پرده جادویی کلید آینده سبز





پرده جادویی کلید آینده سبز

۲۲ تیر ۱۴۰۴، ۱۶:۵۹

از بدو پیدایش، سینما نه‌فقط یک رسانه سرگرمی بلکه ابزاری قوی و تأثیرگذار برای ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی در سطح وسیع بوده است. از تقویت آگاهی اجتماعی تا شکل‌دهی به هویت‌ها و نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی، سینما نشان می‌دهد هنر چگونه می‌تواند قدرتمند باشد تا آنجا که در دنیای امروز که رسانه‌ها نقش کلیدی در زندگی انسان‌ها ایفا می‌کنند، سینما به‌عنوان ابزاری قوی برای تغییر، همچنان دارای اهمیت است و در راستای این قدرت نقش فیلمساز به همان مراتب بزرگتر، قوی‌تر و حساس‌تر است تا هنرمندانه از این ابزار قدرتمند بهره‌برداری و جامعه را در جهت تغییرات اساسی هدایت کنند.

از طرفی بـا توجـه بـه هویداشدن و اهمیت‌یافتن مسائل و بحران‌هـای مختلف محیط‌زیستی در ایران و جهان، همچون آلودگی هوا، افزایش جمعیت، مدیریت پسماندها، فرسایش روزافزون خاک، خشکسالی‌ها، جنگل‌زدایی، بیابان‌زایی و سایر مسائل مهم محیط‌زیستی، آینده نگران‌کننده‌ای را برای بشریت می‌توان پیش‌بینی کرد. اینجاست که می‌توان از هنـر و به‌طور مشخص سینما برای تقویت حساسیت و آگاهی مردم و سیاستگذاران در قبال محیط‌زیست بهره گرفت. مسئله حفاظت محیط‌زیست، امروز به واقعیتـی مسلم و به پدیده‌ای با ماهیت جهانی تبدیل شده است و هیچ مسئله‌ای روشن‌تر از این برای ضرورت اقدام جهانی بشـر وجـود نـدارد.

در دهـه‌های گذشته، هنرمندان ایرانی در حوزه‌هـای مختلـف تجسـمی بـه موضـوع محیـط‌زیسـت پرداخته‌انـد؛ اگرچه این توجه با تمرکز بیشتر بر مستندسازی در حوزه‌هـای مختلف مرتبــط با محیط‌زیست همچـون آب، جنگل‌هـا، پسماندها، محیط‌زیست شـهری، زمین‌خواری، سدسازی، صنایع تولیدی با توسعه ناموزون و فاقـد رویکـرد توسـعه پایـدار و… و نیـز تصویرپـردازی از تنـوع جانـوری و گیاهی طبیعت ایـران پرداخته‌اند.

سینما در نقــش نمادسازی خــود به‌مثابه یک رسانه، می‌توانــد حــوزه عمومی را در رویکرد بــه محیــط‌زیســت تحــت‌تأثیــر قـرار دهـد و از طریـق نمادسـازی و تصویرپـردازی، در فهـم و ادراک عمومی از محیـط‌زیسـت تأثیرگذار باشد. نقـش سـینما می‌توانـد در اصـلاح نگرش‌هـا و تلقی‌هـا تعیین‌کننـده باشـد؛ به‌ویـژه برای رابطـه انسـان بـا محیـط‌زیسـت و تغییـر تلقی از انسـان به‌مثابـه موجـود مسـلط، تسـخیرکننده، کنترل‌کننـده و بهره‌بـردار بـه موجـودی کـه خـودش بخشی از طبیعـت اسـت.

فیلمسازان می‌تواننـد متأثـر از مطالعـات میان‌رشـته‌ای، بـه تشریح مسـائل و مشـکلات محیط‌زیست بـرای تقویـت آگاهی جامعه بپردازند. فیلم‌هایـی که دارای رویکردی ویـژه بـه محیـط‌زیسـت هستند، ویژگی‌هـا و مختصاتی دارنـد. فیلم‌های محیط‌زیستی با محتوا و مضمونی اسـت کـه کمابیش انگاره‌هـای اکولوژیکی (بوم‌شــناختی) را تقویت می‌کنند و معمـولاً آگاهی مخاطبان را درباره مفاهیمی همچون محیط‌زیسـت و ارتباط انسان با محیط‌زیست افزایـش می‌دهنـد که گاهی به کنشگری محیط‌زیستی نیز می‌انجامد.

در بسیاری از آثار سینمایی جهان، ردپایی از توجه به بحران‌های محیط‌زیستی دیده می‌شود؛ آثاری همچون Interstellar، The Day After Tomorrow، Deep Impact، Erin Brockovich، Soylent Gree و… به بحران‌های محیط‌زیسـت به‌صـورت مشـخص آسـیب‌هایی کـه زندگی مـدرن در قبال محیط‌زیسـت به‌وجود آورده، پرداخته شـده اسـت؛ اگرچه در آثاری از فیلمسازان ایرانی همچون نارنجی‌پوش، خاتی و ناتور دشت و… نیز به محیط‌زیست توجه شده، امـا اینکه چرا فیلمسـازان ایرانی هنـوز بـه طریق مؤثـری به این موضوعـات نمی‌پردازند، پاسخش در خود سینما و بین سینماگران و مخاطبان سینما نیسـت. اگر چرایی کم‌نمایی بحران‌های محیط‌زیسـت در فیلم‌هـای سـینمای ایـران را پدیـده‌ای اجتماعی بدانیـم، پاسـخ ایـن چرایی و پرسـش را بایـد جایی فراتـر از سـینما جسـت‌وجو کـرد. اساساً پاسـخ چنیـن پرسـش‌هایی را باید در بسـتر تاریخ و فرهنگ یافت و سـینما جدا از جامعـه و فرهنـگ هیچ کشوری نخواهد بود. پاسـخ در این است که کشور ما نه‌تنها با آسـیب‌های محیط‌زیسـت با تأخیر مواجـه شـده کـه بـا خـود مسئله توسـعه و مدرنتیه نیز با تأخیر روبه‌رو شـده و ایـن تأخیر در مواجهـه بـا مدرنیتـه، تأخیـر در مواجهـه با آسـیب‌هایش را نیز به‌همراه داشته اسـت.

جامعـه ایـران، از طرفی بـا مشکلات اقتصادی عدیــده‌ای مواجه است و از طرف دیگر با مسائل محیط‌زیستی عدیده هــم روبــه‌رو اسـت. به این معنا ایران در وضعیت متناقضی قـرار دارد؛ از یک طرف، بایـد محیط‌زیسـت در قلب توسـعه پایـدار مـورد توجـه قـرار بگیرد و از طرفی، جامعـه نیـاز بـه رشـد اقتصـادی دارد و پیـدا کـردن نسـبت تعـادل بـرای ایـن دو هـدف، ضـروری اسـت. بـا توجـه بـه اوضاع پیچیده محیط‌زیست در ایـران، سینما از مهمتریـن عوامل برای کمک بـه بهبود سواد و آگاهی‌هـای محیط‌زیستی جامعـه اسـت.

اگرچه کارکــرد اصلی ســینما از ابتــدای ظهــور آن ســرگرمی بــوده اســت، اما الگوسازی و آگاهی‌بخشی نیـز از کارکردهـای آن بـه‌شـمار می‌رود. به‌طــورکلی، سینمای روایی نیاز به خرده‌روایت‌هایی دارد که محیط‌زیست می‌تواند یکی از ایــن خرده‌روایت‌هــا باشــد. در هـر ژانـری امکان پرداختن بـه محیـط‌زیسـت وجـود دارد؛ چـون محیـط‌زیسـت، موضوع بســیار گســترده‌ای اســت و بــا عرصه‌های گوناگــون زندگی انســان درآمیختــه اســت و بــه‌نحــوی می‌تــوان در اغلــب آثــار ســینمایی، نشــانه‌ها و مضامیــن محیط‌زیستی را یافــت.

درنهایت بایـد ایـن واقعیـت را در نظـر گرفـت کـه سـینما عمدتـاً کار نمادیـن انجـام می‌دهـد، نـه نهادیـن. سـینما در مواجهـه بـا هـر مسـئله‌ای، یک رسانه مکمل اســت، نــه یک نهاد کامل و فعالیت‌هــای نهادهــای متولی حفاظــت از محیــط‌زیســت را نمی‌توان از سینما و سـینماگران انتظار داشت. از منظر اجتماعی منطقی این است کـه سینما بـه مسـئله هدفمندکردن مسـائل محیط‌زیست در قـاب تصویـر بپردازد تـا ایـن مسـائل به‌مثابـه دغدغـه عمومی و ملی نهادینه شوند. چنانچـه موضوع محیط‌زیست به‌نحوی برآمده از نگاه هنرمند و دغدغه و جامعه او باشد و در وجود او انعـکاس یابد، به‌طـور حتـم در میـان مخاطبان نیـز بـا اقبال مواجه می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق