جنگ شایعه

در پس انتقال هر خبر ناگواری از جنگ چه حسی زنده می‌شود؟





جنگ شایعه

۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۵۶

«شرق رو زدن»، «شعله‌های آتش از پارچین دیده میشه»، «تجریش آب قطعه»، «میگن یه زنه تو مترو مرده» و …، سیل خبرهایی است که این‌روزها بدون صحت‌سنجی زبان به زبان می‌چرخد و فضای ذهنی شنونده و حتی گوینده را سیاه‌تر از وضع موجود می‌کند. شعله‌ور شدن شایعه در غیاب رسانه‌ مستقل امری اجتناب‌ناپذیر است، اما در مغز گوینده و ناقل این اخبار چه فعل و انفعالاتی صورت می‌گیرد که برخلاف آگاهی از عواقب و تبعات این شیوه اطلاع‌رسانی باز هم بر مدار شایعه حرکت می‌کند و به انتقال اخباری از روزگار سیاه ایران مبادرت می‌ورزد؟ «نگار احمدوند»، روان‌درمانگر تحلیلی، ضمن تقسیم‌بندی اخبار به سه گروه خبر زرد، خبر بد و شایعه، شیوه مواجهه افراد با شایعه و اخبارمبهم جنگ را چنین تببین می‌کند «هسته اصلی چنین رفتارهایی در میانه جنگ و تجاوز فرافکنی است. مادامی‌که فرد در مواجهه با شایعه قرار می‌گیرد، اگر توان مقابله آگاهانه با خبر و مراقبت از خود را داشته باشد، آن را بدون بازگو کردن به بوته تحلیل و صحت‌سنجی می‌کشاند و در غیر این‌صورت دچار هیجان و ترس زیاد می‌شود.»

احمدوند ادامه می‌دهد: «به‌دنبال بالاآمدن این حجم از احساس ترس، مغز توان پردازش و صحت‌سنجی خبر را از دست می‌دهد و گویی توان کشیدن وزنه سنگین این قسم اخبار را ندارد، پس به اولین نفری که می‌رسد، آن را بازگو می‌کند. سپس زنجیره شایعه در فرد دیگر ادامه می‌یابد و در شرایطی که رسانه آزاد نداریم و اینترنت هم قطع است، با یک خبر مبنی‌بر تخلیه شهر شاهد انسداد خروجی‌های شهر می‌شویم.» احمدوند هیجان‌طلبی را عامل دیگری برای میل افراد به بازگو کردن شایعات می‌داند و معتقد است: «در برخی افراد گفتن خبر بد و ایجاد حس تعجب و حیرت در دیگران منجر به حس لذت و رضایت می‌شود. لذتی که کاذب و مقطعی است.» این روانشناس، ترس را عامل دیگری برای بیان بدون درنگ اخبار می‌داند. ترس قدیمی‌ترین هیجان و احساس انسان است که در جنگ به شدیدترین شکل ممکن بروز می‌یابد. احمدوند گفت «در هنگامه ترس، سیستم لیمبیک مغز فعال می‌شود و فرد را در وضعیت ستیز و گریز قرار می‌دهد. در این حالت حس ترس که حسی دیرینه در روند بقا و تکامل آدمی است، بالا می‌آید و در جهت حفاظت از خود و سپس اجتماع اقدام به بازگوکردن هر خبر و شایعه‌ای می‌کند.»

این روان‌درمانگر نتیجه فرافکنی، هیجان‌طلبی و ترس را در فرد گوینده با احساس کنترل کاذب مرتبط می‌داند و می‌گوید «پس از آنکه یکی از این سه تئوری در مغز گوینده اخبار رشد می‌کند، حس کنترل کاذب به ناقل شایعه دست می‌دهد. در این حالت مغز در توهم فرو می‌رود و گمان کنترل و مدیریت اوضاع را دارد، درصورتی‌که در واقعیت چنین نیست.» وقتی واکنش مردم را در یک هفته پس از جنگ مرور می‌کنیم، ریشه رفتارهای ستیز و گریز را پاسخی به حس ترس می‌بینیم.

احمدوند در‌این‌باره توضیح می‌دهد «به‌طور کلی انسان‌ها در مواجهه با ترس سه واکنش یخ‌زدگی روانی، فرارکردن و جنگیدن را از خود بروز می‌دهند. سه واکنشی که ریشه رفتارهایی چون رفتن به جاده با باک خالی و هجوم به نانوایی‌ها را سبب می‌شود. واکنش‌هایی که همگی برای تضمین بقای فرد و خانواده‌اش است. اما مسیری که به بقا می‌رسد، از چنین رهگذری به سلامت عبور نمی‌کند.» احمدوند شکستن زنجیره شایعه را امری سخت اما شدنی می‌داند؛ امری که مستلزم گذراندن دوره‌های مدیریت بحران و اشراف کامل بر هیجانات و آموزه‌های روان‌شناختی‌ است، زیرا در پی دانستن یک خبر و منتشرنکردن آن، حس قوی و فرساینده گناه در فرد آگاه از خبر بیدار می‌شود. حسی که تا مدت‌ها به‌عنوان عذاب‌وجدان باقی‌ می‌ماند و بعدها به‌شکل ترومای جنگی از آن یاد می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه