دورنمای حل‌وفصل کمبود مزمن آب در خاورمیانه

نیازهای روبه‌افزایش آب آشامیدنی





نیازهای روبه‌افزایش آب آشامیدنی

۶ مرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۲۹

اغلب کشورهای خاورمیانه صرف نظر از موقعیت مکانی، به‌سرعت با کمبود فزاینده آب روبه‌رو هستند. این کمبود ممکن است موجب بدتر شدن اثرات تغییراقلیم در تمامی زمینه‌های بهره‌برداری از آب شود. درواقع، دسترسی سرانه برخی کشورها به آب به ۱۷۰ مترمکعب در سال تنزل یافته است. این واقعیت زمانی ناراحت‌کننده‌تر به‌نظر می‌رسد که پایین‌تر از استاندارد شناخته‌شده بین‌المللی یعنی یک‌هزار مترمکعب است. سهم سرانه کمتر، به‌معنی تولید غذای کمتر، توسعه اقتصادی آهسته‌تر و بی‌ثباتی اجتماعی برای تمامی کشورهای خاورمیانه است. افزایش سریع جمعیت و کمبود غذا، تأثیرگذاران اصلی بر نیاز رو‌به‌افزایش به آب آشامیدنی هستند.

وابستگی کشورهای خاورمیانه به واردات غذا افزایش یافته است و این موضوع با بالارفتن قیمت‌ سوخت از دهه ۱۹۷۰ و افزایش جمعیت همراه بوده است. از دهه ۱۹۷۰ تا سال ۲۰۰۰ صورت‌حساب مواد غذایی وارداتی برای کشورهای منطقه با افزایش متوسط ۱۰ درصد در سال، ۱۷ برابر بیشتر شده است. درواقع، کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی از کمبود شدید آب رنج می‌برند. این ناحیه سکونتگاه ۳.۶ درصد از جمعیت جهان است، درحالی‌که ۴.۱ درصد آب آشامیدنی تجدیدپذیر جهان در این منطقه است. به همین لحاظ، تلاش‌های فراوانی برای بررسی و حل‌وفصل موضوع دسترسی به آب در این منطقه وجود داشته است. یکی از مدیران سازمان ملل در منطقه می‌گوید: «خاورمیانه منطقه‌ای با کمبود آب است و به‌سختی می‌توان نیازهای آبی برای مصارف خانگی، تولید غذا و بخش‌های صنعت و شهری را برآورده کرد». واردات غذای کشورهای واقع در منطقه خاورمیانه در حال افزایش است و با توجه به اینکه غذا بیشترین میزان مصرف آب را به خود اختصاص می‌دهد، ممکن است به‌عنوان شاخص اصلی کمبود آب در نظر گرفته شود. علاوه‌براین، بهره‌برداری از آب در بخش کشاورزی ۱۰ برابر بیشتر از مصرف آن در بخش‌های صنعتی و شهری است.

   علل متعددی برای بحران آب در خاورمیانه بیان شده است؛ از جمله، تغییر و تنوع در میزان بارش در کشورهای منطقه و اثرات آن در کشاورزی، پوشش گیاهی، چرای حیوانات و آب‌های زیرزمینی. علت دیگر آن افزایش جمعیت است. انتظار می‌رود کشورهای خاورمیانه در طول دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۵ با افزایش جمعیتی معادل ۱۸۳ میلیون نفر مواجه شوند. این افزایش بی‌رویه فشار مضاعفی بر منابع آب منطقه وارد می‌کند. موضوع دیگر اینکه منابع آب در این منطقه در اشتراک کشورهایی قرار دارند که دیدگاه و خط‌مشی‌ متفاوتی در مدیریت و بهره‌برداری از آب قابل‌دسترس دارند. همچنین، انتظار می‌رود رشد اقتصادی و بهبود شرایط زندگی مردم، منجر به مصرف بیشتر آب شود. علاوه‌بر‌این، تغییر مسیر و مدیریت یک‌طرفه منابع آب به ایجاد تعارض و تزاحم میان کشورهای همسایه از قبیل تعارضات موجود بین کشورهای عرب و رژیم صهیونیستی منتهی شده است. دست آخر اینکه فقدان یا ضعف در مدیریت و فناوری بهره‌برداری از آب در کشورهای منطقه، بر این مشکل دامن می‌زند.

*حل‌وفصل مشکل کمبود آب

بسیاری از کشورهای خاورمیانه به‌شکل‌ فزاینده‌ای راهبردهای جدیدی برای ایجاد تعادل در مشکلات ناشی از کمبودهای آب اتخاذ می‌کنند. این کشورها سعی دارند در برابر منابع مالی محدود خود منابع جدیدی را تعیین، توسعه و مدیریت کنند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه تلاش می‌کنند در عین تداوم بهره‌برداری از شیوه قدیمی مانند قنات و جمع‌آوری آب باران از پشت‌بام‌ها، آب‌انبارها، انحراف مسیر رواناب‌ها به‌سوی تالاب‌ها و دریاچه‌ها و مخازن، از شیوه‌های جدید مانند نمک‌زدایی آب، تصفیه و استفاده مجدد از پساب‌ها بهره بگیرند. شیوه دوم بازچرخانی آب است. این موضوع مستلزم جمع‌آوری و تصفیه آبی است که قبلاً استفاده شده است و از این راه می‌توان در بخش دیگری از آن بهره‌برداری کرد، مانند استفاده از آب برای مصارف خانگی و سپس در بخش صنعتی و بعد‌ازآن برای کشاورزی. نمک‌زدایی شیوه دیگری است که در کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس از آن استفاده می‌شود. راه‌حل چهارم، تجارت آب از کشوری به کشور دیگر و از منطقه‌ای به مناطق دیگر از طریق کشتی یا خط لوله، به‌رغم تأثیرات آن بر اکوسیستم‌ها و وضعیت آب است.

مطالعات زیادی بر رفع نیاز به آب و پروژه‌های مرتبط با آن در خاورمیانه انجام شده است. به‌نظر می‌رسد راهبردهای مربوط به مدیریت تقاضای آب در خاورمیانه شامل مراحل زیر باشد:

۱. جمع‌آوری مجدد آب برای برآورده کردن نیازهای جمعیت شهرنشین: اجرای این روش می‌تواند به امنیت غذایی و معیشت کشاورزان لطمه وارد کند.

۲. تولید محصولات کم‌آب‌بر: کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا می‌توانند محصولاتی تولید کنند که کمتر به آب وابسته هستند و درعوض، با فروش محصولات خود غلات مورد نیاز را وارد کنند. بااین‌حال، کشورهای خاصی ممکن است چنین فرض کنند که تولید غلات توسط خود آنها یک موضوع افتخار ملی محسوب می‌شود. درواقع، برخی کشورهای عربی سرمایه‌گذاری ملی مضاعفی در تولید غلات انجام داده‌اند. برای نمونه، دولت قطر منابع مالی زیادی برای تولید برنج و گندم در سودان سرمایه‌گذاری کرده است.

۳. به‌کارگیری فناوری‌های کارآمد: به‌تجربه ثابت شده است به‌کارگیری روش آبیاری قطره‌ای در مقایسه با شیوه‌های سنتی، میزان مصرف آب را بین ۳۰ تا ۷۰ درصد پایین می‌آورد و میزان تولید را بین ۲۰ تا ۹۰ درصد افزایش می‌دهد. برای مثال، ۲۵ درصد کاهش در مصرف کشاورزی آب (درصورت مهار حساسیت‌های سیاسی محلی) دسترسی بخش‌های دیگر به آب را به میزان دو برابر افزایش می‌دهد. روش‌های دیگر عبارت‌اند از: به‌کارگیری محصولات سازگار با شرایط مناطق کم‌آب و بهره‌برداری از روش آبیاری قطره‌ای.

۴. به‌کارگیری شیوه‌های توزیع مؤثر و کارآمد آب: شامل تعمیر و بازیابی نشتی و هدررفت سیستم‌های توزیع آب، توسعه لوله‌های فاضلاب، اندازه‌گیری و تعیین میزان توزیع آب و سهمیه‌بندی میزان مصرف آب.

۵. آموزش عمومی و درگیر کردن جوامع محلی برای پذیرش شیوه‌های نوین آبیاری از طرف آنها.

۶. به‌کارگیری شیوه‌های متنوع برای فرهنگسازی برای ذخیره‌ و حفظ آب: از جمله نفوذ رهبران مذهبی در مساجد و کلیساها از طریق ارائه سخنرانی درباره مزایای حفظ و ذخیره‌سازی آب.

۷. ملاحظات اقتصادی: در حال حاضر، بسیاری از کشورها تعرفه‌های تجمیع‌شده‌ای را به مصرف‌کنندگان آب تحمیل می‌کنند.

۸. بازیافت آب: سیاست‌های قیمت‌گذاری موجب کاهش مصرف آب در بخش صنعت می‌شود. برای نمونه کارخانه نورد فولاد در اردن با بازیافت کردن آب مصرفی خود تقاضای آب را از ۴۵۰ مترمکعب به حدود ۲۰ مترمکعب کاهش داد.

۹. اصلاحات نهادی و اداری: اصلاحات ممکن است برای تسهیل مشارکت بخش‌های عمومی، خصوصی و غیردولتی در مدیریت و مصرف آب ارائه شود.

۱۰. تنظیم آهنگ رشد جمعیت: می‌توان چارچوب‌هایی برای تنظیم آهنگ رشد جمعیت و بهبود سطح زندگی مردم ارائه کرد، این موضوع در همایش بین‌المللی سازمان ملل درباره جمعیت و توسعه در حوزه آسیای غربی در سال ۲۰۱۵ مورد بررسی قرار گرفت. (اولین کنفرانس و کارگاه‌های بین‌المللی درباره بررسی نحوه استفاده از کوه‌های یخ شناور و یخ‌های قطب جنوب برای تولید آب آشامیدنی، تعدیل درجه حرارت هوا و کاربردهای دیگر در دانشگاه لووا (Lowas, State University) در ایالات متحده آمریکا برگزار شد.)

 موارد پیشین به راه‌های حل‌وفصل کمبود آب آشامیدنی در میان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در ارتباط با آب باران، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، چشمه‌ها و ذخایر زیرزمینی اشاره کرده‌اند و به موارد دیگری از جمله مناطق همسایه که آب اضافی دارند، مانند روسیه و قطب‌های شمال و جنوب اشاره نشد. کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس درباره واردات آب آشامیدنی از کشورهای دیگر مرددند؛ زیرا از مشکلات و درگیری‌های سیاسی ناشی از انتقال آب به سرزمین‌های خود بیمناک هستند. علاوه‌براین، این کشورها از این موضوع نگران هستند که ممکن است خطوط لوله و دریا‌ها شاهد حملات تروریستی باشند که منتج به توقف جریان انتقال آب از کشورهای صادرکننده به کشورهای واردکننده شود.

بااین‌حال، ممکن است فناوری‌ها انتقال آب از این مناطق را که دارای ۹۰ درصد آب آشامیدنی هستند، تسهیل کنند. اما قبل از هر چیز باید تعارضات موجود در خاورمیانه از جمله اختلاف میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی حل‌وفصل شود و درک مشترکی میان کشورهای ساحلی به‌وجود آید. علاوه‌براین، آب آشامیدنی را می‌توان از قطب جنوب، بخش‌های شمالی روسیه، کشورهای واقع در خط استوای قاره آسیا و حوزه آمازون از طریق کشتی، یا خطوط لوله وارد کرد. تا آنجا که به مجاورت جغرافیایی مربوط می‌شود، آب را می‌توان از ناحیه استوایی در آفریقا که سالانه بیش از ۱۶۰۰ میلیارد مترمکعب آب باران دریافت می‌کند، از طریق خطوط لوله یا کشتی وارد کرد.

درصورتی‌که روند افزایش جمعیت کشورهای خاورمیانه به همین منوال ادامه داشته باشد، این منطقه به‌سوی کمبود شدید منابع آب شیرین پیش می‌رود، آب شرب کمتر و کمتر می‌شود و کمبود آب بدتر و بدتر؛ به‌ویژه اگر دولت‌ها و ارائه‌دهندگان کمک‌های بین‌المللی در برابر مشکلات شدید منطقه‌ای دچار ضعف و ناتوانی شوند. درصورتی‌که این شرایط ادامه داشته باشد، خدمات محلی توزیع آب برای صدها میلیون نفر، از هم می‌پاشد، تعارض و درگیری میان دولت‌ها در مناطق راهبردی، بر سر منابع آب گسترش می‌یابد و قیمت‌های مواد غذایی به‌سرعت روبه‌فزونی می‌گذارد. کمبود منابع آب منجر به برداشت بیش‌ازاندازه از منابع آب زیرزمینی می‌شود و فرونشست سیستم‌های اکولوژیک را سرعت می‌بخشد و کیفیت آب را پایین می‌آورد؛ این دقیقاً همان چیزی است که در نوار غزه در فلسطین اتفاق می‌افتد. به‌نظر می‌رسد همکاری میان کشورهایی که کمبود آب دارند، با کشورهایی که اصلاً کمبود آب ندارند، ممکن است به حل‌و‌فصل مسئله کمبود آب کمک کند. دولت‌ها، متخصصین و سازمان‌های جامعه مدنی می‌توانند سهم خود را در تعیین مؤثرترین شیوه‌های انتقال آب از کشور‌های صادرکننده به کشورهای واردکننده ادا کنند. علاوه‌براین، آنها می‌توانند به انتخاب پروژه‌های کم‌هزینه از قبیل استفاده از انرژی خورشیدی و بادی که ممکن است در انتقال آب شرب به‌کار روند، کمک کنند. درنهایت اینکه، نمک‌زدایی آب، گزینه دیگری است که به‌رغم هزینه گزاف آن، دولت‌ها می‌توانند آن را به‌عنوان جایگزین مورد توجه و مدنظر قرار دهند. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن