برای کودکانی که هرگز به دنیا نمیآیند
۸ مرداد ۱۴۰۲، ۲۳:۳۳
وقتی آوار زلزله روی سر افراد فرو میریزد، یا زمانیکه کشتی به صخره میخورد یا وقتی اتوبوسی چپ میکند، پدرها و مادرها حتی اگر خودشان آسیب دیده باشند، اولویت را به نجات کودکان میدهند. بعد از کودکان معمولا زنان در اولویت امداد رسانی و نجات قرار میگیرند و بعد شاید مردان. گروههای امداد نیز وقتی سر میرسند، ابتدا کودکان و زنان را نجات میدهند و بعد سراغ مردان میروند. تا جایی که میدانم، در اغلب بحرانها و سوانح، باور عمومی همین است؛ شاید به این دلیل که فکر میکنیم زنان و کودکان آسیبپذیرتر از مردان هستند و نجات جانشان در اولویت است. البته که این دلیل در جای خودش قابل احترام است اما بهتر است به گونهای دیگر به موضوع نگاه کنیم؛ اینکه کودکان متعلق به آینده هستند و نجات جانشان در اولویت قرار دارد؛ همینطور زنان که میتوانند آینده را بسازند. بدون کودکان آینده قابل تصور نیست و اگر قرار است خانوادهای در کار نباشد، مردان چرا این همه رنج را تحمل کنند؟
اما آیا ما همیشه و همهجا کودکان و زنان را در اولویت قرار میدهیم؟
پنج سال پیش همینجا نوشتم که ما داریم حق فرزندان خود را می خوریم تا رفاه بیشتری داشته باشیم. در حالی که پدران ما بسیار کار کردند و برای فرزندان خود ثروت آفریدند و رفاه ایجاد کردند اما ما داریم برعکس عمل میکنیم. منابعی که در حال حاضر دولت توزیع میکند و ما مصرف میکنیم، سهم ما نیست و متعلق به نسلهای آینده است. ما مدتهاست سهم خود را مصرف کردهایم و امروز با میانداری دولت داریم دست در جیب فرزندان خود میکنیم.
راستش این همه ماجرا نیست و فاجعه بدتر را تصمیمگیران کشور رقم میزنند. هر تصمیم آنها که تورم را افزایش میدهد، از سرمایهگذاری میکاهد، بیکاری را عمق میبخشد و منجر به فقیرتر شدن بیشتر مردم میشود، ظلم و ستم مضاعف در حق جوانانی است که قدرت تشکیل خانواده و داشتن فرزند از آنها گرفته شده است.
هر سیاست غطلی که دسترسی به شغل را دشوارتر میکند، قیمت مسکن را بالا میبرد و از حجم سفرهها میکاهد، دهها زوج جوان را از داشتن کودک منصرف میکند. بنابراین هر سیاست غلط در حوزه اقتصاد، در حقیقت یک تصمیم فاجعهبار در زمینه جمعیت است چون میتواند افراد را از تشکیل خانواده یا داشتن فرزند منصرف کند یا خانوادههای زیادی را دچار فروپاشی کند.
به این ترتیب تصمیمگیران کشور فقط مدیون ما و فرزندانمان نیستند؛ مدیون کودکانی که هرگز متولد نخواهند نشد نیز هستند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید