گفت‌وگو با «شهرام فرضی»، کارشناس مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی؛

مسئولیت اجتماعی یا مسئولیت‌گریزی

درحالی که شرکت‌ها بودجه‌هایی را صرف برنامه‌های مسئولیت اجتماعی می‌کنند، اما نبود شفافیت در نحوه هزینه‌کرد موجب شده تا تردیدهایی درباره اهداف واقعی این اقدامات ایجاد شود.





مسئولیت اجتماعی یا مسئولیت‌گریزی

۸ اسفند ۱۴۰۳، ۱۶:۴۸

در عصری که تخریب‌های زیست‌محیطی و بحران‌های اجتماعی، آینده کره زمین را به خطر انداخته‌اند، کشورها و جوامع مختلف در سراسر جهان بیش از هر زمان دیگری به فکر اصلاح عملکرد خود در حوزه‌های گوناگون هستند. هدف آنها دستیابی به پایداری بیشتر و ساختن آینده‌ای است که در آن نسل‌های بعدی نیز بتوانند از منابع طبیعی و اجتماعی بهره‌مند شوند. در این میان، موضوع مسئولیت اجتماعی بیش ازپیش اهمیت یافته است، به‌ویژه از زمانی که شرکت‌ها و سازمان‌ها به این حوزه توجه ویژه‌ای نشان داده‌اند و بودجه‌هایی تحت‌عنوان مسئولیت اجتماعی به آنها تخصیص داده شده است. اما سؤال اینجاست که شرکت‌ها و سازمان‌ها تا چه حد به تعهدات خود در قبال جامعه و محیط زیست عمل می‌کنند؟ آیا بودجه‌های اختصاص‌یافته به مسئولیت اجتماعی واقعاً به دست جوامع محلی و پروژه‌های پایدار می‌رسد؟ برای پاسخ به این سؤالات و بررسی عملکرد شرکت‌ها در حوزه پایداری و پیگیری اقدامات آنها در قبال مسئولیت اجتماعی، با «شهرام فرضی»، کارشناس مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی، به گفت‌وگو نشستیم. در ادامه، مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

حالا دیگر مسئولیت اجتماعی کاری داوطلبانه و پیشنهادی اخلاقی نیست بلکه در حال تبدیل شدن به یک قانون لازم‌الاجرا است، شرکت‌ها تا چه اندازه توانستند این الزام قانونی را رعایت کنند؟

با اینکه نگاه‌ها به این سمت است که مسئولیت اجتماعی از شکل داوطلبانه خارج شود و به‌صورت الزام قانونی در بیاید، اما کماکان این اتفاق نیفتاده است؛ چون همچنان نه یک قانون مصرحی از سوی مجلس تصویب شده و نه اینکه دولت به‌صورت یکپارچه آیین‌نامه یا مقرراتی برای این موضوع پیشنهاد داده است. اما وقوف به اهمیت این موضوع و پراکندگی اقدامات در حوزه مسئولیت اجتماعی و همین‌طور هزینه‌کردهای بی‌حساب و کتاب در این حوزه، سبب شده است هم مجلس و هم دولت به این فکر باشند که با ایجاد قوانین مرتبط، تصویب آیین‌نامه و مقررات مربوط به مسئولیت اجتماعی این مفهوم را صورت‌بندی کنند تا در چارچوب مشخص و شفافی قرار بگیرد و امکانی برای پاسخ‌خواهی فراهم شود. 

در حال حاضر، تدوین پیش‌نویس قانون مسئولیت اجتماعی با همکاری مرکز پژوهش‌های مجلس  وارد سال سوم شده است تا این مسئله به یک انسجامی برسد. اتفاق قابل‌توجهی که در فرایند ویرایش سوم پیش‌نویس قانون اتفاق افتاده، این است که با همت دکتر شیخی، انتشار این پیش‌نویس عمومی شده تا نخبگان و صاحب‌نظران این حوزه بتوانند نقد و نظرات خود را نسبت به این پیش‌نویس اعمال کنند تا نظرات آنها در این پیش‌نویس لحاظ شود.

پس آیا شرکت‌ها در حوزه مسئولیت اجتماعی تا به امروز وقتی الزام قانونی وجود نداشته، براساس پیشنهاد اخلاقی عمل ‌کردند؟

الزام عمل به مسئولیت اجتماعی پیشتر، نه از سوی قانون یا مقررات دولت، بلکه از سوی کسانی که در جایگاه قدرت قرار داشتند نسبت به شرکت‌های فعال در این حوزه، تحمیل می‌شد. باید واقع‌بینانه ببینیم مخاطبان مسئولیت اجتماعی و کسانی که در سال‌های اخیر پیگیر این موضوع بودند، چه کسانی هستند؟ اگر قرار بوده اقدام مثبتی برای افزایش رضایت‌مندی مردم انجام شود، مردم از چه طریقی می‌توانستند درخواستشان را مطرح کنند؟ طبق اطلاعات درز کرده از رسانه‌ها، تنها در صنعت نفت در طول سه سال دولت سیزدهم بیش از ۴۶ همت در حوزه مسئولیت اجتماعی هزینه شده است. آیا مستنداتی برای چگونگی شناسایی اقدامات و نیز سنجش اثربخشی آنها وجود دارد؟

طبق روندهای شناخته‌شده، پیش از هر اقدامی در این زمینه، باید ارزیابی تأثیرات انجام شود. در حین و پس از اجرا نیز باید مراحل اثرسنجی نیز صورت بگیرد تا ببینیم چه اندازه این اقدامات اثربخش بوده است. مشکل اساسی آن است که اقداماتی که در زمینه مسئولیت اجتماعی انجام شده، ارتباطی با بُعد اخلاقی مسئولیت اجتماعی برقرار نمی‌کند، چون شفافیت و پاسخگویی مغفول مانده و اگر کسانی در این حوزه مدعی هستند که شفاف عمل می‌کنند، باید مستندات شناسایی تا اجرای اقدامات را با معیارهای گزارش‌دهی پایداری به اطلاع عموم مردم برسانند تا آنها متوجه شوند پروژه‌هایی که به‌نام مسئولیت اجتماعی پیش رفتند، چه مراحلی را طی کردند، چه کسانی آنها را پیشنهاد دادند و تا چه اندازه برای این اقدامات بودجه هزینه شده است و درنهایت این اقدامات تا چه اندازه مؤثر بودند.

شرکت‌ها در حال حاضر واحدهایی به‌نام مسئولیت اجتماعی تعریف می‌کنند یا زیر مجموعه بخش منابع انسانی می‌شوند؛ فکر می‌کنید کارشناسان این حوزه توانستند CSR را برای مدیران خودشان تعریف کنند و جا بیندازند؟

اگر پیشینه موضوع مسئولیت اجتماعی را با بررسی کنیم، می‌بینیم از مسئولیت فردی در حوزه‌ اخلاق شروع می‌شود، اما سازوکار جمعی تبیین‌شده‌ای برای آن وجود نداشته است. در غرب هم این‌طور نبوده که شرکت‌ها خودشان بیایند و به مسئولیت اجتماعی توجه کنند و بگویند صرف سودآور بودنمان کفایت می‌کند و باید به محیط‌زیست و اجتماعاتی که از فعالیت شرکت‌ها هم متأثر می‌شوند، توجه کنیم. مطرح شدن مسئولیت اجتماعی در اثر خواست و مطالبه عمومی ایجاد شده است و مطالبات هم در اثر وقوف و آگاهی از آنچه در حال رخ دادن است، شکل می‌گیرد.

بخش اعظمی از اقداماتی که به‌نام مسئولیت اجتماعی انجام می‌شود، بیشتر از آنکه به کاهش آثار منفی مستقیم و غیرمستقیم شرکت‌ها معطوف شود، در راستای کاربست حفظ ظاهر و نمایش بیرونی است. اگر بخواهم خلاصه بگویم باید از  فعالیت‌های داوطلبانه کوتاه‌مدت عبور کنیم و به پایداری فعالیت‌ها زیر نظر بالاترین مقام شرکت یا سازمان توجه کنیم.

پس اگر بسترهای لازم برای شکل‌گیری آگاهی ایجاد نشود، تأسیس واحدهای مسئولیت اجتماعی در شرکت‌ها که گاهی به روابط‌عمومی یا منابع انسانی وصل می‌شود، کافی و جوابگوی حل مسائل پیچیده امروز که ما با آن دست به گریبان هستیم، نخواهند بود. در حال حاضر، باتوجه‌به بحران‌های محیط‌زیستی و تغییراقلیم و پیامدهای وحشتناکی که با آن مواجه هستیم، معقول آن است شرکت‌ها به پیامدهای فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، توجه کنند و این کار باید از شکل داوطلبانه خارج و به یک الزام تبدیل شود.

بخش اعظمی از اقداماتی که به‌نام مسئولیت اجتماعی انجام می‌شود، بیشتر از آنکه به کاهش آثار منفی مستقیم و غیرمستقیم شرکت‌ها معطوف شود، در راستای کاربست حفظ ظاهر و نمایش بیرونی است. اگر بخواهم خلاصه بگویم باید از  فعالیت‌های داوطلبانه کوتاه‌مدت عبور کنیم و به پایداری فعالیت‌ها زیر نظر بالاترین مقام شرکت یا سازمان توجه کنیم.

پس شما هم به عملکرد فعالان حوزه مسئولیت اجتماعی نقد دارید و هم بودجه‌ای که اختصاص داده‌شده را حیف و میل‌ می‌دانید، درسته؟

در اولین مرحله باید ببینیم شرکتی که گزارش ارائه‌ داده، آیا مهمترین مسائل مربوط به فعالیت‌هایش (اصطلاحاً موضوعات برجسته یا متریال) را شناسایی کرده یا نه؟

آنچه ما به‌نام اقدامات مسئولیت اجتماعی می‌شناسیم، درواقع درخواست‌ها و مطالباتی است که از سوی شبکه‌ پیچیده قدرت تحمیل می‌شود و در برخی مواقع هم، همگامی با سویه‌های ایدئولوژیک روز است و ارتباطی با مسئولیت اجتماعی برقرار نمی‌کند. اگر شرکت‌ها می‌خواهند در حوزه مسئولیت اجتماعی عملکرد درستی داشته باشند، باید در عملکردشان بازنگری کلی کنند و نگاهی به درونشان و فعالیت‌هایشان بیندازند. شرکت‌ها باید پیامدهای اجتماعی، محیط‌زیستی و اقتصادی را شناسایی کنند و بعد از شناسایی در پی رفع این مسائل باشند.

به‌جای اینکه شرکت‌ها به‌دنبال کاهش میزان انتشار کربن که هزینه‌بر هم است باشند، یا توجه به شرایط کاری کارکنان و مردم متأثر در منطقه فعالیت توجه کنند، به سراغ مدرسه‌سازی و جاده‌سازی می‎روند تا برای کم‌کاری در امورات اصلی، پوششی ایجاد کنند.

نکته اینجاست که در بسیاری از موارد، درگیری پرطمطراق شرکت‌ها در امور خیرخواهانه‌ای مثل ساخت جاده، تأمین آب آشامیدنی، درمانگاه و دانشگاه به‌نظر من یک‌جور مسئولیت‌اجتماعی‌شویی است. به‌جای اینکه شرکت‌ها به‌دنبال کاهش میزان انتشار کربن که هزینه‌بر هم است باشند، یا توجه به شرایط کاری کارکنان و مردم متأثر در منطقه فعالیت توجه کنند، به سراغ مدرسه‌سازی و جاده‌سازی می‎روند تا برای کم‌کاری در امورات اصلی، پوششی ایجاد کنند. باید صادقانه برگردیم و ببنیم فعالیت‌ها و اقدامات ما تا چه‌اندازه به محیط‌زیست و کسانی را که با ما کار می‌کنند، دچار چه آسیب‌هایی می‌کند.

در برخی از شرکت‌ها ظروف یکبارمصرف بسیار زیاد استفاده می‌شود و در پی این مسئله هر کارمندی زباله زیادی تولید می‌کند، اگرچه در درجه اول حذف ظروف یکبارمصرف می‌تواند از هدررفت بخشی از منابع مالی جلوگیری کند، اما در اینجا نقش مدیران و مسئولان مسئولیت اجتماعی برای آگاهی کارمندان چیست تا بتوانند کارمندان را نسبت به موضوع مسئولیت اجتماعی حساس کنند؟

هر کسی باید از خودش شروع کند و شرکت‌ها هم می‌توانند در حوزه فعالیت خودشان تأثیرگذار باشند. بخشی از این موضوع به مسئولیت اجتماعی فردی برمی‌گردد؛ چون هر کسی می‌تواند انتخاب کند که وقتی چنین آلترناتیوی دارند، از قاشق، چنگال یا لیوان شخصی خودشان استفاده کنند و این مسئولیت اجتماعی فردی باید در مدارس آموزش داده شود و بعد به حوزه بزرگسالان و درنهایت به شرکت‌ها برسد. اما این سکه یک روی دیگری هم دارد. برای مثال، ممکن است شما وارد شرکتی شوید که در ظاهر عملکرد سبزی داشته باشد و به تولید پسماند کمتر، توجه کند، اما در عمل همین شرکت ممکن است در حوزه فعالیت ‌خودش به محیط‌زیست آسیب بزند و حتی منابع را تخریب کند یا باتوجه‌به فعالیت‌هایی که دارد، آب‌وهوا را آلوده کند یا پساب را به آب‌های آن منطقه وارد ‌کند. باید دقت کرد وقتی صحبت از مسئولیت اجتماعی می‌شود، شرکت‌ها فقط کارهایی را که همه می‌بیند، انجام ندهند بلکه باید همه داستان را ببینیم که بخش عمده فعالیت‌ شرکت‌ها به هسته اصلی برمی‌گردد. در این بخش فعالیت‌های مربوط به پایداری را رعایت کنند؛ به‌طور مثال شرکت‌های خودروسازی باید خودروهای باکیفیت‌تری تولید کنند و هر کسی در هر صنعتی فعال است، باید تلاش کند پارامترها و استانداردهای مربوط به پایداری در آن صنعت را بشناسد، رعایت و درنهایت گزارش‌دهی کند. همان‌طوری‌که در (GRI) می‌بینیم که به‌صورت فرمت کلی گزارش‌دهی بوده است، اما فرمت گزارش‌دهی برای نفت و گاز با سایر حوزه‌های صنعتی متفاوت است؛ هر حوزه‌ای یک بخش عمومی دارد که همه باید به آن توجه کنند و درعین‌حال، رسیدن به پایداری واقعی، رسیدن به شناخت و آگاهی عمیقی است که فعالیت شرکت‌ها را براساس پارامترهای پایداری تدوین می‌کند.

زمان‌هایی که جامعه ذی‌نفعان به مسئله پایداری و مسئولیت اجتماعی توجهی ندارند، چه کاری می‌توان کرد؟ مثلاً وقتی یک کشاورز به‌راحتی زمین خودش را به یک شرکتی می‌فروشد تا یک کار ثابت در همان شرکت به او بدهند.

وقتی ما صحبت از پایداری می‌کنیم، فقط منظورمان توجه و حفظ منابع برای آیندگان نیست بلکه برای زندگی خودمان هم باید به آن توجه کنیم. یعنی ما منابع را آنچنان بی‌رویه استفاده می‌کنیم که اگر کنترل نشود، مصداق همان مثل «بر شاخه نشستن و بن بریدن» است.


من زاده کلاردشت هستم و عملاً با همین موضوع مواجه شده‌ام. در این منطقه هستند کسانی که زمین‌های خودشان را فروختند و عملاً به‌عنوان سرایدار در ویلاهایی که در زمین‌های آنها ساخته‌شده کار می‌کنند. شاید در کوتاه‌مدت می‌تواند برای آنها یک سودآوری داشته باشد، اما در درازمدت این بحث پایداری است که خودش را نشان می‌دهد. وقتی ما صحبت از پایداری می‌کنیم، فقط منظورمان توجه و حفظ منابع برای آیندگان نیست بلکه برای زندگی خودمان هم باید به آن توجه کنیم. یعنی ما منابع را آنچنان بی‌رویه استفاده می‌کنیم که اگر کنترل نشود، مصداق همان مثل «بر شاخه نشستن و بن بریدن» است.


پس این آگاهی ابتدا باید در میان مردم محلی رخ دهد. باز هم از کلاردشت می‌توان مثال بزنم یک موردی سراغ دارم که فردی زمین خودش را فروخت و با پول آن ماشین خوبی خرید، اما بعد از مدتی حتی پول بنزین زدن را هم نداشت و دیگر زمینی هم نداشت تا روی آن کار کند. پس در درجه اول آگاهی‌بخشی عمومی مهم است و بخش دیگر مصائب ما در این حوزه به شرایط کلی کشور بر می‌گردد. برای مثال مردم جوامع محلی هم بررسی می‌کنند، عایدی زمینشان چقدر است و ریسک‌هایی که با زمین مرتبط می‌شود، تا چه اندازه کشاورزان و مردم محلی را دچار چالش می‌کند. هر سالی که خشکسالی رخ دهد و باران نبارد یا محصولات زمین کشاورزی بیمه نباشد، محصولات را آفت بزند و … شرایط زندگی و معیشت کشاورزان دچار اختلال شدیدی می‌شود. پس به‌طورکلی این افراد دچار عدم پایداری در تأمین معیشت از طریق زمین هستند و از طرفی هم وجود یک کار دائم یک امنیت خاطری را برای آنها ایجاد می‌کند و دردسرهایی مثل کار کشاورزی را برای افراد در جامعه محلی ندارد، به‌قول معروف همان آب باریکه را دارند و به دردسرهای دیگر آن فکر نمی‌کنند. 

چند سال پیش شرکت سنگ تزئینی کلاردشت به اسم تأمین سنگ برای متروی تهران آمد و در منطقه حفاظت‌شده رودبارک کلاردشت گستره چند صد هکتاری را مورد تهاجم راننده‌های بولدوزر قرار داد؛ یعنی آنها هیچ طرح و نقشه‌ از پیش‌تعیین‌شده‌ای نداشتند و راننده بولدوزر تعیین می‌کرد که کجا معدن سنگ است و در آنجا به این منابع دسترسی پیدا کنند. در ابتدا مردم محلی با این موضوع مخالف بودند، اما از طرف دیگر هم بحث بیکاری عمومی وجود داشت. بنابراین، مسئولان این شرکت با نمایندگان مردم صحبت کردند تا عده زیادی از کسانی که معترض بودند و تحصن کردند، به کار گرفته شوند و درنهایت معدن هم تا چندین سال به کار خودش ادامه داد. حتی امروز شما می‎بینید در یک منطقه حفاظت‌شده بدون هیچ برنامه‌ای یک شرکتی تأسیس شد، جاده‌ای کشیدند و با وجود این جاده مردم هم دست به زمین‌خواری زدند و کل این منطقه تحت‌تأثیر این اتفاق قرار گرفته است. متأسفانه در حال حاضر هم شرکت سنگ تزئینی هیچ مسئولیتی را قبول نمی‌کند. 

اما دوباره باید به بحث شرایط عمومی کشور برگردم؛ وقتی بیکاری عمومی وجود داشته باشد و نیاز به داشتن یک معیشت مداوم، سبب می‌شود تا افراد از همان ایده‌هایی که در ابتدا داشتند کوتاه بیایند و با کسانی که به حریمشان تجاوز می‌کنند، توافق کنند. درنهایت باید بگویم ما بیشتر از اینکه به بحث مسئولیت اجتماعی بپردازیم، نیازمند این هستیم که همگام با دیگر کشورها پیش برویم و جامعه جهانی از ما انتظار دارد تا در فعالیت‌های خودمان توجه به پایداری را بیش‌ازپیش مدنظر قرار دهیم که این بخش کماکان مغفول مانده است. امیدوارم با توجه‌ بیشتر دولت، شرکت‌ها و نهادهای دیگر هرچه سریع‌تر عملکردمان بیشتر از قبل معطوف به پایداری شود.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *