بررسی چالش‌ها و راهکارهای کلیدی برای نجات زیست بوم کارآفرینی روستایی

تقویت روستاها؛ تنها راه مقابله با حاشیه‌نشینی

توسعه پایدار روستایی به‌عنوان یکی از ارکان اصلی رشد اقتصادی کشور مطرح است، اما روندهای مهاجرتی و بی‌توجهی به نیازهای روستاییان این فرایند را با مشکلاتی روبه‌رو کرده است





تقویت روستاها؛ تنها راه مقابله با حاشیه‌نشینی

۵ آذر ۱۴۰۳، ۱۷:۱۲

به‌دلایل مختلف، طی چند دهه گذشته نسبت جمعیت شهری و روستایی معکوس شده است و بیش از ۳۰ هزار روستا خالی از سکنه شده‌اند و در بعضی روستاها هم فقط افراد سالخورده و ازکارافتاده ساکن هستند. مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها نه‌تنها سبب تعطیل‌شدن مراکز تولیدی روستایی شده است بلکه سبب تشدید مسائل حاشیه‌نشینی در اطراف شهرها و بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی شده است. از طرف دیگر، بخشی‌نگری و رویکرد برنامه‌ریزی بالابه‌پایین در نظام برنامه‌ریزی کشور غالب است و اکثر دستگاه‌های دولتی، بخش‌های حاکمیتی و یا نظامی، مؤسسات خیریه و یا مؤسسات وابسته به بخش خصوصی اقداماتی را در زمینه توسعه روستایی اجرا می‌کنند که بیشتر در قالب پروژه‌های زیرساختی و یا خدماتی و یا حمایتی است و معمولاً در جریان کار همدیگر نیستند. در زمینه اجرای پروژه‌های توسعه روستایی، انتظار می‌رود نگرش جامعی (و نه تک‌بعدی) به مسائل روستا وجود داشته باشد، ولی عملاً پراکنده‌کاری، دوباره‌کاری و یا موازی‌کاری حاکم است.

روستا یک جامعه محلی و مولد است که متشکل از چند خانوار ساکن، با هویت تاریخی و فرهنگی مشخص و قلمرو معین ثبتی و عرفی مستقل که به‌عنوان کوچکترین واحد در تقسیمات کشوری منظور می‌شود و از لحاظ وضعیت طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، کالبدی نسبتاً همگن است و بسیاری از ساکنان آن در بخش کشاورزی و منابع‌ طبیعی به‌طور اعم، گردشگری و صنایع روستایی و خدمات به‌طور اخص، اشتغال دارند. نقاط دیگری که در نواحی روستایی صرفاً محل انجام فعالیت‌های بخش کشاورزی و یا غیرکشاورزی (خدماتی، صنعتی) است، ولی سکنه دائم نداشته و یا سکنه دائم آنها خیلی کم است، به‌ترتیب به‌عنوان «مزرعه» و «مکان» شناخته می‌شود.

 

ویژگی‌های روستا

چشم‌اندازهای طبیعی بر چشم‌اندازهای انسان‌ساخت تسلط دارد. سکونتگاه‌های روستایی به‌طور طبیعی از شهر کوچکتر است.

تراکم جمعیتی در حوزه‌های روستایی کمتر است. باتوجه‌به تراکم نسبی ناچیز جمعیت، نوع خاصی از فعالیت اقتصادی، عمدتاً فعالیت کشاورزی (زراعت، باغداری، دامداری، پرورش طیور، پرورش ماهی یا زنبور عسل و نظایر آن) و یا فعالیت وابسته به زمین یا بهره‌وری از طبیعت، غلبه دارد.

 

یکدستی و تجانس در جوامع روستایی دیده می‌شود.

تفاوت طبقاتی کمتری بین روستاییان دیده می‌شود.

تحرک فضایی و اجتماعی کمتری در حوزه‌های روستایی دیده می‌شود.

تعاون و همیاری در زندگی اقتصادی روستا اهمیت بسیاری دارد.

در روستا، سهم نیروی کار در بخش خدمات، بسیار کم است.

روابط اجتماعی-اقتصادی سکونتگاهی روستایی معمولاً در عرصه‌هایی محدود و مشخص جریان دارد و ساکنان روستایی هویت اجتماعی مشترکی دارند که با نام روستا مشخص می‌شود.

 

این مجموعه مکانی-فضایی مبتنی‌بر روابط اجتماعی و اقتصادی خاص و بستگی‌ها و پیوندهای ویژه محیطی-اکولوژیک، اجتماع معینی را به‌وجود می‌آورد که می‌توان آن را فضای روستایی خواند.

 

تعریف توسعه پایدار روستایی

طبق تعریف سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، توسعه روستایی، فرآیند گسترش و بهره‌برداری از منابع طبیعی و انسانی، تکنولوژی‌ها، تسهیلات فراساختاری، نهادها و سازمان‌ها و سیاست دولت‌ها و برنامه‌های تقویت‌کننده و تسریع‌کننده رشد اقتصادی مناطق روستایی برای تهیه شغل و بهبود کیفیت روستایی از طریق استقلال معیشتی، ارتقای توانایی‌ها، دگرگونی در ساختارهای اساسی و مشارکت فعال مردمی در همه ابعاد به گونه پایدار است.

 

ابعاد توسعه پایدار روستایی (توسعه متوازن، همه‌جانبه و درون‌زا)

برنامه‌های توسعه روستایی جزئی از برنامه‌های توسعه هر کشور به‌شمار می‌رود که برای دگرگون‌سازی ساخت اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی به‌کار می‌رود. اهداف توسعه روستایی را‌ می‌توان در چهار جنبه زیر مشخص کرد:

 

اقتصادی: ایجاد درآمد ثابت و دائمی، امنیت شغلی، تعادل شغلی، امکان کسب یک زندگی آزاد، توانایی پاسخگویی منابع، توزیع و مصرف برای مدت طولانی و پایدار.

اجتماعی-فرهنگی: حفظ سلامتی جامعه، دسترسی و توسعه آموزش، حفظ محیط طبیعی جهت سلامتی جامعه و رسیدن به خوداتکایی براساس ارزش‌های فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و انجام کارهای مشارکتی و گروهی.

 

سیاسی-نهادی: همراه ساختن جامعه روستایی با سیاست‌های دولت و به‌دنبال آن استفاده از روستا به‌عنوان منبع قدرتی پایدار برای این دولت‌ها، حفظ امنیت روستا و مناطق مرزی.

محیط‌زیستی: حفظ و احیای منابع پایه شامل آب، خاک و هوا، به‌وجود آوردن احساس مسئولیت و همچنین تکمیل استانداردهای محیط طبیعی و اعمال آن در همه واقعیات زندگی اجتماعی مردم.

 اهداف کلی توسعه پایدار روستایی:

افزایش رشد اقتصادی.

بهبود کیفیت رشد اقتصادی.

رفع نیازهای ضروری برای تأمین اشتغال، غذا، آب، بهداشت و …

کنترل جمعیت در حد پایدار.

حفاظت و نگهداری از منابع (پایداری منابع).

دگرگونی فناوری.

توجه هم‌زمان به محیط‌زیست و اقتصاد در تصمیم‌گیری‌ها.

مشارکتی کردن توسعه (جلب مشارکت فعال اعضای جامعه محلی در فرایند توسعه).

 

چشم‌انداز توسعه روستایی ایران

با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه‌ریزی‌شده و مدبرانه جمعی و در مسیر عدالت و پیشرفت، چشم‌انداز توسعه پایدار مناطق روستایی شامل مناطق روستایی مولد، زیست‌پذیر و پایدار، دارای هویت اسلامی-ایرانی، متوازن در پهنه سرزمین همراه با پیوندهای مؤثر و سازنده با عرصه‌های شهری (طبق تعریف دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام) خواهد شد.

 

 ضرورت توجه به توسعه پایدار روستایی

سکونت حدود ۲۵ درصد از جمعیت کشور در روستاها.

نقش روستاییان و کشاورزان در تولید محصولات غذایی و کشاورزی.

کنترل و فعالیت روستاییان در۸۰  درصد عرصه‌های طبیعی.

سهم جمعیت روستایی در تأمین ۲۶ درصد از تولیدات ناخالص ملی کشور.

جلوگیری از مهاجرت و هدایت مهاجرت‌های شهر به روستا.

جلوگیری از گسترش پدیده اسکان‌های غیررسمی در حاشیه شهرها ناشی از مهاجرت روستاییان

روند روبه‌افزایش خالی شدن روستاها از سکنه به‌ویژه در مناطق مرزی و تبعات سیاسی و امنیتی.

وضعیت نگران‌کننده تولید و اشتغال در روستاها.

کاهش نیروی انسانی خلاق، توانمند و ارزش‌آفرین مورد نیاز فعالیت‌های اقتصادی در روستاها.

نقش روستاها به‌عنوان سکونتگاه برای ساکنین شهرهای بزرگ (روستا در نقش خوابگاه برای کارگران).

 

چالش‌های توسعه روستایی

به‌دلایل مختلف، طی چند دهه گذشته نسبت جمعیت شهری و روستایی معکوس شده است و بیش از ۳۰ هزار روستا خالی از سکنه شده‌اند و در بعضی روستاها هم فقط افراد سالخورده و ازکارافتاده ساکن هستند. مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها نه‌تنها سبب تعطیل شدن مراکز تولیدی روستایی شده است بلکه سبب تشدید مسائل حاشیه‌نشینی در اطراف شهرها و بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی شده است. از طرف دیگر، بخشی‌نگری و رویکرد برنامه‌ریزی بالابه‌پایین در نظام برنامه‌ریزی کشور غالب است و اکثر دستگاه‌های دولتی، بخش‌های حاکمیتی و یا نظامی، مؤسسات خیریه و یا مؤسسات وابسته به بخش خصوصی اقداماتی در زمینه توسعه روستایی اجرا می‌کنند که بیشتر در قالب پروژه‌های زیرساختی و یا خدماتی و یا حمایتی است و معمولاً در جریان کار همدیگر نیستند. در زمینه اجرای پروژه‌های توسعه روستایی، انتظار می‌رود نگرش جامعی (و نه تک‌بُعدی) به مسائل روستا وجود داشته باشد، ولی عملاً پراکنده‌کاری، دوباره‌کاری و یا موازی‌کاری حاکم است. چالش‌های پیش روی توسعه پایدار، متوازن و درون‌زای روستاها عبارتند از:

۱.نامشخص بودن نقشه راه توسعه کشور و نقش روستا در آن نقشه‌راه.

۲.تعدد مراجع تصمیم‌گیری و ضعف در وحدت فرماندهی برای مدیریت روستا، اختلاف‌نظر بین وزارت کشور، وزارت جهادکشاورزی (سازمان مرکزی تعاون روستایی)، معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست‌جمهوری و بنیاد مسکن جهت تصدی‌گری و هدایت برنامه‌های توسعه روستایی.

۳. کم‌توجهی به نقش نهادهای مدنی در نظام حکمروایی (Governance).

۴. ضعف سرمایه اجتماعی و درنتیجه بی‌اعتمادی مردم به همدیگر و به دولت، ضعف در مسئولیت‌پذیری و کار گروهی و مشارکتی (رقابت در استفاده بی‌رویه از منابع مشترک به‌جای رفاقت‌ها و صمیمیت‌های قبلی). 

۵. کم‌توجهی به راهکارهای بهبود معیشت و اشتغال‌زایی و درآمدزایی در سطح جوامع روستایی (بیشتر توجه مسئولین به توسعه زیرساخت‌ها و موضوعات آموزشی و بهداشتی، خدماتی و بعضاً رفاهی است).

۶. عدم ثبات قوانین و مقررات و سیاست‌های دولت در حوزه تولید و توزیع محصولات روستایی.

۷. بد عادت کردن مردم محلی و بالا رفتن سطح توقع مردم و انتظار بیش‌ازحد ایشان از دولت که با پول نفت، از موهبت توسعه مجانی بهره‌مند شوند.

۸. بوروکراسی اداری پیچیده و سختگیرانه (موانع تولید و توسعه کسب‌وکارهای خُرد و متوسط).

۹.کم‌توجهی به دانش بومی روستاییان (بعضاً فراموش شدن دانش بومی به‌دلیل درگذشت خبرگان محلی).

۱۰. کم‌توجهی به بافت سنتی، اصالت، باورها و مراسم آیینی و مذهبی روستاییان (خطر اختلاط فرهنگی و بروز بحران هویت روستا).

۱۱. تغییر سبک زندگی روستائیان و بالا رفتن سطح بهداشت و افزایش نسبی سطح رفاه.

۱۲. کم‌توجهی به زنجیره تأمین و زنجیره ارزش در تولید و عرضه محصولات روستایی.

۱۳. نفوذ و سودجویی سلف‌خران، دلالان و برخی واسطه‌ها (زحمت اصلی و مخاطرات تولید محصول را کشاورز متحمل می‌شود، ولی سود اصلی را دلالان می‌برند).

۱۴. بعضاً فساد اداری و برخی سوءاستفاده‌ها و فرصت‌طلبی‌ها.

۱۵.ضعف هماهنگی در بین بهره‌برداران محلی.

۱۶. کمبود منابع اعتباری برای سرمایه‌گذاری و توسعه کسب‌وکارهای محلی.

۱۷. بعضاً ناکارآمدی شوراهای اسلامی (در اکثر مواقع ضعف شایسته‌سالاری در انتخاب اعضای شوراهای شهر و روستا).

۱۸. اکثراً ناکارآمدی دهیاران و پایین بودن سطح آگاهی ایشان و یا عدم تأمین مالی ایشان و یا پاره‌وقت بودن ایشان (در بعضی مناطق، چند روستا دارای یک دهیار مشترک هستند).

۱۹. تغییر کاربری اراضی و ساخت‌وسازهای غیراصولی و غیرموزون با بافت روستا (ویلاسازی‌ها در مناطق خوش آب‌وهوا و یا دارای جاذبه‌های توریستی). براساس نتایج تحقیقات آقای دکتر اباذر اشتری مهرجردی، انگیزه ساخت خانه دوم در روستاها عبارتند از:

الف- فراغت‌جویی (تفریح و خوشگذرانی در محیط روستا بدون مزاحمت دیگران).

 

ب- هویت‌جویی (کسانی که در دوران کودکی در محیط روستا زندگی می‌کرده‌اند و خاطرات خوشی داشته‌اند و پس از بازنشستگی به‌دنبال احیای آن خاطرات خوش و نوستالژیک هستند).

 

ج- منزلت‌جویی (کسانی که در دوران کودکی در محیط روستا زندگی کرده و شرایط سختی داشته‌اند، ولی در حال حاضر، به ثروتی رسیده‌اند و می‌خواهند تمکن مالی خویش را به رخ هم‌ولایتی‌های خودشان بکشند).

 

۲۰. کم‌توجهی به ابعاد سه‌گانه ظرفیت‌سازی
روستاها درصورت بهره‌مندی از فناوری‌های نوین و مدل‌های مشارکتی می‌توانند به کانون‌های کارآفرینی و توسعه اقتصادی تبدیل شوند

 

امروزه تأکید زیادی بر ظرفیت‌سازی و توان‌افزایی در سطح جوامع روستایی و شهری می‌شود و دوره‌های آموزشی و یا کارگاه‌های مشورتی زیادی برگزار می‌شود. بعضی از شرکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی امیدوار می‌شوند و دست به تلاش و کوشش در زمینه خلق ایده و کارآفرینی می‌زنند، ولی اکثراً در بروکراسی اداری پیچیده و طولانی فرایند اخذ مجوزها و رعایت استانداردها و یا فرایند اخذ تسهیلات بانکی گرفتار و پس از مدتی پیگیری خسته، سرخورده و دلسرد می‌شوند.

 

راهکارهای پیشنهادی جهت حل مسائل فوق عبارتند از:

۱. رسیدن به اجماع نخبگانی در تدوین استراتژی توسعه کشور.

 

۲. تعیین نقش روستا (انتظارات از روستا در ابعاد مختلف تولیدی، خدماتی و صنعتی) و جوامع عشایری در نقشه‌راه توسعه کشور.

 

۳. تعیین یک سازمان مشخص به‌عنوان متولی توسعه روستایی و عشایری و ابلاغ سازوکارهای ایجاد هماهنگی بین بخشی در حوزه توسعه روستایی و همچنین جلب مشارکت مردم محلی.

 

۴. تقویت نقش و جایگاه نهادهای مدنی در فرایند حکمرانی (تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری).

 

۵. حفظ ثبات در فرایند سیاستگذاری، اصلاح ساختارها، قوانین و مقررات.

 

۶. اعتمادسازی، آگاهی‌بخشی، حساس‌سازی و تقویت سرمایه اجتماعی در سطح جوامع روستایی و عشایری.

 

۷. تدوین و اجرای سازوکارهای هماهنگی در سطوح مختلف (بین مردم و بهره‌برداران محلی، بین دستگاه‌های دولتی  و بین دولتی‌ها و مردم).

 

۸. ظرفیت‌سازی و توان‌افزایی در سطح شوراهای اسلامی، دهیاری‌ها و بهره‌برداران محلی.

 

۹. ارائه خدمات آموزشی و ترویجی درست و کاربردی جهت افزایش بهره‌وری و بهبود زنجیره ارزش.

 

۱۰. توجه به اصول و مبانی توسعه پایدار، متوازن و درون‌زا.

 

۱۱. رعایت ابعاد مختلف توسعه و توجه کافی به ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، حقوقی، محیط‌زیستی، ساختاری، نهادی، کالبدی و امنیتی (پدافند غیرعامل) در تهیه و تدوین برنامه‌ها و طرح‌های توسعه‌ای.

 

۱۲. برنامه‌ریزی اصولی و کاربردی جهت ارتقای سطح آگاهی عمومی (تعامل درست مردم شهر و روستا).

 

۱۳. اجرای درست و دقیق قانون رفع موانع تولید و استفاده بیشتر از ظرفیت بنگاه‌های کوچک و متوسط (SMEs).

 

۱۴. مطالعه و تقویت زنجیره ارزش و ایجاد ارزش‌افزوده متناسب با شرایط هر منطقه.۱۵.  شفاف‌سازی و اجتناب از تبعیض و نابرابری (دادن فرصت‌های برابر به همه روستاییان و عشایر).


روستاها درصورت بهره‌مندی از فناوری‌های نوین و مدل‌های مشارکتی می‌توانند به کانون‌های کارآفرینی و توسعه اقتصادی تبدیل شوند

۱۶. استفاده از رویکردهای توسعه مشارکتی فناوری (ترکیب دانش بومی و دانش نوین برای ارائه راه‌حل‌های مناسب در هر منطقه).

 

رعایت حقوق مالکیت به‌خصوص تعیین‌تکلیف مالکیت اراضی کشاورزی و خاتمه دادن به پرونده‌های اختلافی سنواتی بین مردم محلی و دولت (اراضی ملی و دولتی) ضروری است

 

۱۷.  رعایت حقوق مالکیت به‌خصوص تعیین‌تکلیف مالکیت اراضی کشاورزی و خاتمه دادن به پرونده‌های اختلافی سنواتی بین مردم محلی و دولت (اراضی ملی و دولتی).

۱۸. براساس تجربیات دفتر برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) لازم است بااستفاده از رویکرد مشارکتی، جامع و یکپارچه، در هر منطقه، سند توسعه ناحیه محور تهیه شود و سپس برنامه ظرفیت‌سازی جهت اجرا و پیاده شدن آن سند تهیه شود. ظرفیت‌سازی باید در سطوح مختلفی تحقق یابد. یکی توانمندسازی محیط (بستر تواناساز Enabling Environment)، دیگری توانمندسازی سازمان‌ها و نهادها و سومی ظرفیت‌سازی در سطح افراد و اشخاص (اعضای جامعه محلی).

 

۱۹. باتوجه‌به نقش و اهمیت اکوسیستم کارآفرینی روستایی و لزوم افزایش تعامل و شبکه‌سازی میان بازیگران و دست‌اندرکاران کلیدی کارآفرینی روستایی، ضرورت دارد سلسله‌نشست‌هایی با حضور سازمان‌های مرتبط از بخش‌های مختلف دولتی، کارآفرینان و بخش خصوصی، تشکل‌های مردم‌نهاد و بخش غیردولتی، مراکز علمی و پژوهشی و فعالان حوزه رسانه برگزار شود و خروجی آن، معرفی مدل‌ها و سازوکار‌های همکاری میان‌بخشی و ارائه پیشنهادات اصلاحی در حوزه اصلاح ساختارها، رویه‌ها و اصلاح فرایند سیاستگذاری (Governance) برای تقویت و  افزایش کارآمدی اکوسیستم کارآفرینی روستایی باشد.

 

۲۰.  استفاده از ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد (NGOs) در توسعه مناطق روستایی و عشایری در زمینه‌های ذیل:

 

الف- حساس‌سازی، اعتمادسازی، ایجاد انگیزه، تغییر نگرش، تقویت اعتمادبه‌نفس و روحیه تعاون و کارِ گروهی و مشارکتی، بااستفاده از رویکردهای مشارکتی و تسهیلگری در زمینه توسعه مناطق روستایی و عشایری.

 

ب- تشویق جامعه محلی به احیای تشکل‌های سنتی و قدیمی (فراموش‌شده) و یا ایجاد تشکل‌های مناسب جهت برقراری ارتباط و تعامل با دولتی‌ها و سایر تشکل‌های تولیدی و خدماتی.

 

پ- ارائه خدمات آموزشی و ترویجی به‌منظور افزایش بهره‌وری و استفاده بهینه و پایدار از منابع.

 

ت- تقویت تشکل‌های محلی از طریق شبکه‌سازی و انجام فعالیت‌های گروهی و نهادی.

 

ث- مذاکره و مطالبه حقوق بهره‌برداران محلی از نهادهای دولتی و غیردولتی ذی‌ربط.

 

راهکارهای پیشنهادی

راهکارهای پیشنهادی برای استفاده بهینه از منابع پایه و توسعه کارآفرینی روستایی:

 

کاهش مصرف (Reduce)، استفاده مجدد (ReUse) و بازیافت (Recycle).

 

افزایش بهره‌وری منابع و افزایش راندمان آب.

 

توجه بیشتر به بخش صنعت و خدمات (صنایع روستایی، توسعه گردشگری کشاورزی و …).

 

شبکه‌سازی و تعامل بیشتر هر روستا با روستاهای همجوار و شهرهای نزدیک.

 

نهادسازی و استفاده از ظرفیت فارغ‌التحصیلان بیکار روستایی جهت برندسازی، بهبود بسته‌بندی محصولات کشاورزی، بازاریابی و بازاررسانی محصولات (Marketing).

 

تأسیس شرکت تعاونی محلی به‌عنوان چتر پشتیبان کسب‌وکارهای خُرد و خانگی (SMEs).

 

استفاده از سازوکارهای جدید نظیر کشاورزی قراردادی  (Contract Farming).

 

استفاده از نوآوری و فناوری (ترکیب دانش بومی با فناوری‌های نوین).

 

توجه بیشتر به رویکرد روستا برای نوآوری، نوآوری برای روستا.

 

لزوم حساس‌سازی، آگاهی‌بخشی، اعتمادسازی، ظرفیت‌سازی، توان‌افزایی، یاد دادن روش حل مسئله به جامعه محلی.

 

لزوم کنترل فساد اداری، رانت‌خواری، قاچاق کالا، پرداخت مشروط یارانه (CCT).

 

لزوم توجه به زنجیره تأمین، زنجیره ارزش، فرآوری محصولات، ضوابط بسته‌بندی، برندسازی، بازاریابی، بازاررسانی.

 

لزوم برقراری ارتباط و تعامل مؤثر بین اجزای اکوسیستم کارآفرینی روستایی به‌خصوص مشارکت بخش خصوصی.

 

انتظار می‌رود از طریق ایجاد عزم و وفاق ملی و همچنین هماهنگی و همکاری مؤثر نهادهای ذی‌ربط، هرچه سریعتر، مسائل مبتلابه روستاها و جوامع عشایری سروسامان داده شوند و ضمن کنترل روند مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها، پیشرفت و آبادانی روستاها و همچنین نقش تولیدی و خدماتی روستاها و جوامع عشایری رونق بیشتری یابد و فضای نشاط، شادابی جوامع محلی تقویت شود.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق