میان ماندن و رفتن درنگ میکُشدم
۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۴۷
تازه چشمانم گرم شده بود که دخترم «شهرزاد» سراسیمه بیدارم کرد؛ بابا، بابا، اسرائیل به ایران حمله کرده است. اخبار شبکه خبر از فعال شدن پدافندها خبر میدادند.
در ایامی دیگر، شب از نیمه گذشته، تقریباً بامداد، استرس و پرسشهای بیشماری که درباره امروز و فردای پسازاین تهاجمها میشود، در ذهنم میچرخد. با هر انگشتی که روی کلیکهای لپتاپ جمله خلق میکند، صدای ممتد پدافند اهواز هم به گوش میآید. شبیه صدای ضدهواییهایی که یکی از آنها در نزدیکی خانهمان بود. گاهی چشم میگردانم و از پنجره اتاق به آسمان کمستاره که گاهی با شلیک پدافندی که آسمان را روشن میکند، نگاه میکنم.
دخترم میگوید چرا اینقدر مامان استرس و ترس دارد؟ درحالیکه سعی میکنم روزهای سخت دهه ۶۰ دوران دفاعمقدس را به ذهن بیاورم و بر خودم مسلط باشم، میگویم: «شهرزادجان مامان نگران توست. اگرچه این پدافندها از مردم محافظت میکنند.»
یادم به نوجوانی خودم و خواهرهای کوچکتر از خودم میافتم که در دوران تهاجم عراق به ایران کلی ترس و ابهام داشتیم. حالا سعی میکنم برای دختر خودم در زمانهای که معلوم نیست تهاجم اسرائیل به ایران چقدر طول میکشد، به شنیدن و همدلی با دخترم بپردازم تا با درک احساسات و داشتن تجربه گذشته به او کمک کنم.
درحالیکه بیدار شدهام و در رختخواب نشستهام، کانالهای تلویزیون را میچرخانم. کارشناسی از توان دفاعی میگوید. شبکه دیگر یادشان آمده تا میتوانند آوازهای حماسی و ملی پخش کنند. در کانالی دیگر روحانی از ارزشهای حماسه و جهاد و شهادت میگوید. جوانی سعی دارد در شرایط جنگی از نحوه کمک در ارتباط با اعضای خانواده (که ممکن است دور از هم باشند) و دیگر روشهای ارتباطی امن و مؤثر، سخن بگوید. در شبکهای دیگر، کارشناس درباره اثرات جنگ بر سلامت روانی و راهکارهای مقابله با آن، با درک بهتر شرایط و مدیریت بهتر حرف میزند.
به گوشی که نگاه میکنم، میبینم بیشتر دوستان آنلاین هستند و ظاهراً اخبار را دنبال میکنند. چند نفری هم پیام میدهند و حال مرا میپرسند. چاقسلامتی میکنم و از حال خوب فیزیکی و از ابهام درباره چرایی تجاوز رژیم صهیونیستی میگویم.
یکی از همکاران میگوید حالا چکار کنیم؟ میگویم باید بمانیم. وطنمان اینجاست. میگویم مجالی برای این حرفها نیست. تردید میان ماندن و رفتن نباید بکُشدمان، میمانیم و از خانه مراقبت میکنیم.
اخبار تلویزیون از شهادت چند دانشمند هستهای و تنی چند از فرماندهان میگوید. یکی از دوستان وقتی که حالش را میپرسم، برایم مینویسد: «حسوحالم این روزها و صحبتی که میتوانم در مورد جنگ بکنم، این است که در لحظه احساس میکنم همهچیز برایم بیارزش شده است. زندگی کوتاه برایم کمرنگتر شده، وقتی که خانوادههای شهدا را میبینم و عکس شهدا را به تماشا مینشینم، به کوتاهی دنیا فکر میکنم و اهمیت ایمان قوی به خدا در من بیشتر میشود. البته بیشتر برای مردمی نگرانم که طی سالهای گذشته در تجملات غرق شده بودند و حالا میبینند که فاصله بین مهمانی لوکس و ایستادن داخل خیابان از نگرانی صدای پدافند چقدر کوتاه است.»
با این دوست از دیگر مشاهدات خود در روزهای دیگر سخن میگویم. چون از نزدیک دیدیم که افرادی حتی در زیر پدافند و حمله رژیم صهیونیستی باز هم کنترل خودشان را حفظ میکنند و سعی دارند به دیگران روحیه بدهند و حتی گاهی میخندند؛ افرادی که اعتقادات محکم دارند و شرایط را براساس باورهایشان مدیریت میکنند.
دوست دیگری پیام میدهد: «امیدوارم این شرایط جنگی برای خیلی از ما یک مسیر تعالی باز کند و بهسوی خودباوری و حقیقت برویم.»
مردم خوزستان عمدتاً شب زندهدار هستند. تمام ۱۲ شبی که پدافندها فعال بود و گاهی هم روز فعال میشدند، خواب مردم هم دچار سردرگمی شده بود. گویی اصلاً نمیخوابند؛ چون جنگ، متأسفانه، با لحظات غمانگیز و تأثربرانگیزی همراه است و میتواند بر زندگی افراد و جوامع تأثیر عمیقی بگذارد. همیشه چند لحظه غمگین و تأثیرگذار در طول جنگها وجود دارد.
در استانداری خوزستان و فرمانداری شهرستانها، قرارگاههای دهگانه تشکیل شد تا تمامی دستگاههای اجرایی و خدماتی استان به وظایف خود با دقت رسیدگی کنند. با تشکیل این قرارگاهها، شاهد بودیم که روزبهروز از حجم برخی ناهماهنگیها و برخی کمبودها کاسته میشود.
من در قرارگاه اطلاعرسانی استانداری خوزستان عضو هستم و در کمیته رسانه شورای هماهنگی سازمانهای مردمنهاد خوزستان هم مسئولیت کمیته را برعهده گرفتهام و به اطلاعرسانی هر چه کیفی برای اهالی خوزستان با وجود محدودیتهای اینترنتی مشغول بودیم.
کار هر روزمان پیگیری و انتشار خبر بود. البته دراینباره برخی ممنوعیتهای اطلاعرسانی و انتشار عکس و فیلم وجود داشت و هربار بایست منتظر مصاحبه مقام رسمی و یا اطلاعیهای از سوی نهاد مسئول میبودیم.
در طول ۱۲ روز تهاجم اسرائیل به ایران، بیمها و امیدها کم نبود. مردم سعی میکردند زندگی عادی خود را سپری کنند. اما برای بسیاری دیگر یکی از غمانگیزترین لحظات، ازدستدادن اعضای خانواده، دوستان و هموطنان است. این ازدستدادنها میتواند برای بازماندگان، رنج و غمی عمیق بههمراه داشته باشد. جنگ اغلب منجر به آوارگی مردم میشود. خانوادهها ممکن است مجبور به ترک خانه و سرزمین خود شوند و با جدایی از عزیزان و ازدستدادن امنیت و ثبات مواجه شوند. جنگ نهتنها از نظر جسمی، بلکه از نظر روانی نیز اثرات عمیقی بر افراد و جوامع دارد. دلهرهها و اضطرابهای مختلفی از جمله ترس از مرگ، اضطراب جدایی، استرس پس از سانحه، نگرانی در مورد آینده، اضطراب ناشی از اختلال در زندگی روزمره و تأثیرات بر کودکان وجود دارد که جنگ میتواند در افراد ایجاد کند.
حالا که جنگ تمام شده است و از صلح سخن به میان میآید. برخی میگویند چگونه است که پس از صلح همچنان دلهره داریم؟
برچسب ها:
اسرائیل، اینترنت، جنگ، رژیم صهیونیستی، سازمانهای مردمنهاد، سلامت روان
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
تاریخ در محاصره زمان
از ورشو تا حلب؛ درسهایی درباره حفاظت اضطراری پس از جنگ
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
میــــــراث در بــرزخ
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید