نویسنده‌ای که سیاست، تاریخ و انسان را به هم گره زد

میراث ادبی «ماریو بارگاس یوسا»





میراث ادبی «ماریو بارگاس یوسا»

۲۶ فروردین ۱۴۰۴، ۱۳:۵۷

سال‌ها پیش در دوران جوانی‌ام، در دورانی که خواندن «صدسال تنهایی» «مارکز» دریچه‌ای برای آشنایی با ادبیات آمریکای لاتین برای نسل ما بود، ناگهان رمان «جنگ آخرالزمان» از «یوسا» که اثری پرورق و نسبتاً سنگین بود به دستم رسید و با خواندن آن چنان شیفته این اثر و نثر نویسنده‌اش شدم که بعد از پایان خواندنش با ولع به دنبال سایر آثار این نویسنده اهل پرو می‌گشتم. چندین سال تمام تمرکزم بر خواندن آثار یوسا بود و روزی به واسطه دوستی مترجم، آدرس ایمیلی از او یافتم و برایش از روی تفریح، ایمیلی ارسال کردم و از علاقه خود به داستان‌هایش نوشتم و گفتم شما لایق جایزه نوبل هستید و عجیب‌تر اینکه در کمال ناباوری، چند هفته بعد او جواب ایمیلم را داد؛ نمی‌دانم خود او بود یا به قول امروزی‌ها ادمینش، اما به‌هرحال پاسخ داد و بسیار تشکر کرد و جالب‌تر اینکه سه ماه بعد، یوسا برنده جایزه نوبل شد. هنوز جریان این ردوبدل‌شدن ایمیل بین من و یوسا و… در وبلاگ خاک‌گرفته‌ام در جهان مجازی مانده است.

 یوسا آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان در مطلبی کوتاه به او پرداخت؛ اما سعی می‌کنم ویژگی‌های مهم آثارش را مطرح کنم. ماریو بارگاس یوسا یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر ادبیات آمریکای لاتین است که با رمان‌های تأمل‌برانگیز، عمیق و پیچیده‌اش، هم‌زمان نگاهی تیزبینانه به دنیای سیاست، جامعه و ذهن و روان انسان دارد. آثار او ترکیبی جادویی از گونه‌های رئالیستی، روان‌شناختی و گاه پست‌مدرن است که خواننده و مخاطب را با اتمسفر و فضایی پُر از تضاد و درگیری آشنا می‌کنند. بافت، درون‌مایه و مضامین بنیادین آثار او دارای تنوعی گسترده و جذاب است. به طور مثال در رمان‌هایی مانند «گفت‌وگو در کاتدرال» یا «سور بز»، یوسا با وسواس و تأکیدی بی‌پروا و تا حدودی خشن به بررسی فساد سیاسی و تأثیر آن بر روح و روان انسان‌ها می‌پردازد. سور بز نمونهٔ شاخصی از رویکرد نقادانه او نسبت به حکمرانان دیکتاتوری‌های نظامی آمریکای لاتین است. در دیگر آثارش چون «شهر و سگ‌ها»، شخصیت‌ها در چالش و درگیری با محیطی نابهنجار و خشن و سرکوبگر به دنبال معنایی برای زندگی و هویت فردی خود هستند. این رمان نقد عریان و بی‌پروایی است بر نظام آموزشی نظامی در پرو.

 در کنار همه این ویژگی‌ها، یوسا در ساختار روایی آثارش نیز نویسنده‌ای نوآور است. استفاده از زاویه دیدهای مختلف، تکنیک جریان سیال ذهن، و زمان‌های متفاوت، از رمان‌های او فضایی چندلایه می‌سازد که خواننده را به تفکر وامی‌دارد. او نه‌تنها به سیاست، بلکه به نظام و روابط طبقاتی، جایگاه اعتقاد و دین، و تقابل بین سنت و مدرنیته در جوامع آمریکای لاتین می‌پردازد.

 در رمان «جنگ آخرالزمان» که به عقیده خودش بهترین اثرش محسوب می‌شود و از معروف‌ترین آثار یوسا در ایران نیز است، او داستان درگیری و برخورد دو بخش از جامعه را نشان می‌دهد که سالیان سال از هم دور مانده و هر یک در رؤیاهای بی‌بنیاد خود فرورفته بودند و اکنون در جنگی بی‌امان با یکدیگر دیدار می‌کنند. جالب است که این رمان به تاریخ «برزیل» می‌پردازد و یوسا باوجوداینکه اهل این کشور نیست، باتکیه‌بر ذهن و تخیل قوی خود، اثری درخشان را به رشته تحریر درآورده است. شاید همین ویژگی او باعث شده که در دنیای ادبیات، او را به‌عنوان استاد تصویرسازی دقیق و خلق شخصیت‌های زنده و چندبُعدی بشناسند.

 در کل می‌توان گفت سبک نگارش یوسا اغلب پیچیده، ادبی و پر از جزئیات است. دیالوگ و گفتگوها در آثار او جایگاه مهمی دارند و در اکثر موارد پرتنش و پرمفهوم‌اند و همین ویژگی باعث شده که شخصیت‌های آثارش عمیق و قابل‌تأمل باشند. بارگاس یوسا نویسنده‌ای بود که با ترکیب مهارت‌های ادبی، دانش تاریخی و بینش سیاسی-اجتماعی، توانست آثاری خلق کند که فراتر از مرزهای ملی و زبانی خوانده و تحلیل شوند. او درعین‌حال که داستان‌گوست، فیلسوفی است که از ادبیات برای واکاوی جهان پیرامون خود و انسان معاصر بهره گرفت. بعید است که ادبیات داستانی جهان، نویسنده‌ای هم‌وزن او را دیگر به خود ببیند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق