بررسی عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در انتشار اطلاعات مالی و مدیریتی

سفیدشویی یا شفاف‌سازی

اگر شفافیت با نظارت بر تعارض منافع همراه نباشد، ممکن است به ابزاری برای سرپوش‌گذاری بر فساد و انحراف‌های مالی در نهادهای دولتی و غیردولتی تبدیل شود





سفیدشویی یا شفاف‌سازی

۱۰ آذر ۱۴۰۳، ۱۷:۲۰

شفافیت یکی از بنیان‌های پیشگیری از فساد در سازمان‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی برخوردار از بودجه و امکانات دولتی است، اما این خطر همیشه وجود دارد که طرح ناقص شفافیت به قصد پنهان کردن انحراف‌ها و مفاسد مالی به‌کار گرفته شود.

 

مضامین عالی مثل مبارزه با فساد، تولید محیط‌زیستی و کمک به محرومان و مسئولیت اجتماعی در معرض سوءاستفاده بوده‌اند. فلان شرکتی که میلیون دلار به جیب زده است، با دو تا حرکت نمادین کم‌هزینه برای کمک به بچه‌های فقیر نام خود را به‌عنوان شرکت دارای مسئولیت اجتماعی جا می‌زند. یا بهمان شرکت بزرگ چندملیتی که محیط‌زیست کشوری را نابود کرده است، با انجام کاری کوچک برچسب برند محیط‌زیستی می‌گیرد. این روش را منتقدان به‌عنوان سبزمالی معرفی می‌کنند. شفافیت در کشور ما هم می‌تواند به چنین دردی گرفتار شود. شفافیت برای اینکه به چنین سرنوشتی گرفتار نیاید، اولاً باید همراه تعارض منافع بیاید.

انتشار گزارش‌های حسابرسی بدون پاسخ به پرسش‌های کلیدی، تنها بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد و می‌تواند به جای حل مشکلات، چالش‌های جدیدی ایجاد کند

تعارض منافع یعنی این که مدیر فلان انتشارات و فلان بنگاه مطبوعاتی و فلان تهیه‌کننده سینما و فلان کنسرت‌گذار و فلان واسطه خریدوفروش هنرهای تجسمی، معاون فرهنگی و رسانه‌ای و سینمایی و هنری نشود و مدیران کل کتاب و تجسمی و موسیقی از این طیف انتخاب نشوند یا اگر شدند، کار خود را متوقف کنند. دوم اینکه در موارد واقعی که سؤال‌برانگیز است، دسترسی منتقدان به دیتاها را فراهم کنند؛ نه گزارش‌های فرمالیته اداری. اخیراً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گزارش حسابرسی مؤسسات خود را منتشر کرده است.

 

 سابقه شفافیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دوران وزارت احمد مسجدجامعی بازمی‌گردد که اسامی کتاب‌های خریداری‌شده اعلام می‌شد، اما از میانه‌ دولت روحانی و‌ در دوره سیدعباس صالحی این اقدام گسترده‌تر شد. در سه سال دوره مرحوم رئیسی تقریباً می‌توان گفت شفافیت در وزارت فرهنگ و ارشاد تعطیل شده بود. برای همین انتشار گزارش‌های اخیر اقدامی ستایش‌برانگیز است، اما اگر در همین حد بماند شفافیت مالی است، زیرا گزارش حسابرسی معمولاً به بررسی عملیات حسابداری و سندها اکتفا می‌کند.

 

گزارش‌های حسابرسی نشان می‌دهند که عملیات حسابداری بنیاد فارابی، بنیاد رودکی، صندوق اعتباری هنر، خانه کتاب ‌و ادبیات و ….. مورد تأیید است، اما اگر به پرسش‌های زیر پاسخ داده نشود، زیر فرش کردن خطاها و تخلفات بزرگ مدیران پیشین است: ۱- میلیاردها تومان حمایت از مؤسسات، نهادها و انجمن‌ها و افراد در صندوق اعتباری هنر با دستور چه کسی یا کسانی و به کدام مؤسسات و نهادها و افراد پرداخت شده؟ این مؤسسات و گروه‌ها چه زمانی تأسیس شده‌اند و چه فعالیتی با آن مبالغ اهدایی انجام داده‌اند؟ ۲- طرف قراردادهای خانه‌ کتاب و ادبیات چه نهادهایی بوده‌اند و چه مبالغی به آنان پرداخت شده است و از چه افراد و‌ نهادهایی حمایت شده است؟ هزینه برگزاری جشنواره‌ها و مخصوصاً نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نسبت به قبل چقدر افزایش داشته و ریزهزینه‌های آن چیست؟ به‌طور مثال در روز چند پرس غذا از کدام رستوران تهیه شده است و مالک رستوران کیست و در سال‌های قبل چند پرس غذا از چه رستورانی تهیه می‌شده است؟ یا مبالغی که سالانه به جبهه ناشران انقلاب اسلامی پرداخت شده و وسایلی که پس از نمایشگاه یا پیش‌ازآن به این نهاد هبه شده، شامل چه چیزهایی می‌شود؟ ۳- ریز مبالغی که به بنیاد رودکی پرداخت شده است، چقدر بوده و صرف چه فعالیت‌هایی شده و رابطه هیئت‌مدیره و مدیرعامل آن با ستاد برخی نامزدهای ریاست‌جمهوری چه بوده؟ هزینه‌های رستوران و‌ پذیرایی‌ چقدر و مهمانان چه کسانی بوده‌اند؟ ۴- روابط فامیلی مدیران در وزارت ارشاد چگونه بوده؟ آیا درست است که از وزیر تا رؤسای بنیادها پست‌ها را به بستگان خود واگذار کرده‌اند؟ این بحث‌ ازاین‌جهت اهمیت دارد که نسبت واضح با تعارض منافع دارد. ۵- آیا فهرست و ریزحمایت‌های بنیاد سینمایی و فهرست و ریزحمایت‌ها و هزینه‌های بنیاد تازه‌أاسیس انیمیشن نیز اعلام خواهد شد؟

 

ما از انتشار این گزارش‌ها و اسناد استقبال می‌کنیم و امیدواریم قصد مدیران وزارت ارشاد شفاف‌سازی واقعی باشد؛ نه شفافیت مالی. با اذعان به حسن نیت مدیران وزارت ارشاد، باور داریم که نباید شفافیت ابزار افشاگری شود، اما انتشار بخشی از واقعیت‌ها و پنهان نگه داشتن بعضی دیگر نیز پشت سکه افشاگری و به‌منزله سفیدشویی سه سال گذشته است که نگرانیم بعضی از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد برای به‌دست آوردن دل چند نماینده جبهه پایداری کمیسیون فرهنگی گرفتارش شده باشند. ما انتظار افشاگری نداریم، اما انتظار داریم دست‌کم همان اطلاعاتی که در دوره‌ روحانی منتشر می‌شد، درباره سه سال گذشته منتشر شود و بنابر قانون دسترسی به اطلاعات به پرسش‌های فوق پاسخ داده شود.

حضور مدیرانی با منافع شخصی در تصمیم‌گیری‌ها و پست‌های اجرایی، کارایی شفافیت را کاهش می‌دهد و مسیر افشای فساد را دشوار می‌کند

همچنین پیشنهاد می‌کنیم به اقدام خوب شفاف‌سازی بحث مهم تعارض منافع هم افزوده شود و اطلاعات مدیران آشکار و پنهان سه سال گذشته و مدیران کنونی علاوه‌بر اطلاعات مدرک تحصیلی، نسبت‌شان با بنگاه‌های فرهنگی نیز نوشته شود و همان‌طور‌که در سامانه شفافیت اسامی تمام مجوزها نوشته می‌شود، مجوزهای مدیران و بستگان درجه یک‌شان نیز قید شود و اگر کسی اکنون صاحب مؤسسه یا رسانه یا انتشارات و دفتر فیلمسازی و هر نوع مجوزی است، توقف موقت آن را اعلام کند که تعارض منافع پیش نیاید.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه