گردشگری پایدار به تعامل با دیگران منجر می‌شود

رؤیای صلح در هزاران سال حیات صنایع‌دستی





رؤیای صلح در هزاران سال حیات صنایع‌دستی

۱۰ مهر ۱۴۰۳، ۸:۴۵

درحالی سال ۲۰۲۴ شعار سازمان جهانی گردشگری صلح است که سال‌هاست صنایع‌دستی معنای صلح را در دل خود جای داده است. صنایع‌دستی که از دیرباز از مواد در دسترس مردم تشکیل شده، یکی از حوزه‌هایی است که متریال پایدار دارد و اصل پایداری همان مقوله‌ای است که در گردشگری بارها و بارها مورد تأکید قرار گرفته.

گردشگری پایدار که ریشه در توسعهٔ پایدار دارد، درواقع رشد و توسعه با در نظر گرفتن ابعاد اجتماعی، اقتصادی و تأثیر آن بر محیط‌ زیست را شامل می‌شود که همین مهم نشان می‌دهد صنایع‌دستی همواره پایدار بوده و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حفاظت از محیط زیست را شامل شده است.

باورها، فرهنگ‌ها، تمدن‌ها، اقوام و تفاوت‌ها آن چیزی است که می‌تواند به جنگ منجر شود، اما در صنایع‌دستی همین مقوله منجر به صلح شده است. روحی که صنایع‌دستی دارد و آن را از هر مادیت دیگری متمایز کرده است، درحقیقت به همین مسئله مربوط است. بلی، صنایع‌دستی روح دارد، روحی که می‌توان آن را در تفاوت‌ها و تمایزها در طبیعی بودن مواد آن جست‌وجو کرد.

کراوات ترمه و خودکار منبت و کفش‌های چرم دست‌دوز و کیف‌های دارایی و فرش‌های ابریشم و زیلوهای کیف‌دستی و …؛ همهٔ این اقلامی که در یک کشور دیگر حتی با شکل متفاوتی عرضه می‌شود، وقتی به دست تمدن و ملتی دیگر می‌رسد، شاید این سؤال را ایجاد کند که این اثر از چیست؟ از چه تشکیل شده؟ به کدام کشور برمی‌گردد؟

عروسکی که با برگ‌های خرما و حصیر در بافق برای خوشایند و دلگشای فرزندانشان می‌بافتند و هنوز این عروسک حصیری شترشکل بافته می‌شود، لباسی که زنان بلوچ روی آن را با آینه نقش می‌بندند یا آن رشتی‌دوزی رنگارنگ که روی دامن‌های چین‌دار زنان شمالی می‌افتد، مبل منبتی که نقوش اسلیمی بر آن حکاکی می‌شود و به آن تکیه می‌دهند یا آن سازی که نوایش از چوب جنگل‌های هیرکانی است و … مصادیقی است که نشان می‌دهد روح فرهنگ و هنر آمیخته با مواد بومی و طبیعی در ساخت صنایع‌دستی ریخت یافته است.

صنایع‌دستی داستان دارد، داستان آن بزی است که از نقوش غارنشینان به فرش‌ها و گلیم‌ها راه یافته، یا سروی است خمیده که روی ترمه‌ها نقش بسته است، چوبی است افراشته که به‌شکل سرو می‌سازند و به‌عنوان پیکر امام حسین(ع) بر دوش می‌کشند و آن را نقل می‌نامند، یا آن سیاه‌دوزی سیستانی است که به مادها برمی‌گردد.

پس در هرکدام از آنچه به‌سادگی صنایع‌دستی می‌نامیم، معنا، مفهوم، داستان و روایت نهفته است که اگر به آنها برگردیم، می‌توانیم آرامش درونی پیدا کنیم. اما آرامش درونی چیست؟ درواقع، انسان برای رسیدن به صلح، در وهلهٔ اول به آرامش درونی نیاز دارد به صلح درونی!

این آرامش بیش از هرچه فکر کنیم، با رسیدن به طبیعت می‌تواند محقق شود. درواقع، رسیدن به طبیعت همان چیزی است که امروزه در واژه‌ای به اسم صنایع‌دستی اتفاق افتاده است. اگر به مواد اولیه صنایع‌دستی توجه کنیم، خواهیم دید که همان چوب، خاک، فلز و الیاف طبیعی و پشم هستند و آنچه در ایجاد آنها اثر دارد عناصر آب، آتش، خاک، هوا یا باد و اهرمی به‌نام دست است.

در این سازه‌ها آنچه بیشتر از همه تأثیر دارد، تجدیدپذیری و بازگشت به طبیعت است که می‌تواند صنایع‌دستی را به ساختاری پایدار تبدیل کند.

عمق صنایع‌دستی به درونمایه برمی‌گردد و زینت هنر علاوه‌بر ریشه‌دار بودن آن، به هنرمندانش ارتباط دارد و هنرمندان صنایع‌دستی غالباً زنانند که مادران و دختران و خواهران این سرزمین هستند و مردان در این هنرها دست دارند و فرزندان نیز از تأثیرات آن برخوردار می‌شوند. لذا مهمترین هنرمندان از دیرباز تاکنون به‌نوعی اهالی یک خانواده هستند که در کنار هم به خوبی و خوشی کار می‌کنند تا محصولی برای استفادهٔ خود یا دیگران خلق کنند.

صلح اما مقوله‌ای است که اول به‌سبب آشتی آدمی با خودش، طبیعت و سپس با دیگران محقق می‌شود. زنی که شیرکی پیچ می‌بافد یا نقوش ریز سوزن‌دوزی را می‌تند یا هنر نگارگری را روی مینا می‌نشاند، نمی‌تواند با ذهنی بهم‌ریخته و درونی آشفته چنین فعالیت با جزئیات و دقتی را خلق کند. پس حتماً برای تبدیل شدن به یک هنرمند در ابتدا به آرامش رسیده است، با خودش آشتی کرده است و توانسته روح  و احساس خود را برای تبدیل شدن به یک هنر و اثر هنری به‌کار بندد.

پس تعامل و صلح با دیگران در حوزهٔ صنایع‌دستی از کجا محقق می‌شود؟ صلح در صنایع‌دستی شعار نیست. وقتی هنر دستان یک هنرمند فرش می‌شود، پارچه می‌شود، ظرف سفال می‌شود، سربند و پابند می‌شود و … و به شهری دیگر یا کشور دیگری می‌رود، مردمانی از کشورهای شرق و غرب از آثار صنایع‌دستی خریداری می‌کنند، تاجر چینی‌تبار فرش ایرانی را به کشورش می‌برد، مسافر آمریکایی فیروزهٔ نیشابور را با خودش به آن سوی دنیا می‌برد و یا هر ملیت دیگری هنر ایرانی را با علم و آگاهی از ریشه و فرهنگ و هنر آن با خودش می‌برد، یعنی تعامل و مذاکره و درنهایت صلح محقق شده است.

این دقیقاً همان چیزی است که به دیپلماسی منجر می‌شود، کراوات ترمه و خودکار منبت و کفش‌های چرم دست‌دوز و کیف‌های دارایی و فرش‌های ابریشم و زیلوهای کیف‌دستی و …؛ همهٔ این اقلامی که در یک کشور دیگر حتی با شکل متفاوتی عرضه می‌شود، وقتی به دست تمدن و ملتی دیگر می‌رسد، شاید این سؤال را ایجاد کند که این اثر از چیست؟ از چه تشکیل شده؟ به کدام کشور برمی‌گردد؟ و…

آنچه امروز از گفت‌وگوی تمدن‌ها در ادبیات دیپلماسی ردوبدل می‌شود و آنچه امروز از آن به‌عنوان صلح و زندگی مسالمت‌آمیز یاد می‌شود، سال‌هاست در واژه‌ای به‌عنوان صنایع‌دستی محقق شده است و هنرمندان صنایع‌دستی سفیران پیام صلح نهفته در آن بوده‌اند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن