سیاست‌های جمع‌آوری معتادان تنها حذف‌سازی «دیگری» است نه حل مسئله

پوشاندن امرِ غلط





پوشاندن امرِ غلط

۲۴ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۳۳

با نزدیک‌شدن به آغاز ماه مهر، شهرداری تهران طرحی را تحت عنوان «ساماندهی آسیب‌های اجتماعی» آغاز کرده است که در قالب آن، اقدام به جمع‌آوری معتادان متجاهر در شهر می‌کند. آن‌گونه که سرپرست سازمان خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، به «ایلنا» بیان کرده است، «هدف از اجرای مرحلۀ چهارم طرح ساماندهی آسیب‌های اجتماعی، این است که فضای شهر به‌عنوان فضایی که قرار است دانش‌آموزان در آن رفت‌وآمد کنند، پاکیزه باشد.» بر این اساس، قرار است در بوستان‌ها و فضایی که نزدیک مدارس است و دانش‌آموزان از آن‌ها استفاده می‌کنند، اقدام به جمع‌آوری معتادان کنند. «محمد نقیب» همچنین از شهروندان تهرانی خواسته است، مکان‌هایی که افراد آسیب‌دیده اعم از معتاد متجاهر و... حضور دارند را از طریق سامانۀ ۱۳۷ به شهرداری تهران اطلاع دهند تا آن نقطه را «پاک» کنیم! پاک‌سازی یا پاک‌انگاری شهر از معتادان که واژۀ نامناسبی برای یک پدیده و آسیب شهری است، همواره در سال‌های اخیر از سوی متولیان امر بیان می‌شود. اعتیاد، کودک کار، تکدی‌گری، زنان بی‌خانمان و ...، از آسیب‌های شهرهاست و بی‌تردید راهکار کاهش بسیاری از این آسیب‌ها، نه جمع‌آوری که اتخاذ رویکردهای پیشگیرانه و بلندمدت است. بااین‌حال باید دید این جمع‌آوری معتادان متجاهر، چه کمکی به شهروندان و نوجوانان دانش‌آموز و زیست شهری آنان خواهد کرد؟ در دیگر کشورها برای بهبود وضعیت و پیشگیری از افزایش این پدیدۀ شهری، چه اقداماتی انجام می‌دهند و چقدر چنین اقدامات نمادین، مؤثر و کمک‌کننده خواهد بود؟

معتادان، بخشی از طردشدگان

در این رابطه، «مجید ابراهیم‌پور» پژوهشگر مطالعات و سیاست‌گذاری شهری، در گفت‌وگو با «پیام ما» با بیان اینکه اگر بخواهیم بر میزان اثرگذاری این سیاست‌ها متمرکز باشیم، راه به جایی نمی‌بریم، بیان کرد: دهه‌هاست همه فریاد می‌زنند که سیاست‌های جمع‌آوری معتادان و پوشاندن آسیب‌های اجتماعی، راه به جایی نمی‌برد، اما کماکان این سیاست‌ها در هر دولت و مدیریت شهری که روی کار می‌آید (چه اصلاح‌طلب و چه اصول‌گرا)، دنبال می‌شود. مسئله بر سر صورت‌بندی حاکمیت دربارۀ طردشدگان است که معتادان به‌عنوان بخشی از این طردشدگان هستند.

دولت‌ها ناتوان از حل‌کردن ریشه‌ای مسائل و بحران‌هایی هستند که پدیدۀ اعتیاد را به‌ وجود می‌آورد. حضور فرد معتاد در خیابان، قوی‌ترین شاهد ناکارآمدی دولت‌هاست که هر روز جلوی چشم شهروندان است

جامعه سیاست واحدی را دربارۀ تمامی طردشدگان اتخاذ می‌کند؛ یعنی سیاست جمع‌آوری و پاک‌سازی؛ چه طردشده از منظر سیاسی باشد، چه از منظر اخلاقی یا اعتقادی یا طردشدۀ اقتصادی. او افزود: مثلاً برون‌رانی فقرای شهری از تهران به‌واسطۀ گران‌شدن شهر، تفاوتی با پاک‌سازی خیابان از معتادان نمی‌کند. همۀ این‌ها را باید این‌گونه مسأله‌مند کرد که صورت‌بندی حاکمیت از طردشدگان چیست؟ آیا این صورت‌بندی برای ادغام بیشتر به‌واسطۀ تغییر رویه‌های حاکمیتی‌ست یا برای طردشدگی بیشتر است؟ آیا درد و رنج ریشه‌ای طردشده شنیده می‌شود و برای آن سیاست‌گذاری می‌شود یا اینکه طردشده همچون دشمنی خارجی تلقی می‌شود که باید از ویترین این سرزمین حذف شود؟

 

 سیاست‌های حذفی در مدیریت شهری

مجید ابراهیم‌پور در ادامه با تأکید بر اینکه، متأسفانه سیاست‌های همۀ دولت‌ها در این سال‌ها، سیاست‌‌های حذفی بوده است، به «پیام ما» توضیح داد: چه در شهرداری زاکانی که نام «پاک‌سازی» را روی آن می‌گذارند و چه در شهرداری حناچی که نام «ساماندهی» روی آن گذاشته می‌شود، این سیاست‌ها ناشی از این است که افراد طردشده گویا برای دولت‌ها «دیگری» تلقی می‌شوند، نه شهروندی که درد و رنجی عمیق را متحمل شده است. 

پژوهشگر سیاست‌ورزی طردشدگان شهری، با بیان اینکه برای دولت‌ها انسان طردشده «دیگری» است و هیچ حق شهروندی ندارد، اضافه کرد: اما این صرفاً یک تلقی ذهنی نیست، بلکه دلایلی وجود دارند که دولت‌ها به این طرز تلقی سوق پیدا می‌کنند. رؤیت‌پذیربودن انسان طردشده در حوزۀ عمومی، «امر غلط» دولت‌ها را افشا می‌کند. در حقیقت انسان طردشده، آینۀ تمام‌نمای ناکارآمدی دولت‌ها هستند و بنابراین چون دولت‌ها عموماً ناتوان از حل‌کردن ریشه‌ای مسائل هستند، بنابراین برای ازبین‌نرفتن مشروعیتشان، سیاست حذف را در پیش می‌گیرند و این را به‌گونه‌ای در رسانه‌ها بیان می‌کنند که برای امن‌شدن فضا برای «شهروندان» این کار را می‌کنند.

 

 پوشاندن امرِ غلط

ابراهیم‌پور در ادامه گفت: دربارۀ معتادین در خیابان هم وضع به همین منوال است. دولت‌ها ناتوان از حل‌کردن ریشه‌ای مسائل و بحران‌هایی هستند که پدیدۀ اعتیاد را به‌ وجود می‌آورد. حضور فرد معتاد در خیابان، قوی‌ترین شاهد ناکارآمدی دولت‌هاست که هر روز جلوی چشم شهروندان است؛ بنابراین می‌بایست سریعاً از خیابان حذف شود تا «امر غلط» جلوی چشم شهروندان نباشد. اما چرا دولت‌ها رفته‌رفته دربارۀ اتخاذ سیاست‌های صحیح برای حل بحران‌ها ناتوان‌تر شده‌اند؟ بخش بسیار زیادی برمی‌گردد به همین صورت‌بندی دولت‌ها از انسان طردشده. بخش اعظمی از این طردشدگی در دهه‌های اخیر، در میان نخبگان و متخصصان بوده است که همواره در دوره‌های مختلف، فریادشان را گفته‌اند، اما دولت‌ها رویۀ سرکوب را در برابر این‌ها پیش گرفته‌اند. به‌همین‌دلیل، می‌بینیم که سیلی از مهاجرت افراد متخصص که می‌توانند بحران‌های طردشدگی اقتصادی و فرهنگی را حل کنند، اتفاق می‌افتد.

او اضافه کرد: در حقیقت دولت‌ها رفته‌رفته بدنۀ تکنوکرات و سیاست‌گذار خود را از دست داده‌اند و افرادی که این توانمندی را ندارند، جای آن‌‌ها را گرفته‌اند. به‌همین‌دلیل، توان برنامه‌ریزی دولت‌ها برای حل بحران‌ها از دست رفته است. شاهد این ماجرا، بلاتکلیف‌ماندن برنامۀ هفتم توسعه و دیگر طرح‌های توسعه‌ای در کشور و رواج‌یافتن رویه‌های آنی و ضربتی است که بیشتر به درد تبلیغات رسانه‌ای می‌خورد تا اینکه بتواند مسائل را ریشه‌ای حل کند. راه‌حل برون‌رفت از این بحران هم مشخص و ساده است و آن این است که دولت‌ها صدای طردشدگان را بشنوند و هرچه سریع‌تر رویه‌ها، سیاست‌ها و قوانین خود را برای شمولیت بیشتر افرادی که در جامعه زیست می‌کنند، تغییر دهند. درغیراین‌صورت، روزبه‌روز تعداد طردشدگان نسبت به تعداد «شهروندان» بیشتر و بیشتر می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه