یوز و شاتر دوربین در نایبندان
۹ شهریور ۱۴۰۱، ۰:۰۰
بعدازظهرِ یک روز کاری نقطهبرداری با GPS را در محدوده امن پناهگاه حیاتوحش نایبندان با همکار عزیز اعزامی از یزد آقای مهندس حیدری و پسرم صابر نجفی انجام دادیم. عصر تاریخ 14 بهمن ماه 1380 بعد از استراحت یک ساعته در پاسگاه محیطبانی علیآباد با وانتی از علوفه با همراهی یادشدگان فوق و محیطبان عباس میرکلانی و سرباز علیخانی به مقصد گردنه مرتضی علی و چشمه گوشتکوب حرکت کردیم.
دقیقا شش کیلومتر و صدوهفتاد متر که رفتیم از راه فرعی مسیر خارج شدیم تا ابتدا چند بسته علوفه را در حدود دویست متری بالاتر از راه که یکی ازمحلهای علوفهریزی در خشکسالیهای شدید بود بگذاریم و بعد دوباره وارد راه شده و به چشمه گوشتکوب برویم. در محل مذکور ایستادیم، در حال ریختن علوفه بودیم که با نظری اتفاقی به سمت راه که دیواره سرخ رنگ گردنه مرتضی علی بود یوز مادری را دیدم که روی پاشنه و کفکش نشسته، دستهایش را جَکِ هیکل زیبایش کرده و به ما نگاه میکرد. به همراهان گفتم «درست میبینم یوزه؟» گفتند بله! بله! درسته تولههایش هم هستند. راست میگفتند دو توله یکساله پایینتر از خودش و یکی بالاتر نزدیک خطالرأس کوهچه کم ارتفاع سرخی قرار داشتند (گردنه مرتضی علی). هر چهار فرد در سکوت کامل و با آرامشی عالی به ما و علوفه ریزیمان نگاه میکردند. خیلی خوشحال شدم چون بالاخره بعد از بارها که نمونه این صحنه را دیده بودم (و یقینا سایر محیطبانهای عزیز در سایر مناطق با آن مواجه شدهاند که حیوان مورد نظرشان را دیدهاند اما دوربینی برای تصویر برداری نداشتهاند که عکسی بگیرند) این بار تنها دوربین عکاسی سازمانی شهرستانمان که گرچه کارکرده، یاشیکای ژاپنی خوبی بود (این دوربین را با هزار مکاتبه، پیگیری و همراهی پروژه یوز با طبس گرفته مدت کوتاهی بود که به پاسگاه علی آباد به محیطبان علی عجمی تحویل شده بود) با خودمان برداشته بودیم. سریع پریدم دوربین را از جلو ماشین برداشتم و قدری جلوتر رفته دقیقا روبروی یوزها در فاصله مناسبی که باید تصاویر واضحی گرفته میشد نشستم. اما وقتی انگشتم بر روی شاتِرِ دوربین فشارخورد و عمل نکرد انگار پتکی گران بر سرم فرود آمد. دوباره فشار دادم استرس کل وجودم را گرفت، من به اندازه خودم یوز در طبیعت دیده بودم اما همیشه نداشتن یا دیر رسیددن دوربین برایم معضلی شده بود. این بار آن هم در زمانی که اخیرا جزو استان یزد شده بودیم (با آنکه اولین عکس دوربینهای تلهای را در ایران و به روایتی در آسیا در زمان وابستگیمان به استان قبلی خراسان بزرگ را در نایبندان گرفته بودیم و یکسال قبل هم یک فیلم دوربین دستی تعداد هفت قلاده یوز را که با دوربین شکارچی مجاز مرحوم کازرونی و با همیاری مؤثر همیارمان نظرعلی نظریان در سایر زیستگاههای سمت شمال نایبندان ارائه داده بودیم) میخواستم ادعایمان را درباره وجود یوزهایی گروهی و خانوادگی برای اداره کل جدیدمان در یزد مستند کنم. لذا وقتی دیدم شاتر عمل نمیکند دوباره سه باره با دقت بهتر و وارسی مجدد باطریها و فوت کردن در درزهای کلیدها همه را ظرف چند ثانیه انجام دادم. در حالی که دیگر دستهایم میلرزید شاهد حرکت کردن یوزها ابتدا به سمت توله بالایی و بعد گذشتن از ارتفاع و سرازیر شدن و ناپدیدشدنشان بودیم. حتی بعد دوان دوان به بالای ارتفاع کوتاه مرتضی علی رفتیم و دو مرحله دیگر هم آنها را در پایین و بالاشدن و نگاه کردن از روی تپه های کوچکی که دور میشدند مجددا در دیدِ دوربین قرار دادیم. اما انگار آن دوربین قرار بود آن روز ما را طوری اندوهگین کند که هنوز هم بعد از گذشت بیش از بیست سال که نه آن ادارات کل با مدیریت و وضعیت آن زمان هستند و نه دو مدیرکلِ فقیدِمان مرحومین مهندس آقامیری و مهندس سید حسام حسینی در قید حیات هستند و نه بسیاری از همکاران عزیز دیگرآن زمان، آزارِ ذهنیاش را حس میکنم. بعدا متوجه شدیم که دوربینی که قبل از حرکت امتحانش نکرده بودیم در دو ماموریت قبلی در روی موتور خاک زیادی به حواشی کلید ِ شلیکش وارد و متاسفانه بدون سرویس هوادهی و تمیز شدن در داخل جلدش قرار داده و در کمد پاسگاه گذاشته شده بود. این گران تجربه خوبی برای عدم تکرار بی توجهی به نظافت وسایل و ابزار کار بهویژه برای محیطبانی که دوربین تحویلش بود شد اما هیچگاه نتوانستم خودم را قانع کنم وببخشم که چرا خودِ من قبل از حرکت امتحانش نکردهام. نقطه دقیق مشاهده یوزها،N 32 30 19و E 57 21 22 و ارتفاع از سطح دریا 1630 متر .
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
پیام رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به مناسبت روز جهانی پرندگان مهاجر؛
تأکید بر حفاظت از زیستگاهها و آسمانی امن برای پرندگان
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
محمودرضا بهمنپور مهمترین ناشر آثار هنری بود
برای فرزندم و نوباوگان سرزمینم
«لالا لالا گلِخشخاش؛ وطن خسته است، خدا همراش»
حفاظت بدون حافظانش، چیزی جز شعار نیست
سوگنامهای برای «محمودرضا بهمنپور»
مرغکِ نظر و میراث یک ناشر
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت ناتمام به زندگی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید