حلقه گمشده حفاظت از آثار موزه‌ای ایران





حلقه گمشده حفاظت از آثار موزه‌ای ایران

۲۷ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۳۴

مردم ایران طی هفته‌های اخیر یکی از پرچالش‌ترین دوره‌های تاریخی خود را پشت سر گذاشته و شهرهای مختلف به‌ویژه تهران، شاهد بمباران سنگین و بی‌سابقه‌ای از سوی رژیم صهیونیستی بود که این موضوع منجر به شهادت جمع کثیری از هموطنان و تخریب بسیاری از ساختمان‌های شهری شد. در این شرایط طبیعتاً حفاظت از جان شهروندان، اولویت اصلی دولت‌ها است و در کنار آن، نهادهای متولی حفاظت از مواریث فرهنگی باید از گنجینه‌های ملی و آثار تاریخی نیز حفاظت کنند.

 موضوع حفاظت از آثار هنری و تاریخی موزه‌ها در دوران جنگ از مباحث کلیدی و چالش‌برانگیز در حوزه مرمت، موزه‌داری و مدیریت بحران فرهنگی است و بدون تردید، جنگ یکی از مخرب‌ترین تهدیدها برای آثار تاریخی، هنری و موزه‌ای است که طی آن، این آثار ارزشمند چه به‌صورت تخریب عمدی (مانند حملات به هویت فرهنگی)، چه درنتیجه بمباران و آتش‌سوزی یا حتی غارت و قاچاق آثار، دچار آسیب و نابودی می‌شوند. به همین دلیل، حفاظت پیشگیرانه و آمادگی برای مقابله با این موضوع، بخشی حیاتی از مسئولیت دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی به‌شمار می‌رود. در ایران، متولی این موضوع وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی است.

باید توجه داشت که حفاظت از آثار تاریخی و هنری در جنگ، تنها یک مسئولیت فرهنگی نیست و بخشی از حقوق و هویت یک ملت محسوب می‌شود. به همین دلیل، تدوین برنامه‌های اضطراری باید بخشی از مدیریت هر موزه‌ای باشد و دیجیتالی‌سازی آثار، آموزش نیروها، مشارکت متخصصان و همکاری با نهادهای بین‌المللی، کلید موفقیت در مواجهه با بحران‌هاست.

متأسفانه در طول جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل، شاهد این واقعیت بودیم که کشورمان هنوز برنامه منسجمی برای مقابله با چنین تهدیداتی وجود ندارد و تجربه جنگ تحمیلی هشت‌ساله با عراق نیز منجر به ایجاد زیرساخت‌ها و برنامه حفاظتی کاربردی برای حفظ آثار موزه‌ای نشده است و نهایتاً مدیران وزارت میراث‌فرهنگی و متولیان موزه ایران باستان، در اقدامی اضطراری، با کمک کیسه‌های ماسه و استفاده از ورقه‌های مقاوم در برابر حرارت، آثار موزه‌ای را پوشانده و تلاش کردند از آنها در برابر آسیب‌های احتمالی ناشی از حملات موشکی، محافظت کنند. این راهکار به‌روشنی بیانگیر دو واقعیت تلخ بود: نخست اینکه از قبل هیچ پیش‌بینی لازمی برای شرایط این‌چنینی وجود نداشت و همچنین در بدنه تصمیم‌گیر این اقدام، نگاه علمی و دانش روز مدنظر قرار نگرفت.

استفاده از کیسه‌های ماسه برای حفاظت از آثار موزه‌ای، روشی قدیمی است که پیشینه آن به جنگ جهانی دوم و قبل از آن بازمی‌گردد و در سال‌های دهه چهل قرن بیستم میلادی، برخی از کشورهای اروپایی از این روش برای محافظت آثار تاریخی و موزه‌ای خود بهره جستند، اما باید در نظر داشت که این روش امروزه چندان پاسخگو نیست و حتی قدرت انفجار و تخریب مهمات فعلی با دوره جنگ جهانی دوم قابل‌مقایسه نیست.

 اگرچه در جنگ جهانی دوم، برخی کلیساها، موزه‌ها و حتی مجسمه‌های شهری اروپا با این روش حفظ شدند و کیسه‌های ماسه‌ای در برابر ترکش، گلوله و ریزش آوار نقش ضربه‌گیر دارند و در سنگرهای جنگ شهری از آنها استفاده می‌شود و از همه مهمتر مواد اولیه تهیه آن در دسترس بوده و نیاز به تجهیزات پیشرفته ندارد، اما درحقیقت استفاده ساده و بدون طراحی از کیسه‌های شنی در موزه ایران باستان، در مواجهه با حمله‌ای پرشدت مانند بمباران هوایی تهران، اقدامی ناقص و در برخی موارد خسارت‌زا بوده است. از منظر تخصصی حفاظت صحیح در چنین شرایطی نیازمند طراحی فنی چندلایه، اولویت‌بندی آثار و بهره‌گیری از روش‌های مدرن حفاظتی است.

این موضوع زمانی دارای اهمیت می‌شود که باید در شرایطی هر سناریویی را پیش‌بینی کرد و برای نمونه اگر که جنگ به مرحله هرج‌ومرج داخلی، ناامنی شهری و غارت اموال عمومی برسد، کیسه‌های شنی که با نیت حفاظت چیده شده‌‌اند، می‌توانند به‌طرز نگران‌کننده‌ای به ابزار تخریب یا تسهیل آسیب تبدیل شوند.

برای نمونه درصورت بروز هرج‌و‌مرج، افراد می‌توانند از کیسه‌های شنی به‌عنوان «ابزار پرتاب» یا «اعمال فشار» برای شکستن ویترین، درها یا دیوارهای محافظ استفاده کنند. هر کیسه ماسه حدود ۱۵۲۰ کیلو وزن دارد و پرتاب یا هل‌دادن آن روی  سازه‌های داخلی موزه مانند ویترین‌های شیشه‌ای باعث تخریب فوری می‌شود. از سوی دیگر درگیری، موج انفجار، ضربه یا لرزش ممکن است باعث فروریختن سازه‌های شنی اطراف آثار می‌شود و اگر این سازه‌ها بدون چارچوب مهارشده چیده شده باشند که در تصاویر موزه ایران باستان دیده می‌شد، احتمال سقوط آنها و له‌شدن آثار وجود دارد.

از این گذشته، در زمان تخلیه اضطراری یا مقابله با غارت، کیسه‌های حجیم می‌توانند راهروها و فضاهای کلیدی را مسدود کنند و مانع جابه‌جایی سریع آثار شوند و در‌صورت وقوع آتش‌سوزی یا انفجار داخلی نیز وجود کیسه‌های شنی ممکن است جلوی دسترسی به منابع خاموش‌کننده را بگیرد و ریزش آنها شدت تخریب را افزایش دهد. برای نمونه در زمان سقوط صدام‌حسین در کشور عراق، کیسه‌های شنی و ساختارهای حفاظتی، نه‌تنها آثار موزه بغداد را نجات ندادند، بلکه غارتگران از آنها برای تخریب استفاده کردند و درنتیجه بیش از ۱۵ هزار اثر یا دزدیده یا خرد شد.

مشابه این تجربه در دوره جنگ داخلی سوریه و موزه حلب نیز دیده شد و  استفاده از کیسه‌های شنی در این موزه نیز باعث دفن مجسمه‌ها در خاک و سنگ شد و افراد محلی با هدف یافتن «گنجینه زیر آنها» بسیاری از آثار را نابود کردند.

خوشبختانه در جنگ دوازده‌روزه، چنین رویدادهایی در کشور ما رخ نداد. هرچند برنامه‌ریزان حفاظت و مرمت از موزه‌ها باید خود را برای چنین سناریویی آماده می‌کردند، اما همچنان استفاده از این روش، فاقد توجیه علمی است و باید توجه داشت موج انفجارهای قوی ممکن است کیسه‌ها را به پرتابه‌ای خطرناک تبدیل کند و خودشان منجر به آسیب شوند. علاوه‌براین، وقوع انفجاری در نزدیکی موزه می‌توانست باعث ریزش آنها شود و آثار را خرد کند. از سوی دیگر، زمانی که در طول این جنگ راهکار فوق به ذهن مدیران خطور کرد، هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است این درگیری تا کی ادامه داشته باشد و این مسئله که ماسه‌ها رطوبت جذب می‌کنند و در زمان طولانی باعث کپک‌زدن، پوسیدگی یا خوردگی آثار می‌شوند، کاملاً نادیده گرفته شد.

به‌طورکلی، استفاده از کیسه‌های شنی اگرچه در مواردی مفید است، اما در برابر تهدیدات مدرن مانند موشک‌های نقطه‌زن یا موج‌های انفجار شدید، یک راهکار کافی و ایمن نیست و استفاده‌ صرف از آنها بدون مهندسی دقیق، ممکن است خطر تخریب آثار را افزایش دهد. به همین دلیل، ترکیب این روش با فناوری‌های نوین و روش‌های لایه‌ای محافظتی، تنها راه منطقی و مؤثر در شرایط امروزی است.


چه راهکارهایی در این شرایط توصیه می‌شود؟

نخستین مسئله‌ای که مدیران ارشد و مسئول حفاظت از میراث‌فرهنگی هر کشور در زمینه حفاظت از آثار موزه‌ای باید مدنظر قرار دهند، داشتن برنامه‌ای دقیق و اجرایی برای مواجه شدن با هر سناریوی خطرناکی مانند جنگ، وقایع طبیعی، آتش‌سوزی و… است. درحقیقت، موزه‌ها و مراکز نگهداری آثار تاریخی باید در هر شرایطی، ظرفیت تاب‌آوری برابر بحران را داشته باشند و بتوانند به‌سرعت برنامه‌های مرتبط با آن شرایط را پیاده کنند.

در سطح جهان نظریه‌ها و مدل‌های متعددی برای حفاظت از میراث در زمان جنگ وجود دارد که از مهمترین آنها می‌توان به نظریه حفاظت مشارکتی (Participatory Protection) مبتنی‌بر مشارکت جوامع محلی، داوطلبان و نهادهای غیردولتی برای شناسایی، محافظت و حتی پنهان‌سازی آثار در شرایط بحرانی و همچنین مدل حفاظت شبکه‌ای (Networked Protection) مبتنی‌بر همکاری بین‌المللی و ایجاد شبکه‌های پشتیبانی متقابل بین موزه‌ها، ارتش، NGOها و دولت‌ها برای حمایت از میراث در زمان جنگ اشاره کرد که نمونه بارز آن خدمات Blue Shield International محسوب می‌شود که یک شبکه جهانی و غیرانتفاعی است که با تأسیس کمیته‌های ملی، آموزش‌ نیروهای محلی و اجرای کنوانسیون بین‌المللی و همکاری با سازمان‌های جهانی، تلاش می‌کند میراث‌فرهنگی بشر را در مواجهه با تهدیدهای شدید حفاظت کند.

برای نمونه در سال ۲۰۲۲ اوکراین با اجرای طرح بسیج موزه‌ها، بسته‌بندی و انتقال سریع آثار به زیرزمین‌ها و خارج‌کردن آثار به مناطق امن را با همکاری یونسکو Blue Shield International انجام داد و توانست از این آثار حفاظت کند.

البته این امر مستلزم داشتن برنامه قبلی و از همه مهمتر، مستندسازی و ذخیره دقیق اطلاعات کامل اشیا و آثار تاریخی شامل دیجیتالی‌سازی، اسکن سه‌بعدی، عکاسی دقیق و مستندسازی آثار با هدف بازیابی یا پیگیری درصورت تخریب یا سرقت در زمان پیش از بحران است. در این زمینه بسیاری از موزه‌های جهان با استفاده از سیستم‌های مدیریت آثار دیجیتال از جمله TMS یا MuseumPlus توانسته‌اند بانک اطلاعاتی دیجیتال دقیقی از گنجینه‌های خود ایجاد کنند که متأسفانه این مهم در کشورمان مغفول مانده است.

 در مرحله بعد از مستندسازی باید طبقه‌بندی و اولویت‌بندی آثار به‌طور دقیق انجام و پرسنل برای اجرای عملیات محافظتی و انتقال براساس ارزیابی اهمیت تاریخی، فرهنگی و اقتصادی برای تعیین اولویت در خروج، حفاظت یا استتار آنها توجیه شوند.

 از دیگر اقداماتی که مدیران میراث‌فرهنگی باید در زمان صلح انجام دهند و متأسفانه نسبت به آن غفلت ورزیده‌اند، آماده‌سازی پناهگاه‌های ویژه آثار تاریخی و فرهنگی یا  (Cultural Bunkers) است که شامل ساخت فضاهای امن ضد انفجار یا ضد حریق برای نگهداری موقت آثار در کنار آموزش پرسنل موزه جهت مدیریت بحران، بسته‌بندی اضطراری، روش‌های انتقال سریع و اصول اولیه حفاظت است.

در این شرایط موزه‌ها باید خود را برای اجرای سناریوهای متعددی براساس شرایط آماده کنند که این سناریوها می‌تواند شامل جابه‌جایی اضطراری و انتقال آثار ارزشمند به مناطق امن‌تر (مانند روستاها یا کشورهای دیگر با همکاری‌های بین‌المللی)، استتار و اختفا برای حفظ آثار در محل، مانند ایجاد دیوارهای کاذب یا دفن موقت در مناطق ازپیش‌تعیین‌شده و محرمانه، تهیه تجهیزات پیشرفته نظارت از راه دور از جمله استفاده از سنسور، دوربین‌ و سیستم‌های هوشمند برای کنترل وضعیت آثار در محل، باشند. علاوه‌براین، مراکز نگهداری آثار تاریخی باید اطلاعات دقیق همه آثار را ثبت کنند و درصورت سرقت ناشی از هرج‌ومرج بتوانند با کمک بانک‌های اطلاعاتی بین‌المللی مانند پلیس بین‌الملل، Art Loss Register و… از فروش این آثار در سایر مناطق جهان جلوگیری و شرایط پیگیری حقوقی را ایجاد کنند.

این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد و برای درک بهتر آن باید اشاره کنیم که نتایج  پژوهش دانشگاه لایدن (Leiden University) هلند در سال ۲۰۲۳ نشان داد در زمان بحران، آثار مستند و دیجیتالی‌شده تا پنج برابر احتمال بازیابی بالاتری نسبت به آثار فاقد مستندسازی دارند.

درنهایت باید اشاره شود که در شرایط مشابه جنگ دوازده‌روزه، راهکارهای ترکیبی جایگزین یا مکمل برای حفاظت از آثار حتی درصورت اجبار به استفاده از کیسه‌های شنی است که شامل این موارد هستند:

۱– استفاده از پدهای ضدضربه و فوم‌های پلی‌یورتان بین اثر و کیسه‌ها برای جذب موج ضربه.

۲- استفاده از صفحات ضدحرارتی (که در موزه ایران باستان مورد استفاده قرار گرفت).

۳- ساختن قفسه‌‌های فلزی یا چوبی محافظ از جمله جعبه‌های ضدانفجار برای آثار حساس به‌جای استفاده مستقیم از کیسه‌ها.

۴-استفاده از فناوری‌های مدرن مثل پانل‌های کامپوزیتی سبک با قابلیت جذب موج ضربه، که در پروژه‌های اخیر Unesco و Blue Shield استفاده شده‌اند.

۵- محافظت لایه‌ای صحیح در محل (اگر امکان جابجایی نباشد) شامل استفاده از جعبه‌های چوبی با فوم داخلی، لایه‌های پتو نسوز، تعبیه محافظ فلزی یا چوبی مشبک و ایجاد دیواره شنی مهارشده بافاصله ایمن می‌شود.

۶- ساخت اتاقک‌های ضدانفجار موقت در گالری‌ها که با فریم فلزی و صفحات ضد موج، قابل پیاده‌سازی در سالن‌های بزرگ هستند.

۷-  استفاده از سامانه‌های هشدار و ایمنی فعال از جمله سنسور لرزه، آتش، فشار هوا و خاموش‌کننده خودکار و همچنین دوربین‌های ثبت وضعیت آثار در شرایط بحرانی.

 

 درنهایت امیدوارم مدیران ارشد وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از این رویداد تجربه کافی کسب کنند و به یاد داشته باشند که امانتدار فرهنگ و تمدن یکی از قدیمی‌ترین ملت‌های جهان است و از آن مهمتر، هیچ تضمینی وجود ندارد که برای دفعات بعد این‌چنین خوش‌شانس باشیم و هیچ آسیبی به آثار ارزشمند موزه‌هایمان وارد نشود. پس از همین امروز باید برای برنامه‌ریزی و تجهیز موزه‌ها برای مقابله با هر نوع بحران آماده شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *