هیولای پوپولیسم





هیولای پوپولیسم

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۴۶

«پوپولیسم» اصطلاحی است که بسیاری از روشنفکران و سیاست‌مداران از آن ابا دارند و خود را از این جریان بری نشان می‌دهند. بسیاری ترجیح می‌دهند مخالفان خود را پوپولیست خطاب کنند. پوپولیسم حتی گاهی یک پدیده عمومی و مشترک جهانی محسوب و محصول بازروایی رسانه‌های مسلط از اخبار و اطلاعات قلمداد می‌شود. توافق گسترده‌ای بین نخبگان روشنفکر و سیاست‌مدار چه در جریان چپ و چه در راست وجود دارد که پوپولیسم چیز بدی است و لذا طرد می‌شود.

از مهم‌ترین خصائص پوپولیسم فهمی از واقعیتی پرشمار است که توده‌ای از مردم به آن معتقدند. مثلاً درکی که از فساد نخبگان فکری و سیاسی وجود دارد و باعث جدایی بین آن‌ها و مردم می‌شود، درکی پوپولیستی تلقی می‌شود. می‌گویند هرگاه ذهنیتی یا رفتاری پر شمار و مد می‌شود و با ادراک افراد پایین‌دست جامعه می‌آمیزد و شیوع می‌یابد، پوپولیستی می‌شود.

بر خلاف مد که خودش را نقض می‌کند و با فراگیری‌اش در جامعه از فراوانی‌اش کم می‌شود، افکار پوپولیستی گاهی طی نسل‌ها باقی می‌مانند و بر خرد جامعه و عموم مردم حکمرانی می‌کنند. خصوصاً در ایران مَثَل «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!» نشان از حقانیتی است که مردم به تفکرات خود می‌دهند و خود را از جریانات روشنفکری و سیاسی جدا می‌کنند.
این گسست بین خواص و عوام مخصوصاً در جوامع توسعه‌نیافته و یا درحال‌توسعه از هر دو سو عمیق‌تر می‌شود و عوارض آن، هم گریبان ملت و هم مسئولان و نخبگان را گرفته است. در این میان جناح راست، طیف چپ رادیکال و مداخله‌گر را متهم به دامن‌زدن و تشدید پوپولیسم می‌کند.

چرا که چپ رادیکال و ایدئولوگ معمولاً با قدرت دادن به دولت و گسترش کنترل دخالت آن در جزئیات زندگی مردم، قصد دارد تا با آموزش و اقتصاد دولتی اوضاع را برای همه یکسان و به‌این‌ترتیب فردیت را تضعیف کند. همسان‌سازی و یکسان‌سازی، از تنوع و تشخص افکار کاسته و پوپولیسم را تشدید می‌کنند. در این صورت دموکراسی هم محلی از اعراب ندارد؛ چون بدون گوناگونی افکار، همه مثل هم می‌اندیشند و در نتیجه به‌نوعی دیکتاتوری اکثریت منجر می‌شود که اندیشه «هر که با ما نیست پس علیه ماست» را رواج می‌دهد. ایدئولوژی‌های خونبار و دیکتاتورمآبانه‌ای که خروجی مشخصی داشته‌اند و پردازش مکانیکی آن‌ها همیشه قابل‌پیش‌بینی بوده است برای جهانیان کم گرفتاری و مصیبت به بار نیاورده است. همین‌طور پوپولیسمی که جناح راست به آن دامن می‌زند.

سرمایه‌داری و سبک زندگی، تجارت آزاد و رفاه، اینکه تا شخص هزینه‌ای بر قلمرو عمومی اعمال نکند؛ در رفتار و کردار خود آزاد است! سرابی که هر روزه در قاب تلویزیون می‌بینیم و بر آن غبطه می‌خوریم.

اکنون در عرصه خارجی این آمریکاست که در حال دامن‌زدن به‌نوعی پوپولیسم است. «ترامپ» خود خروجی یک سیستم پوپولیستی است. در سیستم های پوپولیستی افراد ناتوان از روایت متفاوت هستند. آن‌ها همیشه خود را جزئی از خیل عظیمی می‌دانند که کل نام دارد و خارج از این کل تعریف نمی‌شوند. در چنین جامعه‌ای است که مصلحت انسان‌ها همیشه از قبل برای آن‌ها تعریف شده است و انتخاب دیگری، پیش روی آنان نیست.

باید مواظب بود که ما در بوم‌سازگان داخلی خود، در سایه رواداری و تحمل و تاب‌آوری رفتار کرده و از مخالف و منتقد با برچسب‌های خاِئن و… یاد نکنیم، بلکه سازوکارهای قانونی را فراهم آوریم تا نقادان، دشمن تلقی نشوند. به‌این‌ترتیب از تشدید جریان‌های پوپولیستی جلوگیری به عمل آورده‌ایم. چنین باد!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *