در شب «مجید مخدم» شاگردان و همکارانش از اثربخشی فعالیت‌های علمی و عملی او بر محیط‌زیست گفتند

مخدوم؛ معلم، عاشق ایران

معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست: نباید اختلافات جزئی باعث شود هدف اصلی را که حفظ محیط‌زیست است، فراموش کنیم. ما باید قدر داشته ‌هایمان و امثال دکتر مخدوم‌ها را بدانیم





مخدوم؛ معلم، عاشق ایران

۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۱۷:۴۲

عصر یکشنبه ۲۰ آبان‌ماه سال ۱۴۰۳، هفتصدوهشتادویکمین شب از مجموعه‌شب‌های مجله بخارا با همراهی خانه اندیشمندان علوم انسانی و مجله صنوبر به شب مجید مخدوم اختصاص یافت. در این شب که در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، هوشنگ ضیایی، حمید ظهرابی، محمود زبیری، حسین بحرینی، نغمه مبرقعی دینان، عبدالرسول سلمان ماهینی، مانیا شفاهی و علی دهباشی سخنرانی کردند.

 

 «مانیا شفاهی»، سردبیر فصلنامه «صنوبر»، در این نشست گفت: دکتر مجید مخدوم فرخنده متولد ۱۳۲۴ در شهر رشت است. او کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۳۵۶ در رشته آمایش سرزمین از دانشگاه ملی استرالیا و دکترا را در رشته ارزیابی اثرات محیط‌زیستی و تعیین ظرفیت برد از دانشگاه مک‌کوآری سیدنی در سال ۱۳۵۹ دریافت کرده‌ است. از همان سال در دانشگاه تهران به‌عنوان استادیار مشغول به‌کار شد. اولین کتاب محیط‌زیستی در ایران به‌نام «زیستن در محیط‌زیست» را ترجمه کرد که تاکنون ۱۴ بار تجدید چاپ شده است.

 

به‌گفته شفاهی، مخدوم بنیانگذار علم ارزیابی اثرات‌ توسعه محیط‌زیستی در ایران است و اولین پروژه در این زمینه توسط او انجام شده است. سردبیر صنوبر افزود: دکتر مخدوم با نگارش کتاب «شالوده آمایش سرزمین» در آمایش نوین کشور تحول ایجاد کرد‌. این کتاب کماکان به‌عنوان یک مرجع معتبر توسط متخصصان استفاده می‌شود و تاکنون ۱۵ بار تجدید چاپ شده است. او برای اولین‌بار در کشور تلفیق آمایش سرزمین با دانش GIS را پایه‌گذاری کرد. دکتر مخدوم ۱۲ کتاب به زبان‌های فارسی و انگلیسی تألیف و ترجمه و نزدیک به ۲۰۰ مقاله علمی‌-پژوهشی به زبان‌های انگلیسی و فارسی منتشر کرده است.

شفاهی گفت: دکتر مخدوم یکی از بنیانگذاران دانشکده محیط‌زیست دانشگاه تهران به‌عنوان نخستین دانشکده محیط‌‌زیست آسیا است. او انجمن ارزیابی محیط‌زیست ایران را پایه‌گذاری کرد و در حال حاضر، عضو شورای‌عالی محیط‌زیست کشور است. دکتر مخدوم دوره کارشناسی و کارشناسی‌ارشد محیط‌زیست و دوره‌های کارشناسی‌ ارشد و دکتری برنامه‌ریزی محیط‌زیست در دانشگاه تهران را راه‌اندازی کرد. ثمره تلاش‌های آموزشی دکتر مخدوم حدود چهار هزار دانشجو در مقاطع کارشناسی و کارشناسی‌ ارشد و دکترا است.

 

پایه‌گذار ارزیابی اثرات محیط‌زیستی

هوشنگ ضیایی: اگر امروز ارزیابی صورت می‌گیرد و دانشجوهایی در این زمینه فعالیت دارند و در شرکت‌ها کار می‌کنند، پایه‌گذارش دکتر مخدوم بوده است

«هوشنگ ضیایی»، پیشکسوت محیط‌زیست در این نشست درباره اهمیت ارزیابی در محیط‌زیست گفت: اولین کاری که در خدمت آقای مخدوم بودم، طرحی به‌نام سرخه‌حصار بود. او تأثیر زیادی بر این حوزه گذاشت. اگر امروز ارزیابی صورت می‌گیرد و دانشجوهایی در این زمینه فعالیت دارند و در شرکت‌ها کار می‌کنند، پایه‌گذارش دکتر مخدوم بوده است.

 

قدر هم را بدانیم

«حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، درباره اهمیت کلاس‌ها و دوره‌های مدیریتی مخدوم گفت: زمانی که به‌عنوان سرباز محیطبان به استان کهگیلویه‌وبویراحمد رفتم،‌ کسی علاقه‌ای به دوره‌های آموزشی که سازمان محیط‌زیست برقرار می‌کرد‌، نداشت و من مشتری دائم این دوره‌ها بودم و به‌خاطر دوری مسیر و اتوبوس و جاده بد، به‌سختی می‌آمدم. آن زمان دوره‌ای را تحت‌عنوان ارزیابی اثرات محیط‌زیستی داشتند که دکتر مخدوم مدرسش بود و من در خدمت ایشان این دوره را طی کردم و با مصائبی که محیط‌زیست با آن مواجه و مشکلاتی که گریبانگیر مدیران محیط‌زیست است، آشنا شدم. در آن جلسه فهمیدم تصمیماتی که دیگران می‌گیرند، تأثیر ویرانگری روی محیط‌زیست دارد. سدهای ساخته‌شده، اتفاق‌های سیاسی و توسعه همگی بر محیط‌زیست اثرگذارند.

او افزود: دکتر مخدوم دید من را نسبت به حفظ محیط‌زیست از آن روز تغییر داد. تعداد ما محیط‌زیستی‌ها زیاد نیست و نیاز داریم از هم حمایت کنیم و قدر هم را بدانیم. نباید اختلافات جزئی باعث شود هدف اصلی که حفظ محیط‌زیست است، فراموش کنیم،. ما باید قدر داشته‌هایمان و امثال دکتر مخدوم‌ها را بدانیم.

 

 

نگاهم به تحقیقات را تغییر داد

«محمود زبیری»، استاد دانشکده منابع‌طبیعی نیز در این نشست گفت: آشنایی من با مجید مخدوم به مهرماه ۱۳۵۰ بازمی‌گردد. زمانی که از خارج بازگشته بودم و شروع به کار کردم، این سعادت را داشتم با او در یک اتاق کار مشترک داشته باشیم. آن زمان طرحی در جنگل‌های ایران داشتیم تا اینکه دکتر مخدوم تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به خارج برود. آن زمان رسم بود همه آمریکا و اروپا می‌رفتند، اما او یک‌مرتبه مسیر را عوض کرد و به استرالیا رفت، تغییر رشته داد و رشته محیط‌زیست را انتخاب کرد،‌ درحالی‌که پیشتر در رشته آمار و جنگل‌داری کار می‌کرد.

او افزود: در زمان اقامت او در استرالیا من توانستم به دیدارش بروم‌؛ ملاقاتی که در زندگی و کارهای تحقیقاتی‌ام اثر گذاشت. من در سوئیس درس خوانده‌ام و سوئیسی‌ها خیلی دقیق در مقیاس کوچک مینیاتوری کار می‌کنند، اما در استرالیا دید وسیعی دارند و دنبال روش‌هایی هستند تا به‌سرعت و با هزینه پایین‌تری جواب بگیرند. این دیدار سبب شد که نگاه من نسبت به تحصیلات سوئیسم تعدیل شود.

زبیری گفت: زمانی که دکتر مخدوم به ایران برگشت، سه دوره تمام مدیریت گروه جنگل‌داری را بدون کوچکترین دستمزدی به کار گرفت و افتخاراتی برای مملکت به‌همراه آورد.

او با یک جمله به سخنانش پایان داد: مجید جان چاکریم

 

توصیف در یک کلمه؛‌ اثربخش

حسین بحرینی: زمانی که برای راه‌اندزی دانشکده محیط‌زیست در خدمت او در دانشگاه تهران بودم، دیدم که چه سنگ‌ها انداخته شد، اما خدا کمک کرد و نهایتاً این اتفاق افتاد و این دانشکده ایجاد شد

«حسین بحرینی»، استاد دانشگاه تهران، هم در این نشست گفت: یک کلمه را در سال‌هایی که در خدمت ایشان بودم، درک کردم و آن اینکه دکتر مجید مخدوم واقعاً اثربخش بود. زمانی که برای راه‌اندازی دانشکده محیط‌زیست در خدمت او در دانشگاه تهران بودم، دیدم که چه سنگ‌ها انداخته شد، اما خدا کمک کرد و نهایتاً این اتفاق افتاد و این دانشکده ایجاد شد. بدون هیچ‌گونه اغراقی، اگر دکتر مخدوم نبود، امکان نداشت این دانشکده ایجاد شود.

 

او افزود: با اینکه فعالیت او در دانشکده منابع‌طبیعی بود، اما آنچنان به محیط‌زیست علاقه‌مند بود و فعالیت داشت که برای هر فعالیتی سینه سپر می‌کرد. چهار نفر برای تأسیس دانشکده کمک کردند. متأسفانه دکتر رازقی به رحمت خدا رفت. قبل از او مهندس ابوضیا گروهی را ایجاد کرده بود. دکتر لقایی هم همکاری داشتند. بنابراین، بودن دکتر مخدوم برای جوان‌ها و همه افرادی که سنگ محیط‌زیست را به سینه می‌زنند، خیلی ارزشمند است.

 

بحرینی گفت: دکتر مخدوم وقتی تصمیم می‌گیرد به‌هرترتیبی آن را اجرا می‌کند. یک روز وقتی دانشکده راه افتاده بود، آقای دکتر با یک صفحه کاغذ پیش من آمدند و دیدم ایشان روی این کاغذ نوشته بود با بزرگراه تهران-شمال چه‌چیزی به‌دست می‌آوریم و چه از دست می‌دهیم؟ آدرس دانشکده‌ای را روی کاغذ نوشت و باقی کارها را هم انجام داد. روز همایش سالن در عرض چند دقیقه پر شده بود و اساتید بسیاری در زمینه‌های مختلف ایستاده بودند. در آن جلسه نقد علمی‌ به این بزرگراه از زوایای مختلف مطرح شد که بازتاب خوبی هم در رسانه‌ها داشت.

 

خوف در عین اشتیاق

«نغمه مبرقعی دینان» خاطرات دوران دانشجویی خود و کلاس‌های دکتر مخدوم را محور سخنانش قرار داد و گفت: سال ۷۲ توفیق شاگردی استاد مخدوم را پیدا کردم. کلاس‌ها،‌ منش استادی و سبک تدریسشان است که او را منحصربه‌فرد می‌کند. سر کلاس او درعین مهربانی، همیشه در خوف بودیم و نگران بودیم سؤالی شود؛ زیرا بسیار جدی بود.

 

او افزود: آزمون‌های پایان ترم دکتر مختوم کتاب باز بود. خیلی خوشحال سر جلسه کتاب و جزوه بردم و بعد که سؤال‌ها به دستمان رسید، دیدیم پاسخی در کتاب نیست و فهمیدیم آقای دکتر سؤالاتشان تحلیلی است و هیچ‌جا نمی‌شود جواب اینها را پیدا کرد؛ مگر اینکه سر کلاس گوش کنی و با قوه تحلیلی خود جواب سؤالات را بدهی. آنچه سر کلاس می‌گفت، مثال‌های تجربی از پروژه‌های خودشان بود و این درس را برای ما جذاب می‌کرد.

 

دور شمع وجودش جمع می‌شدیم

«عبدالرسول سلمان ماهینی» در این نشست درباره تجربه دانشجویی خود در کلاس‌های دکتر مخدوم گفت: سال ۶۴ با دکتر مخدوم آشنا شدم. استاد عزیز از کرج و تهران به گیلان برای درس پارک‌های ملی و جنگلی می‌آمد. همان دوره‌های کلاس فشرده باعث شد که این ارتباط استاد و شاگردی برای من و بسیاری از همسالان من ایجاد شود. در سال ۱۳۶۷ مجدداً در دانشگاه گرگان این افتخار نصیب من شد و استاد از راه دور برای درس ارزیابی تشریف می‌آمد. او با اشاره به اینکه ابتدا با دکتر مختوم با شالوده آمایش سرزمین آشنا شدیم،‌ افزود: شور و شوقی که او در ما به‌وجود آورد، باعث می‌شد تا بعد کلاس همه دور شمع وجود جناب دکتر جمع شوند از او سؤال بپرسند.  

 

از تو حرکت،‌ از خدا برکت

مجید مخدوم در این نشست ضمن تشکر از برگزارکنندگان گفت: عشق معلمی‌ والاترین عشق است. شما نمی‌دانید وقتی دانشجویان سابق خودم را می‌بینم که در جای‌جای ایران و خارج از ایران موثرند و کار می‌کنند، چقدر خوشحال می‌شوم.

 

او افزود: بارها به من گفتند که برای پروژه‌ها چقدر پول می‌خواهید و گفتم من اول کار پروژه را می‌بینم که آیا چیزی به کشور من اضافه می‌کند یا نه و بعد به مسائل دیگر فکر می‌کنم. خاطرم است سال‌ها قبل در یک پروژه ارزیابی اثرات توسعه در هرمزگان  کار کرده بودیم، طبق عادت معمول پول دانشجوها و بعد همکاران را باید می‌دادم، اما از کل پول پروژه پنج میلیون پرداخت نشده بود. برای همین، به جلسه‌ای در سازمان محیط‌زیست رفتم و گفتم چرا پول ما را نمی‌دهید؟ گفتند تو باید خلیج‌فارس را هم بررسی می‌کردی! گفتم این یک پروژه دیگر است و آنها قبول نکردند. خاطرم است که دست از پا درازتر به دانشکده محیط‌زیست بازگشتم و به منشی گفتم زمانی که من در اتاقم نیستم، دانشجویی به اتاق من نرود. منشی رنگش پرید گفت یک آقایی اینجا آمده بود و ایشان را در اتاق شما نشاندم که رایزن سفارت ژاپن هستند.

 

مخدوم گفت: زمانی که وارد اتاق شدم، رایزن به من گفت شما در پروژه سد الموت کمک کرده و هیچ پولی نگرفته‌اید. من گفتم به‌خاطر سد الموت این کار را کردم نه پول! او یک تقدیرنامه و یک پاکت از طرف آقای سفیر داد و رفت. پاکت را که باز کردم، دیدم در آن پنج هزار دلار با دلار هزار تومانی آن زمان است. به خودم گفتم اوستا کریم رساند. من از دل و جان به خدا اعتقاد و به این گفته باور دارم که از تو حرکت و از خدا برکت!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *