برچیدن مرز خبر و آگهی، زمینه‌ساز فساد سیستماتیک در عرصه رسانه‌





برچیدن مرز خبر و آگهی، زمینه‌ساز فساد سیستماتیک در عرصه رسانه‌

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۷:۴۹

در عصر دیجیتال، مرز میان گزارش خبری و تبلیغات تجاری یا سیاسی به‌طور فزاینده‌ای زایل شده است. یکی از پدیده‌های نگران‌کننده در این زمینه، «خبرنگاری باج‌گیر» است؛ وضعیتی که در آن خبرنگار یا رسانه با استفاده از موقعیت اطلاع‌رسانی خود، به‌جای انجام وظیفه‌ی خبری، اقدام به تهدید، چانه‌زنی و معامله‌ی پنهانی می‌کند.

مرزهای مخدوش خبر و آگهی

خبر ـ آگهی (Advertorial) محتوایی است که به‌ظاهر همچون یک گزارش خبری یا مقاله تحلیلی تنظیم شده، اما در اصل یک تبلیغ سفارشی است.  در رسانه‌های معتبر جهانی، استفاده از advertorial با رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای مجاز است، مشروط بر آن‌که این محتوا به‌وضوح با برچسب‌هایی مانند “Sponsored  Content”  از محتوای تحریریه تفکیک شود.

در بسیاری از رسانه‌های فارسی‌زبان، مرز اخلاقی و حرفه‌ای میان خبر و آگهی تضعیف شده است.  گزارش‌هایی منتشر می‌شوند که تمجیدهای غیرعادی از یک مدیر، شرکت یا پروژه خاص را در خود دارند، اما به‌ظاهر علائم یا نشانی از تبلیغ‌بودن آن در متن دیده نمی‌شود.

یکی از دلایل اصلی فراگیری پدیده «خبر ـ آگهی»، وابستگی مالی رسانه‌ها به منابع غیرمستقل است. در نتیجه، برای بقا به‌سوی جذب آگهی و منابع مالی خاص سوق پیدا می‌کنند که این وضعیت اخلاق روزنامه‌نگاری را قربانی اقتصاد رسانه می‌کند.

نیمه دوم دهه 1370  را می توان نقطع رواج گسترده پدیده خبر-آگهی در مطبوعات و رسانه های مکتوب و سپس شنیداری و دیداری دانست. این پدیده ابتدا در یکسری از روزنامه های اقتصادی بروز و ظهور پیدا کرد. علی‌الظاهر هدف آن حمایت از بخش خصوصی و تقویت جایگاه آن و اگاهی‌دهی در خصوص مسائل و مشکلات این حوزه بود. اما این موضوع به همین‌جا ختم نشد و با فروش صفحات روزنامه‌ها به خبرنگاران از سوی صاحبان رسانه‌ها و تقسیم درآمدزایی حاصل از آن بین خبرنگاران و مدیران رسانه‌ها، این پدیده دامنه‌ای وسیع به خود گرفت.

به موازات این اتفاقات، نفوذ روابط عمومی‌ها و اصرار بر انتشار اخبار مثبت و ستایشگرانه از حوزه فعالیت‌شان موجب شد که تعدادی از روزنامه نگاران با دریافت مبالغی آگهی‌های آنها را در صفحات خبری انتشار دهند.

با گذشت چند سال، اکنون می‌توان دیگر هیچ حوزه‌ای از فعالیت رسانه‌ای باقی نمانده که از گزند آفت مخرّب «خبر-آگهی» مصون بماند. یله و رها بودن فضای حرفه‌ای رسانه ای و بی‌توجهی به مقوله آموزش و در کنار آن، عدم پرداخت حقوق و دستمزد مناسب از سوی مدیران رسانه‌ها، شرایطی را فراهم آورد که بازار خبر-آگهی رونق دو چندان پیدا کند و به‌تدریج شاهد شکل‌گیری رسانه‌هایی باشیم که اساساً با هدف و انگیزه انتشار خبر-آگهی زمینه نظامند و سیستماتیک-بخوانید باج‌گیری رسانه‌ای- در عرصه رسانه جا خوش کردند.

آنچه مشهود است، همه شگردها و تکنیک‌های « باج‌خواهی رسانه‌ای» در فرایند انتشار خبر- آگهی استفاده می‌شود. تهدید به افشای اطلاعات منفی. تهدید صریح یا ضمنی به انتشار اطلاعات مخرب درباره یک فرد، شرکت یا نهاد، از رایج‌ترین شیوه‌های باج‌گیری رسانه‌ای است. بر این مورد می‌توان شگردها و رفتارهای دیگر از باج‌خواهی خانواده«خبر-آگهی» را اضافه کرد:

1- چانه‌زنی برای حذف یا انتشار خبر: خبر به کالایی قابل چانه‌زنی تبدیل می‌شود؛ اگر سوژه تمایل به حذف خبر (در اینجا مدیر یا فرد قربانی) داشته باشد، باید هزینه‌ای پرداخت کند یا امتیازی بدهد.

2-گزارش‌های سفارشی و چهره‌سازی کاذب: تهیه گزارش‌هایی که ظاهر خبری دارند، اما در واقع با هدف تطهیر چهره یا تبلیغ برای یک فرد یا سازمان خاص نوشته شده‌اند، از دیگر تکنیک‌های باج‌گیری رسانه‌ای است.

3- پرونده سازی با مستندات ساختگی: در موارد افراطی، خبرنگاران باج‌گیر ممکن است مستندات نادرست یا اسناد جعلی تولید کنند و با نوعی پرونده‌سازی سوژه را برای گرفتن امتیازات مطلوب تحت فشار قرار دهند.

متاسفانه در برهه کنونی که پدیده«شبه رسانه» بر فضای خبری کشور سیطره افکنده است، پدیده«خبر-آگهی» که تا دیروز یک انحراف در کار روزنامه‌نگاری و بدعت خطرناک به حساب می‌آمد، اکنون به «امری واقعی» و حتی توجیه‌پذیر در نگاه شماری از همکاران رسانه‌ای تبدیل شده است. گو اینکه خبر فروشی و یا دستکاری در اطلاعات و پوشاندن لباس خبر بر تن تبلیغات به سبکی رندانه در کار و بار جمعی از بنگاه‌های رسانه‌ای شده است. این اتفاق ناخجسته و زیانبار به ویژه در رسانه‌های نوپدید دیداری و شنیداری و اقمار صداوسیما به شکل اپیدمیک رواج یافته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق