تعطیلی بازار پرندگان به روایت عطاءالله کاویان، مدیرکل محیط‌زیست مازندران

جمع کردن بازار پرندگان فریدونکنار را کوچک نشمارید

مدیرکل محیط‌زیست مازندران معتقد است آموزش کودکان و بومیان منطقه، راه‌حلی پایدار برای کاهش شکار و صید پرندگان است و روش‌های قهری و نظامی نمی‌توانند معضلات زیست‌محیطی را به‌طور کامل برطرف کنند





جمع کردن بازار پرندگان فریدونکنار را کوچک نشمارید

۳۰ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۰۹

اواخر آبان‌ماه بود که صحبت از جمع‌آوری بازار خریدوفروش پرندگان فریدونکنار یک‌بار دیگر خبری شد. فعالان محیط‌زیست و فعالان حقوق حیوانات اما چندان با این خبر خوشحال نشدند. آنها معتقد بودند این کار صرفاً نمایشی است و تأثیر چندانی در میزان صید و شکار ندارد و باوجود جمع شدن بازار، همچنان خرید‌وفروش در جریان است و سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌جای کارهای نمایشی باید مشکل را از ریشه حل کند و آن‌هم مقابله با صید و شکار و دامگاه‌داران است. «عطااله کاویان»، مدیرکل محیط‌زیست استان مازندران اما با پذیرش نقدها بر این نظر است که نباید جمع کردن بازار را کوچک شمرد. او معتقد است همین که حالا بازاری به‌صورت رسمی برای این کار وجود ندارد، موفقیت کوچکی نیست و حل کردن مسئله شکار و صید هم با روش‌های نظامی و انتظامی ممکن نیست و باید بومیانی را که سالیان سال به این کار مشغولند با آموزش، آن‌هم آموزش گسترده، برای همه قشرها از جمله کودکان این مناطق به‌سمت درست برد. با او درباره نقدها به این اتفاق و آنچه در منطقه در جریان است، به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

تعطیلی بازار پرندگان فریدونکنار تاکنون نتوانسته باعث خوشحالی فعالان محیط‌زیست و فعالان حقوق حیوانات باشد. آنها معتقدند این کار نمایشی است و آنچه باید کنترل و با آن برخورد شود، در گام نخست، صید و شکار است. تا زمانی‌که شکار و صید در جریان است، تعطیلی بازار فقط محل خریدوفروش را تغییر می‌دهد. پاسختان به این انتقادات چیست؟

بخشی از این نقدها کاملاً قابل‌پذیرش است و اگر بخواهیم با منشأ این فرایند برخورد کنیم، باید به محدوده دامگاه‌ها ورود کنیم. اما از طرفی باید بپذیریم هرچه فروش آسان‌تر باشد، تمایل به صید بیشتر است. این درباره هر بازاری وجود دارد و عرضه و تقاضا به یکدیگر وابسته‌اند. این بازار به‌صورت رسمی و علنی مشغول به کار بود و در آن نرخ تعیین می‌شد. این باعث شده بود قبح خریدوفروش پرندگان شکسته شود. سازمان حفاظت محیط‌زیست هم بیش از دو دهه به‌دنبال جمع کردن این بازار بود و اگر این پروژه خوب نبود، چرا سازمان این همه سال به‌دنبال این پروژه بود؟! بنابراین، می‌دانیم مسئله شکار و صید مهم است، اما نباید جمع‌آوری بازار خریدوفروش را هم کوچک شمرد.

 

اتفاقاً یکی دیگر از نقدها این است که سازمان بانی جمع‌آوری نبوده و شهرداری یا سازمان دامپزشکی این کار را انجام داده است…

این‌طور نیست. وقتی یک موفقیتی به‌دست می‌آید، همه می‌خواهند خود را در آن سهیم کنند. این موفقیت صرفاً محصول تلاش‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست و در کنارش اداره‌کل محیط‌زیست مازندران و فریدونکنار بوده است. من زمانی که برای این سِمت انتخاب شدم، جلسه‌ای با حضور دامگاه‌داران درون خود دامگاه برگزار کردم. دامگاه زمین شخصی افراد است و دامگاه نقطه‌ای است که هیچ‌کس اجازه ورود به آن را ندارد. ما با چندین جلسه صحبت راهی باز کردیم که در همین دامگاه‌ها میزبان ما باشند. مسئولان مختلف استان در این جلسه حاضر بودند و آنجا تلاش کردیم به آنها نزدیک شویم و مسائل مختلف را مطرح کنیم. جمع شدن بازار حاصل تلاش دو دهه‌ای بود و یک بخشی از این چرخه، جایی با این کار قطع شد. اما فرایند شکار و صید موضوع دیگری است. ما ابتدا با شکار و صید و بعد عرضه و فروش مواجهیم. در عرضه و فروش کار انجام داده‌ایم و در رابطه با شکار و صید هم برنامه‌های گسترده آموزشی از سال‌های قبل داریم که همین الان هم در حال انجام است. امسال سومین پاییز و زمستانی است که مدیر مازندران هستم. در دو پاییز و زمستان گذشته در ۱۱ روستای پیرامون برنامه آموزشی انجام دادیم. در مدارس و مساجد به‌هر عنوان برنامه آموزشی می‌گذاریم که نسل‌های بعدی را متقاعد کنیم. وقتی به آنها مراجعه می‌کنیم، مدام می‌گویند کارشان ۲۰۰-۳۰۰ سال سابقه دارد و نسل‌ به‌ نسل این شکار رواج داشته است. به قدمتش می‌نازند و باید نسل‌های بعدی متقاعد شوند که این قدمت اهمیت ندارد و باید از آن به‌شکل فعلی دست بکشند.

 

وضعیت پیگیری‌های قضائی در سال‌های اخیر چگونه بوده است؟

پیگیری قضائی در سال‌های گذشته به این شکل بود که حتی یک رأی به‌نفع محیط‌زیست صادر نشده بود. سال قبل ۷۰ مورد شکایت از دامگاه‌داران داشتیم، اما یک مورد هم نتیجه نداشت. به‌این‌ترتیب، هم با دادستان قبلی و هم با دادستان جدید فریدونکنار چند جلسه گذاشتیم که ایشان بسیار همراه است. در هفته‌های گذشته از همه دامگاه‌ها بازدید کرده و این در‌حالی‌است که این فرد به‌عنوان دادستان نمونه سال گذشته هم مورد تقدیر قرار گرفته است. بنابراین، یک بخش بازدارندگی قانونی است و بخش دیگر برخورد مستقیم با مردم است که من اصلاً با آن موافق نیستم و از ابتدا گفته‌ام که با برخورد پادگانی و پلیسی اصلاً موافق نیستم. اگر بتوانیم موفقیتی به‌دست بیاوریم، با روش‌های نرم و طولانی‌مدت است و روش‌های دیگر هیچ‌کدام ماندگاری ندارد.

 

صحبت از افرادی خاص و روابط خاص در این منطقه بسیار گسترده است. گفته می‌شود افرادی مشخص این چرخه را هدایت می‌کنند و مسئولان استان هم آنها را می‌شناسند، اما برخوردی با آنها ندارد. پاسختان چیست؟

این افراد را به‌عنوان لیدر می‌شناسیم و در سال‌های گذشته تلاش کردیم با آنها ارتباط بگیریم در قالب معیشت جایگزین که برگزاری تورهای پرنده‌نگری بود، اول همین افراد را وارد کار کنیم. چون معتقدیم اگر این لیدرها در مسیر درست قرار گیرند، افراد بسیاری را همراه خود می‌آورند. در محدوده‌ای که در اختیارش است، به یکی از آنها مجوز پرنده‌نگری دادیم و بخشی از پاسگاه «اجاکله» که یک مرکز پرنده‌نگری قرار بود آنجا ساخته شود. گفتیم بااستفاده از روش سنتی دوما صید کن و صیدت را طبخ کن و به مردم بفروش. استقبال زیادی کردند. طرحی از ایشان گرفتیم، طرحشان را بررسی کردیم و با دوستان میراث فرهنگی هم صحبت کردیم، اما متأسفانه مشکلات دیگری پیش آمد که در تلاش برای حل این مسائل هستیم؛ چراکه بخشی از این املاک، املاک ملی است و منابع طبیعی گفت عرصه ملی است و در تلاشیم این گره را باز کنیم و خواستیم ایشان تعهد دهد که درصورت اجاره و نه واگذاری حق استفاده را بگیریم. دنبال این هستیم که این افراد را جذب کنیم و معیشت جایگزین برایشان تعریف کنیم و مطمئنم اگر یک پاییز و زمستان به این شکل کار کنند، شکار و صید را رها می‌کنند. من مخالف برخورد قهری هستم و باید بتوانیم آنها را قانع و بعد به راه درست بیاوریم.

 

شنیده‌ها حاکی است که در سال‌های گذشته و حالا پرندگان حتی از استان‌های گیلان و گلستان هم به فریدونکنار می‌‌آیند. کمی در این باره توضیح دهید.

بله. از تالاب‌های گلستان، خلیج گرگان و میانکاله، شهرهای گیلان و دیگر شهرهای مازندران به اینجا پرنده می‌آوردند. ما این بازار را حذف کرده‌ایم و این باعث شده است بخش بزرگی از این آمدوشدها هم از بین برود. ما در این بازار زنده‌فروشی هم داشتیم و دو سال گذشته در یک عملیات ۴۰ پرنده زنده را در جویبار گرفتیم که عازم اصفهان بود و قاچاق می‌شد.

طی دو سال گذشته در یک عملیات ۴۰ پرنده زنده را در جویبار گرفتیم که عازم اصفهان بود و قاچاق می‌شد. محیطبان ما با لباس مبدل و صیادی به این مناطق می‌رفت، فیلم می‌گرفت تا بتوانیم افراد را شناسایی کنیم

محیطبان ما با لباس مبدل و صیادی به این مناطق می‌رفت، فیلم می‌گرفت تا بتوانیم افراد را شناسایی کنیم. خیلی شرایط سختی برای ما هم بود و البته باید بدانیم که کار خیلی زیادی باقی مانده، اما خواهش می‌کنم تعطیلی بازار را کوچک نکنیم. ما یکی از دو بخش اصلی این فرایند را عقیم کرده‌ایم. ما نمی‌توانیم برای هر پرنده مأمور بگذاریم. در یک دامگاه در یک شب هزار پرنده ممکن است بیاید و همه هم شکار می‌شوند. در یک سالی نیروهای مازندران، سمنان و تهران جمع شدند در مازندران. درگیری و تنش بالا گرفت. این برخورد قهری مورد حمایت من نیست؛ چون دیده‌ایم که نتیجه درستی نداده است و جلوی صید را هم نگرفت.

تالاب فریدونکنار بین‌المللی است. لطفاً به ما بگویید تاکنون آیا رایزنی برای حضور و حمایت بین‌المللی داشته‌ایم؟

در سفر رئیس‌جمهور فقید، آقای رئیسی، یکی از پیشنهادات ما این بود که اعتباری به ما داده شود تا بتوانیم عرصه‌های کشاورزی این منطقه را خریداری کنیم. به‌این‌ترتیب، مالکیت در اختیار سازمان محیط‌زیست قرار می‌گیرد، نیروهایمان حاضر می‌شوند و پرنده‌ها به‌راحتی در این عرصه‌ها می‌نشینند. اینجا نقطه امنی می‌شد که در اختیار ماست. پیشنهاد خرید این عرصه ۱۰ هکتاری به مصوبات استانی هم رفت، اما آن اتفاق افتاد و دولت جدید مستقر شد و از آن سفر تاکنون هیچ مصوبه‌ای برای اجرا ابلاغ نشده است. اگر این اتفاق بیفتد برنامه بسیار خوبی خواهد شد. اینجاست که کمک‌های بین‌المللی می‌تواند برای خرید زمین به کمک ما بیاید. ما دنبال عرصه‌ای هستیم که به‌عنوان تالاب حفظش کنیم.

کمک‌های بین‌المللی می‌تواند برای خرید زمین به کمک ما بیاید، ما دنبال عرصه‌ای هستیم که به‌عنوان تالاب حفظش کنیم. آنجا بیش از ۸۰۰ مالک دارد، اما بردن این کار در کنوانسیون‌های بین‌المللی و گرفتن اعتبار می‌تواند بسیار اثربخش باشد

ما در سرخرود و ازباران برخی از دامگاه‌ها را نداریم؛ چراکه کشت دوم برنج بصرفه است. این کشت تا آذر طول می‌کشد و دامگاه‌دار نمی‌آید برای آذر تا بهمن هزینه و دامگاه ایجاد کند. بعضی خوشحالند، اما من نه. من به‌دنبال این هستم که اکوسیستم تالابی را حفظ کنیم. در فریدونکنار، تالابی خصوصی داریم که مالکانی خرد دارد و مذاکره و خرید و مواردی ازاین‌دست بسیار سخت است. آنجا بیش از ۸۰۰ مالک دارد، اما بردن این کار در کنوانسیون‌های بین‌المللی و گرفتن اعتبار می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

سازمان محیط‌زیست به‌عنوان عنصر بالادست در‌این‌باره چه کمکی به شما‌ می‌تواند بکند؟

از سازمان توقع داریم در فریدونکنار تنها به‌دنبال برخورد با افراد نباشد. از ما فقط  نخواهند نیروهای نظامی و انتظامی را صف کنیم. این باید گزینه آخر ما باشد، نه گزینه اول. در میانکاله آتش‌سوزی ۸۵ درصد کاهش یافته و توانسته‌ایم حریق را کنترل کنیم. دلیلش این است که کمیته بومیان احیا شده و با آنها ارتباط درست گرفتیم. هر وقت مردم بومی را در کنار خودمان پذیرفتیم، حتی اگر توفیقی به‌دست نیاوریم، وضعمان از آنچه هست، بدتر نمی‌شود. انتظار ما این است که سازمان پشتیبان باشد. تخریب دامگاه‌ها و تورها و … مهم است، اما سازمان باید برای گرفتن کمک بین‌المللی رایزنی کند و وقتی در جلسات شورای تأمین استان از سازمان دعوت می‌شود، حضور پیدا کنند و به‌شکل میدانی میدانی وارد کار شوند. باید اولویت بر روش‌های مردم‌پایه و اجتماعی باشد و به این درک برسیم که روش قهری نمی‌تواند نتیجه مطلوب به‌دست دهد، همان‌طورکه تاکنون به‌دست نداده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *