در نشست «گردشگری در سایه جنگ» مطرح شد

گردشگری اسیر زیاده‌خواهان است





گردشگری اسیر زیاده‌خواهان است

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰:۳۹

| پیام ما | عصر روزی که در آن معاون گردشگری کشور از واردآمدن بالغ بر ۶۰۰ میلیارد تومان خسارت به تأسیسات گردشگری و ۲۸.۵ همت، خسارت عدم‌النفع به بخش‌های مختلف گردشگری گفت، فعالان و پیش‌کسوتان گردشگری در دبیرخانه «ایکوم ایران»، دور هم جمع شدند و از زخم‌هایی گفتند بسیار عمیق‌تر و قدیمی‌تر از زخم جنگ. هر چند عنوان جلسه‌ای که با همت «خانه اندیشمندان» و ایکوم ایران برگزار شد «گردشگری در سایه جنگ» بود؛ اما سخنان کسانی که دهه‌هاست در بخش‌های مختلف گردشگری فعالیت دارند، حکایت از این داشت که گردشگری ایران تنها قربانی جنگ نیست، بلکه از بحرانی مزمن و عمیق‌تر از بحران جنگ رنج می‌برد و آن فقدان مدیریت دغدغه‌مند و تخصصی و نبود باور به اثرگذاری گردشگری در اقتصاد و فرهنگ، در میان متولیان دولتی این بخش است. به باور آنها بحران گردشگری ایران نه به آسمان ناامن که به زمین سیاست‌گذاری‌های اشتباه بر می‌گردد.

در شرایطی که گفتمان غالب دولتی سعی دارد تا توپ تمام بحران‌های گردشگری را به زمین جنگ بیندازد، فعالان این حوزه معتقدند بحرانی که امروز گردشگری ایران با آن درگیر است، ریشه در تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌های اشتباه سال‌های گذشته دارد. آنها معتقدند این ساختار حتی پیش از جنگ هم با آسیب‌های مزمن «رانت»، «فساد» و «حکمرانی غلط» دست‌وپنجه نرم می‌کرد. جنگ عامل بروز این بحران نبوده؛ بلکه فقط آن را تشدید کرده است.

لزوم پرداخت کمک‌های بلاعوض به شاغلان گردشگری

 

«محمدحسین یزدانی» رئیس «انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران» در ابتدای نشست با مرور دلایل ریسک‌پذیری گردشگری و اینکه این صنعت، تجربه را به مخاطب می‌فروشد، بر این نکته تأکید کرد که: «در اصول بازاریابی یکی از بخش‌های تولید، ذخیره‌سازی است. از خصوصیات مهم گردشگری این است که قدرت ذخیره‌سازی ندارد. چون تجربه مبتنی بر زمان است و زمان را نمی‌شود ذخیره یا متوقف کرد. همین خصوصیت، این صنعت را بسیار پرریسک می‌کند. مسئله دیگر این است که گردشگری یک صنعت انسان‌محور است. ۹۹ درصد کار گردشگری را نیروی انسانی انجام می‌دهد. حال تصور کنید صنعتی با این میزان حساسیت در جنگ چگونه حالی خواهد داشت؟» او با اشاره به اینکه در شرایط جنگی جنبه انسانی به‌سختی قابل‌کنترل و بازیابی است و درعین‌حال جنبه فیزیکی مثل صنعت حمل‌ونقل هم درگیر محدودیت‌های شرایط جنگی می‌شود گفت: «در این میان راهنمایان گردشگری یک بخش کوچکی از کل صنعت گردشگری هستند. راهنمایان هم از محدودیت‌های فضای فیزیکی لطمه می‌خورند، یعنی اگر دفتر مسافرتی یا حمل‌ونقل تعطیل شود، شغل راهنمایان تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و هم از فضای غیرفیزیکی، یعنی اگر مردم حال خوبی نداشته باشند و به سفر نروند، باز هم راهنمایان دچار آسیب می‌شوند.» به باور یزدانی گردشگری ایران بعد از کرونا روی خوش ندید و راهنمایان گردشگری از همان زمان دیگر فعالیت جدی نداشتند: «ضریب اشتغال راهنمایان گردشگری در شرایط ایدئال ۷۵ روز در سال است. اتفاقاتی که در سال‌های اخیر افتاده، به‌ویژه دو جنگ سال گذشته، باعث شده که در سال ۱۴۰۴ این ضریب به کمتر از ۳۰ روز برسد. این یک زیان انباشته فقط در سال گذشته است. حالا هم که در پیک سیزن سال برای گردشگری ایران قرار داریم، و راهنمایان بعد از تمام آسیب‌هایی که متحمل شدند، امید داشتند به نوروز و بعد هم فصل بهار، می‌بینیم که وضعیت به چه شکل است.»

یزدانی با تأکید بر اینکه راهنمایان گردشگری در ایران علاوه بر این زیان انباشته و مشکلات مربوط به تورم و معیشت، میزان قابل‌توجهی قرض و بدهی دارند و به لحاظ مالی به‌شدت آسیب‌دیده و درعین‌حال بازار کار نامشخصی دارند، گفت: «گاهی جای تعجب دارد که چطور مدیران و سیاست‌گذاران به این مسائل فکر نکرده بودند. چطور هنگام تصمیم‌گیری به تبعات تصمیماتشان فکر نکرده بودند؟»

او با اشاره به اینکه بین سفر رفتن و گردشگری تفاوت وجود دارد، به انتقاد از نظام آمارگیری و آمارهای رسمی اعلام شده در این حوزه گفت: «آقایانی که در مسند دولتی هستند، تنها منبع آمارهایشان ترددشمارهای جاده‌ای است. به این معنا که می‌گویند دو میلیون خودرو از جلوی این دوربین عبور کرده، به طور متوسط سه نفر هم سرنشین دارد، در نتیجه ۶ میلیون نفر به سفر رفته‌اند. بر همین مبنا اعلام می‌کنند که ۲۷ میلیون مسافر نوروزی داشتیم یا اعلام می‌کنند که گردشگری ورودی رشد ۴ درصدی داشته است.» سال‌هاست که به نظام آمارگیری و اعلام آمارهای عجیب در گردشگری نقد جدی وارد است، اما حتی بعد از جنگ هم که آسیب‌ها می‌توانست به شکلی دقیق رصد شود و دست‌کم آمارهای دقیق‌تری از سوی وزارت گردشگری اعلام شود، باز هم شاهد اعلام آمارهای مبهمی هستیم که نه مبنای دقیقی دارند و نه با مشاهدات فعالان این صنعت مطابق‌اند.

یزدانی در خصوص اینکه آیا می‌توان به کمک‌ها و حمایت دولت دل بست، گفت: «با پیگیری‌هایی که فعالان این حوزه در بخش خصوصی و صنفی انجام دادند، حمایت‌هایی از شاغلان بخش گردشگری شد. از جمله اینکه وامی را در نظر گرفته‌اند برای فعالان گردشگری. اما من به معاون گردشگری هم گفتم که در شرایط رکود کاری، وقتی افق گردشگری در ایران نامشخص است، پرداخت این وام نتیجه‌ای جز بدهکارتر کردن شاغلان این بخش نخواهد داشت. در کشور ما هزاران میلیارد تومان هزینه می‌شود که جنگ رسانه‌ای علیه دشمن صورت گیرد. به‌طورقطع این امکان وجود دارد که بخشی از این مبلغ به‌عنوان کمک بلاعوض به آسیب‌دیدگان بخش گردشگری تعلق گیرد. دولت باید به موضوع کمک‌های بلاعوض به‌طورجدی فکر کند تا بتوانیم از این مسیر و از این بحران عبور کنیم.»

ما دو جنگ داریم؛ یکی با دشمن، یکی با دولت

محور سخنان «حرمت‌الله رفیعی» رئیس «انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی» در این نشست، نقد به فساد رسوب‌کرده در بخش‌های مختلف گردشگری بود. او سخنانش را با تأکید بر اینکه هیچ‌کس در ایران گردشگری را باور ندارد و تا زمانی که این اعتقاد و باور به وجود نیاید، اتفاقی برای گردشگری نخواهد افتاد، گفت: «امروز ما اوج خرابی صنعت گردشگری را می‌بینیم. لطمه به صنعت گردشگری از زمان کرونا شروع نشد؛ من معتقدم از زمانی شروع شد که مدیر نالایق در گردشگری داشتیم و تا زمانی که این مدیران بر مسند باشند همین رویه ادامه خواهد داشت. تا زمانی که اهالی گردشگری دست روی زانوهایشان نگذارند و بلند نشوند، وضعیت تغییر نخواهد کرد.»

او با انتقاد به آمارهای باورناپذیر در مورد بخش گردشگری به‌ویژه در شرایط جنگی، به نکته‌ای اشاره کرد که قابل‌تأمل است: «انجمن ایرلاین‌ها اعلام می‌کند روزانه ۳۰ همت عدم‌النفع داشته‌اند. یعنی اگر تقسیم کنید این ۱۰-۱۵ ایرلاین فعال در کشور، روزانه ۷۰-۸۰ میلیارد تومان سود داشتند. این سودها کجاست؟ بخش گردشگری این‌قدر سود دارد؟ من سال‌هاست می‌گویم که گردشگری اسیر دست زیاده‌خواهان است.»

او در خصوص وضعیت عودت هزینه‌های تور و بلیت به مردم در روزهای جنگ، و اینکه اعلام شده است تا زمانی آژانس‌ها بدهی‌های خود را تسویه نکنند، مجوزشان تمدید نخواهد شد؛ گفت: «مدیرکل نظارت بر ایرلاین‌ها شش آژانس را به‌عنوان متخلف به دادستان معرفی کرده است. این شش آژانس چه تخلفی داشتند؟ می‌گویند پول مردم را نداده‌اند. هم‌زمان اعلام شده هر ایرلاینی پول مردم را نداده، مجوز پرواز نخواهد گرفت. اما اولین ایرلاینی که مجوز پرواز گرفته، آن هم در شرایط جنگی، فقط در یک مورد این ایرلاین به یکی از آژانس‌ها ۲۵۰ میلیارد تومان بدهکار است. یکی از همان شش آژانسی که به‌عنوان متخلف به دادستان معرفی شده است. شما حلقه مفقوده را پیدا کنید.»

رفیعی با تأکید بر اینکه «جنگ بهانه است و دلیل این شرایط را باید در جنگ قدرت میان مدیران جستجو کنیم.» به مسئله الزامات مالیاتی و بیمه در بخش گردشگری اشاره کرده و گفت: «در دنیا گردشگری و حمل‌ونقل معاف از مالیات هستند. اما سازمان امور مالیاتی نه‌تنها از ما مالیات می‌گیرد که روی مبلغی که ما کارمزد دریافت می‌کنیم هم مالیات می‌بندد. آژانس، محصول ایرلاین را می‌فروشد، اما مالیات کامل را می‌دهد، درحالی‌که این مالیات را اگر قرار باشد دریافت کنند باید از ایرلاین دریافت کنند نه از آژانس. درباره بیمه هم قبل از جنگ هشدار دادم که در صورت شروع جنگ، کارکنان و شاغلان بخش گردشگری از این بخش خارج می‌شوند و بعد باید بیمه بیکاری بگیرند. شما مبلغی که قرار است به‌عنوان بیمه بیکاری به آنها بپردازید به کارفرما وام دهید تا نیروی متخصص خود را حفظ کند. این کار انجام نشد. حالا بعد از همه این اتفاقات و جنگ و خروج نیروهای انسانی می‌گویند بیایید ببینیم چه‌کار می‌شود کرد.»

البته او به نکته دیگری هم در زمینه رانت‌های دولتی اشاره کرد: «می‌گویند به دفاتر خدمات مسافرتی تسهیلات می‌دهیم. آژانسی که کمتر از ۳ ماه است مجوز گرفته مشمول این تسهیلات شده و دو میلیارد وام می‌گیرد؛ اما همین تسهیلات به آژانس‌های با قدمت ۴۰-۵۰ سال، حتی آژانس‌های ۵ساله، تعلق نمی‌گیرد. این یعنی رانت، یعنی فساد. ما دو جنگ داریم: یک جنگ که با دشمن و یک جنگ با دولت.» او در مورد رویکرد بخش خصوصی گردشگری و مطالبه حقوق این بخش تأکید کرد: «ما بنا نداریم تحت هیچ شرایطی کاسه چه کنم؟ دست بگیریم. ما صاحبان این صنعتیم. ما هستیم که اگر جنگ، سایه‌اش از سر کشور کم شود، باز قرار است این بخش را احیا کنیم. تا زمانی که دولت گردشگری را به بخش خصوصی تحویل ندهد، وضع همین است.» رفیعی در پایان سخنانش با بیان اینکه «گردشگری ما در جنگ با قبل از جنگ تفاوتی نکرده است.» تأکید کرد گردشگری در اقتصاد ایران هنوز نقش اثرگذاری پیدا نکرده است، ببینید همسایگان ما چطور از این فرصت در اقتصاد بهره می‌برند و ما چطور؟

گردشگری در شاخص‌های کلان اقتصادی ایران جایگاهی ندارد

«محمد جهانشاهی» دبیر «کمیته ملی طبیعت‌گردی»، به‌عنوان نماینده بخش دولتی در این نشست به وضعیت گردشگری داخلی در شرایط جنگی پرداخت و در سخنانش به فرصت‌هایی که استان‌ها می‌توانند در این حوزه خلق کنند هم اشاره کرد. او با اشاره به اینکه «از دهه پنجاه تا سال ۹۷، هر ده سال یک بحران برای گردشگری ایران پیش آمد و بعد از آن، فاصله این بحران‌ها بسیار کوتاه شد.» گردشگری را به شیشه شکننده‌ای که به امنیت متصل است تشبیه کرد. او معتقد است اگر گردشگری چارچوب سیاست درستی داشته باشد، خیلی زود احیا می‌شود: «در ترکیه چون گردشگری به معیشت و اقتصاد متصل است، هر اتفاقی که بیفتد، حاکمیت مجبور است اوضاع را مدیریت کند تا وضعیت به حالت قبل برگردد. ترکیه در چشم‌انداز بیست‌ساله‌ای که تا سال ۲۰۲۳ ترسیم کرده بود، می‌خواست جزو پنج کشور اول دنیا در گردشگری باشد و شد. با اینکه در سال‌های آخر تورم سنگینی را تجربه کرد و مشکلات مالی زیادی داشت. ازآنجاکه نظام و چارچوب سیاستی مشخصی دارد، به اهدافی مثل ۶۰ میلیون گردشگر رسیده و اهداف آینده هم برایش قابل‌تحقق است. اما در ایران اندازه گردشگری در نقطه شایسته‌ای نیست. این بخش در نظام و شاخص‌های کلان اقتصادی جای درست و دقیقی ندارد.»

او درباره تبعات جنگ بر گردشگری به تجربه تلخی که در نوروز ۱۴۰۵ در بندرعباس داشت اشاره کرد و گفت: «هتل‌های بندرعباس در جنگ، تخت و مبلمان و همه وسایل را جمع کرده و برده بودند داخل انبار. یک نگهبان هر سه چهار روز یک‌بار به هتل سر می‌زد. چون آن روزها فضا هنوز ناامن بود و جنگ در جریان. یکی از غم‌انگیزترین تصاویری که من در زندگی‌ام در حوزه گردشگری دیدم، همین تصویر هتل‌های خالی در بندرعباس بود.»
جهانشاهی در ادامه گفت: «اگر نشسته‌ایم که وزارتخانه به‌تنهایی کاری کند، امکان ندارد. اگر هم کسی در وزارتخانه می‌گوید ما می‌توانیم کاری انجام دهیم، من اولین کسی هستم که به این ادعا نقد دارم. تا وقتی حاکمیت، گردشگری را جدی نگیرد، این شرایط تداوم دارد. همه شرایط را می‌دانیم؛ دولت با کسری مواجه است. با شرایطی که پیش‌آمده کسری بیشتر شده و منابع کمتری تزریق می‌شود. یکی از اقدامات برای کاهش بحران در این شرایط این است که بخش‌هایی که اهرم قدرت دارند مثل بیمه و مالیات و بانک‌ها، این فشار را کم کنند. هرچند آنها هم دلایل خودشان را دارند و کسری دارند و یک چرخه بسیار پیچیده است.» او با بیان اینکه استان‌ها هم می‌توانند در این شرایط به‌نوعی در احیای گردشگری خود با استفاده از منابع استانی تأثیرگذار باشند به نمونه موفقی در استان کرمان اشاره کرد که فعالان بخش خصوصی گردشگری با سرمایه شرکت‌های بزرگ استان و اتاق بازرگانی تورهای گردشگری تعریف کرده‌اند تا با کمک منابع استانی، این بخش را از بحران نجات دهند.

اگر همدیگر را درنیابیم، گردشگری آینده روشنی ندارد

سخنان «سید احمد محیط طباطبایی» رئیس افتخاری ایکوم ایران در این نشست متکی بر نقش‌آفرینی مردم و بخش غیردولتی در گردشگری بود. او با مرور تاریخچه گردشگری و تأکید بر اینکه این صنعت در جهان، خود زاییده جنگ است، بر این نکته تأکید کرد که بعد از جنگ‌های جهانی اول و دوم، جهان به این نتیجه رسید که برای برقراری صلح، ملت‌ها باید به شناخت از یکدیگر برسند. همین لزوم شناخت در کنار شکل‌گیری نهادهایی مثل «سازمان ملل»، «یونسکو» و ایکوم، منجر به شکل‌گیری صنعت گردشگری در جهان هم شد: «گردشگری در ابتدا برای شناخت و درک متقابل ملت‌ها، به وجود آمد نه برای درآمد و شغل.» هر چند حالا این صنعت در دنیا یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشورها را تشکیل داده است و به همین دلیل سیاست‌گذاری کلان در این حوزه برای کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. درعین‌حال به باور محیط طباطبایی: «گندم صنعت گردشگری، شناخت و صلح است و کاهِ آن درآمد و شغل. قطعاً اگر گندم باشد، کاه هم داریم؛ اما کسی برای کاه گندم نمی‌کارد. مسئله در کشور ما این است که از ابتدا این صنعت را معکوس دیدیم. به همین دلیل است که این بخش در ایران هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد. نه برنامه ملی منسجمی برای این بخش وجود دارد، نه اقدام مؤثری انجام می‌شود.» او به جمله‌ای از «خواجه نظام‌الملک» در سیاست‌نامه اشاره کرد: «مملکتی که تاجرش حکومت کند و دولتش تجارت؛ نه دولت دارد و نه تجارت. چرا مردم همه چیز را از دولت می‌خواهند؟ دولت‌ها همیشه مثل درجه‌حرارت ملت‌ها هستند. اگر درجه‌حرارت بدن شما چهل است، بدن شما تب دارد؛ مشکل از حرارت‌سنج نیست.» به باور او نقش و جایگاه مردم، بخش خصوصی و دولت‌ها در گردشگری روشن و مشخص نیست و همین مسئله باعث بروز شرایط فعلی شده است: «هتل مسافر خود را از دولت می‌خواهد درحالی‌که ایران در دهه چهل تا پنجاه که سازمان گردشگری با سازمان ملی حفاظت کار می‌کرد، مجموعه هتل‌های جهانگردی که دوستاره بودند برای گردشگری فرهنگی ایجاد شد – نه مثل حالا که چهارستاره در یک شهر کوچک می‌سازند که سوبسید دولتی بگیرند – این هتل‌های جهانگردی در سراسر کشور برنامه‌هایی داشتند که خودشان مسافر خودشان را جذب می‌کردند.»

به باور محیط طباطبایی گردشگری باید مبتنی بر بخش غیردولتی و مردم باشد. او به نکته مهم دیگری هم اشاره می‌کند که با راهکارهای خلاقانه و بدون چشمداشت مالی در شرایط فعلی می‌توان اقداماتی در بخش گردشگری انجام داد که بعد از گذر از شرایط جنگی بتوان بهره آن را برداشت کرد، او تأکید کرد: «گردشگری امری است که در شرایط بحرانی و جنگ به‌عنوان صنعت متوقف می‌شود، اما دیدار و با هم بودن و حمایت و با هم زیستن امری است همیشگی. اگر همدیگر را درنیابیم، گردشگری آینده روشنی ندارد. اما اگر این همدلی وجود داشته باشد، قطعاً رونق اقتصادی بعد از گذر از شرایط جنگی نصیبش می‌شود، چون هر گندمی کاهی دارد و گندم گردشگری صلح است و همدلی و کاه آن درآمد و اشتغال.»

در پایان این نشست «ابوالقاسم ساسان» پیش‌کسوت و راهنمای گردشگری خاطراتی از روزهای رونق گردشگری ایران برای حاضران نقل کرد. او به اظهارات سخنرانانی که معتقد بودند دوران طلایی گردشگری ایران بعد از امضای برجام بود، اشاره و تأکید کرد: «آمار گردشگری را باید از تورلیدرها بگیرید. من می‌گویم از سال ۷۰ تا ۸۵ دوران طلایی گردشگری ایران بود و بیشترین رقم ورود گردشگری خارجی به ایران را داشتیم. آن روزها من در آژانس، هنوز گزارش تور قبلی را نداده بودم که پرونده تور جدید را به من می‌دادند. تورها اوورلب بودند. هنوز تور قبلی را راهی نکرده بودیم که برگردند به کشورشان، باید تور بعدی را تحویل می‌گرفتیم.» او در میان سخنان و خاطراتش به کمبودها و ضعف‌های گردشگری که بعد از گذشت دو دهه همچنان پابرجاست هم اشاره ظریفی کرد.

می‌توان گفت موارد مطرح شده در این نشست، تنها گوشه‌ای از مشکلات گردشگری ایران است. گوشه‌ای که شاید بیانگر مصائب گردشگری بحران‌زده ایران باشد. گردشگری که نه صرفاً قربانی جنگ که قربانی یک بحران مزمن مدیریتی است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت