نجات طبیعت سرنوشت‌ساز است





نجات طبیعت سرنوشت‌ساز است

۲۶ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۲۶

مسئله‌ای که وجود دارد این است که حوزه حفاظت از محیط‌زیست، برخلاف تصور برخی، کاملاً از مسائل سیاسی کشورها تأثیر می‌پذیرد. به‌ویژه در کشوری مانند ایران که همواره با چالش‌های اقتصادی، توسعه ناپایدار و ناامنی‌های مقطعی مواجه است، موضوعاتی مثل حفاظت از تنوع زیستی معمولاً در اولویت‌های پایین قرار دارند و کمتر به آن توجه می‌شود.
اما اگر از زاویه‌ای دیگر به مسئله نگاه کنیم، تجربه انقلاب 47 سال پیش نیز نشان می‌دهد که حتی در بحرانی‌ترین زمان‌ها، افرادی دلسوز پای حفاظت ایستادند. آن زمان، در حالی که جامعه درگیر انقلاب و تغییر حکومت بود، عده‌ای تمرکز خود را بر حفظ چند گوزن زرد باقی‌مانده گذاشتند. شاید بقای امروز گوزن زرد ایرانی، مدیون همان تلاش‌ها باشد. این یعنی در نگاه بلندمدت و وسیع، اقدامات حفاظتی در دوران جنگ و بی‌ثباتی نه‌تنها بی‌اهمیت نیستند، بلکه می‌توانند سرنوشت‌ساز شوند. چون آسیب‌هایی که به تنوع زیستی در این برهه‌های حساس وارد می‌شود، در بسیاری موارد برگشت‌ناپذیر است.
ما که دغدغه‌مان محیط زیست است، اتفاقاً در چنین مقاطعی می‌توانیم مؤثرتر وارد عمل شویم. شاید بگوییم «حفاظت که الان اولویت کشور نیست» یا «دولت حمایتی نخواهد کرد» ولی واقعیت این است که در همه این سال‌ها هم ما هیچ‌وقت منتظر حمایت دولت نبودیم. امروز هم شرایط چندان تفاوتی نکرده؛ فقط حساس‌تر و پیچیده‌تر شده است.

مثلاً برای گونه‌هایی مانند یوزپلنگ آسیایی یا میش‌مرغ، که جمعیت‌شان در مرز نابودی است، ما ناچاریم برنامه‌های اضطراری و فوری حفاظتی طراحی کنیم، برای نجات حتی یک فرد از یک گونه. چون واقعاً نمی‌دانیم که در ادامه این جنگ و تنش، چه بر سر زیستگاه‌ها می‌آید. حالا بیشتر از همیشه باید بر تک‌تک بازمانده‌ها تمرکز کنیم، همان‌طور که آن روزها برای گوزن زرد این کار انجام شد.
ما هم، مثل همه مردم ایران، دغدغه خانواده، امنیت، و آینده خودمان را داریم،‌ همان ترسی که شب با صدای انفجار از خواب بپریم و ندانیم آیا صبح بیدار می‌شویم یا نه. اما در کنار این ترس‌ها، دغدغه سایت نگهداری یوز، کلینیک‌های حیات‌وحش، مراکز بازپروری و تک‌تک جانورانی که در معرض انقراض‌اند، برای ما زنده است.
ما شبیه پزشکان یا آتش‌نشان‌هایی هستیم که در بحران، بیشتر از همیشه باید در صحنه بمانند. نقش ما هم شبیه یک اورژانس محیط زیستی است: حضور در لحظه، مدیریت آتش‌سوزی‌هایی که ممکن است با اصابت موشک در زیستگاه‌ها اتفاق بیفتد، یا ثبت و بررسی آسیب‌هایی که دیگران شاید متوجهش نشوند. در شهرها، وقتی آتشی رخ دهد، آتش‌نشانی فوراً وارد عمل می‌شود؛ اما در دل زیستگاه‌ها، اگر ما نباشیم، چه کسی اهمیت می‌دهد؟
به همین دلیل، ما فعالان حفاظت از طبیعت باید در این شرایط حساس، مثل تیم اورژانس برای زیستگاه‌ها و تنوع زیستی همراه و هماهنگ با هم عمل کنیم. حتی اگر دولت و ساختار رسمی کشور فعلاً توجهی نکند، ما باید بدانیم که وجود و مسئولیت‌ ما در چنین شرایطی از
همیشه مهم‌تر است. حتی ضروری است که با کمک سازمان محیط زیست، کارگروه اقدامات فوری برای نجات تنوع زیستی و زیستگاه‌های آسیب‌پذیر را در شرایط جنگی تشکیل داد و برنامه‌ریزی کرد.
مسئله این است که حوزه حفاظت از محیط‌زیست، برخلاف تصور برخی، کاملاً تحت تأثیر مسائل سیاسی کشورها قرار دارد. به‌ویژه در کشوری مانند ایران که همواره با چالش‌های اقتصادی، توسعه ناپایدار و ناامنی‌های مقطعی مواجه است، موضوعاتی مانند حفاظت از تنوع زیستی معمولاً در اولویت‌های پایین‌تری قرار می‌گیرند و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.
اما اگر از زاویه‌ای دیگر بنگریم، تجربه انقلاب سال 1357 نیز نشان می‌دهد که حتی در بحرانی‌ترین زمان‌ها، افراد دلسوزی پای کار حفاظت ایستاده‌اند. آن زمان، در حالی که جامعه درگیر انقلاب و تغییر حکومت بود، عده‌ای تمرکز خود را بر حفظ جمعیتِ اندکِ باقی‌مانده‌ی گوزن زرد گذاشتند. شاید بقای امروز این گونه، مدیون همان تلاش‌ها باشد. این یعنی در نگاه بلندمدت، اقدامات حفاظتی در دوران جنگ و بی‌ثباتی نه‌تنها بی‌اهمیت نیستند، بلکه می‌توانند سرنوشت‌ساز باشند؛ چراکه آسیب‌های وارد شده به تنوع زیستی در این برهه‌های حساس، غالباً جبران‌ناپذیر است.
ما که دغدغه‌مان محیط‌زیست است، اتفاقاً در چنین مقاطعی می‌توانیم مؤثرتر عمل کنیم. شاید بگوییم: «حفاظت که الان اولویت کشور نیست» یا «دولت حمایتی نخواهد کرد»؛ اما واقعیت این است که در طول سال‌ها هرگز منتظر حمایت دولت نبوده‌ایم. امروز نیز شرایط چندان تفاوتی نکرده؛ فقط حساس‌تر و پیچیده‌تر شده است.

برای گونه‌هایی در آستانه انقراض مانند یوزپلنگ آسیایی یا میش‌مرغ، ناگزیریم برنامه‌های اضطراری و فوری طراحی کنیم تا حتی یک فرد باقی‌مانده را نجات دهیم. چرا که واقعاً نمی‌دانیم در ادامه این تنش‌ها، چه بر سر زیستگاه‌ها خواهد آمد. اکنون بیش از هر زمان باید بر تک‌تک بازمانده‌ها تمرکز کنیم، همان‌گونه که برای گوزن زرد انجام شد.
ما نیز، مانند همه مردم ایران، نگران خانواده، امنیت و آینده‌مان هستیم؛ همان ترسی که شب‌ها با صدای انفجار از خواب می‌پریم و نمی‌دانیم صبح بیدار خواهیم شد یا نه. اما در کنار این نگرانی‌ها، دغدغه سایت‌های نگهداری یوز، کلینیک‌های حیات‌وحش، مراکز بازپروری و تک‌تک جانوران در معرض خطر برای ما زنده و حاضر است.
ما شباهت زیادی به پزشکان یا آتش‌نشان‌هایی داریم که در بحران، بیش از همیشه باید در صحنه باشند. نقش ما همانند یک اورژانس محیط‌زیستی است: حضور فوری، مدیریت آتش‌سوزی‌های ناشی از اصابت موشک در زیستگاه‌ها، یا ثبت و پیگیری آسیب‌هایی که شاید از دید دیگران پنهان بماند. در شهرها، با وقوع آتش‌سوزی، آتش‌نشانی فوراً وارد عمل می‌شود؛ اما در قلب زیستگاه‌ها، اگر ما نباشیم، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
به همین دلیل، ما فعالان حفاظت از طبیعت باید در این شرایط حساس، همچون یک تیم اورژانس هماهنگ، برای زیستگاه‌ها و تنوع زیستی عمل کنیم. حتی اگر دولت و ساختار رسمی فعلاً توجهی نشان ندهد، باید بدانیم وجود و مسئولیت ما در چنین شرایطی حیاتی‌تر از همیشه است. حتی ضروری است که با همکاری سازمان محیط‌زیست، کارگروهی برای اقدامات فوری نجات تنوع زیستی و زیستگاه‌های آسیب‌پذیر در شرایط بحرانی تشکیل داد و برنامه‌ریزی کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن