روایت رئیس شورای شهر شیراز از رنج شهروندان در نامه‌ای به شهرهای خواهرخوانده

جنگ، جان شهر را می‌گیرد

جنگ تنها در اتاق‌های فکر سیاست‌مداران رخ نمی‌دهد وقتی مراکز درمانی، آموزشی و زیرساخت‌های شهری هدف قرار می‌گیرند یعنی جهان در حال آموختن عادت بدی است





جنگ، جان شهر را می‌گیرد

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۱

در روزهایی که غرش جنگنده‌ها و سایه سیاه جنگ، زیست روزمره بسیاری از مردم منطقه را تغییر داده است، «سید ابراهیم حسینی» رئیس شورای اسلامی شهر شیراز در حرکتی متفاوت با ارسال نامه‌ای خطاب به اعضای شوراها و پارلمان‌های شهری در شهرهای خواهرخوانده شیراز (نانجینگ در چین، دوشنبه در تاجیکستان، نیکوزیا در قبرس، چونگ‌چینگ در چین، وایمار در آلمان، پچ در مجارستان و نووی ساد در صربستان) در اقصی‌نقاط جهان، صدای غیرنظامیانی شده است که قربانی مستقیم تحولات اخیر شده‌اند. «پیام ما» به همین بهانه در گفت‌وگو با رئیس شورای شهر شیراز، چرایی نگارش این نامه و نگاه حقوقی و انسانی نویسنده به مقوله «جنگ در شهر» را مورد واکاوی قرار داده است.

آقای حسینی، انگیزه اصلی شما از نگارش این نامه خطاب به نمایندگان محلی شهرهای دیگر جهان چه بود؟ آیا این اقدام بیش از آنکه جنبه دیپلماتیک داشته باشد، یک فراخوان انسانی است؟

ما در جهان تناقض‌آلودی زندگی می‌کنیم. امروز شاهدیم مفاهیم بنیادینی که روزگاری قرار بود «دستور زبان جهان متمدن» باشند، به فراموشی سپرده شده‌اند. هدف من از این نامه، ارسال یک بیانیه سیاسی مرسوم نبود؛ بلکه می‌خواستم این حقیقت را به وجدان‌های بیدار در شهرهای دنیا منتقل کنم که جنگ تنها در اتاق‌های فکر سیاست‌مداران رخ نمی‌دهد؛ جنگ در بوستان‌های شهری، در مدارس و بر بالین بیماران ما ملموس است. این نامه، سنگ‌ریزه‌ای از آگاهی است که می‌خواستم در برکه وجدان شهروندان دیگر نقاط جهان بیندازم تا بدانند شهر ما شیراز، اکنون چه تجربه‌ای را از سر می‌گذراند.

شما در متن خود به‌صراحت از «عادی‌شدن جنگ» سخن گفتید. چه نگرانی‌ای در پشت این تعبیر نهفته است؟

نگرانی اصلی من این است که رنج انسان عادی، دست‌مایه سیاست‌ورزی شود. وقتی می‌بینیم مراکز درمانی، آموزشی و زیرساخت‌های شهری هدف قرار می‌گیرند، یعنی جهان در حال آموختن عادت بدی است. عادت‌ها سفر می‌کنند و اگر در غزه یا لبنان این جنایات به سکوت برگزار شود، دیریازود مرزهای اخلاقی در همه جای جهان فرومی‌ریزد. هدف من این بود که بگویم «این داستان، داستانی بیگانه نیست» و ما برای حفظ حرمت جان انسان، باید در برابر این بی‌پروا شدن در حمله به غیرنظامیان بایستیم.

شما در نامه خود به نام‌ها و گروه‌هایی از قربانیان اشاره کردید؛ از امدادگران گرفته تا کودکان و کارگران خدمات شهری. چرا بر ذکر این جزئیات تأکید داشتید؟

چون آمارها، صدای انسان را خفه می‌کنند. وقتی می‌گوییم «چند کشته»، یک عدد است؛ اما وقتی می‌گوییم «رانندگانی که در حال آماده‌سازی فضای سبز برای مسافران نوروزی بودند»، آنگاه حقیقت تلخ فقدان آن‌ها درک می‌شود. من می‌خواستم مخاطب من در پارلمان‌های شهری دیگر، تصور کند که آن کودک دانش‌آموز یا آن باغبان شیرازی، عضوی از شهر خودشان بوده است. می‌خواستم این نام‌ها نه در آمار، بلکه در سکوت و تفکر وجدانی آن‌ها زنده بماند.

نگاه شما به موضوع «تروریسم اقتصادی» و تحریم‌ها در این میان چیست؟ چرا معتقدید این موضوع از جنگ مستقیم جدا نیست؟

وقتی دسترسی به دارو و خدمات پزشکی به‌عنوان سلاحی علیه مردم به کار گرفته می‌شود، این دیگر یک اختلاف سیاسی یا اقتصادی ساده نیست؛ این ارتزاق از رنج انسان‌های بی‌دفاع است. تحریم‌های غیرعادلانه، زیرساخت‌های زندگی شهری را از درون تهی می‌کند و این، مکمل همان فشار بیرونی موشک‌هاست. هر دو در یک مسیر حرکت می‌کنند، هدف تسلیم کردن ملتی آزاده از طریق هدف‌گرفتن کیفیت زیست شهروندان عادی است.

در پایان، انتظار شما از این مخاطبان شهری در آن‌سوی مرزها چیست؟

تنها انتظارم شنیده‌شدن و ثبت این حقیقت است. از آن‌ها خواستم اگر میسر است، لحظه‌ای سکوت کنند و به این نام‌ها فکر کنند. در دنیای سیاست، گاهی شنیدن و به‌رسمیت‌شناختن رنج دیگری، اولین قدم برای تغییر مسیر یک فاجعه است. شهرها باید مأمن صلح باشند و صداهای شهری، رساترین صداها برای دفاع از حق زیستن در آرامش هستند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت