در دوره معاصر مقوله انرژی و سیاست‌گذاری در این حوزه همواره حائز اهمیت بوده است

سیاستگذاری انرژی و تغییر اقلیم

نحوه تولید و مصرف انرژی در هر کشوری در زمره موضوعات مهم در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان توسعه‌ای قرار می‌گیرد





سیاستگذاری انرژی و تغییر اقلیم

۱۶ فروردین ۱۴۰۲، ۸:۵۱

در دوره معاصر مقوله انرژی و سیاست‌گذاری در این حوزه همواره حائز اهمیت بوده است. به نحوی که نحوه تولید و مصرف انرژی در هر کشوری در زمره موضوعات مهم در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان توسعه‌ای قرار می‌گیرد. در عصر حاضر و مبتنی بر عقاید مکتب کپنهاگ که امنیت مفهومی نوین و ماهیتی فراملی یافته است، مقوله امنیت انرژی نیز بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. به عبارتی انرژی یکی از ارکان اصلی امنیت ملی و ابزار ابراز قدرت در عرصه سیاست بین‌المللی و مبنای رشد اقتصادی تلقی می‌شود. در تعاقب توجه به امنیت انرژی، سیاستگذاری انرژی فرایند اتخاذ تصمیمات منطقی و صحیح در حوزه تامین انرژی هر کشور است. این امر روند ساز و کارهای تولید، استخراج و توزیع و مصرف انرژی در کشورها با هدف تامین نیازهای نسل حال و آینده و بسترسازی برای توسعه را در بر می‌گیرد.
هرچند اهمیت به امنیت انرژی و سیاست‌گذاری‌های اصولی در این حوزه به بحران‌های نفتی دهه هفتاد بازمی‌گردد، اما چالش‌های محیط زیستی عصر حاضر و تغییر اقلیم وجهه قابل تامل‌تر و گسترده‌تری به آن بخشیده است. به گونه‌ای که توجه به درهم‌تنیدگی نقش انرژی و محیط زیست در حوزه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جایگاه ویژه‌ای یافته است.
تاکنون اقدامات بین‌المللی، کنفرانس‌ها، کنوانسیون‌ها و تشکیل سازمان‌ها در راستای تثبیت غلظت گازهای گلخانه‌ای در جو و پروتکل‌هایی جهت تقویت ساختارهای اجرایی صورت گرفته‌اند. موارد مذکور برای کشورها مرزبندی‌هایی را در زمینه تولید و تامین انرژی تعریف کرده‌اند. تشویق به بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر و گذار به سمت اقتصاد کم‌کربن و فاصله گرفتن از سوخت‌های فسیلی نیز عمدتاً مورد توجه بوده‌اند. به نحوی که برخی کشورها در راستای منافع خود پیرامون تغییر اقلیم صرفاً بر بحث انرژی تاکید دارند. از سویی رفتار برخی کشورها در راستای نیل به انرژی‌های نو از جانب کشورهای در حال توسعه تبعیض‌آمیز بوده است.
مجموعه موارد ذکر شده سبب شده است تا عمدتاً سیاست‌گذاری انرژی کشورها در حد توافقات کلامی باقی بماند. این مسئله در شرایطی مطرح می‌شود که هم‌راستایی سیاست‌های انرژی با تعهدات محیط زیستی و تطابق آنها با اهداف کنوانسیون‌های تغییر اقلیم سازمان ملل یک ضرورت است. از سویی سیاست‌گذاری انرژی صرفا معطوف به زمان حال و در راستای طرح‌های کشورها به قصد کارآفرینی و آزمون و خطا و… نیست. بلکه فرآیندی مستمر و اسلوب‌مند با هدف غایی ایجاد تعادل بین عرضه و رفع نیاز انرژی جوامع و همسو و مبتنی بر برنامه‌های توسعه پایدار است. انتخاب گزینه‌های منطقی و عاقلانه با امکان سنجی‌های دقیق و پرهیز از تصمیمات سلیقه‌ای و لزوم وجود نهادها و ارتباط با گروه‌های متخصص در حوزه‌های مختلف مرتبط با انرژی و تغییر اقلیم در عرصه‌های آینده پژوهی انرژی و مدلسازی‌های اقلیمی و… و همچنین برنامه‌های جامع پیرامون سرانه مصرف انرژی، میزان انتشار دی‌اکسید کربن و سایر آلاینده‌های محیط زیست و در راستای صیانت از آنچه حیات زیستمندان به آن وابسته است، از جمله مواردی است که دولت‌ها موظف به توجه به آن هستند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

صلح یا تداوم جنگ؟

صلح یا تداوم جنگ؟