رحیم ملک‌نیا، جنگل‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه لرستان در گفت‌وگو با «پیام ما»

«دخالت» یا «عدم دخالت» در جنگل نیازمند طرح جنگلداری است

یکی از بزرگترین ضعف‌هایی که سازمان منابع‌طبیعی کشور و به‌طور خاص بخش جنگل دارد، این است که اطلاعات و داده‌ها را هیچ‌وقت به‌شکل سیستماتیک و هدفمند جمع‌آوری نمی‌کند





«دخالت» یا «عدم دخالت» در جنگل نیازمند طرح جنگلداری است

۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۷:۳۵

فشار بر جنگل‌های هیرکانی کم نیست. این محدوده دو میلیون هکتاری با چرای بی‌رویه دام،‌ دفن زباله،‌ گردشگری خارج از ضابطه، تغییر کاربری اراضی با اهداف ویلاسازی،‌ تبدیل جنگل به زمین کشاورزی و … مواجه است. مداخله دیگر به برداشت چوب مربوط می‌شود‌، چه به‌شکل غیرقانونی توسط جامعه محلی و چه به‌شکل قانونی با آیین‌نامه‌های دولتی!‌ آخرین مورد این روزها خبرساز شده و موجی از مخالفت را شکل داده است. در گفت‌وگو با دکتر «رحیم ملک‌‌نیا»، جنگل‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه لرستان، از او پرسیدیم چرا برداشت چوب از هیرکانی با این حجم از مخالفت حتی میان موافقان بهره‌برداری مواجه شده و برای پایداری این عرصه‌ها چه باید کرد؟

یکی از موضوعاتی که این روزها محل بحث فراوان شده، به برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل‌های هیرکانی برمی‌گردد. چرا شاهد این حجم مخالفت هستیم؟

دراین‌باره که چرا با برداشت چوب درختان شکسته و افتاده مخالفت می‌شود، می‌توان به دیدگاه‌های دو گروه اصلی اشاره کرد. دسته اول به‌شکل کامل با هرگونه بهره‌برداری چوبی از جنگل‌های شمال مخالف هستند، در این گروه بخشی از جامعه، اعم از فعالان محیط‌زیست، کارشناسان و متخصصان جنگل قرار می‌گیرند. دسته دومی‌ که این روزها مخالفت خود را با برداشت چوب ابراز کرده‌اند، کارشناسانی هستند که معتقدند بدون برنامه و طرح جنگلداری نباید برداشتی صورت گیرد. به‌گفته آنها تنها زمانی می‌توانیم از جنگل‌های شمال بهره‌برداری چوبی داشته باشیم که این اقدام در قالب یک طرح جنگلداری باشد،. بنابراین، ازآنجاکه این طرح تدوین نشده، نباید مداخله جدید در هیرکانی داشته باشیم. موافقان برداشت در پاسخ به دسته دوم به ماده قانونی که براساس آن قرار است این اقدام انجام شود، استناد می‌کنند. اما گروه دوم پاسخشان این است که حتی اگر ماده قانونی هم وجود داشته باشد، از نظر علمی‌ درست نیست بدون برنامه هیچ‌گونه دخالتی در جنگل داشته باشیم. ازاین‌رو، برداشت هم درست نیست.  

 

موافقان طرح جنگلداری معتقدند باید هیرکانی مدیریت و بهره‌برداری در این عرصه‌ها انجام شود. آیا زمانی که از بهره‌برداری صحبت می‌کنیم، مقصودمان تنها برداشت چوب است یا می‌توان اجسام دیگر بهره‌برداری را مدنظر قرار داد؟ و آنها شامل چه مواردی می‌شوند؟

طرح جنگلداری صرفاً به‌معنای برداشت چوب و برنامه‌ریزی برای انجام آن نیست. باید توجه داشته باشیم داشتن طرح یک ضرورت است، حتی وقتی قصد داریم هیچ اقدامی‌ در جنگل انجام ندهیم، باز هم برای مدیریت این عدم اقدام نیاز به یک طرح داریم.

جنگل کارکردهای متفاوتی دارد که بخشی از آن تولید چوب است و برخی دیگر به خدماتی که به ما ارائه می‌دهد، برمی‌گردد. بنابراین، ما نمی‌توانیم بگوییم هیچ استفاده‌ای از جنگل نباید شود. البته از دید من کارکردهای حفاظتی و خدماتی جنگل بر تولید چوب اولویت دارد، اما اگر محدوده‌هایی از نظر حفاظتی یا اکولوژیک مناطق حساسی در جنگل نباشند می‌توان با ملاحظات اکولوژیک از تولید چوب آن هم بهره گرفت؛ همان‌طورکه می‌توانیم در محدوده‌هایی فعالیت گردشگری انجام دهیم. جنگل خدمات متنوعی به جامعه انسانی ارائه می‌دهد، این عرصه‌ها به جوامع محلی کمک می‌کنند تا از تله فقر نجات پیدا کنند یا بر سلامت روان افراد اثر می‌گذارند و … . ازاین‌رو، در هر محدوده‌ای از جنگل براساس پتانسیل‌های آن، توقع جامعه و براساس اولویت‌بندی‌هایی که صورت می‌گیرد، می‌توانیم از این کارکردها بهره بگیریم.

هنر سیاستگذار و هنر مدیر در بخش جنگل این است که بتواند بین نیاز جامعه و کارکردهای اجتماعی و محیط‌زیستی تعادل را برقرار کند تا هم جنگل حفظ شود و هم کارکردهای آن

 متأسفانه در چند دهه گذشته بهره‌برداری چوبی به‌شکلی انجام نشد که پایداری جنگل را تضمین کند و همین موضوع سبب شده است در مخالفت با تخریب هیرکانی روی این عامل متمرکز شویم. درحالی‌که بقیه کاربری‌هایی که از جنگل بدون ضابطه و برنامه انجام می‌گیرد هم بسیار آسیب‌زاست. به‌عنوان مثال گردشگری اگر بدون ضابطه و در سطح گسترده باشد، حتی می‌‌تواند خسارتی بیشتر از برداشت چوب به‌همراه آورد؛ همان‌طورکه فشار جوامع محلی برای بهره‌برداری از این عرصه‌ها چه در شکل چرای دام یا استفاده سنتی بدون توجه به ظرفیت این محدوده‌ها می‌‌تواند به تخریب گسترده منجر شود. جنگل برای کارکردهای مختلف پتانسیل دارد و باید آنها اولویت‌بندی ‌شوند،‌ برای این کار هم باید حتماً طرح جنگلداری تهیه و براساس آن عمل شود.  من کاملاً می‌پذیرم که جنگل‌های شمال  محدوده‌ای بسیار کوچک اما درعین‌حال باارزش از نظر زیستی است، اما باید قبول کنیم که نیازهای بشر هم وجود دارد که نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. هنر سیاستگذار و هنر مدیر در بخش جنگل این است که بتواند بین نیاز جامعه و کارکردهای اجتماعی و محیط‌زیستی تعادل را برقرار کند تا هم جنگل حفظ شود و هم کارکردهای آن!

 

مخالفان برداشت چوب معتقدند که باید میزان مداخله در هیرکانی به حداقل برسد. چه عوامل تهدید دیگری در این محدوده‌ها داریم و آیا امکان به حداقل رساندن آنها هم وجود دارد؟

وضعیتی که ما امروز داریم نسبت به چند دهه گذشته که طرح‌های جنگلداری شروع شد، بسیار متفاوت است. جمعیت کشور به‌شکل قابل‌توجهی افزایش داشته و به‌تبع آن نیازها هم بیشتر شده است، ضمن اینکه مؤلفه تغییراقلیم هم به عرصه‌های جنگلی فشار وارد می‌‌کند. اما از سوی دیگر، دانش و شناخت ما از اکوسیستم و خدماتی که جنگل می‌تواند ارائه دهد نسبت به گذشته بسیار تغییر پیدا کرده و افزایش یافته است. مجموع این موارد باعث می‌شود که مدل دخالتی که در جنگل قصد داریم انجام دهیم، متفاوت باشد؛ یعنی ما باید تبعات افزایش جمعیت و نیازها‌، تغییراقلیم، وابستگی اقتصادی جامعه به جنگل برای تأمین پروتئین از طریق چرای بیش از ظرفیت دام و برداشت‌های غیرقانونی،‌ طبیعت‌گردی بی‌ضابطه،‌ ویلاسازی و سایر اقسام تغییر کاربری اراضی و… را با دانش امروزمان مدیریت کنیم.

 

منتقدان طرح تنفس که بخشی از آنها موافقان برداشت چوب هستند، بارها عنوان کرده‌اند که ممنوعیت برداشت رسمی به قاچاق بیشتر چوب دامن می‌زند. آیا واقعاً شاهد قاچاق بیشتر هستیم ؟

اینکه ممنوعیت برداشت به قاچاق منجر می‌شود یا خیر، مسئله‌ای است که می‌توانیم از روی شواهد درباره آن نظر دهیم. گرچه می‌توان گفت به‌هرحال قاچاق چوب را شاهدیم، اما به‌نظرم باید فراتر از این مسئله به موضوع نگاه کرد. یکی از بزرگترین ضعف‌هایی که سازمان منابع‌طبیعی کشور و به‌طور خاص بخش جنگل دارد، این است که اطلاعات و داده‌ها را هیچ‌وقت به‌شکل سیستماتیک و هدفمند جمع‌آوری نمی‌کند که ما بتوانیم براساس عدد و اطلاعات مستند مسئله‌ای را مورد بحث و بررسی قرار دهیم و درنهایت به نتیجه برسیم و برای آن راه‌حل ارائه کنیم. به‌شکل ویژه در چندسالی که توقف بهره‌برداری و طرح‌های جنگلداری اتفاق افتاده، اطلاعاتی دراین‌باره که توقف بهره‌برداری چه تأثیری روی جنگل داشته، نداریم. بررسی علمی این تأثیر از جنبه‌های مختلف اکولوژی،‌ اجتماعی و اقتصادی تنها درصورت داشتن داده‌ها امکانپذیر است. ما تنها شواهدی از قاچاق یا برخورد جامعه محلی با جنگلبانان را داریم، اما اینکه میزان برداشت نسبت به پیش از طرح تنفس چقدر بوده، نیاز به آمار و ارقام دارد و گفته‌های کلی مشکلی را برطرف نمی‌کند. سازمان منابع‌طبیعی موظف بود در این دوره برنامه‌ریزی و اطلاعات را جمع‌آوری می‌کرد تا حداقل دوران تنفس از جنبه‌های مختلف بررسی شود. یکی از شاخص‌هایی که می‌توانست نتیجه بگیرد طرح تنفس موفق است یا خیر، میزان حجم چوبی است که از جنگل قاچاق می‌شود، اما در این زمینه داده دقیقی موجود نیست؛ کمااینکه در سایر موارد نیز با این چالش مواجهیم.

 

به‌نظر شما چه راه‌حلی برای حفاظت بهتر از هیرکانی وجود دارد؟

اینکه دو طرف با هم جدل کنند و یکدیگر را با الفاظی مثل مافیای واردات و چوب،‌ قاتل،‌ بیسواد و … خطاب کنند، نه‌تنها هیچ گرهی از این مشکل باز نمی‌کند بلکه فضا را به‌سمت رادیکال‌تر شدن می‌برد،‌ ضمن اینکه در نهایت هم به نتیجه نمی‌رسیم؛ کما اینکه در یک دهه نتونسته‌ایم به راه‌حلی برسیم

درباره مدیریت جنگل‌های شمال چند نکته اساسی را باید در نظر گرفت. اول آنها اینکه باید بپذیریم برای مدیریت جنگل چه در شمال و چه در سایر مناطق جنگلی و … نیاز به طرح داریم و بدون برنامه نمی‌توانیم مدیریت را انجام دهیم. همچنان که گفتم حتی اگر قرار باشد هیچ اقدامی‌انجام ندهیم هم این عدم اقدام نیاز به برنامه دارد، اینکه چه کارهایی نباید انجام شود و چطور نتایج این عدم اقدام را ارزیابی کنیم. در این یک دهه فاقد طرح‌های جنگلداری در جنگل‌های شمال بودیم، در این بازه زمانی موافقان و مخالفان توقف بهره‌برداری که گاهی به موافقان و مخالفان طرح جنگلداری هم می‌توانیم آنها را تقسیم کنیم، با هم جدل کرده‌اند. متأسفانه‌ این جدال گاهی غیرعلمی بوده و فضا را به‌سمتی برده که امکان گفت‌وگو و یافتن راه‌حل برای حفاظت از جنگل‌های شمال را به بن‌بست کشانده است. هر دو طرف به‌صورت انتخابی شواهد و دلایلی می‌‌آورند که حرف خودشان را تأیید کنند. به‌عنوان مثال در روزهای اخیر ویدئویی را شبکه‌های اجتماعی مشاهده کردم که در آن گفته می‌شد در کشور آلمان خشکه‌دارها را از جنگل خارج نمی‌کنند. این تنها یک سویه ماجراست.‌ اگر این اقدام را در آلمان تأیید می‌کنیم آیا می‌توانیم با بهره‌برداری چوبی که در آلمان صورت می‌گیرد، مخالفت کنیم؟ به‌نظرم نیاز است در یک فضای آرام و علمی ‌گفت‌وگو کنیم و به یک برنامه و طرح با همفکری متخصصان، کارشناسان، فعالان،‌ جامعه محلی و… برسیم. ما نمی‌توانیم خواست عمومی‌ درباره منابع‌ طبیعی را نادیده بگیریم و در غیاب این خواست، عرصه‌های جنگلی را مدیریت کنیم. شرایط جامعه ایران هم مشابه پنج دهه قبل نیست که صرفاً بهره‌برداری چوبی داشته باشیم و کارکردها،‌ تولیدات و خدمات مختلف دیگری را که جنگل ارائه می‌دهند، نادیده بگیریم. از نظر من چالش اصلی در اولویت‌بندی این کارکردهاست و اینکه ما چطور می‌توانیم این کارکردها را به‌صورت پایدار تأمین کنیم. یافتن پاسخ این پرسش‌ها باز هم تأکید می‌کنم نیازمند گفت‌وگو در یک فضای آرام و علمی‌ است،‌ اینکه دو طرف با هم جدل و یکدیگر را با الفاظی مثل مافیای واردات و چوب،‌ قاتل،‌ بیسواد و … خطاب کنند، نه‌تنها هیچ گرهی از این مشکل باز نمی‌کند بلکه فضا را به‌سمت رادیکال‌تر شدن می‌برد،‌ ضمن اینکه درنهایت هم به نتیجه نمی‌رسیم؛ کمااینکه در یک دهه نتونسته‌ایم به راه‌حلی برسیم و این چالش را مدیریت کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

فر هنگ نظری لیا فویی

سخن در این رابطه زیاد است به طور خلاصه عرض کنم دخالت ارگانها و سازمان‌های غیر مرتبط وتبلیغات منفی طرف داران محیط زیستی غیر متخصص بدون شناخت جنگل و وضعیت آن رسانه ایی کردن مسائل
غیر واقعی از مدیریت پایدار جنگل
وهمراهی تعدادی از کارشناسان سازمان جنگل‌ها به جهت دست یابی به پست ومقام در دولت وقت
عملا مدیریت جنگل‌ها را از سازمان منابع طبیعی گرفته است به طوری که این سازمان جرات اظهار مسائل مدیریتی جنگل را ندارد
درحالی که کارشناسان این سازمان می دانند که جنگل بدون مدریت پایدار و بدون دخالت دارد آسیب
می بیند مصوبه مجلس دوره آقای روحانی عملا زنجیره تهیه طرحای سازمان جنگلهارا که هر ده سال باید اجرامی شد وکتابچه جدیدی از موجودی وتوان جنگها را به سازمان میداد را قطع نمود نبود اعتبارات دولتی به این بخش باعث عقب ماندگی
اجرای این پروازها شده است که الان جنگلی داریم بدون آمار وکتابچه اجرایی ......

پاسخ دادن به فر هنگ نظری لیا فویی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *