وعده‌های فریبنده و توهین به تمدن کهن ایران






وعده‌های فریبنده و توهین به تمدن کهن ایران


۱۶ فروردین ۱۴۰۵، ۱۳:۴۰


|پیام ما | رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی تلویزیونی اخیر خود در ۱۳ فروردین، در چارچوب عملیات نظامی علیه ایران، تهدید کرد که «ایران را به عصر حجر بازمی‌گردانیم، جایی که به آن تعلق دارد». این اظهارنظر که ساعاتی پس از آن با بمباران زیرساخت‌های غیرنظامی ایران همراه شد، نه‌تنها تهدیدی نظامی، بلکه توهینی عمیق و سیستماتیک به ملت ایران است.

ترامپ که پیش‌تر در ژانویه ۲۰۲۶، در میانه اعتراضات مردمی در ایران، در پستی در شبکه اجتماعی خود نوشته بود: «ایرانیان میهن‌پرست، به اعتراض ادامه دهید… کمک در راه است»، اکنون با زبانی خشن و تحقیرآمیز، همان مردمی را که دعوت به حمایت از آنها کرده بود، به «عصر حجر» حواله می‌دهد. این تناقض آشکار، وعده‌ای فریبنده را برملا می‌کند که بیشتر از آنکه نشانه همدردی با مردم ایران باشد، ابزاری برای توجیه سیاست‌های تهاجمی بوده است. این اظهارنظر ترامپ، فراتر از یک تهدید نظامی، حاکی از بی‌توجهی کامل به تاریخ و هویت فرهنگی ملت ایران است.

ایران، با تمدنی غنی، یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری است. از امپراتوری هخامنشیان با کوروش کبیر که منشور حقوق بشر او نمادی از عدالت و مدارا در تاریخ جهان باقی‌مانده، تا آثار تاریخی باشکوه که شاهکاری از معماری و هنر است، ایران همواره مهد پیشرفت و فرهنگ بوده. شاهنامه فردوسی، سروده‌ای حماسی که هویت ایرانی را در برابر هجوم‌ها حفظ کرد، یا غزلیات حافظ و سعدی که هنوز در سراسر جهان الهام‌بخش عشق، حکمت و انسان‌دوستی هستند، تنها بخش کوچکی از میراث ادبی این سرزمین‌اند. در دوران طلایی اسلام، دانشمندانی چون ابن سینا، رازی و خیام با آثارشان در پزشکی، فلسفه و ریاضیات، پایه‌های علم مدرن را بنا نهادند. ایران نه‌تنها مهد شعر، موسیقی و هنر مینیاتور بوده، بلکه در علم نجوم، جغرافیا و حتی قالی‌بافی و معماری اسلامی، در جهان تأثیرگذار بوده است. ملت ایران با وجود تحریم‌ها و فشارهای خارجی، هرگز از پیشرفت باز نمانده است. امروز، با وجود همه چالش‌ها، جوانان ایرانی در حوزه‌های فناوری، سینما، ادبیات‌معاصر و ورزش، دستاوردهایی درخشان دارند که در مجامع بین‌المللی مورد تحسین است.

تهدید «بازگرداندن به عصر حجر» نه‌تنها واقعیت تاریخی را تحریف می‌کند، بلکه نشان‌دهنده نادانی عمیق از این تمدن کهن است. چگونه ملتی که ۲۵۰۰ سال پیش شاهراه ابریشم را به‌عنوان پلی فرهنگی بین شرق و غرب بنا نهاد، می‌تواند «متعلق به عصر حجر» باشد؟ این سخنان، بیشتر از آنکه قدرت‌نمایی باشد، اعترافی به ضعف در درک واقعیت‌های فرهنگی و تاریخی است. تناقض فریبنده‌ترین بخش ماجرا است. در ژانویه ۲۰۲۶، وقتی اعتراضات سراسری در ایران به اوج رسید، ترامپ با زبانی پوپولیستی، خود را حامی «مردم ایران» در برابر «جمهوری اسلامی» معرفی کرد و وعده «کمک در راه است» داد. این پیام با فراخوان به «تصاحب نهادها» همراه بود. اما تنها سه ماه بعد، همان رئیس‌جمهور، با بمباران پل‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی، همان مردم را هدف قرار داد و آنها را به «عصر حجر» تهدید کرد. این تغییر لحن، از «حمایت» به «تحقیر»، نه‌تنها فریبکاری سیاسی است، بلکه نشان‌دهنده آن است که وعده‌های ترامپ هرگز ریشه در همدردی واقعی با ایرانیان نداشت. «کمک» وعده‌داده‌شده، در عمل به ویرانی و توهین تبدیل شد. این تناقض، اعتماد برخی را که شاید لحظه‌ای به صداقت واشنگتن امیدوار شده بودند، برای همیشه خدشه‌دار کرد. از منظر اخلاقی و دیپلماتیک، چنین اظهارنظری خطرناک است. توهین به یک ملت با تاریخ غنی، نه‌تنها مقاومت را تقویت می‌کند، بلکه هرگونه امکان گفت‌وگوی آینده را از بین می‌برد. تاریخ نشان داده که ملت‌هایی با چنین میراثی، در برابر فشارهای خارجی، انسجام بیشتری پیدا می‌کنند. ترامپ با این سخنان، به غرور ملی ایرانیان ضربه زده و آنها را در برابر سیاست خارجی آمریکا متحدتر کرده است.

در نهایت، اظهارنظر ترامپ درباره «عصر حجر» نه‌تنها یک لغزش لفظی، بلکه نمادی از سیاست‌هایی است که فرهنگ و تاریخ را نادیده می‌گیرد و وعده‌های فریبنده را با واقعیت‌های تلخ جایگزین می‌کند. ملت ایران، با تمدنی که هزاران سال دوام آورده، هرگز به عقب باز نخواهد گشت. این تهدیدها، تنها برگی از تاریخ پرتلاطم روابط را می‌افزاید که در آن، وعده «کمک» به «توهین» تبدیل شده است. زمان آن رسیده که سیاست‌مداران غربی، به‌جای تهدید تمدن‌ها، به احترام آنها بیندیشند. زیرا تاریخ ایران، بارها ثابت کرده که از دل‌سختی‌ها، نه عصر حجر، بلکه رنسانس‌های فرهنگی نوظهور برمی‌خیزد.

طرح: مجتبی ملازاده – پیام ما

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه