بازگشت به شاخص‌های پایداری در توسعۀ شهرهای ایرانی





بازگشت به شاخص‌های پایداری در توسعۀ شهرهای ایرانی

۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ۸:۴۰

در چهار دهۀ اخیر، نواحی شهری در ایران رشد چشمگیری داشته است، اما این رشد با مخاطرات بسیار اجتماعی و محیط‌‎زیستی همراه بوده است؛ مسائلی چون زایش سکونتگاه‌­های غیررسمی در حاشیۀ شهرها، گرانی مسکن، گسترش فقر شهری، آلودگی هوا، مدیریت پسماند شهری، تأمین آب آشامیدنی و بسیار موارد دیگر که همگی شاخص‌های کیفیت زندگی و زیست‌پذیری را تحت‌تأثیر قرار داده است. اگر سه مؤلفۀ توسعۀ اقتصادی، توسعۀ اجتماعی و حفاظت از محیط‌زیست و اکوسیستم طبیعی را به‌عنوان بنیان‌های توسعۀ پایدار در نظر بگیریم، پایداری توسعۀ اقتصادی و حفظ کیفیت حیات روی کرۀ زمین برای انسان، منوط به رشد و توسعۀ منطقی شهرها و اصلاح روابط آن‌­ها با محیط‌زیست پیرامونشان است.

 لیکن آنچه در سیاست‌گذاری و برنامه‌­ریزی شهرهای ایران در چند دهۀ اخیر رقم خورده، اساساً به محیط‌زیست توجه­ی نداشته و ندارد. تبدیل گستردۀ اراضی به ساخت‌وساز و افزایش نامتناسب تراکم باتوجه‌به ظرفیت فضاهای باز شهری، نابودی باغ‌­ها و فضاهای باز که در کاهش جزیرۀ حرارتی مؤثرند و توسعۀ پروژه‌های بزرگ مقیاس‌بدون توجه به شاخص‌های پایداری محیط‌زیستی، از مواردی است که مؤید واقعیت تلخ ضدپایداری شهرهای ایران اکنون است. در این مدل شهرسازی، توسعۀ حمل‌ونقل خصوصی و خودرومحور، اولویت انتخاب برنامه‌ریزان بوده است و رشد حمل‌ونقل پاک، پیاده‌رو و انسان‌محور، در فرع و حاشیۀ مدل توسعۀ حمل‌ونقلی قرار گرفت. این درحالی‌است که شیوۀ حمل‌ونقل، یکی از موضوعات مهم در میزان مصرف منابع و تولید آلودگی شهرها است.

 مطابق خیلی از شهرهای دنیا، بسیاری از شهرهای کوچک و توریستی ایران، قابلیت توسعۀ حمل‌ونقل پیاده و دوچرخه را داشته و دارند که می‌تواند ضمن کاهش استفاده از منابع انرژی، به مدل شهر پایدار نزدیک‌تر شوند. در مدل فعلی طرح‌های شهری، توجهی به  ظرفیت‌های محیط‌زیستی نمی‌شود و با بارگذاری شهرهای کوچک و اقماری، حداقل‌­های تاب‌آوری اکوسیستم شهری را مخدوش می‌سازند. این مسائل پیامدهای چندگانه بر زیست اجتماعی شهر و شهروندان بر جای می‌گذارد. سیاست‌های تمرکززدایی سیاسی و اقتصادی، در سایۀ توسعۀ نامتوازن کشور، از مسائلی است که چالش سرزمینی را چند برابر کرده است. در شهرهای ایران، زیرساخت های بازیابی آب و فاضلاب، اساساً جایگاهی ندارد. این درحالی‌است که بسیاری از شهرها در فلات مرکزی و جنوبی ایران، «حساس به آب» شناخته شده‌اند.

باوجودی‌که آلودگی ناشی از سوخت بی‌کیفیت خودروها، یکی از چالش‌های جدی مدیران شهری کشور است، اما در مسیر توسعۀ حمل‌ونقل انسان‌محور و پاک، کمتر برنامه‌­ای ذیل توسعۀ شهرهای جدید می‌توان یافت که این مسئله را با نگاه به آیندۀ شهر ترسیم کرده باشد. این سؤال مطرح است که با کدام منطق پایداری، بودجۀ اغلب شهرهای کوچک ایران به ساخت  بزرگراه، پل زیرگذر و روگذر  که نماد مصرف زمین، ضد انسان و طبیعت است، اختصاص داده شود؟ باوجودی‌که آگاهیم سرزندگی و نشاط اجتماعی زندگی شهری، در گرو مکث شهروندان در خیابان و فضاهای عمومی است، اما همچنان بر خوانش ناپایدار توسعۀ شهرها تأکید داریم. قطعاً در این مدل رانت عظیم زمین و منافع اقتصادی برای یک عده صاحبان سرمایه و گردانندگان شهر مستتر است! در کمتر شهر ایران، مدیریت فاضلاب‌های شهری به‌درستی انجام می‌شود و بازچرخانی آب و یا آب باران، مدیریت صحیح می‌شود. اساساً شهرهای ایران بر شانه‌های مصرف استوارند و نشانی از مدیریت منابع در آن تعبیه نشده است.

 چهره و منظر شهری، بیش از آنکه تداعی پیوند طبیعت و انسان باشد، خوانشی از درهم‌تنیدگی بتن و آهن و انسان ماشینی است. متأسفانه این مسئله نه در کلان‌شهرهای ایران، بلکه به‌مثابه ویروس واگیردار، اکثر شهرهای ایران را در خود بلعیده است و به‌شکل بیمارگونه، فربه شده است. برای حل ابرچالش‌های محیط‌زیست ایران که این روزها از امر سیاسی به مطالبۀ اجتماعی مبدل شده است، نیازمند وفاق گفتمانی بین نهادها است و در این میانه، وزارت مسکن و شهرسازی، یکی از جدی‌ترین نهادهای مؤثر بر تعیین قواعد بازی تغییر روند ابرچالش‌های محیط‌زیست در کنار وزارت نیرو و سایر بازیگران نهادی است. مطابق با اصول پایداری، شهر پایدار دارای فرمی است که در آن منابع کمتری از جمله انرژی مصرف می‌­­شود و شبکه‌­های شهری کارا و رقابتی است و قابلیت بالایی برای زندگی انسان را دارا است.

 حس تعلق و هویت محلی و مشارکت شهروندان در کنار تولید و مصرف پایدار منابع، در حیات شهر رؤیت‌پذیر است. شوربختانه برنامه‌ریزی توسعۀ شهرها در ایران، اکنون کمتر منتج به این شاخص‌های پایداری شده‌اند. انتظار می‌رفت توسعۀ پایدار شهری، زندگی جمعی را در شهر ارتقاء ­بخشد، محیط‌زیست شهر را بهبود و اقتصاد شهر را پیشرفت ­دهد که هیچ‌یک در عمل محقق نشده است. شهر باید در مکانی با هوای پاک، آب بهداشتی تمیز، خاک بدون تخریب و آلودگی و هم­چنین آ‌ب‌­های حفاظت‌شدۀ زیرزمینی حیات یابد که این موارد در بارگذاری شهرهای جدید، اساساً موضوعیتی نداشته است. مسائلی از جمله بحران محیط‌زیست، انرژی، آلودگی هوا، آلودگی صوتی و ترافیک، بخشی از چالش‌­هایی هستند که کیفیت زندگی را دستخوش تغییر و دگرگونی کرده است و در این شرایط در راستای افزایش و بهبود کیفیت زندگی انسان، توجه به مقولۀ محیط‌زیست و محدودیت‌هایی نظیر زمین، آب، هوا، تنوع‌زیستی و عناصر دیگر محیط‌زیست، اساسی­‌ترین اقدامی است که شهرساز یا برنامه‌ریز شهری و منطقه‌ای، باید برای تحقق پایدار اعمال نماید. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن