداز روشنی داشته باشند. دوم، باید سامانههای هوشمند و شفاف در تخصیص پهنهها و مجوزها مضاف بر سامانه کاداستر راهاندازی شود تا ریسک فساد و تصمیمات غیرقابلپیشبینی کاهش یابد. سوم، مطابق قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار تعامل مستمر دولت با بخش خصوصی و تشکلهای معدنی در تدوین و اصلاح مقررات میتواند اعتماد را تقویت کند. تجربه موفق کشورهایی مانند استرالیا نیز نشان میدهد ثبات قوانین مالیاتی و حقوقی و حقوق دولتی، مهمترین عامل در جذب سرمایههای بلندمدت معدنی است. بهصورت خلاصه، رویکرد نگاه به معادن، بهعنوان منابع درآمدزائی دولت باید حذف شود.
بهدلیل افزایش هزینهها و فشار تحریمها، پیمانکاران بزرگ در نوسازی ناوگان خود ناتوان شدهاند. نقش صندوق بیمه سرمایهگذاری در رفع این مشکل چیست؟
باتوجهبه منابع محدود صندوق بیمه سرمایهگذاری فعالیتهای معدنی، این نهاد بیشتر برای حمایت از معادن کوچکمقیاس و پیمانکاران خرد مؤثر است و نقش مستقیمی در نوسازی ناوگان پیمانکاران بزرگ ندارد. بااینحال، درصورت افزایش منابع صندوق، امکان حمایت از پیمانکاران بزرگ و تأمین بخشی از نیازهای مالی آنها در زمینه نوسازی تجهیزات نیز فراهم میشود که میتواند به افزایش بهرهوری و تابآوری این بخش کمک کند.
برای رفع این مشکل پیمانکاران بزرگ، اولاً کارفرمایان و بهرهبرداران بزرگ معدنی باید نسبت به واقعیسازی قیمتهای استخراج در قراردادهای پیمانکاری اهتمام ورزند تا امکان تجهیز و نوسازی ماشینآلات فراهم شود و همچنین، افزایش مبالغ پیشپرداخت میتواند امکان مناسبی برای تأمین مالی برای نوسازی و توسعه ناوگان تلقی شود.
با توجه به پیشبینی افزایش باطلهبرداری و استخراج تا افق ۱۴۰۴، آیا از منظر منابع آب، انرژی و محیطزیست، این حجم عملیات توجیهپذیر است؟
افزایش باطلهبرداری و استخراج تا افق ۱۴۰۴ اگر با برنامهریزی دقیق همراه باشد، میتواند از منظر اقتصادی توجیهپذیر باشد، بهویژه اگر در چارچوب توسعه پایدار اجرا شود. برای این منظور، لازم است برنامهای جامع برای مدیریت باطله، بازسازی و احیای محیط پس از معدنکاری تدوین شود؛ همانطورکه در بسیاری از کشورها مانند کانادا و سوئد، معادن در دل جنگلها و مناطق حساس محیطزیستی قرار دارند؛ ولی با الزام به بازسازی پس از استخراج، تخریبها به حداقل رسیده است. در ایران نیز میتوان با بهرهگیری از فناوریهای نوین، کاهش مصرف آب و انرژی و ایجاد طرحهای احیای تدریجی محدودههای معدنی، این عملیات را اقتصادی و همراستا با اصول محیطزیستی پیش برد. شرط موفقیت، وجود نظارت مؤثر و پایبندی به استانداردهای زیستمحیطی در مرحله طراحی و اجراست.
بهنظر شما سیاستهای فعلی توسعه معدن تا چه حد با اصول سند آمایش سرزمین همخوانی دارد یا با آن در تضاد است؟
سیاستهای فعلی توسعه معدن در ایران تا حدودی با اصول سند آمایش سرزمین همخوانی دارند، بهویژه در مناطقی که اولویت استخراج و سرمایهگذاری مشخص شده است. بااینحال، در برخی موارد بهدلیل فشارهای اقتصادی و نیاز به افزایش تولید توسعه معادن بدون توجه کامل به ظرفیتهای زیستمحیطی و اجتماعی مناطق انجام شده است که میتواند با اهداف آمایش مانند حفظ منابع آب، جلوگیری از تخریب محیطزیست و تعادل جمعیتی در تضاد باشد. برای بهبود همخوانی ضروری است سیاستگذاران معدن، توسعه را در چارچوب منطقهای و با همکاری سایر دستگاهها بهگونهای مدیریت کنند که بهرهبرداری از منابع معدنی با حفظ تعادل اکولوژیکی و توسعه پایدار مناطق همراستا باشد. درنتیجه، تقویت فرایندهای ارزیابی اثرات محیطی و اجتماعی و گنجاندن آنها در مراحل برنامهریزی، کلید تحقق این همخوانی است.
با توجه به بحران آب و انرژی و ضرورت حفظ اشتغال، چه حمایتهای فوری را از سوی سیاستگذاران و کارفرمایان مطالبه میکنید؟
با توجه به بحران آب و انرژی و اهمیت حفظ اشتغال در بخش معدن، مطالبه اصلی حمایتهای فوری در سه حوزه کلیدی است: نخست، تسهیل دسترسی به فناوریهای کممصرف آب و انرژی از طریق ارائه تسهیلات مالی و حمایتهای فنی به پیمانکاران و شرکتهای معدنی؛ دوم، ایجاد سازوکارهای انعطافپذیر مالی، مانند وامهای با نرخ بهره پایین، تضمینهای دولتی و صندوقهای حمایتی برای نوسازی و توسعه و بهبود بهرهوری؛ و سوم، توسعه برنامههای آموزش و توانمندسازی نیروی کار برای افزایش مهارتها و انطباق با فناوریهای نوین. این حمایتها باید در چارچوب سیاستهای کلان توسعه پایدار باشد تا ضمن حفظ اشتغال، فشار بر منابع محدود کاهش یابد و معدنکاری در کشور بهسمت آیندهای سبز و پایدار هدایت شود.
برچسب ها:
آب زیرزمینی، جامعه محلی، سند آمایش سرزمین، محیطزیست، معدن، معدنکاری
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
فریب تراز ؛ «آبگیری» بهجای «احیا»
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




مریم علوی پور
سلام علیکم
موضوع بسیار عظیمی است که باید بشتابیم اگر اینجا بنشینیم به فرمایش قرآن بر آتش صبر کرده ایم. فما اصبرهم علی النار یا زنان زن زندگی غالب میشوند یا دولت دست نشانده ای پس از حملات آمریکایی اسرائیلی چون عراق، مثل رضا پهلوی حرامزاده فرح، چرا که از آن شاه ناخن کش شکنجه گر خواجه، همسر ارنست پرون محال بوده فرزندی به وجود آید. به مزاق آمریکایی ها خوش میآید.
خلاصه یا سوریه میشویم یا بدتر فلسطین با خشکسالی و قحطی و گرانی
تنها راه در این دقایق نود پایانی اجل این امت اتصال به ظهور و وفای به وعده هاست. اگر نشسته اید تا امام عصر عج از شما حکومت مطالبه کند و تحویل دهید در خواب و خیالید. ابن الرضا عج چون جدش امام رضا علیه حکومت از مأمون نمیپذیرد تا وامدار و منت دار مأمون باشد گویی از حق خودشان گذشته اند در حالی که از آغاز اسلام تا کنون جز حکومت رسول الله ص و امیرالمؤمنین ع همه حکام غاصب حق حکومت امامان معصوم ع بوده اند. مأمونی که غاصب حکومت امام رضا ع بود با تقدیم خلافت منت دار میشد. در حالی که خداوند ایمه ع را شایسته و انتخاب برای امامت و خلافت کرده بود.
گفته ای از علامه حسن زادهٔ آملی هست که گوشتان به دهان رهبر باشد چرا که او گوشش به دهان حجة ابن الحسن ع است.
هم امام زمان عج را میشناسند هم مشاوره میگیرند. اما این افتخار غاصبان خلافت و حکومت نیست. حالا که دیگر القاب مقدس حضرت را هم غصب کردند. امام جز ۱۲ ایمه روز غدیر که رسول الله ص نامشان را تا قیامت برد، بیشتر نیستند ولی جز ولی الله همانها بیشتر نیستند. حضرت یعنی حاضر، شاهد اعمال ما روز قیامت است و از گذشته و آینده ما خبر میدهد. واژه های حضرت امام و ولی جز بر امام معصوم عج اطلاق نمیشود. بر زبان مواخذه میشوید و پاداش یا جزا داده میشوید. نه تنها جایگاه امام عصر عج را غصب کردند بلکه حتی القاب را. مثل زمان حکام عباسی که واژه های خلیفة رسول الله و امیرالمؤمنین را غصب کرده بودند. سزای اعمال و گفتارشان را خواهند دید.
عمر هم مشاوره امیرالمؤمنین ع را میپذیرفت. لولا علی لهلک عمر ، در هفتاد موضعی که گفته، اطاعت کرده است. این افتخار حضرت است که چون خورشیدی تابیده و قهر و لجبازی حتی با غاصبان حقوق خود نداشته است. مهربانتر از مادری که چون مدعی برای طفلش پیدا شد و گفتند دوشقه اش کنید و هر کدام شقه ای ببرید، نیم فرزند را هم بخشید تا فرزندش دو شقه نشود. این امام است که حق خویش را در دست دیگری میبیند اما از خیرخواهی برای امت دست برنمیدارد.
گوش جان به این کلام درر بار فرا دهید:
در این سرنوشت سازترین روزهای تاریخ یا ایها العزیز سلام الله علیه شود تمام"
ظهور همینقدر کار دارد! از در سلم و سلام و تسلیم وارد شوید آن هم با يوسف فاطمه زهرا سلام الله علیها.
اگر بنده باشید چه آسان است و اگر نباشید چه محال. گوش بودن عمری افتخاری نیست. تسلیم که نبود، حتی برای پس از مرگ خویش فتنه اعضای شورا را برانگیخت تا مبادا حکومت امیرالمؤمنین ع بعد از آنها بی دردسر طی شود و مدعی غاصبی برای فتنه انگیزی باقی نماند.تنها او با شما معاملهی برادری میکند زنان کومله مهسایی اگر غالب شوند یا آمریکایی اسرائیلی ها جوی خون از طلاب و سپاهیان و بسیجیان و هر مومنی به راه میاندازند میشویم همان خشکسالی و قحطی و گرانی و بدتر از همه کشتار.
اما از شدت به بدای الهی پناه میبریم که بالاترین حد توحید است. میشود که بدون وقوع حتمیات، ظهور بشود. تنها راه اتصال انقلاب به ظهور، تسلیم در قبال حجة ابن الحسنی است که.رهبر گوش به دهانش دارد.
غیبت کبری برای عوام است نه برای حکام که امام عصر عج بعد از زندگی با نواب اربعه در غیبت صغری مشاور حکام اسلامی در طی تاریخ بوده است. با غاصبان حقش مشاوره داده است چرا که کارش هدایت است و از صفویه تا کنون در ایران بوده است. اما زنان و حکام بعد از حکومت جمهوری اسلامی دیگر گوش به دهان و مشاوره حضرت هم ندارند. آنها چون حکومتهای بعد حکومت کلیسا از نام خدا هم فراریند. از بس از آبروی وجه الله استفاده کردند.در حالی که بنیان گذار انقلاب خود میگوید من نگران اسلام هستم ما اسلام را از چنگ محمدرضا درآوردیم و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد."
این یعنی اعتراف به اجل امتها که عین انسانها مهلت و اجل دارند. صفویه رفت قاجار با آن چادر چاقچول و عفت زنان و غیرت مردانشان و سادگی و صفا و صمیمیت مردمانشان تمام شد و دیگران. همه غاصبان حکومت امام زمان عج. مگر نشنیده اید که تمام اقشار جامعه امتحان خویش را پس خواهند داد و خواهند دید که از پس این امر بر نمیآیند." این هم امتحان فرقه آخوند بود. اگر سال ۵۷، عوض انقلاب ظهور شده بود ۹۸ درصد مردم طالب اسلام بودند.
باز هم گوش جان فرا دهید:
به والله نفرین میکنم و خامنهای خود میداند که از پس این امر بر نمیآید و مردم به حکومتش از دین برگشتند برگشتنی و زنان که از افراط... ."
زنان زن زندگی زاییده عوجای الرجال قوامون علی النسا هستند. وقتی شروط اجباری ضمن عقد گذاشتند که طلاق را در دست زنان قرار داد با قوانین کیفری مهریه که خدا برای دیات هم قرار نداده بود چرا که دیات بر عهده عاقله بود که شامل برادران و عموها و عموزادگان فرد بود و شبیه وام بانکی بر ذمه اشخاص میآمد.
حالا بروید مدارس دخترانه مسموم کنید. تفریط قانونی. یا افراط کنید یا تفریط. یا از جلوی بام میافتید یا از پشت. مثل قوانین فرزند آوری که این مردم داشتند اهل لا اله الا الله زیاد میکردند و با ایمان، بچه پرورش میدادند، آنقدر توی سرشان زدید و قوانین مجازاتی برای بچه چهارم به بعد گذاشتید که دفترچه بیمه نمیدهیم، شناسنامه ندهیم نیاورند. کار برایشان نیست." حالا هم از آن طرف پس افتادید. اما دیگر مردم به وضع سابق، برای رضای خدا، بر نخواهند گشت. اگر زنان به وضع چادر چاقچول آبا و اجداد برگشتند به قبل مهسا هم با دست آخوند برمیگردند. تازه زنان از افراط در لواط باخبرند از حمام منصوری مشهد و ۱۷سالگی نجف و نامه آقابزرگ تهرانی برای مرعشی نجفی و سعید طوسی و باجناق ها و دیگران. از مشکلات دیگر، از اختلاس ها. از صدور سیاسی انقلاب با حمل ۳۳۰ کیلو تی ان تی در جعبه گز در ساک حجاج بیخبر در سال ۶۵ برای نشان دادن بیکفایتی عربستان. خدا را شکر که لو رفتید وگرنه چه کشتاری از حجاج در حال طواف و حج میکردید؟
دین به وجه الله برپاست که در زندگیش معصیت نکرده است. آبروی دین خداست. خلیفه الله است.
ظهور جمهوری نیست. حکومت بشر بر بشر نیست که بنیانگذار خود میگوید شما ولی مردم نیستید وکیل مردم هستید که بگویید این به خلاف مصلحت و به ضرر شماست و ما نمیکنیم. توطئه خطرناک این است که چند پیرمرد به جای مردم ایران تصمیم بگیرند.
اما امام عصر ثقل است. ولی الله است. اگر یکطرف قرار گیرد و اهل عالم مقابلش چون عاشورا همه به رو در آتش خواهند افتاد.
از شمشیر حق میترسید که تسلیم نمیشوید این همان شمشیری است که اگر بینی مومن را با آن بزند حضرت را دشمن نخواهد داشت. کمتر از آن دزد نباشید که امیرالمؤمنین ع حد سرقت بر او جاری کرده بود و امام ع را مدح میگفت. به شخصه اگر حضرت بیاید و بدانم گردنم را هم میزند، باز میگویم بیا و تسلیم اویم. از گناهان به شمشیرش پاک میشوم. حد خورده روز قیامت پاک محشور میشود.
میدانید چرا امت اینطور شقه شقه و فرقه فرقه شده؟ به گناهانش. روایت است که انسان با هر گناهی که مرتکب میشود بخشی از عقل خویش را از کف میدهد که غیر قابل برگشت است. نوری که از کف يوسف که پیامبر بود در ترک اولایی رفت، از کف همهی ما در هنگام ارتکاب معاصی میرود. خدا عادل است. نور نبوت از کف يوسف برود از دیگران نرود؟ صاحبان معاصی زنا ووو میروند بهائیت تشکیل میدهند صاحبان معاصی قتل عمد در جبهه ملی با حکم قصاص میجنگند ووو
اینها عقلی است که از نسل آنها رفته و دیگر هرگز باز نخواهد گشت. تسلیم شوید هر چند حق بر شما سنگین باشد، باطل سنگین تر است. آمریکا اسرائیل امروز از حکومت کلیسا هم بدترند چه رسد که با ظهور و مقابله با بهائیت و فرقه ها مقایسه شوند. دست از فرقه ها بشویید عقل کامل امام است که چون ما مرتکب معاصی نشده است. چون جسم آدم که خدا صد در صد سالم خلقش کرد، اما در نسلش هر گروه و قبیله ای وارث ژنتیک معیوب اجدادش بر اثر عادات و نوشیدن شراب و مخدر و ازدواج محارم ووو شد.
ما وارث عقل ناقص اجداد خویشیم که با معاصی هر کدام بخشی از آن را که منطبق بر شرع بود از کف دادند، اما حضرت ولی عصر وارث اجداد ائمه معصومین علیهم السلام خویش است و خود نیز معصوم و خلف صالح عج است. پیامبر ص زنده، امیرالمؤمنین ع زنده، امام حسین ع زندهی زمان ماست.
تسلیم شوید. اگر از حق میترسید پس نمیرید و جلوی برپایی قیامت را بگیرید.
تسلیم شوید ظهور به همین سادگی بود و هیچ حاکمی در غیبت کبری تسلیم نشد و به حاکمان غاصب ناحق بعدی رفت و درس عبرت تاریخ شد. ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سییه فمن نفسک هر چه از خیر دیدند از ولی الله و بقیه الله و خلیفة الله بود و هر چه از شر به آنها رسید از گناهانشان.
جلوی اجل را نمیتوانید بگیرید. اجل این امت هم چون امت های پیشین سرآمده است. شبی صبحی سوریه شدیم که دیگر زیرساختی برایش نمانده تا از خاک خویش دفاع کند. فلسطین میشویم که ملتمس دنیاست تا زنده بماند. مهساییان را دیدید. تا درس عبرت تاریخ نشدید به حجة ابن الحسن ع ایمان بیاورید. گوش به دهانش داشتن خوب است، برای بهره بردن از آبروی وجه الله است و کافی نیست. ایمان آوردن فرعونی لحظه نزول عذاب و غرق شدن هم ثمری ندارد.
الان تا فرصت باقی است، ایمان آورید و تسلیم شوید. بترسید از نفرین حق.
در عاشورا مردم اگر تسلیم میشدند بار دیگر با خلف صالح امیرالمؤمنین ع شاهد حکومت عدل میبودند اما تسلیم نشدند و نفرین شدند. بیش از جماعتی که در کربلا حاضر شدند بعدش کشته شدند روی حکومت عدل هم ندیدند. بترسید از سرنوشت شوم کوفیان. تسلیم شوید. رهبر باید تسلیم شود. تسلیم حجة ابن الحسنی که گوش به دهان مبارکش دارد. وقتی تسلیم شد یکی چون همگان ميگردد و عدالت مهدوی فقط در این صورت جاری میگردد و ممکن است و ظهور میسر میشود.
والسلام علی من اتبع الهدی
علوی 09137761642