آموزش صنایعدستی در زندانها به صنایعدستی آسیب میزند
۱۸ اسفند ۱۴۰۳، ۱۶:۴۹
معاون صنایعدستی در مراسم اختتامیه نهمین جشنواره بینالمللی فجر صنایعدستی و هنرهای سنتی (سرو سیمین ۹) که در برج میلاد برگزار شد، در حضور مهمانان خارجی و داخلی از جمله حجتالاسلام و المسلمین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه بود. مریم جلالی در این مراسم اظهار کرد: «ما اهل ساختن هستیم. ما گنج حاصل از رنج هستیم. صنایعدستی یکی از ارزشمندترین داراییهای ما است. بهترین راه پیشگیری از وقوع جرم ترویج صنایعدستی است؛ بهگونهایکه هنرمندان صنایعدستی کمترین آمار بزه و زندانیان را دارند و این درحالیاست که هنر صنایعدستی به زندانیان نیز آموزش داده میشود.»
بهنظر میرسد سخنرانیها نسبت به مهمانانی که برای جشنواره دعوت میشوند، تغییر میکند. صنایعدستی ما هیچ چارچوب، قاعده و قانون و هیچ برنامه اصولی ندارد که بخواهیم آن را عنوان کنیم و با تغییر مهمانانمان، آنهم که تغییر میکند؛ اگر رئیس قوه قضائیه باشد یکجور سخنرانی میکنیم و اگر رئیس دولت باشد بهشکل دیگری!
آیا آموزش صنایعدستی و بردن آن به زندانها کار درستی است؟ با نگاهی به آمارها که در سالهای اخیر این کار را انجام دادهاند، متوجه میشویم این کار بهجز آسیب به صنایعدستی، دستاورد دیگری نداشته است؛ زیرا افرادی که در زندانها بهسر میبرند، یا بزهکار هستند یا معتاد و زمانی که مواد اولیه در اختیار آنان قرار میگیرد و رشتهای را سرسری به آنان آموزش میدهیم، آسیب بزرگی به آن رشته میزنیم. چراکه مواد اولیه را خودشان تهیه نمیکنند و هزینهای هم بابت جا پرداخت نمیکنند، ایدهای هم برای پرداختن ندارند و ایدهای که شخص دیگری قبلاً خلق کرده را تولید میکنند بنابراین، محصولی که بهوجود میآید، با قیمت بسیار پایین عرضه میشود و آسیب بزرگی به افرادی میزند که خارج از زندان در حال ایدهپردازی هستند، بازاریابی میکنند و برای تهیه مواد اولیه مشقت میکشند و اجاره کارگاه میدهند.
آیا آماری داریم که چه تعداد از افرادی که دوران حبس آموزش دیدند تا چه اندازه همان هنر را ادامه دادند؟ گرچه من معتقدم چیزی که در زندان به زندانیان آموزش میدهند نه هنر است و نه صنعت؛ چراکه معمولاً کارهای بسیاری ضعیفی تولید میشود. سؤال دیگری که مطرح میشود این است که چه تعداد از زندانیان آزادشده موفق به دریافت کارت صنعتگری از وزارت میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری شدند؟ اگر معاونت صنایعدستی برای این حوزه برنامه دارد، چرا از جوانان و فعالانی که در عرصه صنایعدستی تحصیل کردند و در این شرایط همچنان کار میکنند، حمایت نمیکند؟
موضوع دیگر دعوت از مهمانانی است که برای این رویداد دعوت میشوند. بهعقیده من، باید مهمانانی به جشنواره دعوت شوند که توانایی و پتانسیل و اجازه سرمایهگذاری برای صنایعدستی را داشته باشند. حضور رئیس قوه قضائیه چه کمکی به صنایعدستی میکند؟ آیا قوه قضائیه میتواند در حوزه صنایعدستی سرمایهگذاری کند؟ گرچه در رویدادی که عنوان بینالمللی دارد، هر مهمانی هم میتواند حضور داشته باشد. اما ای کاش افرادی را برای این رویداد دعوت میکردند که تأثیرگذاری داشته باشند؛ چراکه قوه قضائیه نهایت میتواند روند حقوقی یک مسئله را در این حوزه پیش ببرد. ای کاش معاون صنایعدستی از آقای اژهای میخواستند که قانون کپیرایت را در حوزه صنایعدستی بهشکل سفت و سخت اجرایی کنند.
موضوع دیگری که در این زمینه مطرح میشود، استفاده از عنوان بینالمللی در یک رویداد است. ما زمانی میتوانیم عنوان بینالمللی را روی یک نمایشگاه بگذاریم که کشورهای دیگر خودشان بیایند و در یک نمایشگاه شرکت کنند. آیا افرادی که در این نمایشگاه شرکت کردند، با هزینه خودشان این کار را انجام دادند یا دولت از آنان حمایت کرده و آنان را با بودجه مردمی به این رویداد دعوت کرده است. ای کاش حداقل از هنرمند شاخصی دعوت میکردند که آثارش در دنیا تأثیرگذار بوده و با برگزاری یک کارگاه، دادههای خودش را به هنرمندان ایرانی هم منتقل کند. این درحالیاست که پولی که باید برای هنرمندان ایرانی صرف میشد، باتوجهبه کمبود بودجهای که همواره حوزه صنایعدستی با آن مواجه است، صرف دعوت هنرمندان خارجی به ایران شد. به همین دلیل من معتقدم ای کاش جشنواره را بهصورت ملی برگزار میکردند و همان هزینه را صرف هنرمندان ایرانی میکردند.
مشکل ما از زمانی شروع شد که فکر کردند صنایعدستی تزئینی است، هیچ محتوا و مفهومی ندارد. زمانی که محتوا را از صنایعدستی بگیرید و آن را به یک تکنیک تبدیل کنید، چیزی جز فرم از آن نمیماند و فکر میکنند میتوانند آن را به همه آموزش دهند و این سؤال مطرح میشود که اگر قرار بود صنایعدستی فقط یک فرم باشد، چرا اینهمه دانشگاه برای این رشته راهاندازی شده است؟
برچسب ها:
صنایعدستی و گردشگری، میراثفرهنگی، هنرهای سنتی، وزارت میراث
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
صاحبنظران در گفتوگو با «پیام ما» درباره انتقال اموال پژوهشکده هنرهای سنتی به «کاخ سعدآباد» هشدار دادند
کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید