ایده برگزاری مسابقه برای بازطراحی یکی از بناهای معاصر صداوسیما واکنش‌برانگیز شد

شکستن دوباره «ساختمان شیشه‌ای»





شکستن دوباره «ساختمان شیشه‌ای»

۲۴ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۸

هنگام اجرای سحر امامی در آنتن زنده برنامه شبکه خبر، ناگهان صدای الله‌اکبر شنیده شد. استودیو لرزید و همه شاهد حمله به ساختمانی در صداوسیما شدند به‌نام «ساختمان شیشه‌ای». شاید پس از حمله اسرائیل بود که بسیاری از مردم برای اولین‌بار متوجه وجود چنین بنایی با معماری شاخص دوره معاصر شدند. بنایی که پس از جنگ هم هنوز جنجال‌هایی درباره آن ادامه دارد. وزیر راه‌وشهرسازی در بازدید از ساختمان شیشه‌ای صداوسیما آتش دیگری با اعلام یک خبر برپا کرد: «بازطراحی و بازمعماری این بنا به مسابقه بین‌المللی گذاشته می‌شود». او این صحبت‌ها را در حالی مطرح کرد که چندی پیش وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گفته بود این بنا ویژگی‌های ثبت ملی را دارد. حال برای بسیاری این سؤال پیش آمده که قرار است با ساختمان شیشه‌ای چه کنند؟ بازمعماری یا مرمت؟ در کنار انتقادها به برگزاری یک «مسابقه بین‌المللی»، درباره نوع بازسازی ساختمان هم نظرات متفاوتی وجود دارد. «پیام ما» با «سام گیوراد»، مرمتگر و «سعید سادات‌نیا»، معمار و شهرساز، گفت‌وگو کرده که یکی از آنها بر بازسازی عین‌به‌عین ساختمان تأکید دارد و دیگری آن را ایده مطلوبی نمی‌داند.

حمله به این ساختمان در روز ۲۶ خردادماه و قطع پخش زنده شبکه خبر و کشته‌شدن چند تن از کارکنان، از جمله سردبیر خبر بازتاب گسترده‌ای در سطح بین‌المللی داشت. اما بعد از جنگ اهمیت این ساختمان بیشتر برجسته شد. ساختمان شیشه‌ای از نمونه‌های شاخص معماری معاصر در ایران به‌شمار می‌رود؛ بنایی که طراحی آن به دهه ۴۰ شمسی بازمی‌گردد و فرم هندسی ساده، نمای تمام‌شیشه‌ای و حیاط مرکزی‌اش، آن را به نمونه‌ای برجسته از زبان معماری بین‌المللی در ایران بدل کرده است.

این مجموعه ابتدا برای سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران طراحی شد، اما ساخت آن به‌واسطه تحولات سیاسی و جنگ، سال‌ها به تعویق افتاد و سرانجام در دهه ۷۰ شمسی به بهره‌برداری رسید. طراح این ساختمان، عبدالعزیز فرمانفرمائیان، یکی از چهره‌های تأثیرگذار معماری مدرن ایران بود که پروژه‌های مهمی مانند ورزشگاه آزادی را نیز در کارنامه دارد. کارنامه‌ای که «پیمان جبلی»، رئیس سازمان صداوسیما ابعاد حمله به آن را اینگونه توضیح داد: «بررسی دقیق نظامی و کارشناسی در مورد تعداد و نوع موشک‌های اصابت‌شده به ساختمان، برعهده نهادهای متخصص است، اما براساس مشاهدات ما از محل انفجارها و تصاویر ثبت‌شده و یافتن سرجنگی موشک‌ها، تاکنون ۱۱ محل اصابت موشک را شناسایی کرده‌ایم. ما ابتدا فکر کردیم کمتر بوده است، اما سر جنگی موشک‌هایی که پیدا شد به ۱۱ عدد رسید.»


بازمعماری؛ واژه‌ای من‌درآوردی

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در آخرین روز خردادماه ثبت ساختمان شیشه‌ای صداوسیما را در فهرست میراث ملی پیشنهاد کرد. «سیدرضا صالحی امیری» در نامه‌ای خطاب به رئیس سازمان صداوسیما نوشت: «ثبت ملی «ساختمان شیشه‌ای صداوسیما و روایت این حمله خصمانه» برای حفظ در حافظه ملی و ثبت آن برای تاریخ پیش‌ رو، سندی بر حقانیت صداوسیمای جمهوری اسلامی به‌عنوان صدای مردم است.»

بااین‌حال و با توجه به اهمیت این ساختمان، همان روز ۲۲ تیرماه و در حاشیه بازدید از ساختمان، «فرزانه صادق مالواجرد»، وزیر راه‌وشهرسازی ایده‌ای را مطرح کرد که مورد هجمه کارشناسان مختلف قرار گرفت. او اعلام کرد «بازطراحی و بازمعماری» این بنا به مسابقه بین‌المللی با داوری اساتید سازه و معمار گذاشته می‌شود تا «نمادی از مخابره صدا همه مردم ایران به جهانیان باشد» و برای تأیید به مسابقه‌گذاشتن این بازسازی، به برگزاری مسابقه معماری برای ساخت ۱۰۰ واحد مسکونی نهضت ملی در بوموسی اشاره کرد و آن را «یک تجربه موفق» دانست. ایده‌ای که به‌گفته برخی به مسابقه‌گذاشتن بازسازی چنین بنای ارزشمندی می‌تواند کاری پرخطر باشد.

صحبت از «بازمعماری» در رابطه با ساختمانی که نیاز به مرمت دارد، واژه دقیقی نبود که وزیر راه‌وشهرسازی آن را به‌کار برد. «سام گیوراد»، مرمتگر، دراین‌باره به «پیام ما» می‌گوید: «برخی از ساختمان‌ها هستند که به‌دلایل متعددی ثبت نشده‌ و نخواهند شد. اما ثبت نشدن اینها به این معنا نیست که چنین ساختمان‌هایی بی‌ارزش هستند. طبیعتاً اجماع نظری بین معماران وجود دارد که کارهای شاخص عبدالعزیز فرمانفرمائیان باید ثبت شوند. وقتی چنین ساختمانی به این شکل مورد آسیب قرار می‌گیرد، رویکرد باید مرمتی باشد. «بازمعماری» یک واژه من‌درآوردی است که اولاً معادل علمی ندارد و دوماً دست برنده مسابقه یا برگزارکنندگان را در هر دخل و تصرفی در بنا باز می‌گذارد.»

او معتقد است ازآنجاکه عموماً آیین‌نامه‌های حفاظتی نداریم یا اگر جهانی باشند چندان رعایت نمی‌شوند، می‌تواند باعث شود تغییر ماهیتی بزرگی در این ساختمان رخ دهد.

به‌گفته گیوراد، دو نوع رویکرد مرمتی نسبت به آثار شاخص معماری وجود دارد: «درباره آثار تاریخی باید به نمونه‌های بزرگ مثل کلیسای نتردام یا کلیسای درسدن آلمان اشاره کرد. کلیسای بانوی ما در درسدن آلمان در بمباران به‌طور کامل ویران شد و بخش بسیار کوچکی از پیشانی درگاه این ساختمان باقی ماند. در مرمت این ساختمان، اثر جنگ را با تغییر رنگ نشان دادند، وگرنه عیناً و نعل‌به‌نعل، همان‌طورکه بود، آن را بازسازی کردند. درباره نتردام هم رویکردی کاملاً محافظه‌کارانه نسبت به مرمت وجود داشت و بازسازی عین‌به‌عین انجام شد. دقیقاً نام این کار «مرمت» است. مرمت تحت یکسری آیین‌نامه‌ها و ضوابط صورت می‌گیرد و درست است که رویکردهای مختلفی نسبت به آن وجود دارد، که برخی تا حدی رادیکال و برخی محافظه‌کارند، اما در رابطه با ساختمان‌هایی که شکل ساختمان ملی دارند، مانند ساختمان شیشه‌ای، طبیعتاً رویکرد مرمتی باید محافظه‌کارانه باشد. اما می‌توان نمادی را از اینکه این ساختمان در جنگ آتش گرفته، باقی گذاشت.»

او می‌گوید بازمعماری علاوه‌بر اینکه واژه‌ای بی‌معناست، دست معمار را باز می‌گذارد که آنجا را کاملاً با خاک یکسان کند و یک ساختمان چندطبقه بسازد: «بنابراین، باید واژه‌ها را دقیق به‌کار برد. این ساختمان نیاز به بازمعماری ندارد و صرفاً به‌شکل کاملاً محافظه‌کارانه، مرمت لازم دارد. به‌نظر من می‌توان ردی از اتفاقی که بر آن گذشته، در مرمت آن به‌جای گذاشت.» به‌اعتقاد این مرمتگر، صحبت‌های وزیر راه‌وشهرسازی  دو حالت دارد؛ یا کاملاً ناشی از ناآگاهی ایشان نسبت به بدیهیات دانش معماری است یا واقعاً برنامه دیگری برای این ساختمان دارند. 


برگزاری مسابقه یا گرفتن توجه جامعه بین‌المللی؟

برگزاری مسابقه برای بازسازی این بنا محل چالش است. «سعید سادات‌نیا»، معمار و شهرساز، در گفت‌وگو با «پیام ما» معتقد است برگزاری یک مسابقه داخلی یا بین‌المللی برای بازسازی ساختمان صداوسیما می‌تواند یک ایده باشد: «ولی مشاورهای بسیار توانمندی در ایران داریم که در حال کار هستند. زمانی که عبدالعزیز فرمانفرمائیان کار می‌کرد، از مشاوران خارجی استفاده می‌کرد، اما امروزه ما چنین چیزی نداریم و حتی نیازی هم نداریم؛ چراکه مرمتگران و معماران ما می‌توانند این پروژه را تقبل کنند.»

او می‌گوید ایده برگزاری مسابقه می‌تواند از منظر برخورد سیاسی با ماجرا قابل‌قبول باشد؛ چراکه ممکن است بخواهند  توجه دنیا را به اهمیت این ساختمان جلب کنند. 

اما سادات‌نیا با گفته‌های مطرح‌شده درباره بازسازی عین‌به‌عین چندان موافق نیست: «بازسازی عین‌به‌عین یکی از ایده‌های موجود است. در پروژه میدان توپخانه، چهار ایده مطرح شد که یکی از ایده‌ها، بازسازی عین‌به‌عین بود. اما ایده نوسازی و بهسازی و هماهنگ‌کردن کل فضای میدان پذیرفته شد. اما بعدها، آقای چمران با این ایده مخالفت کردند. ایده بازسازی عین‌به‌عین، که پس از جنگ جهانی دوم رواج یافت، ایده مطلوبی نیست و معماری امروز دنیا می‌گوید هر دوره‌ای باید زبان و بیان خود را داشته باشد.»

او تأکید می‌کند اگر بنایی تاریخی است، نگهداری از شکل و سنت‌های تاریخی آن ضروری است: «حتی در مرمت، استفاده از مصالح جدید باید نشان‌دهنده‌ زمانه باشد. اما این برای مساجد، خانه‌ها، کاروانسراها، آب‌انبارها و بناهای تاریخی دیگر است، نه برای بنایی که در زمان خود مدرن‌ترین نوع معماری بوده است. دنیای معماری امروز می‌گوید هر دوره‌ای باید مهر خودش را روی بنا داشته باشد.»

به‌عقیده او، باید آسیب‌شناسی شود تا بدانیم چه چیز قابل‌نگهداری است و باید جای این زخم روی بنا دیده شود و نمونه‌های بین‌المللی هم از این کار وجود دارد: «این ساختمان مثل یک عروسک شکسته است. می‌توانید قطعاتش را به هم بچسبانید، اما رد شکستگی روی آن می‌ماند.» 


بازسازی عین‌به‌عین؛ درست یا غلط؟

باوجود دیدگاه‌ افرادی چون سادات‌نیا، گیوراد با این ایده مخالفت می‌کند و می‌گوید تنها دیدن ردی از جنگ در مرمت ساختمان، کافی است: «دامنه بازسازی غیر از تکرار عین‌به‌عین، می‌تواند بسیار گسترده باشد.»

به‌گفته او، رویکرد مرمتی درباره ساختمان‌های عمومی با ساختمان‌های تاریخی متفاوت است: «ما یکسری ساختمان عمومی داریم و رویکرد مرمتی و توصیه مشورتی یونسکو درباره ساختمان‌های عمومی متفاوت است. فرض کنید ساختمانی از دوره پهلوی اول دارید و متفقاً گفته می‌شود ساختمان واجد ارزش تاریخی است، ممکن است ساختمان در اثر اتفاقی خراب شود و نخواهید ساختمان را عین‌به‌عین و به‌شکل محافظه‌کارانه بازسازی کنید. این موضوع درباره این دسته از ساختمان‌ها قابل‌درک است.»

این مرمتگر تأکید می‌کند ازآنجاکه ساختمان‌های عمومی با خاطرات مردم همراه هستند، اگر رویکرد قرار باشد به این شکل باشد، مهم است بدانیم چه کسانی داور و چه کسانی مجری هستند: «در غیر این‌صورت نتیجه این کار یک افتضاح خواهد شد.» 


می‌توان ساختمان را با تمام جزئیات دوباره ساخت

گیوراد در پاسخ به این سؤال که آیا تکرار جزئیات این ساختمان پیچیده است یا خیر؟ توضیح می‌دهد: «باید تجربه نتردام را در نظر گرفت. آتش‌سوزی هیچ‌چیز از این کلیسا را باقی نگذاشت. ازآنجاکه از این ساختمان‌ها کاملاً مستندنگاری شده است، همان زمان دولت فرانسه اعلام کرد عیناً این ساختمان را می‌سازند و واقعاً هم انجام دادند.»

او می‌گوید اکنون در تجربه‌ای مشابه، ما مدارک فنی مربوط به ساختمان شیشه‌ای صداوسیما را قطعاً داریم: «فرض را بر این بگذاریم سازه ساختمان به‌شکلی در اثر آتش‌سوزی آسیب دیده که نتوان دوباره روی آن، چیزی را بنا کرد و باید آن را از اول ساخت. می‌توان گفت براساس مستندات موجود می‌توان عیناً همان ساختمان را با جزئیات ساخت. تزئینات و پیچیدگی‌ آن به‌هیچ‌وجه کمتر از نوتردام نیست و با همین دانش مهندسی ایران هم قابل‌انجام است.»

تصمیم برای بازطراحی یکی از مهمترین بناهای معماری معاصر ایران، آن‌هم در قالب یک مسابقه بین‌المللی، اگرچه می‌تواند جنبه‌های تبلیغاتی و سیاسی داشته باشد، اما در عمل آزمونی حساس و پرمخاطره است.

ساختمان شیشه‌ای، فقط یک سازه آسیب‌دیده نیست؛ بخشی از حافظه معاصر تهران و نماینده‌ای از دوره‌ای از معماری ایران است که ورود به گفتمان جهانی را تجربه کرد. از همین رو، هر تصمیمی درباره آینده آن، اگر بدون شناخت دقیق از جایگاه تاریخی، ارزش فرهنگی و رویکردهای علمی مرمت اتخاذ شود، حذف تدریجی یک اثر ملی خواهد بود.

مسابقه‌ای که وزیر راه‌وشهرسازی به آن اشاره کرده، اگر همان‌طورکه گیوراد می‌گوید، در راستای «بازمعماری» و به‌معنای ساختن از نو باشد، دری است برای از‌بین‌رفتن یک میراث و اگر هم به دست افرادی سپرده شود که واجد شرایط برای مرمت اثر نیستند، صرفاً مسابقه‌ای برای یک ریسک بی‌محابا خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران