مستندسازان در گفت‌وگو با «پیام‌ما» از چالش‌های مستندسازی محیط زیست می‌گویند

قاب‌های شکسته مستندهای سبز





قاب‌های شکسته مستندهای سبز

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۷:۵۶

در غیاب دوربین‌های مستندسازان محیط‌زیست، بحران‌ها در حال شدت‌گرفتن‌اند. در سال‌های اخیر، با توجه به تشدید خشکسالی، تغییراقلیم، نابودی زیستگاه‌ها و خطر انقراض گونه‌های جانوری اهمیت ساخت این نوع مستندها بیشتر به‌ چشم می‌آید. بااین‌حال، چالش‌هایی که بر سر راه مستندسازان این حوزه قرار دارد، روند تولید را کند می‌کند. «پیام ما» در بررسی‌های خود تلاش کرد به آماری از روند و تعداد ساخت این مستندها برسد، اما ازآنجاکه آمار جامعی از ساخت این نوع مستندها وجود ندارد، مقایسه تعداد مستندهای حاضر در جشنواره‌های داخلی مانند فجر و سینما حقیقت طی سال‌های مختلف حاکی از کاهش‌ یافتن تعداد آنهاست. این درحالی‌است که در شرایط کنونی که کشور با بحران‌های محیط‌زیستی مختلف دست‌به‌گریبان است، چنین مستندهایی می‌توانند برای تحلیل این مسائل و پیدا کردن راه‌حل مناسب راهگشا باشد. اما با اینکه این نوع مستندها در محفل‌های محیط‌زیستی و بین مخاطبان بیشتر مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرند، در بین مسئولان دولتی نادیده گرفته می‌شوند. این نکته‌ای است که مستندسازان این حوزه هم در گفت‌وگو با «پیام ما» به آن اشاره می‌کنند و از نبود حمایت‌های لازم در روند تولید و پخش می‌گویند.

نام مستند محیط‌زیستی که می‌آید، شاید اولین چیزی که به ذهن می‌رسد مستندهای «راز بقا» با صدای «داوود نماینده» باشد. این مستندهای خارجی طی دهه‌ها نقش مهمی در آگاهی‌بخشی به مردم درباره حیات‌وحش داشته‌اند. اما مستندسازانی در ایران هستند که آثار آنان در کنار استقبال مخاطبان از مستندهای خارجی، مورد توجه قرار گرفته است.
بااین‌حال، حضور این نوع مستندها در جشنواره‌های داخلی در حال کم‌رنگ‌ترشدن است. در سه سال اخیر جشنواره فیلم فجر در مجموع چهار مستند محیط‌زیستی و حیات‌وحش برای رقابت حضور داشتند. چهل‌وسومین دوره از جشنواره در سال ۱۴۰۳ تنها شاهد حضور مستند «شاهین لیل» ساخته «نصرالله محمدی ایازی» بود. سال ۱۴۰۲ نیز دو مستند «آخرین کوسه‌نهنگ» به کارگردانی «رامتین بالف» و «تکثیر در اسارت» به کارگردانی «مهدی ایمانی شهمیری» از میان هفت مستند به رقابت پرداختند. سال ۱۴۰۱ هم چندان متفاوت از این دوره‌ها نبود. تنها مستند «دنیای وحشی زاگرس» به کارگردانی «فرشاد افشین‌پور» با داستانی از حیات‌وحش متنوع رشته‌کوه‌های زاگرس با پنج مستند دیگر رقابت کرد. سال‌های قبل‌تر هم حکایتی مشابه و چه‌بسا بدتر دارند.
آمار جشنواره «سینماحقیقت» به‌عنوان یک جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران هم گویای وضعیتی مشابه از کمتر شدن تعداد مستندهای محیط‌زیستی و حیات‌وحش است. بررسی‌های «پیام ما» نشان می‌دهد در هجدهمین دوره از این جشنواره، ۳۷ مستند در این حوزه حضور داشته‌اند. اما هرچه به سال‌های عقب‌تر بازگردیم، می‌بینیم تعداد این مستندها در سال‌های دورتر بیشتر بوده است. به‌عنوان مثال سال ۱۳۹۷، تعداد ۴۸ مستند و سال ۱۳۹۵، تعداد ۱۳۰ مستند محیط‌زیستی به دبیرخانه این جشنواره رسیده بود. روند کاهشی که نشان از چالش‌های مستندسازی در ایران دارد.

در جست‌وجوی مخاطب
ساخت مستندهای محیط‌زیستی در ایران با چالش‌های متعددی مواجه است که به‌طور خاص به محدودیت‌های مالی و زیرساختی مربوط می‌شود. تولید چنین آثار مستندی نیازمند تجهیزات و منابع مالی قابل‌توجه است، اما در ایران معمولاً پروژه‌های مرتبط با مسائل محیط‌زیستی در اولویت حمایت‌های دولتی و خصوصی قرار ندارند. این مسئله باعث می‌شود مستندسازان مجبور شوند از منابع محدود خود استفاده کنند. همچنین، طولانی‌بودن روند ساخت این نوع مستندها که گاهی به چند سال هم می‌رسد، هزینه‌های تولید را بیشتر می‌کند.
هرچند که «رامتین بالف»، مستندساز و کارگردان «آخرین کوسه‌نهنگ» در گفت‌وگو با «پیام ما» معتقد است کیفیت مستندهای محیط‌زیستی رشد خوبی داشته است: «اکنون برای مستندسازهای حوزه محیط‌زیست، مسائل فنی و کیفیت فیلم اهمیت زیادی پیدا کرده است.»
ساخت مستند «آخرین کوسه‌نهنگ» برای او شش سال زمان برده است: «در این سال‌ها به‌طور همه‌جانبه از پژوهش‌های میدانی گرفته تا کتابخانه‌ای کار کردیم. زمانی که کار مستند انجام می‌دهید، بسیاری از اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی است؛ به‌خصوص اینکه لحظاتی اتفاق می‌افتد که باید آنها را ثبت و همان لحظه تدوین کرد و سپس کار را ادامه داد.»
اما او به چالش‌های ساخت این نوع مستندها اشاره می‌کند و از نبود حمایت‌های لازم می‌گوید: «می‌توانم به جرئت بگویم هیچ حمایت مالی وجود ندارد و معمولاً مستندسازها با هزینه‌های خود مبالغی را تهیه کنند تا بتوانند پروژه را به سرانجام برسانند. علاوه‌براین، ساخت مستندهای حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش، زمان‌بر است. مستندساز باید تمام زندگی خود را روی پروژه بگذارد، بدون اینکه به‌لحاظ مالی تأمین باشد. به‌خصوص که توقع بالایی درباره ساخت این نوع مستندها وجود دارد؛ زیرا اکنون مستندهایی که در نشنال‌جئوگرافی نمایش داده می‌شود، نشان‌دهنده کیفیت بالای این نوع مستندها در جهان است که از حمایت کامل برخوردارند.»
او جدای از مسائل مالی، سختی پیدا کردن مخاطب را هم یکی دیگر از چالش‌ها عنوان می‌کند: «شکل نگاه کردن مخاطب به دنیای تصویر هم تغییر کرده است. سونامی تصویری که در دنیای مجازی افراد با آن درگیر هستند، مجالی نمی‌دهد چنین مستندهایی را دنبال کنند. باید نگاه افراد بسیار خاص باشد تا این مستندها را ببینند.»
او در پاسخ به این سؤال که ساخت مستند در این حوزه چقدر می‌تواند زمینه‌ساز حل مشکلات باشد؟ می‌گوید: «مستندهای زیادی در این حوزه ساخته شده، اما متأسفانه تأثیر آنها را در عملکرد ارگان‌های مربوط دیده نمی‌شود. به‌نظرم بسیاری از این مستندها را باید در طول ماه برای مدیران مربوط اکران کرد تا فرصتی برای حل معضلات شود. باید تأثیر این فیلم‌ها را در عملکردشان دید.»

مستندسازی بدون سانتی‌مانتالیسم
در سال‌های اخیر، روند مستندسازی محیط‌زیست و حیات‌وحش در ایران شاهد تحول بوده و از نگاه صرفاً زیبایی‌شناختی و نمایش تصاویر خیره‌کننده طبیعت، به‌سمت پرداختن به معضلات جدی‌تری مانند تغییراقلیم، کم‌آبی، خشکسالی، فرونشست زمین و تخریب زیستگاه‌ها حرکت کرده است.
«امیر آقاعبداللهی»، مستندساز و کارگردان «کشیم عاشق»، در گفت‌وگو با «پیام ما» از مرز بسیار باریک بین ساخت این دو نوع مستند می‌گوید: «مستندساز باید بداند آیا هدفش، ایجاد آگاهی، نشان دادن زخم‌های محیط‌زیست و تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی و محیط‌زیستی است؟ متأسفانه بسیاری از فیلم‌های محیط‌زیستی که در ایران تولید می‌شوند، هنوز تکلیف خود را با این پرسش‌ها روشن نکرده‌اند. بخش زیادی از این آثار در دام سانتی‌مانتالیسم و نگاه احساسی و سطحی افتاده‌اند. بسیاری از مستندسازان صرفاً به‌دنبال ساخت قاب‌های رمانتیک و دلنشین از طبیعت هستند، بدون آنکه پیام عمیق‌تری را انتقال دهند. درحالی‌که هدف اصلی یک مستند حیات‌وحش باید ایجاد دغدغه و آگاهی‌سازی برای حفاظت از محیط‌زیست باشد.»
او درباره روند ساخت مستندهای مؤثر طی سال‌های اخیر می‌گوید: «خوشبختانه شاهد موجی از تولید فیلم‌های محیط‌زیستی و حیات‌وحش هستیم، این روند منجر به شکل‌گیری انجمن مستندسازان حیات‌وحش شده است. پیش‌ازاین، به‌دلیل کمبود افراد فعال در این حوزه، تشکیل چنین انجمنی ممکن نبود، اما امروز با حضور حدود ۵۰ متخصص، مراحل نهایی ثبت این انجمن در حال انجام است.»
به‌گفته آقاعبداللهی، ساخت چنین مستندهایی باعث شده است مردم دغدغه‌ای نسبت به محیط پیرامون خود پیدا کنند: «بحران محیط‌زیست نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان موضوعی جدی است. بسیاری از کشورها دریافته‌اند که اگر به این مسائل توجه نکنند، در آینده با مشکلات غیرقابل‌جبرانی مواجه خواهند شد. به‌عنوان مثال، بحران آب‌های زیرزمینی و خشکسالی‌های پی‌درپی اگر ادامه یابد، منجر به فرونشست زمین خواهد شد که دیگر با هیچ هزینه‌ای قابل‌جبران نیست.»
او هم به معضل کمبود بودجه اشاره می‌کند و می‌گوید: «بسیاری از مستندسازان علاقه‌مند و متخصص هستند، اما بودجه کافی برای تولید آثار باکیفیت وجود ندارد. به‌عنوان مثال، من برای ساخت مستند «کشیم عاشق» ناچار شدم بخش‌هایی از فیلم را به سازمان‌های مختلف بفروشم تا هزینه‌های تولید را تأمین کنم. مرکز گسترش نیز اگرچه حمایت کرد، اما کافی نبود. ساخت این نوع مستندها بسیار طولانی و هزینه‌بر است. برای مثال هزینه دستمزد یک فیلمبردار روزی چهار تا پنج میلیون تومان است. بنابراین، هزینه ساخت مستند در پایان کار به عددی سرسام‌آور تبدیل می‌شود.»
آقاعبداللهی پیشنهاد می‌دهد شرکت‌های بزرگ و سازمان‌های مرتبط با محیط‌زیست، مانند سازمان جنگل‌ها، مراتع، آب، و حتی شرکت نفت، بخشی از بودجه خود را به تولید مستندهای محیط‌زیستی اختصاص دهند: «به‌عنوان مثال، می‌توان از طریق «مالیات سبز»، شرکت‌های توانمند را موظف کرد سالانه چند مستند محیط‌زیستی تولید کنند. این راهکار ساده می‌تواند مشکل بودجه را تا حد زیادی حل کند.»

پخش در تلویزیون یا پلتفرم‌ها
بستر پخش مستندهای محیط‌زیستی اغلب صداوسیما و رسانه ملی بوده است. بااین‌حال، اکثر مستندهای پخش‌شده از تلویزیون، مستندهای خارجی و دوبله هستند. آقاعبداللهی درباره نحوه حمایت تلویزیون از این مستندها می‌گوید: «متأسفانه تلویزیون به‌عنوان مهم‌ترین بستر پخش مستند در ایران، عملکرد مناسبی ندارد. حتی اگر بهترین مستندها را بسازید، شبکه‌هایی مانند شبکه مستند با قیمت‌های بسیار پایین اقدام به خرید می‌کنند. به‌عنوان مثال، مستند «کشیم عاشق» که در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی موفقیت‌های زیادی کسب کرد، مورد بی‌توجهی شبکه مستند قرار گرفت.»
او درباره پخش مستند از سوی پلتفرم‌های اینترنتی معتقد است: «پلتفرم‌های اینترنتی مانند «هاشور» گام‌های خوبی برداشته‌اند، اما تعداد مخاطبان آنها در مقایسه با تلویزیون بسیار کمتر است. مشکل اصلی اینجاست که شبکه مستند به‌جای پخش مستندهای داخلی، بیشتر به سراغ مستندهای خارجی می‌رود. این درحالی‌است که بسیاری از کشورها از مستندسازی ملی خود حمایت می‌کنند تا هویت فرهنگی و محیط‌زیستی خود را تقویت کنند. درواقع، به‌نظر من شبکه مستند این اجازه را نمی‌دهد؛ چرا که اگر ارتباطات لازم را نداشته باشید نمی‌توانید فیلم را با قیمت درخوری بفروشید. چرا باید به‌جای مستندهای خودمان سراغ خوراک کشورهای دیگر برویم و بابت آن هزینه کنیم؟» به‌گفته او، مخاطب مستند هنوز به‌اندازه مخاطب داستانی نیست: «من این معضل را از شبکه مستند و تلویزیون می‌بینم. اگر خوراک مستند خوب به مردم بدهند، مردم متوجه ساخت مستندهایی با این کیفیت می‌شوند.»

ایران مگر پارک ملی دارد؟
در چندسال اخیر مستندهای محیط‌زیستی و حیات‌وحش به جشنواره‌های مختلفی راه یافته‌اند. آقاعبداللهی درباره اهمیت حضور مستندهای ایرانی در این نوع جشنواره‌ها می‌گوید: «جشنواره‌های تخصصی محیط‌زیست و حیات‌وحش در جهان بسیار پرتعداد هستند. من در چندین جشنواره بین‌المللی حضور داشته‌ام و با کارگردان‌های مطرحی گفت‌وگو کرده‌ام. نکته جالب این بود که بسیاری از آنها حتی نمی‌دانستند ایران پارک‌های ملی دارد. این نشان‌دهنده فقدان تبلیغات و معرفی درست ظرفیت‌های طبیعی ایران در سطح جهانی است.»
او به معضلات مستندسازان ایرانی در این جشنواره‌ها اشاره می‌کند: «یکی از مشکلات مستندسازان ایرانی برای حضور در جشنواره‌های بین‌المللی، استانداردهای فنی است. بسیاری از جشنواره‌ها فیلم‌هایی را می‌پذیرند که از لحاظ تکنیکی در سطح بالایی قرار داشته باشند، اما کمبود بودجه باعث می‌شود نتوانیم این استانداردها را رعایت کنیم.»
آقاعبداللهی همچنین یکی دیگر از این مشکلات را نبود پخش‌کننده‌های حرفه‌ای برای مستندهای محیط‌زیستی در سطح بین‌المللی می‌داند.
بااین‌حال مستندهای محیط‌زیستی ایران، باوجود همه چالش‌ها و کمبودها، هنوز پتانسیل زیادی برای تأثیرگذاری دارند. اگرچه مشکلات مالی و فنی همواره مانع تولید و پخش این آثار بوده، اما باید یادآور شد این مستندها می‌توانند آگاهی‌سازی کنند و حتی در سطح جهانی نیز نمایانگر بحران‌های محیط‌زیستی ایران باشند. حمایت از این آثار می‌تواند پلی باشد میان دنیای واقعی و دنیای تصویر، جایی که آگاهی و عمل در خدمت حفظ آنچه متعلق به همه‌ است، قرار می‌گیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *