دریا را مثل کف دست میشناسیم
بیشتر زنان صیاد در جزیره هنگام سرپرست خانوار هستند و تأمین معاش خانواده به عهدهٔ آنان است
21 مرداد 1402، 20:55
یکدیگر را صیاد صدا میکنند، مانند صیادان مرد. گرفتن مجوز نه آنان را خوشحال میکند و نه مضطرب. مشکلات آنان همان است که عموم صیادان کشور تجربه میکنند: بیمه ندارند، هزینههای کار زیاد است و مخارج بالا. بنزین سهمیهای گیر نمیآید و مانند همیشه ماهی در دریا کم است. از نظر آنها هیچکدام اینها ربطی به زن بودنشان ندارد و دولت باید مشکلاتشان را حل کند و دست از وعده دادن بردارد. هر چند به تازگی خبری منتشر شد که از صدور مجوز کار برای زنان صیاد در جزیره هنگام حکایت داشت و خشنودی برخی را انگیخت. اما وقتی به سراغ این صیادان میرویم متوجه میشویم که سالهاست صیادی پیشه آنهاست و صدور مجوز برای آنها مزیت به حساب نمیآید و به دور از تفاوتهای جنسیتی مشغول کارند.
دو سوی کشور را آب گرفته است و صیادی، شغل بسیاری از شهروندان حاشیهٔ آبهای ایران است. در «هنگام» جزیرهٔ کوچک جنوبی و برخی مناطق نوار ساحلی «خلیج فارس» و «دریای عمان» یک تفاوت وجود دارد: «صیادی یک شغل مردانه نیست». این موضوع اما به این معنا نیست که چالش صیادی برای زنان کمتر از مردان است. همهٔ آنچه چالشهای صیادی ایران را شامل میشود، برای زن و مرد برابر است و علاوهبرآن چیزهای دیگری نیز وجود دارد.
با اینکه صیادی زنان، بهویژه در جزیرهٔ هنگام جزء فعالیتهای زنانهای به حساب میآید که از سالیان دور انجام میشده، اما نخستین چالش این جامعهٔ کوچک صیادی، نبود مجوز است. چالشی که رفع آن، چند روز قبل بر وبسایت خبری سازمان شیلات نشست: زنان صیاد در جزیرهٔ شیلات مجوز گرفتند.
اما این خبر یک تبصرهٔ مهم داشت که آنان میتوانند با قلاب ماهیگیری کنند. نکتهای که چندان منطبق با روش ماهیگیری صیادان هنگام نیست.
مدیر کل شیلات هرمزگان میگوید اعطای مجوز صیادان جزیرهٔ هنگام را تحت پوشش بیمه و بنزین سهمیهای قرار میدهد
ماجرای صدور مجوز چه بود؟
از سال 1398 موضوع نداشتن مجوز زنان صیاد در جزیرهٔ هنگام بهشکل جدی مطرح شد. موضوعی که همان زمان از سوی سازمان شیلات و مدیران شیلاتی استان هرمزگان انکار شد، اما مدتی بعد نامهٔ معاون مناطق محروم ریاستجمهوری، به رئیس سازمان شیلات یکبار دیگر آن را تأیید کرد.
بعد از آن در تابستان 1399 ادارهکل شیلات هرمزگان فراخوانی برای متقاضیان دریافت مجوز صید صادر کرد. بنابر آنچه در خبرها منتشر شد از 50 زن متقاضی بهشکل گزینشی و فقط برای 30 نفر مجوز صادر شد. خیلی نگذشت که بانوان صیاد جزیره اعلام کردند که مجوز صید تکنفره برای آنان صادر نشده است و نمیدانند که باید با این مجوز چگونه کار کنند. یک سال بعد، ادارهکل شیلات هرمزگان، در مرداد ۱۴۰۰ موافقت اصولی صدور مجوزهای صید را صادر کرد، اما حتی زنانی که پیشتر گزینش شده بودند اقدامی برای دریافت مجوز انجام ندادند. با گذشت دو سال اما مرداد امسال اعلام شد که مجوز صید «برای نخستینبار» برای بانوان صیاد هرمزگانی صادر شده است.
مشکل مجوز نیست
«محفوظه» از صیادان قدیمی هنگام است. او فکر میکند کسی جلوی کار آنان را نگرفته بود و ادارهٔ شیلات همیشه با آنان همراهی داشته است، اما مشکل جای دیگری است که برای هیچکس رفع نمیشود؛ چه زن و چه مرد: «کسی با ما کاری نداشت، ما صیدمان را میکردیم و میکنیم. پدر من همیشه با قایق و تور صید میکرد، من هم خیلی کوچک بودم که با او میرفتم. وقتی هم شوهر کردم همراه شوهرم رفتم. شوهرم فوت کرد هم تنها آمدم. تنهایی برایم سختیهایی دارد، مثلاً جابجایی قایق. ولی دیگر دخل صیادی به خرج نمیارزد.»
در دو استان بوشهر و هرمزگان پیشتر نیز روشی سنتی برای صید بهنام «مُشتا» وجود داشت که عمده شاغلان به آن زن بودند
به نظر «محفوظه» صیادی کردن زنان اصلاً مسئلهٔ خاص یا جالبی نیست، بلکه صید شغل آنهاست: «در هنگام زن و مرد ندارد. این شغل ماست. همه کنار هم کار میکنند. خیلیها میآیند و برایشان جالب است. اما این زندگی ماست. جزیره خیلی کوچک است. 500 خانوار دور هم زندگی میکنیم. همه همدیگر را میشناسند و این چیزها خیلی خوب است، اما موضوع این است که هزینهٔ زندگی و کار در همین محیط کوچک هم خیلی بالا رفته است. مشکل ما مجوز نبود و نیست. موضوع بنزین است که لیتری قیمتش بالای 3 هزار و 500 تومان است، سهمیهای نیست. بیمه است و همهٔ چیزهایی که مردهای ما هم با آن درگیرند.»
«اعظم» از صیادان جوان جزیره هنگام است از نظر او هم مسئله اصلی این صیادان صدور «مجوز» نیست: «مجوز مال شیلات است، مال ما نیست. ما نه ترالسواریم و نه حتی لنج. یکی قایق موتوری دارد، یکی پارویی. چند سال قبل هم مجوز دادند که مثلاً زنان با هم صید کنند، تنها نروند دریا. ما دریا را مثل کف دست بلدیم. اما انگار بهجای سهولت در کار ما، فقط میخواهند قیم برایمان بگذارند. ما میگوییم بیمه نداریم، گفتند باید مجوز بگیرید. ببینیم و تعریف کنیم.»
اعظم از دشواری های صید در گرمای جنوب میگوید و اینکه چارهای هم جز این نیست: « زندگی ما همین است. مگر در جزیرهٔ ما چقدر کار پیدا میشود؟ حتی گردشگری هم اینجا خیلی رونق نداره. اگر دولت فکر میکند تور گران، تعمیر قایق سنگین، تبدیل تور با قلاب و مجوز مشکل صیادان زن و مرد را حل میکند، اشتباه میکند؛ اما باز هم یک کاری کردن بهتر از نکردن است.»
مجوز برای رفع مشکل است
10 مرداد امسال بود که ادارهکل شیلات هرمزگان اعلام کرد که بهمنظور رفع چالشهای صیادی در جزیرهٔ هنگام و ساماندهی به آنان، این گروه مجوز صید دریافت کردند.
حالا «مسعود بارانی» به «پیام ما» توضیح میدهد که زنان صیاد هنگامی با اعطای این مجوز پس از چند دهه بهصورت قانونی و با روش قلاب میتوانند ماهی صید کنند: «بانوان زحمتکش و صیاد هنگام بهعلت نداشتن مجوز صید هیچ مزایایی نداشتند. برخی از این بانوان سرپرست خانوار هستند و نیاز به این حرفه برای درآمد و سرپرستی خانواده دارند. از دیگر مزایای دریافت مجوز صیادی، زیر پوشش بیمه قرار گرفتن و تخصیص سوخت یارانهای برای قایقهایشان است.»
او درحالی از تخصیص اعتبار سهمیهای صحبت میکند که تعاونیهای صیادی در شمال و جنوب میگویند که از زمان سهمیهبندیهای جدید با چالش تأمین سوخت سهمیهای مواجهاند و بخش عمدهٔ مصرف بنزین قایقهای موتوری صید را سوخت آزاد تأمین میکند.
مُشتاها، زنانِ پیشگام صید
شاید صید زنان هنگام بهویژه بهواسطهٔ صفحهٔ اینستاگرامی که «خجو» یکی از صیادان جوان جزیره راه انداخته است، در میان عموم مردم ایران شناخته و مشهور شده باشد، اما هرمزگان از گذشته شیوهٔ صیدی داشت که شاغلان آن عمدتاً زن بودند. «مشتا» نام روش صید سنتی این منطقه است که گاه صیادانش نیز به همین نام خوانده میشوند. این نوع صید با استفاده از جزر و مد انجام میشود و ماهیها در تلفیقی هوشمندانه از چوب و تور گرفتار میشوند. در این روش چوبهایی در ساحل کار گذاشته میشود و با استفاده از تور حصاری ایجاد میشود که هنگام بالا آمدن آب تعدادی آبزی وارد آن میشود و با پایین رفتن آب، آبزیان داخل آن توسط صاحبان مشتاها صید میشوند. این نوع صید در اکثر سواحل استان هرمزگان و بوشهر انجام میشود. قرار است روش صید مُشتا در فهرست میراثفرهنگی کشور ثبت ملی شود.
اکنون چندسالی است که بهمنظور حفاظت از آبزیان در فصل تخمگذاری صید «هامور» ماهیان این صید به روش سنتی مشتا نیز در آبهای هرمزگان ممنوع است. در گذشته بسیاری از زنان در دو استان بوشهر و هرمزگان این مهارت را بهخوبی بلد بودند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ممنوعیت صید و ماهیگیری در سد لتیان
«پیام ما» مسئولیت اجتماعی دیجیکالا در قبال کسبوکارهای کوچک را بررسی میکند
رشد سهم جوامع محلی از بازار فروش کالا
گفتوگو با «احسان مهتدی»، مترجم «قصههای راز و خیال»، درباره «ادگار آلنپو»
«پو» نویسنده تاریکیهاست
محیطبانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند
از گواهینامههای معطل تا گذرنامه ضبطشده
نشست کاپ ۷؛ عزم پنج کشور ساحلی برای حفاظت از دریای خزر
سنگنگارههای «جربت»؛ موزهای در بادها
«پیام ما» علل تصادفات دوچرخهسواران در ایران را بررسی میکند
مرگ دوچرخهسواران جاده در حاشیه قانون
سهم نابرابــــــــر زنان
آمار رسمی بازماندگان از تحصیل، همه کودکان محروم از آموزش را دربرنمیگیرد
دانشآموزانِ غایب
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سرخدار در زمیـــــــن غریب
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید