زخمهایی از پدافند غیرعامل که در بندر رجایی باز شد
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۹:۲۹
انفجار مهیب بندر شهیدرجایی در ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ با بیش از ۷۰ کشته، بار دیگر یک ضعف ساختاری در نظام مدیریت بحران ایران را نمایان کرد؛ ضعفی که نهفقط به ازدسترفتن جان انسانها منجر شد، بلکه زیرساختی حیاتی برای اقتصاد کشور را فلج کرد. بندری که بیش از ۸۰ درصد تجارت دریایی ایران را مدیریت میکند، باید از امنترین نقاط کشور باشد، اما نبود سامانههای هشدار، انبار غیراستاندارد مواد شیمیایی و ناهماهنگی میان نهادهای مسئول، نشان داد پدافند غیرعامل در ایران نهتنها در اولویت نیست، بلکه در عمل تقریباً غایب است. پدافند غیرعامل قرار است بدون توسل به ابزار نظامی، آسیبپذیری زیرساختها و تلفات انسانی را کاهش دهد، اما آنچه در بندر رجایی دیدیم، بیشتر یک غفلت مزمن بود تا مدیریت پیشگیرانه.
تجربه کشورهای دیگر ثابت کرده است اگر پدافند غیرعامل بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند فاجعه را به حادثهای قابلکنترل تقلیل دهد. در سوییس، تقریباً تمام ساختمانهای مسکونی و اداری به پناهگاههایی با مقاومت بالا در برابر انفجارهای شیمیایی و هستهای مجهز هستند. آموزش عمومی، نظارت فنی مستمر و سرمایهگذاری در فناوریهای هشداردهنده، از این کشور الگویی جهانی ساختهاند.
در همان حال، بندر رجایی حتی به حسگرهای ابتدایی حریق مجهز نبود. در استرالیا، مدل پدافند غیرعامل با مشارکت داوطلبانه شهروندان و سازمانهای محلی اجرا میشود. شبکهای از نیروهای آموزشدیده و طرحهای مشخص برای واکنش سریع باعث شده است زمان واکنش به بحرانها به حداقل برسد. مقایسهاش با وضعیت ایران ناگزیر است: در فاجعه بندر رجایی، هیچ طرح عملیاتی واحدی میان نهادها وجود نداشت، و همین ناهماهنگی به گسترش آتشسوزی و انفجار انجامید.
در چین، پس از زلزله سیچوان، دولت بهسرعت اقدام به ساخت پناهگاههای عمومی عظیم و سیستمهای هشدار زلزله کرد. این زیرساختها نهتنها کاربرد نظامی ندارند، بلکه برای هر نوع بحرانی قابلاستفادهاند. در ایران اما همچنان مدیریت ذخیرهسازی مواد خطرناک از حداقلهای ایمنی برخوردار نیست. اتحادیه اروپا با ایجاد مکانیسم حفاظت مدنی، پاسخ به بحرانها را در سطح منطقهای هماهنگ کرده است. از تمرینهای مشترک و تأمین منابع گرفته تا مشارکت مالی کشورها، همه در جهت افزایش تابآوری انجام میشود. ما حتی در سطح ملی هم فاقد چنین هماهنگی هستیم، چه برسد به همکاری فرامرزی. تجربه آمریکا نیز پس از حملات ۱۱ سپتامبر نشان میدهد نظارت شدید و مستمر بر زیرساختهای حساس مانند بنادر، آموزش عمومی و سیستمهای هشدار، چگونه میتواند احتمال بروز فاجعه را کاهش دهد. انفجار بندر رجایی اگر در چارچوب چنین استانداردهایی مدیریت میشد، احتمالاً هیچگاه رخ نمیداد.
واقعیت این است که در ایران، مفهوم پدافند غیرعامل هنوز بیش از آنکه در عمل پیادهسازی شود، در حد اسناد و شعار باقی مانده است. این مفهوم باید از حاشیه به متن سیاستگذاری وارد شود؛ نهفقط با ابلاغیه بلکه با بودجه، آموزش، فناوری و نظارت مؤثر. فاجعه بندر رجایی هشداری تلخ بود، اما میتواند نقطه تغییر باشد، اگر تصمیمگیران آن را جدی بگیرند. تجربه کشورهای موفق نشان داده است پیشگیری همیشه ارزانتر و مؤثرتر از درمان است. ایران هم میتواند در مسیر افزایش تابآوری گام بردارد، اگر از این تجربهها بیاموزد و آنها را بومیسازی کند. دیگر فرصتی برای آزمون و خطا نیست.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید