«پیام ما» از تبریز، شیراز و کرمانشاه در ۱۲روز گذشته گزارش میدهد
روایت ۳ شهر در روزهای جنگ
۴ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۲۷
«مردم نهتنها از شیراز، بلکه از آباده و سایر شهرها خودشان را به پارک ملی بمو رساندند تا آتش را خاموش کنند. حتی برخی فرصت نکرده بودند یک بطری آب با خودشان بردارند. همه آمدند تا حریقی که بهواسطه حمله جنگندهها و پهپادها به جان بمو افتاده بود، خاموش شد.» اینها را «بهمن ایزدی»، فعال محیطزیست ساکن شیراز، میگوید. در تبریز بهگفته «بهرام تندران»، فعال محیطزیست و کوهنورد ساکن این شهر، مردم برنامه زمانبندی حملهها را میدانستند و خودشان را آماده میکردند. «ژیوار کرمی»، فعال گردشگری ساکن کرمانشاه، نیز از حملههای گاه و بیگاه میگوید و نگرانیهایی که بابت حفاظت از «طاقبستان» بهوجود آمد. بااینحال، بهگفته هر سه نفر بهخلاف تهران، زندگی در کرمانشاه، تبریز و شیراز جریان داشت و این شهرها خالی از سکنه نشدند یا جمعیتشان مشابه تهران محدود نشد.
«در تبریز مردم میدانستند چه ساعتهایی حمله شروع میشود، یکی صبح حوالی ساعت 9 تا 9:30 و یکی شبهنگام بین ساعت 8 تا 10». «بهرام تندران»، فعال محیطزیست و کوهنورد ساکن تبریز، اینها را میگوید. از زمانی که آتشبس صورت گرفته، حملات هم متوقف شده است، تنها دو شب قبل یعنی سهشنبهشب یکبار صدای پدافند و پیشازآن صدای انفجار آمد.
بهگفته تندران، در تبریز بافت مرکزی شهر درگیر جنگ نبود، اما ساکنان چهار منطقه ۳، ۷، ۶ و 10 صدای انفجارها و پدافندها را خیلی خوب میشنیدند. «منطقه ۷ که در آن شهرک اندیشه قرار دارد، بیش از بقیه درگیر بود. سایت هاگ و پدافند شمالغرب در همین منطقه قرار گرفته است. سپاه عاشورا که در روزهای اخیر مورد حمله قرار گرفت، در نزدیکی منطقه ۳ و منظریه قرار داشت. حمله باعث شد در برخی کوچهها شیشه منازل شکسته شود. فرودگاه شکاری تبریز هم در نزدیکی دو منطقه ۶ و 10 قرار داشت.»
این ساکن تبریز به این چهار مورد، منطقه دیگری را هم اضافه میکند؛ منطقه ۵ که سعیدآباد در حوالی آن قرار دارد، اما منطقه مورد حمله 10 تا 15 کیلومتر با محل زندگی مردم فاصله داشت. «حالوهوای تبریز در کل امن بود، مردم البته بهتزده بودند. ترافیک بسیار کم شده بود و در روزهای جنگ موردی از آن را مشاهده نکردم؛ حتی در ساعتهایی که اوج ترافیک شهر بود. پس از آتشبس انگار که حالوهوای شهر زندهتر شد.»
او از این میگوید که گرچه مردم در تبریز مانده بودند، اما ترجیح میدادند در خانه بمانند. «تبریز نسبت به تهران خیلی امنتر بود. مردم زندگی روزمرهشان را داشتند، اما از خانه بیرون نمیآمدند.»
«طاها بهروزی» و «علیسان جباری»، دو کودک هفتساله تبریزی، بهگفته تندران، در زمان حمله در حال بازی خارج از خانه بودند که به هر دو ترکش اصابت کرد و کشته شدند. «یک نفر از نیروهای هلالاحمر را هم شهید کردند.»
شب آتشبس هواپیمایی بالای تبریز بود که فضای روانی بدی را برای ساکنان این شهر ایجاد کرد. «کسانی که جنگ را دیده بودند، بههمریخته و ترسیده بودند.»
زندگی در کرمانشاه جریان داشت
«ژیوار کرمی» ساکن کرمانشاه است. او دوره 12روزه جنگ را در شهر بود، یعنی همان زمانی که انفجاری در حوالی طاقبستان اتفاق افتاد. «پادگان امامحسن چندینبار مورد حمله قرار گرفت و چند نفر شهید شدند. پسازآن، پادگان دیگری را زدند. این پادگان در حوالی طاقبستان بود و انفجار پهپاد نگرانیهایی بابت آسیبدیدن طاقبستان بهوجود آورد که خوشبختانه این سایت تاریخی آسیبی ندید.»
یکی از اتفاقات تلخ در کرمانشاه، شهری که بارها مورد حمله قرار گرفت، آسیبدیدن بیمارستان فارابی بود. «حملهای به بیمارستان فارابی داشتیم که محل مراجعه بیماران اعصاب و روان است. چند نفر آسیب دیدند و چند روزی هم بیمارستان بسته شد. بنا به گفته مسئولان، هزینه خسارت واردشده به بیمارستان چند ده میلیارد تومان است.»
دهکده المپیک از دیگر مکانهایی بود که در کرمانشاه تخریب شد. «دهکده المپیک محلی برای پرورش اسب و تفریح مردم است. اهالی در این دهکده اسب پرورش میدهند. در حملهای که به این منطقه شد 87 اسب از بین رفت.» بهگفته کرمی، در روزهای جنگ در کرمانشاه زندگی جریان داشت. «اینجا مردم زندگی عادی را دارند. در هفته اول نوساناتی داشتیم، اما درنهایت مردم زندگیشان را به روال قبل برگرداندند. چند شب قبل صدای انفجاری آمد که نشان میداد دوباره دهکده المپیک را زدهاند. اما این موضوع باعث نشد روال زندگی تغییر کند. مادرم راحت خریدش را میرفت و خوشبختانه همهچیز هم در بازار وجود داشت.»
بمو را همه با هم خاموش کردند
شیراز در بازه زمانی جنگ، از نظر «بهمن ایزدی»، فعال محیطزیست ساکن این شهر، دو مشکل داشت؛ اطراف شهر که مورد حمله قرار میگرفت و آتشسوزیهای زاگرس. «در زاگرس اوضاع خوبی نداشتیم. برای همه واضح و مبرهن شده که عدهای دوست دارند جنگل را بسوزانند و از بین ببرند.»
بهگفته ایزدی، حملات مداوم اسرائیل در شیراز کسبوکارها را تحتتأثیر خود قرار داد. «این آمدنها و رفتنها و کوبیدنها وضعیت عادی زندگی را بههم ریخت. مراکز تجاری مثل سابق باز نبودند و مشکلاتی بهوجود آمد.»
درعینحال، مشابه سایر شهرها قطعی اینترنت هم چالشهایی را برای ساکنان شیراز ایجاد کرد. «مردم نگران عزیزانشان بودند، بهویژه کسانی که خارج از کشور بودند، امکان تماس را از دست دادند. این موضوع بهویژه در شهرهایی مانند شیراز که مورد حملات متعدد قرار میگرفت، اذیتکنندهتر بود؛ چون ارتباط ساکنان شیراز با عزیزانی که در خارج از کشور دارند، قطع شده بود.»
از نظر ایزدی اما همه آنچه در طول جنگ 12روزه در شیراز اتفاق افتاد، تلخ نبود. «مردم با همه سختیها و نگرانیها در کنار هم بودند، همیاری و امدادرسانی میکردند، در خانههایشان به روی بقیه باز بود، حتی کسانی که صاحب ویلا و… بودند، خانههایشان را در اختیار دیگران میگذاشتند.»
شنبه 31 خرداد حمله هوایی اسرائیل به یکی از مراکز نظامی شیراز، یعنی پادگان جوادالائمه، توسط یک پرتابه انجام شد. در اثر این حمله دودی در آسمان شیراز پیچید که ناشی از آتشسوزی در پارک ملی «بمو» بود. «مردم که دیدند بمو در آتش گرفتار شده، از آباده گرفته تا شیراز و سایر شهرها خود را به این پارک ملی رساندند. برخی آنقدر باعجله آمده بودند که حتی بطری آب هم نداشتند.»
بهگفته ایزدی، در شیراز همدلی بسیار نمود داشت. «برخی مغازههای نانوایی جیرهبندی کرده بودند که نان به همه برسد یا برخی افزاد خانههای بیرون شهرشان را با هم به اشتراک میگذاشتند. همدلیهایی که من این روزها دیدم، نمایشی نبود و نشان میداد مردم زیستبوم و شهر خود را دوست دارند و با تمام توان از آن حفاظت میکنند. ما در شیراز شاهد وفاق ملی بدون شعار بودیم.»
در شیراز روزهای جنگ الگوی خوبی از همگرایی و همیاری شکل گرفت. «اگر سیاستمداران جامعه را راحت بگذارند و با آنها تنها همراه باشند، توازن اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی شکل گیرد. در این شهر دیدیم که چطور مردمی که دچار مشکل شده بودند، بههم کمک میکردند تا باری را از دوش دیگری بردارند.»
تفریح شیرازیها در روزهای تعطیل در باغات اطراف شهر معروف است. بااینحال، بهگفته ایزدی، این روال در ایام جنگ تغییر کرده بود. «بهرغم اینکه بسیاری از مردم در اطراف شهر باغ داشتند، اما ترجیحشان ماندن در شهر بود. ازاینرو، در روزهای پایانی هفته بهسمت منطقه سپیدان ترافیکی را شاهد نبودیم. البته برخی هم باغهایشان را در اختیار کسانی گذاشتند که ترجیح میدادند آخر هفته را خارج شهر باشند.»
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
تاریخ در محاصره زمان
از ورشو تا حلب؛ درسهایی درباره حفاظت اضطراری پس از جنگ
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
میــــــراث در بــرزخ
«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی میکند
حشــــــرات همهجا هستند، مگر در بودجهها
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




ناهید
خانم بابا خانی خجالت نکشیده؟ لازمه بعنوان جاسوس معرفی بشه؟ یعنی شرم نمی کنید بعد این دوازده روز بحرانی که مردم کشیدن؟تهران خالی از سکنه شد بقیه نشدن؟ این نادان بی خرد کجا بود وقتی دستور تخلیه تهرانو میدادن؟ یادش رفته هر روز تهرانو تهدید علنی می کرد؟ یادش رفته بیشترین کشته ها تو تهران بود با اون ساختمونها؟ چرا دهن گشادتونو نمیبندین بیشرفها
امیدوارم سری بعد جنازه خانوم باباخانی از زیر اوار دربیاد و داغ عزیزانشو ببینه