ننه معصومه و کوچه‌ای که بوشهر را دوباره زنده کرد





ننه معصومه و کوچه‌ای که بوشهر را دوباره زنده کرد

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۸:۵۷

کوچه‌های بوشهر با سنگ‌فرش‌های کهنه و دیوارهایی که از خاطرات بسیاری پر شده‌اند، هر گوشه‌شان داستانی از زندگی ساده و پرشور مردم این دیار را روایت می‌کنند. با پرسه‌زنی در دل بافت تاریخی بوشهر می‌توان به تجربه‌ای بی‌نظیر از معماری خاص و هویت فرهنگی این شهر دست یافت. در هر قدم، از پنجره‌های چوبی رنگارنگ گرفته تا دیوارهایی که بوی نم نمک دریا را در خود دارند، جذابیتی منحصربه‌فرد را به نمایش می‌گذارند. در میان این زیبایی‌ها، حضور و نقش زنان بوشهری همچون «ننه معصومه»، نه‌فقط به‌عنوان نگهبانان فرهنگ و سنت‌ها، بلکه به‌عنوان نمادهایی از پایداری و تلاش در برابر زمان، همیشه درخشیده است.

در دل کوچه‌پس‌کوچه‌های بافت تاریخی بوشهر، جایی هست که بوی خوش قلیه‌ماهی با عطر گل‌های رنگارنگ و رنگ‌های شاد دیوارها در هم می‌آمیزد. کوچه‌ای که در دل گردشگران و اهالی شهر جای خود را باز کرده و در خاطراتشان حک شده است: «کوچه ننه معصومه». این کوچه‌ نه به‌دست نهادهای دولتی، بلکه با ذوق، پشتکار و دستان پرمهر زنی از دل همین دیار ساخته شد؛ زنی که اکنون به نماد تأثیرگذاری زنان محلی در توسعه پایدار گردشگری بوشهر تبدیل شده است.

ننه معصومه، بانوی ۶۵ساله‌ بوشهری، سال‌هاست که در محله‌ کوتی (یکی از محله‌های قدیمی بوشهر)، حوالی عمارت دهدشتی زندگی می‌کند؛ محله‌ای که زمانی متروکه و فراموش‌شده بود و امروز به لطف ننه معصومه به یکی از جاذبه‌های زنده گردشگری بوشهر بدل شده است.

 

از کار در کارخانه تا کارآفرینی

ننه معصومه، با نام اصلی «نسا چکیده‌خون» فرزند محمد و متولد ۱۳۳۸ است. او که اکنون ساکن محله‌ی کوتی در بوشهر است، بیش از ۴۵ سال از عمرش را در همین محله گذرانده و مادر پنج فرزند، چهار پسر و یک دختر است: «۱۳ سالم بود که ازدواج کردم. ۱۷سالگی به پایگاه هوایی رفتم و در مهدکودک‌ها کار کردم. حدود ۱۶ سال آن‌جا مشغول بودم. کار سختی بود، بیمه هم نداشتم. با به دنیا آمدن فرزندم مجبور شدم برگردم به خانه، چون واقعاً هم کار کردن و هم نگهداری از بچه‌ها برایم سخت بود. اما دوباره به‌خاطر مخارج زندگی رفتم شرکت فرآورده‌های غذایی آفرید بوشهر و در بخش تولید تن ماهی کار کردم. آنجا هم حدود هفت سال ماندم، ولی باز خسته شدم و ناچار شدم آنجا را ترک کنم، چون بچه‌هایم مدرسه می‌رفتند و رسیدگی به آنها سخت بود.»

در این سال‌ها، همسر ننه معصومه که «جاشو» (ملوان) بود، گاهی به دریا می‌رفت و گاهی نه. اگر می‌رفت، از «گلاته» (سهمی از صید) درآمدی به خانه می‌آورد و اگر نمی‌رفت، درآمدی نصیبشان نمی‌شد. وضعیت مالی خانواده ننه معصومه هیچ‌گاه پایدار و راحت نبود.

با وجود تمامی دشواری‌ها، دوباره به عرصه کار بازگشت؛ این‌بار در شرکت فرآورده‌های دریایی لیان موج و مجدداً در بخش تولید. سال‌ها با رنج و تلاش مستمر، مسیر زندگی‌اش را پیش برد تا سرانجام تصمیم گرفت کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کند. مغازه‌ای کوچک در همان کوچه‌ای که در آن زندگی می‌کرد، گشود و به واردات خشکبار و تره‌بار از برازجان پرداخت. امروز او صاحب کسب‌وکار کوچکی اما پررونق است و با افتخار می‌گوید: «با تمام دشواری‌ها دست‌وپنجه نرم کردم و هیچ‌گاه از تلاش دست نکشیدم.»

درست مانند روزهایی که همیشه با چالش‌های زندگی روبه‌رو بود، وقتی مجوز فعالیت مغازه‌اش لغو شد، ناامید نشد. با اعتمادبه‌نفس و عزم راسخ به مسیرش ادامه داد. «قبلاً مغازه‌ای که داشتم، فقط یک دکه بود که بعد از مدتی شهرداری اجازه فعالیت نداد. خانه‌ام دو اتاق بیشتر نداشت. یکی را به مغازه تبدیل کردم و دیگری را برای زندگی خودم نگه داشتم. همسرم فوت کرده بود و من سرپرست خانوار شده بودم. برای اینکه دستم جلوی کسی دراز نباشد، خودم دست به کار شدم و شروع به فعالیت کردم.» ننه معصومه، زنی که خودش را «همانند یک شرکت گردشگری در کل ایران» می‌داند، حالا الگویی است برای زنانی که می‌خواهند مستقل باشند.

 

کوچه‌ای که رونق را به محله‌ها بازگرداند

او از یک تصمیم بزرگ می‌گوید که پنج سال پیش گرفت: «کوچه‌ای که زندگی می‌کردم، در وضعیت نابه‌سامانی بود. موش‌ها و مارها از دیوارهای گلی بالا می‌رفتند. هیچ‌کس حاضر نبود وارد این کوچه‌ها شود. به خودم گفتم، این شهر مال خودمان است، چرا نباید آن را درست کنم؟ هفت میلیون تومان از جیب خودم هزینه کردم. دیوارها را رنگ کردم، با پسرم درخت خریدیم و کوچه را بازسازی کردیم. اصلاً تصور نمی‌کردم که چنین تحولی رخ دهد.»

آنچه ننه معصومه ساخت، فقط یک کوچه نبود؛ فرصتی بود برای احیای چهار محله‌ قدیمی و تاریخی؛ کوتی، دهدشتی، شنبدی و بهبهانی. او می‌گوید: «خیلی از تورهای گردشگری به اینجا آمدند. خانه‌ها تبدیل به کافه، رستوران، هتل و اقامتگاه و دیوارهای کوچه‌های دیگه هم رنگ‌آمیزی شدند. صدای خیام‌خوانی دوباره توی کوچه‌پس‌کوچه‌ها می‌پیچد. مردم از این تغییرات درآمد کسب کردند. واقعاً خوشحالم که کوچه ننه معصومه باعث رونق این محله‌ها شده.»

 

کوچه‌ای با طعم غذاهای جنوبی

او حالا دو سالی می‌شود که هر روز برای بازدیدکنندگان صبحانه و ناهار می‌پزد. لیست غذاهایش مثل شعر است؛ با چاشنی خورشید جنوب و نمک دریاهای خلیج‌فارس. حتی گیاهخوارها هم مشتری‌اند: «قلیه‌ماهی، قلیه‌میگو، میگو دوپیازه، ماهی شکم‌پر، دم‌پخت گوجه… هر چه بخواهند برایشان درست می‌کنم. مردم از شهرهای مختلف می‌آیند، غذا سفارش می‌دهند، همین‌جا غذایشان را می‌خورند و عکس می‌گیرند. این کوچه شده پاتوق عکاس‌ها، گردشگرها و فروشنده‌ها.»

او نه‌فقط کوچه‌ای رنگی ساخت، بلکه با دست‌پخت بی‌نظیرش طعم اصیل و دل‌نشین خوراک‌های بومی جنوب را به گردشگران چشاند و محله‌اش را به پاتوقی گرم و صمیمی برای عاشقان طعم و فرهنگ بوشهر بدل ساخت. با هر خنده‌ شیرینش، دیوارهای گلی قدیمی جان گرفتند و داستان‌های فراموش‌شده‌ی این مکان زنده شد.

 

پیشنهادی برای آینده شهر

ننه معصومه چشم‌اندازی روشن برای آینده بوشهر دارد: «از مردم بوشهر می‌خواهم در حد توانشان خانه‌ خودشان را مثل این کوچه کنند. اگه هر کسی یک گوشه کار را بگیرد، شهرمان گلستان می‌شود. بوشهر می‌تواند مثل شیراز و اصفهان بدرخشد. ما دریا داریم، فرهنگ داریم، مردم خونگرم با دل‌های مهربان داریم. فقط کافی‌ست نهادهای مختلف کمک کنند.»

این کوچه با عطر دل‌انگیز غذاهای محلی، رنگ‌های زندگی‌بخش و مهری که در دل ساکنانش موج می‌زند، به نمادی از بازگشت به هویت و حفظ پایداری تبدیل شده است. اگر توسعه پایدار به‌معنای هم‌پیوندی فرهنگ، اقتصاد و اجتماع باشد، «کوچه ننه معصومه» تجسمی عینی از این آرمان در قلب بوشهر است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن