علی یخکشی، پایهگذار دانش محیط زیست در ایران، برنده دوره چهاردهم و پانزدهم جایزه مهرگان علم شد
حفاظت از جنگل در کنار مردم
علی یخکشی: انکار نمیکنم که محلی بودن و آشنا بودنم با مردم در موفقیت حفاظت نقش داشت اما کار من قائم به فرد نبود، بلکه قائم به عشق بود. مردم این عشق را به خوبی احساس کردند و با عشق جواب دادند
۱۶ اسفند ۱۳۹۹، ۰:۰۰
بیست سال پیش علی یخکشی در کنار اهالی روستا نشست و برای حفاظت از جنگل با آنها همراه شد. او از بنیانگذاران رشته محیط زیست در ایران است و به مدد طرحی که اجرا کرد، نام روستای یخکش در بهشهر، به دانشگاههای آلمان هم رسید. علی یخکشی، فوق دکترای سیاست و منابع طبیعی از دانشگاه گوتینگن آلمان، استاد دانشگاه گوتینگن، استاد بازنشسته دانشگاه تهران، نویسنده و کُنشگر محیط زیست است و دیروز وقتی برای یک عمر تلاش در عرصه محیط زیست، شخصیت برگزیده جایزه مهرگان علم شد، درباره حفاظت از محیط زیست در کنار مردم گفت: «اینکه مهندس، دکتر یا پروفسور هستیم، ما را مغرور نکند و از بالا به پایین نگاه نکنیم. روستاییان هم هزاران سال تجربه سینهبهسینه را در خود دارند و باید برای همکاری آنها را در سطح برابر خود ببینیم.»مراسم نهایی جایزه مهرگان علم در دو روز گذشته برگزار شد و دیروز هیات از میان نامزدهای نهایی دریافت جایزه دکتر علی یخکشی را به اتفاق آرا به عنوان شخصیت دورههای چهاردهم و پانزدهم جایزه مهرگان علم انتخاب کرد و شایسته دریافت تندیس مهرگان علم و لوح تقدیر برای «یک عمر تلاش در عرصه محیط زیست» دانست. علی یخکشی، نام شناختهشدهای در حوزه سیاست و مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست، به ویژه دانش مدیریت جنگل است. او در دهستان یخکش در شهرستان بهشهر مازندران به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات دبیرستان برای ادامه تحصیل عازم کشور آلمان شد و دکترای خود را از دانشگاه ژرژ آگوست گوتینگن گرفت. دکتر یخکشی در بنیانگذاری رشته محیط زیست در ایران نقش ممتازی داشت و دانشکده منابع طبیعی را با کمک شش تن از استادان دیگر بنیان گذاشت. او به دلیل تحصیل و آشنایی با دانشگاههای آلمان، نقش برجستهای در اعزام دانشجویان ایرانی به آلمان برای تحصیل در رشتههای مرتبط با محیط زیست داشت و با تلاش زیاد امکانی پدید آورد تا تبادل دستاوردهای علمی میان دانشآموختگان محیط زیست ایران و آلمان فراهم شود. سالها در دانشگاههای مازندران و تهران به عنوان استاد محیط زیست تدریس کرد و حاصل کار او شاگردان علاقهمندی هستند که به ادامه راه او دل بسته و در مقام کنشگران محیط زیست ایران هر یک منشا خدمات زیادی بودهاند. سالهای طولانی با مهربانی و مردمدوستی در میان روستاییان منطقه یخکش زندگی کرده و آنها را در حفاظت از محیط زیست و حراست از منابع طبیعی و حیات وحش یاری رسانده است. در تاسیس چند تشکل مردمنهاد زیستمحیطی میان روستاییان نقش داشته است. یخکشی در مقام یک کنشگر محیط زیست بیشتر از ۶۰ سال از عمر خود را در راه گسترش آموزههای زیست محیطی در میان مردم سپری کرده است. او بازنشسته دانشگاه تهران است و در کارنامه خود در مقام استادی به جوایز متعددی دست پیدا کرده است؛ بیش از ۲۲ کتاب در زمینه منابع طبیعی و محیط زیست ایران به چند زبان مختلف منتشر کرده و نزدیک به ۱۰۰ مقاله علمی و پژوهشی دارد و در سال ۱۳۸۱ جایزه ملی محیط زیست را دریافت کرده است.
روایت یخکشی از حفاظت جنگل
علی یخکشی که سالهاست بیناییاش را از دست داده، اکنون ساکن آلمان است. وقتی مراسم مجازی جایزه مهرگان برگزار میشد، او در پیامی ویدئویی از هیات داوران تشکر کرد که «با وجود این همه جوان فعال در حوزه محیط زیست» او را از یاد نبردهاند و گفت: «بسیار شادمان شدم.» او در پیامش شرحی از کارهایی که در این سالها در حوزه محیط زیست کرده بود، داد: «من در سال 1347 به استخدام دانشگاه تهران درآمدم. در سال 1348 پروژهای را در منطقه مازندران به اجرا درآوردم تحت عنوان بررسی وضع اجتماعی و اقتصادی روستاییان و اثرات آن روی منابع طبیعی محیط زیست که خلاصه آن در چند سطر این بود که ما نمیتوانیم در امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست موفق باشیم تا زمانی که با فقر فرهنگی و فقر محیط زیستی مبارزه نشود، تا زمانی که مردم را در امور شرکت ندهیم. این ایده سرلوحه کارهای آینده من شد. و در تمام این سالها همیشه بر این موضوع تاکید داشتم و میخواستم در سطح وسیعتری این پروژه را پیاده کنم اما مسئولان امور در ایران زیاد توجهی به مسئله نشان ندادند.» در سال 1379 در اجلاسی در آلمان یکی از دانشگاهیان از او پرسیده بود که «سرنوشت پروژه قبل از انقلابتان چه شد؟» و یخکشی جواب داده بود: «وقتی که ایران را ترک کردم، پروژهام دیگر ادامه پیدا نکرد.» مکثی کرده و دوباره به او گفته بود که برای پیادهسازی این پروژه در ایران کمک میکند. «به اطلاع او رساندم که عازم ایران هستم و بسیار خوشحال میشوم که بتوانم به کمک شما این پروژه را در سطح وسیعتر پیاده کنم.» در ایران، کار او در ادارات و وزارتخانه به خوبی پیشرفت و «در نهایت خرسندی» به او اعلام کردند که کمکش میکنند، هرچند هنوز در مازندران، واکنشها در مخالفت شدید خلاصه میشد. «میگفتند که میخواهند جنگلهای منطقه را در بهشهر، جهت بهرهبرداری به بخش خصوصی بدهند. آقایان مدام در حال مبارزه بودند که نگذارند این طرح به اجرا درآید.» با هرچه سختی و مخالفت کار فرهنگسازی او در روستای یخکش آغاز شد. «مخالفت چنان بود که مجبور شدم طرح UNDP را پس بدهم. اما آنها گفتند که کار را پیش ببرم.» او بنا کرد به اجرای همه اهداف دستور ۲۱ (Agenda21 ) سازمان ملل؛ ارائه یک طرح مدیریتی جامع٬ حفاظت و احیای عرصههای جنگلی، تهیه نقشه آمایش سرزمین، برنامهریزی در بخشهای مختلف کشاورزی، دامداری، آگروفارستری،توسعه و عمران روستایی، سعی در ریشهکنی عوامل اصلی تخریب منابع طبیعی؛ یعنی فقر مادی و فرهنگی و بهرهبرداری غیر منطقی از سرزمین به خصوص با به کارگیری زنان و جوانان روستایی. «همه اینها برای حفاظت از جنگلها بود.»
در این پروژه طبق دستور کار 21 جوانان، نوجوانان، زنان و مردان روستایی با او همکار شدند. «یک سال تمام فرهنگسازی کردیم و اهمیت محیط زیست را برای خود مردم تشریح کردیم. کاری که کردیم این بود که در سطح برابر با هم نشستیم، باهم درد دل کردیم. حرف آنها را شنیدیم، حرفهای ما را شنیدند و به این سرانجام رسیدیم که اگر این کار انجام بگیرد، صحیح خواهد بود. همینطور هم شد. پروژه ما بسیار موفق شد و از نظر اقتصادی شغلهای جدید ایجاد شد و بسیاری از روستاییان که در شهرها زندگی میکردند، با زنانشان دومرتبه به روستای یخکش برگشتند و در آنجا مشغول به کار شدند. این باعث خوشحالی ما بود و نهایتا در این زمینه بسیار موفق بودیم.»
در نتیجه همکاری با مردم حفاظت 3200 هکتار از جنگلهای بهشهر که زادگاه دکتر یخکشی هم بود، به عهده روستاییان سپرده شد. در طول این دوره پنج ساله، به کمک مردم حفاظت انجام شد طوری که «حتی یک درخت قطع نشد» و علاوه بر آن توانستند 60 هکتار جنگلکاری کنند. دست آخر با رضای کامل این طرح اجرا شد، در سطح مازندران جزو پروژههای برتر قرار گرفت و در میان 80 پروژه سازمان ملل در ایران جزو سه پروژه نخست شناخته شد. از این پروژه 10 پایاننامه کارشناسی ارشد از دانشگاه تربیت مدرس مازندران و گرگان به مرحله اجرا درآمد. نتایج در منابع معتبر چاپ شد و همگی طرح دکتر یخکشی را تایید میکرد. حتی یک پایاننامه دکترا هم از دانشگاه گوتینگن در این رابطه به مرحله اجرا درآمد که شیوه مدیریت جنگل را در روستای یخکش و موفقیت آن را بررسی میکرد.
در کتاب «درسهای آموخته؛ طرح مدیریت تلفیقی در جنگلهای خزری شمال با مشارکت مردم محلی» که جز خود او، سعید یخکشی، داریوش کوهی، خلیل حقیقی و حشمتالله ناصحی نیز در آن مشارکت داشتهاند، تشریح نتایج این طرح موفق که در 10 روستای یخکش، پچت، شیخ محله، اوارد، پجیم، زلت، پارم، متکازین، غریبمحله و پَرکلا به اجرا درآمده تشریح شده است. طرحی که با حمایت و کمک بلاعوض UNDP-GEF/SGP و مشارکت مالی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، استانداری مازندران، سازمان مدیریت و برنامهریزی مازندران و سفارت سوئیس در تهران به اجرا درآمد و توانسته حمایت مطلوب مردم یخکش را به دنبال داشته باشد. یخکشی بعد از این همه سال میگوید: «این پروژه یک اصل داشت؛ این که در سطح برابر با روستاییان قرار بگیریم. اگر مهندس، دکتر یا پروفسور هستیم، ما را مغرور نکند و از بالا به پایین نگاه نکنیم. نه مثل معلم و شاگرد. آنها هم سه هزار سال تجربه تاریخی داشتهاند و سینهبه سینه دریافت کردهاند. ما در سطح برابر عمل کردیم و این خود عامل اصلی بود.» بعد از موفقیت این پروژه، بسیاری از کنفرانسها در خارج از کشور و در داخل کشور دانشجویان شرکت کردند این طرح را ارائه دادند و بررسی کردند. «همه خیلی خوشحال شدند و میگفتند این پروژه خیلی خوب است و خیلی موفق بوده منتها پروژه به این دلیل پیشرفت کرد که یخکشی خودش محلی بود.» یخکشی حالا میگوید: «من انکار نمیکنم که محلی بودن و آشنا بودنم با مردم نقش داشت اما قائم به فرد نبود، بلکه قائم به عشق بود. به عشق وطن، عشق به طبیعت، عشق به محیط زیست و عشق به مردم خوب و مهربان و صادق منطقه که من را وادار به پیش بردن این کار کرد. آنها هم این عشق را به خوبی احساس کردند و با عشق جواب دادند و از خیر عشق بود که موفق شدیم و خوشحالم که سربلند از این پروژه درآمدیم.» او حالا امیدوار است که نسل جوان ایران، به اصل مشارکت مردم برای مبارزه با فقر فرهنگی و فقر مادی باور داشته باشد و برای آن بکوشد تا «روزی ایران سربلند در میان کشورهای جهان بایستد» و «به محیط زیست و طبیعت بیش از همیشه توجه شود».
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
برداشت درختان شکسته و افتاده الزام قانونــــــــی نیست
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
ایجاد ایستگاههای امدادی؛
راهکار نجات فوک خزری از خطر انقراض در سواحل شمال
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید