دشمن، خشکسالی و دروغ





دشمن، خشکسالی و دروغ

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۶

هیچ‌چیز برای من ترسناک‌تر از بی‌آبی نیست، حتی جنگ. یاد تانکرهای آب وحشت‌زده‌ام می‌کند؛ یاد صف‌های طولانی، دبه‌های پلاستیکی و مادرهای خسته که باید بچه‌هایشان را با همین آب حمام می‌بردند، غذا درست می‌کردند و لباس‌ را می‌شستند و… . سرنوشت ما نباید اینقدر غمگین و مبهم پیش می‌رفت وقتی داریوش هخامنشی از اهورامزدا خواسته بود این سرزمین را از دشمن، خشکسالی و دروغ حفظ کند. او احتمالاً می‌دانسته که چه تمدن‌هایی در این سرزمین به‌دلیل تغییراقلیم و بی‌آبی از بین رفته‌اند.
تحقیقات سیدمنصور سیدسجادی، باستان‌شناس، نشان می‌دهد تمدن «شهرسوخته» روی آبرفت‌های رودخانه هیرمند نه به‌دلیل سوختن که به‌دلیل تغییراقلیم نابود شده است. تمدنی که در پنج هزارسال پیش «چشم مصنوعی» داشت و مردمش تخته‌نرد بازی می‌کردند. داریوش بی‌دلیل نبوده که یکی از بزرگترین امپراتوری‌های جهان را رهبری می‌کرده؛ بعدها می‌بینیم که چه اندازه تشکیلات و فناوری آب در ایران پیشرفت می‌کند. تنپوشه‌های سفالی انتقال آب در این دوره کم‌نظیر است. ما پنجره‌ای به سازه‌های آبی شوشتر باز می‌کنیم. سدسازی داریم. در مناطق خشک و کویری قنات می‌سازیم و… . جهان از این همه تاب‌آوری و خلاقیت حیران مانده است.
کافی است بروید پرونده ثبت جهانی قنات گناباد را بخوانید. واضح است که ایران همواره سرزمینی بوده در نوسان بین خشکسالی و ترسالی و این شعر سعدی مصداق حال ما: «چنان قحط‌ سالی شد اندر دمشق / که یاران فراموش کردند عشق». در سده‌های بعدی ایران در آماج انواع حمله‌ها و تغییر حکومت‌ها قرار می‌گیرد، اما جالب اینجاست که سیستم‌ها و عملکرد فناورانه آبی به‌نوعی حفظ می‌شده تا اینکه شهرهای بزرگ امروزی شکل می‌گیرند؛ در دوران ما اتفاق عجیبی می‌افتد. گویی برای هیچ‌کس مهم نیست که کارشناسان خبر از تغییراقلیم، گرم‌شدن هوا و… می‌دهند. مهم نیست که ما دومین کشور آلاینده جهان‌ایم. در تمام سال‌هایی که گذشت، برنامه‌های کلان و مشخصی برای صیانت از آب نداشتیم و اگر داشتیم، در اولویت اجرایی نبوده است.
کارشناسان و روزنامه‌نگاران که حرفشان باد هواست، در ۱۰ سال گذشته روزی نبوده که فعالان و دوستداران محیط‌زیست و اهالی رسانه برای آب فریاد نزده باشند. یادتان می‌آید ضجه‌های زنی در خوزستان که آب می‌خواست، برای ادامه زندگی. حالا کار به جایی رسیده که آب سدها به کف رسیده، می‌گویند تهران در بدترین وضعیت آبی در یک قرن اخیر است. بحران در بالاترین حد خود است و مسئولان دولت کاسه چه‌ کنم چه کنم دستشان گرفته‌اند. حالا باید با لوله‌های پوسیده، چاه‌های غیرمجاز کشاورزی، کولرهای آبی فرسوده و… چه کنند؟ روزی که کشاورزان اصفهانی آمدند و در زاینده‌رود خشک فریاد زدند، چه کردید؟ می‌گویند به‌راحتی می‌توانستند کولرهای آبی فرسوده را تعویض کنند و ما یک قدم کوچک برای ذخیره آب برداریم، اما مسئولان ترجیح دادند پروژه آب عمان و خلیج‌فارس را پیش ببرند.
وقتی در ایران زندگی می‌کنیم همه‌چیز پیچیده می‌شود. چرا باید شاهد کشیدن لوله‌های انتقال آب روباز به سیستان‌وبلوچستان باشیم و آب‌هایی که زیر آفتاب سوزان تبخیر شدند؟ مگر کارشناس و متخصص آب در این مملکت نداشتیم؟ مگر روزنامه‌نگاران نگفتند؟ مگر پول نداشتیم؟ چطور شد که ارومیه صد درصد خشک می‌شود؟ چرا حالا باید چاه‌های عمیق بزنیم که زمین فرو بشیند؟ آب با فاضلاب قاطی شود؟ چه نداشتیم که امروز باید به این وضعیت بیفتیم؟ البته حالا اینترنت هم نداریم که برویم مقالات کارشناسان و دانشمندان ایرانی حوزه آب را که در کشورهای عربی و بلاد کفر مشغول به کار هستند، بخوانیم و شاید راه چاره‌ای پیدا کنیم. ما از دهه ۶۰ عبور کردیم، یا وقت آن شده که به عقب برگردیم و در صف‌های طویل تانکرهای آب شرب بایستیم؟ برای این ملت چه‌چیزی ترسناک‌تر از بی‌آبی است، وقتی در حافظه جمعی‌شان تمدن‌های نابودشده از بی‌آبی ثبت شده است؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن