«فرشته باقری»، حفاظتگر مردمی، از دشواریهای کار در این حوزه میگوید
قرقها زیر آماج اتهامها
در حال حاضر امید به بازسازی جمعیتهای بهشدت کاهشیافته یا ازبینرفته در یک منطقه در کنار استفاده از دانش بومی الهامبخش است و سرمایهگذاری روی زیستگاههای طبیعی رهاشده حس تعلق ایجاد میکند.
۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۱۵
«گمان میکنم مشابه بسیاری از نقاط دنیا اشکال مختلفی از حکمرانی در مناطق تحت حفاظت در کشور شکل بگیرد که قرقهای اختصاصی یا همان حفاظتگاهها نیز مدلی از آنها هستند.» «فرشته باقری» که سالهاست در حوزه قرقها کار میکند، آینده را اینچنین میبیند. در زمانهای که فعالان حفاظتگاههای مردمی یا همان قرقهای اختصاصی زیر تیغ آماج انواع اتهامها هستند، حضور او بهعنوان یک زن در این حوزه آیا مشکلات مضاعفی را برایش ایجاد کرده است؟ در گفتوگو با او علاوهبر این موضوع درباره کارایی قرقها در ایران، مقایسه آن با اکوتوریسم و ... پرسیدیم.
از چه زمانی وارد حوزه محیطزیست شدید؟ چه چیزی شما را به این حوزه علاقهمند کرد؟
تابستان سال ۱۳۸۸ و بعد از اعلام جواب اولیه کنکور کارشناسی، دفترچه انتخاب رشته را برای لحظاتی زیر و رو کردم و با یک تحقیق کوتاه درباره گزینههای پیش رو و باتوجهبه علایق شخصی قبلی تقریباً مصمم به انتخاب یکی از دو رشته طراحی فضای سبز و یا مهندسی منابع طبیعی با گرایش محیطزیست بودم که آنچه برای من رقم خورد، گزینه دوم با قبولی در دانشگاه صنعتی اصفهان بود. از همان روزهای اول ورود به دانشگاه مطمئن بودم که مسیر تحصیلی و حرفهای خودم را بهدرستی پیدا کردهام، اما اینکه دقیقاً قرار است چطور به «حفاظت» که خلاصه همه آن چیزی بود که در دوره لیسانس میگذراندیم متصل شوم، هنوز برایم روشن نبود.
شما وارد یکی از حوزههای بسیار بحثبرانگیز حفاظت شدهاید، حفاظتگاههای مردمی یا قرقهای اختصاصی که شکار هم جزئی از آن است. چطور این حوزه را انتخاب کردید؟
نقطهعطف فعالیت من در عرصه حفاظت از محیطزیست زمانی بود که در سال ۱۳۹۳ وارد مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه یزد شدم و با راهنمایی دکتر محمدحسین ایراننژاد با مفهوم قرق اختصاصی بهعنوان تبلور حفاظت مردمی از زیستگاههای طبیعی و تنوعزیستی مواجه شدم و بهدلیل شرایط موجود از فضای صرفاً آکادمیک دانشگاهی و تئوریمحور فاصله گرفتم و افق دید گستردهتری پیدا کردم. آنجا برای اولینبار بهمعنای واقعی و از نزدیک آنچه را که امروزه از آن بهعنوان مردمیسازی حفاظت نام میبریم، لمس کردم. در بازدیدهای میدانی از کالمند و بهادران و … با مهندسی مهدی تیموری آشنا شدم که آن زمان رئیس اداره محیطزیست شهرستان مهریز بود و جلوتر از آن، مرحوم قرقبان «کریم بیگی» که تا سالها بعد نمونهای کمنظیر از چگونگی تأثیر روند موفقیتآمیز فعالیت قرقها در ابعاد محیطزیستی و اجتماعی بود. حتماً شما متوجه شدید که افرادی که از آنها نام بردم، از تأثیرگذارترین کسانی بودند که انگیزههای من را برای شروع راهی که تا آن روز کسی حداقل از جایگاه دانشجویی در آن قدم نگذاشته بود، بیشتر میکرد. در آن سالها استان یزد که در کنار کرمان خاستگاه اولیه قرقهای اختصاصی در ایران است، در کشاکش اخذ اولین مجوزهای قرق اختصاصی برای چند منطقه و برگزاری نشستهای هماندیشی دراینباره بود. نتایج بسیار خوب و استقبال جمع گستردهای از متقاضیان در این استان گویی دریچهای تازه روبهروی نگاه جستوجوگر من بود. برای آنکه بدانم راهی وجود دارد که از طریق آن به کمک مردم و از جایگاهی بهغیر از سازمان حفاظت محیطزیست، حفاظت از محیطزیست انجام شود، این جذابترین و تازهترین مفهومی بود که با آن مواجه شده بودم.
پیش از این، تصور میکردم حفاظت از عرصههای طبیعی صرفاً یک فعالیت حاکمیتی و روندی از بالا به پایین در جامعه است. اما با مطالعه نمونههای جهانی و توصیههای بینالمللی دراینباره با حفاظت خصوصی و مشارکتی آشنا شدم. بعد از آن، انتخاب موضوع پایاننامه کارشناسی ارشدم با عنوان «مکانیابی بهینه قرقهای اختصاصی بهمنظور تکمیل شبکه حفاظتی» فرصتی بود تا از نزدیک با نمونههای داخلی و نگرش بهوجودآمده برای جلبنظر طیف گستردهای از مردم که با هدف همراه ساختن جامعه در بحث حفاظت از تنوعزیستی، درگیر شوم. طی سفرها و صحبت با ذینفعان از طیفهای مختلف و بازدیدهای میدانی، سعی کردم نقش خودم بهعنوان یک «محقق-کنشگر» را بیابم و با پیدا کردن این جایگاه به فعالیتهای بعدی، بهخصوص پس از فراغت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۹۵، ادامه دادم. در سال ۱۴۰۲ مجدداً تصمیم گرفتم با ورود به دانشگاه موضوع حفاظتگاههای خصوصی را بهشکل منسجمتر و با نگاه تخصصی در مقطع دکتری و اینبار در کنار اساتید دانشگاه تهران دنبال کنم. خوشبختانه آنچه در این سالها رقم خورده بود، از جمله تلاش در کنار سایر فعالان این حوزه برای برگزاری نشستهای تخصصی، تهیه طرحهای توجیهی قرقها، تولید محتوا، انتشار مقالات، همکاری در چاپ چندین جلد کتاب، فعالیت برای ثبت انجمن صنفی کارفرمایی حفاظتگاههای خصوصی حیاتوحش، شرکت در همایشها و … همگی منجر به ایجاد بستر نسبتاً مناسبی شد تا بالاخره موضوع «Private Conservation» یا همان حفاظت خصوصی بهعنوان یکی از اشکال مختلف حفاظت، از سطوح حکمرانی تا استقرار مناطق حفاظتشده خصوصی بهشکل علمی دیده شود.
برای انتخاب این حوزه آیا انتقاد یا سرزنشی از سمت دوستان و اطرافیانتان شنیدهاید؟ چقدر از این انتقادات را بحق میدانید؟
متأسفانه نهتنها من بلکه بسیاری از اساتید، کارشناسان و فعالان این حوزه همیشه متهم به وابستگی یا جانبداری از جریانات غیردوستدار محیطزیست مثل بنگاههای اقتصادی وابسته به شکار ناپایدار میشویم. این اتفاق غیرحرفهای بارها و بارها در جمعها و رسانههای مختلف و البته بهشکل مغرضانه رخ داده که واقعاً آزاردهنده و غیرمنصفانه است. حال آنکه انتخاب این حوزه برای شخص من از آنجا بهشکل جدی رقم خورد که در قامت یک دانشجو، کارشناس یا کنشگر حوزه حفاظت از تنوعزیستی آن را راهکاری نو و ایدهای جوان در کشور میدیدم. درعینحال، این شیوه سالها و به اشکال مختلف در دنیا مورد استفاده قرار گرفته است و حالا نیاز به بومیسازی در حد ممکن و بازآفرینی در سرزمین ما دارد. البته نقد علمی به ابعاد مختلف استقرار، توسعه و عملکرد حفاظتگاهها همیشه مورد پذیرش و قابل بحث و بسیار سازنده است.
درباره انتخاب این حوزه بارها و به دفعات از سمت دوستان و آشنایان مورد انتقاد قرار گرفتهام؛ بهویژه در زمانهایی که هجمه علیه موضوع قرقها شدت میگیرد. آنها میپرسند دلیل این انتخاب چه بوده؟ یا اینکه کی قرار است خسته شوم؟ و چون هیچ زمان ذینفع مادی وابسته به یک حفاظتگاه خصوصی یا بهاصطلاح سرمایهگذار آن نبودهام، همیشه و حتی از سمت برخی از دوستانم این سؤال پرسیده میشود که چرا دست از این فعالیتها نمیکشی؟! و حقیقتاً این لحظات، لحظات سختی است … شاید این انتقادات بحق باشد و اگر من زمانی را که در سالهای گذشته صرف این موضوع کردهام، به حوزه دیگری میپرداختم، قطعاً در فضای حرفهای بازخورد متفاوتی نسبت به امروز دریافت میکردم.
بهنظر شما که فعال این حوزه هستید، تجربه قرقها در ایران مثبت است؟ و در چه صورت میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند؟
بله. بهنظر من، بهاندازه تجربه ۱۰ سال گذشته درسآموخته مثبت داشتهایم. تجربه قرقهای مجوزدار در کنار آنها که بهشکل غیررسمی و داوطلبانه شروع به حفاظت و درگیر کردن جامعه محلی با ارزشهای تنوعزیستی کرده و از برداشتهای خارج از ظرفیت مثل شکار غیرمجاز جلوگیری کردهاند، تجربه مثبتی است که بسیاری از آنها هیچ کجا ثبت و ضبط نشده است. بههرحال، سطح تحت حفاظت کشور افزایش یافته است، آنهم با سرمایه بخش خصوصی و همراهی مردم.
اگر واقعاً به آن سمت پیش برویم که منتفع کردن جامعه محلی از مزایای حفظ تنوعزیستی و حکمرانی مردم در عرصه محیطزیست را از اصول مهم حفاظتگاههای خصوصی برشماریم، قطعاً موفقتر خواهیم بود. بهنظر من، باید تمرکز را از افزایش جمعیتهای حیاتوحش بهعنوان تنها مزیت حفاظتگاههای خصوصی دور کرد و به ابعاد اجتماعی عملکرد این مناطق توجه بیشتری کرد. اما خود حفاظتگاهها چطور میتوانند به بهبود عملکردشان کمک کنند؟ مهم این است که حسابشده و فنی پیش برویم، آموزش در هر سطحی از جامعه محلی پیرامون منطقه، مدیران و نیروهای مشغول به کار را جدی بگیریم.
آیا قرقها توانستهاند جمعیت حیاتوحش را افزایش دهند؟ یا در حال جذب جمعیت حیاتوحش سایر مناطق هستند؟
بله، این افزایش جمعیت وحوش در محدوده قرقها را میتوان باتوجهبه آمار و ارقام موجود از سرشماریهای سالانه آنها بهوضوح مشاهده کرد. درباره گونههایی که سرشماری نمیشوند نیز خیلی از این مناطق ثبتهای ارزشمندی از گوشتخواران همچون پلنگ (تصاویر دوربینهای تلهای یا نمایههای دیدهشده) داشتهاند. حتی گونههای ارزشمندی همچون گور ایرانی، هوبره، زاغ بور و یوز در برخی از حفاظتگاههایی که سالهاست مورد حفاظت داوطلبانه قرار گرفتهاند، توسط همیاران و نیروهای محلی مشاهده و ثبت شدهاند.
مسئله جذب حیاتوحش به آن شکلی که مطرح میشود، جنبه منفی نیست، اتفاقاً یکی از مزایای حفاظتگاههای خصوصی در سراسر دنیاست؛ زیرا حتی اگر به این اصل معتقد باشیم که با برقراری امنیت در یک حفاظتگاه، جمعیتهای حیاتوحش برای همیشه و بهشکل دائمی از مناطق همجوار مثلاً یک منطقه تحت حفاظت دولتی به آنجا میآیند -که این یک فرض بعید است-، پس صحه بر این مطلب میگذاریم که مدیریت و عملکرد این مناطق از لحاظ حفاظتی خیلی بهتر از دیگر مناطق است. همچنین، اگر این جابهجایی گونه را موقتی و آمدورفتی -شبیه به آنچه در واقعیت رخ میدهد- ببینیم، متوجه خواهیم شد که رفتار جانداران در طبیعت و اکوسیستم زنده، پیرو ملاحظات انسانی و مقررات و دستورالعملهای مربوطه و مرزبندیهای درون طرحها و نقشهها نخواهد بود و به این شکل نیست که گونه همیشه مسیر یکطرفهای را از سمت یک منطقه دولتی به طرف یک منطقه غیردولتی بپیماید.
نکته دیگر آن است که نمونههایی همچون قرق منصورآباد رفسنجان یا بسیاری از حفاظتگاههایی که سالها است فعالیت داوطلبانه حفاظتی انجام میدهند، همجوار با هیچ منطقه تحتحفاظتی نبودهاند و پیشازآن هم از مناطق آزاد محسوب میشدند که عمدتاً بهدلایلی همچون شکار غیرمجاز و دستاندازیهای بیحدواندازه در طبیعت خالی از جمعیتهای قابلتوجه گونههای جانوری و حتی پوشش گیاهی شده بودند و حالا پس از حفاظت فیزیکی و همکاریهای محلی جمعیتهای چشمگیری از گونههای ارزشمند در خود را احیا کردهاند و بهاصطلاح بازسازی حیاتوحش در آنجا رخ داده است.
اکوتوریسم راهحلی بهتر از شکار نیست؟
هر دو موضوعی که شما از آن نام بردید، یعنی شکار تروفه و اکوتوریسم، مدلهایی از روشهای درآمدزا برای مناطق تحتحفاظت خصوصی هستند که میتوانند مورد استفاده مدیران مناطق و طرحهای اقتصادی آنها برای تأمین هزینههای حفاظت قرار گیرند. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید در بسیاری از کشورها، شکار تروفه یک راه بسیار سودآور (گردشگران کم، درآمد بالا) برای استفاده و مدیریت همزمان حیاتوحش است و در مقایسه، اکوتوریسم درآمدی کمتر نسبت به استفاده تعداد انبوهی از افراد در پی دارد. میخواهم بگویم که همهچیز بستگی به پایداری دارد. برداشت پایدار بهشکل شکار تروفه حتی میتواند بهمراتب کمزیانتر از اکوتوریسم ناپایدار و خارج از ظرفیت زیستگاه باشد. پس بهتر است صرفاً یک طرفدار احساساتی محیطزیست نباشیم و واقعبینانه جنبههای مختلف را بررسی کنیم. از طرفی تا امروز و حداقل با شرایط فعلی کشور، شما بهعنوان یک مدیر قرق این امکان را نداشتید که بهراحتی درآمد حاصل از اکوتوریسم را جایگزین شکار تروفه کنید و هزینههای سنگین سالانه حفاظت از منطقه را تأمین کنید که این ضعف به ساختارهای گردشگری طبیعتمحور در کشور ما و مسائل دیگر برمیگردد که باید کارشناسان دراینباره مسئلهیابی کنند.
شما بهعنوان زنی که در این حوزه فعالیت میکنید، با چالشهای بیشتری نسبت به همکار مرد خود مواجهید؟ و فعالیتی بوده که بخواهید انجام دهید، اما زن بودن مانعی برای شما شده باشد؟
بهنظر من، بهطورکلی فعالیت در عرصه محیط طبیعی برای ما زنان بهمراتب با چالشها و سختیهای بیشتری نسبت به مردان همراه است؛ زیرا متأسفانه همچون بسیاری دیگر از عرصهها، ما در مقایسه با مردان جدی گرفته نمیشویم یا حداقل در نگاه بخشی از جامعه اینچنین است. حال تصور کنید این نگاه در حوزه حفاظت از زیستگاهها و بهخصوص موضوعی که درست یا غلط، با بحث شکار پیوند خورده و همواره بخش جداییناپذیر آن است، چطور بهنظر میرسد! از سوی دیگر، ماهیت این فعالیت از دریچه نگاه دیگران، برای من بهشکل یک حرفه جدی دیده نمیشود و این بخش ماجرا سختترین قسمت آن است و آسیبهای زیادی را طی ۱۰ سال فعالیت برای شخص من بههمراه داشته است.
آینده حفاظتگاههای مردمییا قرقهای اختصاصی را چطور میبینید؟
من گمان میکنم درنهایت و نه خیلی دور، شبیه به بسیاری از نقاط دنیا، اشکال مختلفی از حکمرانی در مناطق تحتحفاظت در کشور شکل بگیرد که قرقهای اختصاصی یا همان حفاظتگاهها هم مدلی از آنها هستند. اعتقاد دارم باید تمام تلاشمان را بکنیم تا آن روز حداقل این مدل حفاظت نقاط ضعف و قوت خود را بهدرستی پیدا کرده و بهنوعی هرس شده باشد. اما اگر کمی سادهتر به موضوع نگاه کنم و دید شخصی خودم را بیان کنم، باید بگویم بهنظر من حس تعلقی که با سرمایهگذاری روی زیستگاههای طبیعی رهاشده ایجاد میشود، امید به بازسازی جمعیتهای بهشدت کاهشیافته یا ازبینرفته در یک منطقه، در کنار استفاده از دانش بومی همیشه الهامبخش است. امید به آینده همیشه برنده میدان است. امید به ماندن و از نو احیا کردن جایی یا چیزی…؛ این مهمترین نکتهایست که من در این سالها آموختهام.
برچسب ها:
اکوتوریسم، اکوسیستم، پوشش گیاهی، جامعه محلی، زیستگاههای طبیعی، شکار غیرمجاز، گردشگری، محیطزیست، منابع طبیعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید