میراث سترگ وینسنت





میراث سترگ وینسنت

۱۵ فروردین ۱۴۰۴، ۱۸:۲۵

وینسنت را همه اطرافیانش از لبخند و انرژی مثبتش می‌شناسند. اما دوستان نزدیکش مثل من، سختکوشی‌ها و خروج حرفه‌ای از سخت‌ترین شرایط را مهمترین خصیصه او می‌دانند. من و ونیسنت یکدیگر را در سال ۲۰۱۷ و در مجال یک همایش بین‌المللی در ایتالیا پیدا کردیم. همکاران او نام یک فرد را برای کمک به یوزپلنگ آسیایی بر زبان داشتند؛ وینسنت ون در مرو، مدیر پروژه فراجمعیت یوزپلنگ؛ اسمی‌ که امروز بر زبان بسیاری از حفاظتگران جهان جاری شده است. در اولین گفت‌وگو با وینسنت وقتی از تلاش‌هایمان برای یوزپلنگ در ایران و وضعیت جمعیت بسیار شکننده آن می‌گفتم، ناگهان برقی در چشمانش نمایان شد. گویی کلید نجات را در دستانش دارد. گفت که باید از نزدیک‌ببینی فراجمعیت یوزپلنگ چگونه این گونه را نجات خواهد داد. وینسنت حرف تا عملش بسیار سریع بود. کمتر از یکماه بعد من را به چندین ذخیره‌گاه نیمه‌طبیعی یوزپلنگ در آفریقای جنوبی برد و در زنده‌گیری و انتقال چندین یوزپلنگ همراهم کرد. این مسیر همواره ادامه یافت و تا امروز من را درگیر حفاظت از زیرگونه‌های مختلف یوزپلنگ در مناطق مختلف آفریقا و آسیا کرده است.

همان سال ۲۰۱۷، وینسنت نیز برای دیدن آخرین زیستگاه‌های یوزپلنگ آسیایی دو مرتبه به ایران آمد. وینسنت به‌خوبی وضعیت و شرایط متفاوت کشورهای دنیا را می‌فهمید و همیشه پیگیر اخبار دنیا بود. این نقطه‌قوتی بود که در کمتر از ۱۰ سال، پروژه‌های فراجمعیت را در بسیاری از کشورهای دنیا گسترش داد؛ زیرا برمبنای نسخه‌پیچی مشابه به مسائل نگاه نمی‌کرد و همواره درک درستی از شرایط سیاسی اقتصادی و اجتماعی هر کشور داشت.  در آن سال‌ها و مخصوصاً از سال ۲۰۱۹ که میزبان معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست در آفریقای جنوبی بود، وینسنت داوطلبانه و حتی با هزینه‌های زیادی از خود، در بسیاری از برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات مرتبط به حفاظت یوزپلنگ در ایران مشارکت داشت. وینسنت حتی تا لحظه خاموشی هرجا که توانست نه‌تنها به یوزپلنگ در ایران که در تمام نقاط آفریقا و آسیا کمک رساند. من دردها و رنج‌هایی را که برای هر پروژه کشید، از نزدیک تجربه کردم. یوزپلنگ در تمام دنیا نقطه سیاسی اقدامات حفاظتی است. در تمام سال‌هایی که وینسنت برای حفاظت از یوزپلنگ کوشید، بسیاری از انتقادها در بستر سیاست بود، برمبنای منطق و اصول علمی‌پیش نرفت و بارها وینسنت و همراهانش مثل من آسیب دیدیم. اما او مثل یک کوه دوباره می‌ایستاد و پل جدیدی برای نجات می‌ساخت. متأسفانه، ارتقای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران و رؤیاهای بزرگ وینسنت و من نیز بر اثر همین سیاست‌بازی‌ها، کارشکنی‌ها و تمامیت‌خواهی‌ها تا به امروز آن‌طورکه پیش‌بینی می‌کردیم، پیش نرفت. هرچند از او یاد گرفتیم که هرگز ناامید نشویم و محکم‌تر ادامه دهیم.

او به من و بسیاری دیگر از حفاظتگران آموخت که با سخت‌کوشی، مثبت‌اندیشی و تلاش می‌توان رؤیاهای حفاظتی را به نتیجه رساند. ما در صدد طراحی و اجرای بزرگترین پروژه معرفی مجدد یوزپلنگ در دنیا بودیم که عمر وینسنت مجال دیدن این رؤیای بزرگ را نیافت. اما به‌زودی با انتقال حدود ۲۰ یوزپلنگ از فراجمعیت‌های آفریقای جنوبی به یک زیستگاه بدون فنس در موزامبیک با یاد او و در راه او، قدم برمی‌داریم. میراث وینسنت تربیت حفاظت‌گرانی است که تا ابد در مسیر طبیعت و نجات گونه‌های در خطر انقراض گام برمی‌دارند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *