بررسی سیاست‌های کشاورزی پایدار در گفت‌وگو با عباس کشاورز، معاون پژوهشی مرکز ملی

فرصت آزمون و خطا نداریم

برای رسیدن به کشاورزی پایدار در ایران، نیاز به تغییر رویکرد علمی داریم و باید به مسائل به شکل ملی نگاه کرد. با نگاهی جامع به چالش‌های موجود، می‌توان از تجربیات بین‌المللی بهره‌برداری کرده و راهکارهای مؤثری برای آینده کشاورزی کشور ارائه داد





فرصت آزمون و خطا نداریم

۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ۹:۱۴

استفاده از روش‌های سنتی کشاورزی، خاکی که کیمیا است را از حاصلخیزی ساقط می‌کند و آب که مایه حیات است را هدر می‌دهد؛ استفاده از کودهای شیمیایی هم می‌تواند آسیب‌زننده باشد. اما به‌کارگیری روش‌های نوین کشاورزی و کشاورزی پایدار می‌تواند از این تخریب‌ها جلوگیری کند؛ یعنی مانع هدررفت آب شود، از شوری خاک جلوگیری کند و حاصلخیزی خاک تهدید نشود، از طرف دیگر سود اقتصادی هم تأمین شود. به همین خاطر است که سالانه کشورهای بیشتری به استفاده از کشاورزی پایدار رو می‌آورند و زمین‌های بیشتری با این روش به زیر کشت می‌روند. برای بررسی «سیاست‌های کشاورزی پایدار در ایران» به سراغ عباس کشاورز، معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات آب و کشاورزی اتاق بازرگانی ایران رفتیم. او مقالات متعددی در خصوص کشاورزی پایدار دارد و در حوزه آب‌وخاک تحقیقات زیادی انجام داده است. کشاورز پیش‌تر و در سال ۹۸ مدتی سرپرست وزارت جهاد کشاورزی بود. به اعتقاد او، استفاده از دانش روز و استفاده از خرد جمعی، راهکاری برای برون‌رفت از چالش‌های بخش کشاورزی است.

بحران منابع آب، فرسایش خاک، تغییر زیست بوم و … ما را دچار تهدید کرده است، آیا برنامه‌هایی برای اجرایی شدن کشاورزی پایدار در ایران تا به حال داشته‌ایم؟
ابتدا باید به چند نکته در مورد ناپایداری جدی بخش کشاورزی اشاره کنم؛ اولین چالش جدی بخش کشاورزی و حتی کشور ابر چالش آب است. منابع آب کشور چه سطحی و چه زیرزمینی به‌شدت کاهش پیدا کرده است، آب زیرزمینی با کسری تجمعی بین ۱۵۰ تا ۳۵۰ میلیارد مترمکعب در ۴۰ سال اخیر مواجه است. یا با پدیده فرونشست مواجهیم که حتماً دیدید چطور زیربناهای کشور را تهدید می‌کند، اضافه برداشت سبب افت کیفیت آب و تخریب خاک شده است حتی آب‌های سطحی هم از این قاعده جدا نیستند. در بخش آب زیرزمینی هم با کسری بسیار زیادی مواجه هستیم اگر به آن توجه اورژانسی نکنیم باعث تشدید پدیده فرونشست می‌شود و تمدن ایران باستانی تهدید خواهد شد؛ بنابراین کمبود آب از مسئله کشاورزی فراتر و مهم‌تر است.

 

دررابطه‌با آب‌های سطحی هم ما چند خطای بزرگ مرتکب شدیم و این خطا باعث شده که آورده آب‌های زیرزمینی ما ظرف چهل سال گذشته کمتر شده پس در مقایسه با چهل سال گذشته آب سطحی مناسبی نداریم اگر حدود ۹۰ میلیارد مترمکعب در دهه ۶۰ آب داشتیم در حال حاضر زیر ۵۰ میلیارد مترمکعب آب داریم که تهدید جدی است. مسئله دیگر این است که به حقابه‌های زیست‌محیطی توجه نکردیم پس با بحران‌های شدید زیست‌محیطی مانند خشک‌شدن تالاب‌ها و ریزگردها درگیر می‌شویم؛ شیوع بیماری‌های ناشی از گسترش ریزگردها یا بادهایی که از دریاچه ارومیه می‌وزد و سلامتی مردم و محیط‌زیست را تهدید می‌کند از عوامل عدم توجه به این حقابه‌ها است. افزایش درجه‌حرارت کشور به علت نادیده‌گرفتن آسیب‌های زیست‌محیطی بیشتر از دوبرابر متوسط جهانی هست و این موضوع هم یک تهدید دیگر است.
چه چالش‌هایی در بخش کشاورزی، وضعیت ما را ناپایدار می‌کند؟

 

مهم‌ترین چالش کشاورزی کشور کمبود شدید آب است و به‌خاطر پایداری سرزمین، کشاورزی باید تقاضای آب را هم کم کند و در قانون برنامه ششم هم به این مسئله پرداخته شده بود که البته در قانون برنامه هفتم اعداد و ارقام دقیق‌تری گذاشته شد؛ پس آینده کشاورزی در کشور ما، کشاورزی کم‌آبی است. تهدید جدی دوم بحث خاک است، اهمیت خاک از آب کمتر نیست خاک ما در معرض فرسایش، در معرض تهدید حاصلخیزی است؛ این مسئله سبب می‌شود تا روی کیفیت و کمیت محصولات تولیدی کشاورزان هم اثر بگذارد و مصرف هرچه بیشتر کود، انجام عملیات ماشینی همه‌وهمه به ضرر اکوسیستم و پایداری برای محیط تمام می‌شود و در نهایت برای کشاورزان هم هزینه‌های زیادی به دنبال دارد. وقتی مصرف زیاد نهاده‌های کشاورزی و مصرف انرژی بالا می‌رود، به‌تبع ما با یک ناپایداری شدید مواجه می‌شویم.

 

ناپایداری دیگری که بخش کشاورزی را با آن درگیر می‌کند بحث قیمت و رقابت است؛ ما باید از تولید داخل حمایت کنیم؛ اما مصرف‌کنندگان هم حق دارند. تابه‌حال سیاست‌های ما یک‌جانبه و در حمایت از تولید داخلی بوده است و همه به ضرر مصرف‌کننده تمام می‌شود. در مقیاس با قیمت‌های جهانی اگر بعضی از بازارهای محلی و فصلی نباشد ما امکان صادرات به قیمت مناسب را نداریم و بالابودن قیمت ارز صادرات محصولات کشاورزی را سرپا نگه داشته است. موضوع دیگر این است که اگر یک روزی مصرف‌کنندگان حق اعتراض داشته باشند و در مقابل سیاست‌مداران بگویند اگر شما نمی‌توانید قیمت را ارزان تمام کنید، چرا ما باید کالای گران بخریم؟ گوشت، مرغ، میوه و… همه از قیمت‌های جهانی بالاتر هستند و مصرف‌کنندگان هزینه‌های زیادی را به علت حمایت سیاست تولید داخل پرداخت می‌کنند البته که باید به تولید داخل توجه کرد؛ اما نباید کمر مصرف‌کننده زیر بار این قیمت‌ها خم شود.

 

آخرین چالش بخش کشاورزی بهره‌وری است ما نه از خاک، نه از آب به‌عنوان مهم‌ترین عامل تولید و نه از انرژی و نهاده‌ها، تولید قابل‌قبولی نداریم. این مسئله هم یک تهدید جدی است که باید راهکار جدی برای آن ارائه شود. چالش مهم دیگری که بخش کشاورزی با آن مواجه است و سبب ناپایداری می‌شود، موضوع سرمایه و تکنولوژی است. اگر به آمارهای بانک مرکزی مراجعه کنید هزینه سرانه فعالان یا روستاییان بیشتر از درآمد آنها است، به‌عبارت‌دیگر فرصت ایجاد پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری از آنها ساقط شده است وقتی یک فعال اقتصادی هزینه‌های بیشتر از درآمد داشته باشد بدیهی است که امکان توسعه، نوسازی، ارتقا بهره‌وری و امکان بهبود تولید را ندارد. مجموع این موارد سبب شده تا کشاورزی ما به‌صورت مقطعی در آن یک اتفاقاتی رخ دهد؛ اما این مقاطع با ظرفیت اکولوژی کشور سازگار نیست. یعنی سهم و رفتار انسان در بهره‌وری از منابع باید سهم محیط‌زیست و ماندگاری سایر موجودات را هم لحاظ کند اگر ما رفتارهای خودمان را به ظرفیت اکولوژی تبدیل کنیم این می‌تواند به پایداری یا به بهره‌وری مناسب تبدیل شود. به‌عنوان‌مثال اگر شما هر محصولی را از آمار نامه‌های وزارتخانه که روی سایت قرار دارد رصد کنید متوجه می‌شویم که رفتارهای ما تا چه اندازه ناپایدار است.

 

آیا دولت‌ها راهکاری برای برون رفت از موانع رسیدن به کشاورزی پایدار ارائه کرده‌اند؟ یا مجلس چه عملکردی در این خصوص داشته است؟
مجلس کار ویژه‌ای نمی‌تواند انجام دهد تا زمانی که دولت پیشنهادات و طرح‌هایی به آن ارائه کند، چون مجلس پیشنهادهایی که دولت می‌دهد را بررسی می‌کند از نظر من دولت‌ها کوتاهی‌هایی دراین‌خصوص داشتند. دانش ما برای اداره یک کشاورزی پایدار و بینش کشاورزی اکولوژی بسیار کم است. وزیر جهاد و کشاورزی هم حداکثر می‌تواند یک تخصص داشته باشد؛ اما مسئله اصلی این است که مدیریت‌های کلان این حوزه اغلب سیاسی بودند و هنوز هم هستند. درصورتی‌که به گمانم باید تکنوکرات‌ها مستقر شوند تا مبادله علمی با جهان داشته باشند و موظف شوند تا با خردجمعی تصمیمی را بگیرند این الزامات ساده نیستند و نیاز به رویکرد جدید دارد. ما نه‌تنها چنین رویکردی نداریم؛ بلکه حتی در حال تضعیف آن هستیم.

 

زنگ خطر همه بحران‌ها زیست‌محیطی برای ما به صدا درآمده، چرا دولت‌ هنوز به فکر تغییر رویکرد نیست؟
من با نظر شما موافق هستم؛ اما در طی این دهه‌های اخیر هرجا تریبون بوده این موضوع را مطرح کردم مجموعه‌ای که بخش‌های اجرایی را تشکیل می‌دهد و تبعیتی که مدیران سطح بالای دستگاه‌های اجرایی از جریان‌های سیاسی دارند اجازه ایجاد چنین فضایی را نمی‌دهد. اگر هم پیش‌آمده باشد مقطعی و موردی بوده است؛ این موضوع باعث شده تا کشور و مردم هم هزینه هنگفتی را پرداخت کنند.

 

اگر خاک کشور را از نظر حاصلخیزی بررسی کنید دیگر خاک زراعی نیست در این خاک اثری از موجود زنده و مواد آلی نیست ما به‌زور کود فراوان، تراکتور، آب فراوان و بذرهای زیاد تلاش می‌کنیم تا به محصول برسیم؛ اما چنین محصولاتی از نظر تولیدی، اقتصادی و اکولوژی امکان رقابت ندارد. ترمیم و اصلاح این رویکرد نیاز به تغییرات ساختاری دارد. علم در دنیا هر روز تغییرات زیادی می‌کند و کشورهای مختلف هم خودشان را با این شرایط نوین تطبیق می‌دهد ما فقط در قسمت‌های محدودی مانند پزشکی از علم روز استفاده می‌کنیم؛ اما در حوزه کشاورزی بسته هستیم اصلاً امکان ندارد اتفاق مفیدی رخ دهد؛ بنابراین نیاز به یک رویکرد همه‌جانبه داریم. باید از افراد متخصص خارجی و داخلی استفاده کنیم از شرکت‌های به‌روز و با دانش کمک بگیریم تا با ما همکاری کنند. متأسفانه دانشی نداریم که بتواند در این شرایط خطیر به کمک ما بیایید؛ وقتی این موضوع را از من می‌شنوید اعتراف تلخی است؛ چون سال‌ها در این حوزه تجربه کردم و بیشترین سابقه را در بحث کشاورزی دارم. ما نیازمند تغییر رویکرد، به‌کارگیری علم روز دنیا و به‌کارگیری خردجمعی هستیم تا بتوانیم از این تنگناهای بسیار جدی تا حدی خارج شویم.

 

توجه به مسئله خاک در هیچ گروهی در بخش کشاورزی نیست؛ نه در برنامه‌های آب‌وخاک، نه در برنامه‌های زراعت و نه در برنامه‌های باغ نمی‌بینیم که به چنین مسئله مهمی توجه کنند. وقتی کشت و کار می‌کنیم سهم خاک چه می‌شود؟ فکر می‌کنیم هرچه می‌کاریم سهم بشر است که باید منافع اقتصادی آن تأمین شود؛ اما خاک موجود زنده است و باید آن را به واسطه گیاهان حاصلخیزکننده تقویت و به حفظ مواد آلی آن کمک کرد؛ بنابراین تا چنین نگاهی تغییر نکند وضعیت هر روز بدتر می‌شود. ممکن است استادان دانشگاه از حرف من دلخور شوند؛ اما واقعیت این است که دانش کشور قادر به ارائه راه‌حل برای برون‌رفت از این چالش نیست یا فرصتی برای آنها ایجاد نمی‌شود.

 

تغییر اراضی از کشاورزی به مسکونی چه آسیب‌هایی به همراه داشته است؟
این مسئله هم یک تهدید است در برنامه هفتم به‌خاطر تأمین مسکن به زمین‌های درجه سه، اجازه تغییر کاربری داده شده است، زمین‌های درجه سه در کشور خشکی؛ مانند کشور ما زمین‌های مرغوب و خوبی هستند ما باید به اراضی درجه شش تغییر کاربری می‌دادیم؛ چون اطراف شهرها خاک‌های حاصلخیز زیادی وجود دارد و کشاورزان ماهرتر هستند؛ اما در حال تغییر اراضی درجه سه هستیم. شهرهای شمالی نمونه بارز دیگری از این تغییرات هستند؛ همان‌طوری که گفتم نیاز به تغییر رویکرد علمی داریم و باید به مسائل به شکل ملی نگاه کرد. ما باید به توسعه بلندمدت توجه بیشتری از توسعه کوتاه‌مدت داشته باشیم اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت نتایجی هم بگیریم؛ چون فرصتی برای آزمون‌وخطا نداریم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *