زنان، جنگ و‌ کار خانگی





زنان، جنگ و‌ کار خانگی

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۵۰

جنگ را معمولاً با صدای انفجارها و تصویر مردان در میدان نبرد می‌شناسیم، اما هر جنگ دارای میدانی پنهان است که در گزارش‌های رسمی و نظامی دیده نمی‌شود. خانه‌هایی که زیر سایه بمب‌ها پنجره‌ها و دیوارهایشان با لرزش‌های مداوم مواجه‌اند، صحنه این میدان‌اند. با وجود نگرانی‌ها، اضطراب‌ها، کمبودها و بی‌ثباتی‌ها، زندگی روزمره در این فضا ادامه می‌یابد: کودکان باید آرام شوند و به خواب بروند، وعده‌های غذایی آماده شود، شست‌وشو و نظافت انجام گیرد و کارهای روزانه خانه انجام شود. در این میدان خاموش، اغلب زنان ستون بی‌صدای زندگی و بازتولید روزمره خانواده‌اند و به‌نوعی در صف اول جبهه‌های خانگی قرار می‌گیرند. خانه در زمان جنگ خود به خط مقدم دیگری از مبارزه برای ادامه زندگی تبدیل می‌شود؛ خط مقدمی که سربازان اصلی آن زنان‌اند.
وقتی شهرها ناآرام می‌شوند و بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی متوقف می‌شود، خانه‌ها به میدان اصلی زندگی تبدیل می‌شوند. خانواده‌ها بیش از هر زمان دیگری در خانه می‌مانند و گاه برای امنیت یا همراهی، چند خانواده در کنار هم جمع می‌شوند. در چنین شرایطی، حجم کار خانگی که اغلب بر دوش زنان است، ناگهان چند برابر می‌شود: افزایش بار مراقبت، نظافت بی‌وقفه، تهیه غذای بیشتر و مدیریت مداوم خانه. کار خانگی که در شرایط عادی نامرئی و بدون دستمزد است، در زمان جنگ به کاری حیاتی و طاقت‌فرسا تبدیل می‌شود. هنگامی که چند خانواده در یک خانه یا فضای مشترک گرد هم می‌آیند، فشار این وظایف به‌طور تصاعدی افزایش می‌یابد و خانه خود به خط مقدم دیگری از جنگ بدل می‌شود

زنان و بازتولید زندگی در جنگ
«سیلویا فدریچی» و «نانسی فریزر» معتقدند کارهای بازتولیدی ستون پنهان هر جامعه‌اند؛ فعالیت‌هایی که زندگی روزمره و تداوم حیات اجتماعی را ممکن می‌کنند، اما به‌طور نامتناسب بر دوش زنان قرار دارند. این کارها که با عنوان «کار بازتولیدی» شناخته می‌شوند، شامل پخت‌وپز، نظافت، مراقبت از کودکان و سالمندان، مدیریت عاطفی خانواده و دیگر فعالیت‌های روزمره‌ای است که بقای زندگی اجتماعی را تضمین می‌کنند. با وجود اهمیت حیاتی این فعالیت‌ها، اغلب بدون دستمزد باقی می‌مانند و در ساختارهای اقتصادی کمتر به رسمیت شناخته می‌شوند.
جامعه‌شناس آلمانی، «نوربرت الیاس»، نیز بر این باور است که جنگ‌ها نه‌تنها ساختارهای سیاسی، بلکه الگوهای زندگی روزمره، روابط خانوادگی و تقسیم کار در جامعه را دگرگون می‌کنند. هنگامی که شرایط عادی زندگی مختل می‌شود، بسیاری از وظایفی که پیش‌تر توسط نهادهای اجتماعی انجام می‌شد، مانند آموزش، مراقبت یا ارائه خدمات عمومی به درون خانواده منتقل می‌شوند. در شرایط کنونی ایران نیز با تعطیلی مدارس و مهدکودک‌ها و اختلال در بسیاری از خدمات عمومی، به‌ویژه خدمات درمانی، بخش بزرگی از این وظایف به خانه منتقل شده و فشار آن بر زنان چند برابر می‌شود. در چنین وضعیتی، زنان تنها مدیریت خانه را برعهده ندارند؛ آنها ناگزیر نقش‌های تازه‌ای نیز برعهده می‌گیرند: سرگرم کردن و آموزش کودکان، آرام کردن اعضای خانواده در برابر اضطراب و ترس و حفظ نظم روزمره در دل بی‌ثباتی. جنگ نه‌تنها حجم کار را افزایش می‌دهد، بلکه فشار اقتصادی، روانی و عاطفی آن را نیز سنگین‌تر می‌کند. در شرایطی که آینده نامعلوم است، خانه باید به پناهی امن و فضایی باثبات تبدیل شود و این بازسازی امنیت اغلب به دست زنان انجام می‌شود، بی‌آنکه چندان دیده شود.

بار پنهان جنگ بر دوش زنان
جنگ تنها یک رویداد نظامی نیست؛ بلکه پدیده‌ای است که با ساختارهای اجتماعی و جنسیتی نیز پیوند دارد. جنگ را معمولاً مردان آغاز می‌کنند، اما ادامه حیات در زمان جنگ اغلب بر دوش زنان قرار می‌گیرد. اگرچه جنگ در بسیاری از موارد به‌عنوان پروژه‌ای مردانه سازماندهی می‌شود، اما پیامدهای روزمره آن به‌طور نابرابر بر زندگی زنان فرود می‌آید.
«سیسیلیا انلو»، نظریه‌پرداز و تحلیلگر جنسیت و نظامی‌گری، نشان می‌دهد زنان در تمامی ساختارهای نظامی و جنگی نقش‌هایی حیاتی، اما نادیده دارند و حتی زمانی که سیاست و جنگ توسط مردان هدایت می‌شود، «هزینه واقعی» اجتماعی و اقتصادی جنگ را زنان می‌پردازند. «کارول کون»، پژوهشگر جنسیت و گفتمان امنیت و جنگ، نیز تأکید می‌کند زبان جنگ و گفتمان نظامی اغلب زنان را نامرئی می‌کند؛ در‌حالی‌که آنان نقش اساسی در بازتولید زندگی روزمره و مراقبت از خانواده دارند. از‌این‌رو، تحلیل‌های رسمی جنگ که جنسیت را نادیده می‌گیرند، تصویری ناقص از پیامدهای اجتماعی و انسانی آن ارائه می‌دهند.
نقش زنان در خانه در شرایط جنگ، نقشی حیاتی اما ناپیدا است. تجربه جنگ ایران و عراق نشان می‌دهد زنان نه‌تنها مدیریت خانه و خانواده را برعهده داشتند، بلکه در بیرون از خانه نیز فعالیت‌های مهم حمایتی، اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی انجام می‌دادند. با‌این‌حال، در روایت‌های رسمی و گفتمان‌های نظامی، حضور و تلاش‌های آنان به‌ندرت ثبت شده است؛ زنان در جنگ‌ها غالباً بی‌چهره و نامرئی باقی می‌مانند.

کار خانگی و جنگ: تجربه زنان در کشورهای مختلف
مطالعات تجربه جنگ‌های دیگر نیز نشان می‌دهد در زمان بحران‌های نظامی، بار کار خانگی و مراقبتی زنان به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. برای نمونه، در جریان جنگ بوسنی (۱۹۹۲–۱۹۹۵)، بسیاری از شهرها ماه‌ها در محاصره بودند و خانواده‌ها در خانه‌ها یا پناهگاه‌ها زندگی می‌کردند. زنان علاوه‌بر مراقبت از کودکان و سالمندان، مسئول تأمین غذا با منابع محدود، مدیریت زندگی چند خانواده در یک فضای مشترک و حفظ حداقلی از نظم روزمره بودند. در بسیاری از موارد، آنها ناچار بودند برای تهیه آب و سوخت از خانه خارج شوند، در صف‌های طولانی بایستند و از مناطق ناامن عبور کنند. از بیماران و مجروحان پرستاری کنند و در غیاب مردان بخشی از تأمین معیشت خانواده را برعهده بگیرند.
نمونه‌ای مشابه در جریان جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵–۱۹۹۰) دیده شد. تخریب زیرساخت‌ها و ناامنی گسترده باعث شد بسیاری از خدمات عمومی دچار اختلال شود. در این شرایط، زنان در محله‌ها و شبکه‌های خویشاوندی نقش کلیدی در ایجاد شبکه‌های غیررسمی مراقبت و حمایت ایفا کردند؛ از پخت‌وپز گروهی گرفته تا نگهداری از کودکان چند خانواده در یک خانه. افزون‌بر‌این، بسیاری از زنان مسئولیت تأمین یا مدیریت اقتصاد خانواده را برعهده گرفتند و برخی در گروه‌های مدنی و ابتکارهای محلی برای کاهش تنش‌ها و تقویت همبستگی اجتماعی فعال شدند.
در سال‌های اخیر نیز در جریان تهاجم روسیه به اوکراین (۲۰۲۲ تاکنون)، با تعطیلی موقت مدارس در مناطق ناامن، جابه‌جایی جمعیت و حضور بسیاری از مردان در جبهه‌های جنگ، زنان بار بزرگی از مدیریت زندگی روزمره را بر دوش گرفته‌اند. بسیاری از زنان اوکراینی علاوه‌بر مراقبت از خانواده، مسئول آموزش کودکان در خانه، تأمین مایحتاج و مدیریت خانواده‌های گسترده هستند. افزون‌براین، آنها بخش بزرگی از کارهای مراقبتی غیررسمی، از جمله مراقبت از کودکان دیگر اعضای خانواده یا آوارگان محلی، مدیریت زمان و برنامه روزانه خانواده و حفظ حداقلی از نظم زندگی روزمره در شرایط جنگ را انجام می‌دهند. این تجارب جهانی نشان می‌دهد نقش زنان در جنگ برای حفظ زندگی و تداوم روزمره خانواده کاملاً حیاتی بوده است.

جنگ، جنسیت و هزینه‌های پنهان آن در ایران
در جنگ کنونی ایران (۲۰۲۶)، فشار بر زنان خانه‌دار فراتر از مدیریت معمول خانواده رفته است. تعطیلی مدارس و انتقال آموزش به فضای مجازی، باعث شده مادران به «معلم دوم» تبدیل شوند. آنها باید هم‌زمان با مدیریت خانه، آموزش و پیگیری تحصیلی کودکان را نیز برعهده بگیرند. در چنین شرایطی کار خانگی از وظیفه به عملکرد حیاتی‌ای تبدیل می‌شود که مستقیم زنان را مورد هدف قرار داده است. این فشار زمانی شدت بیشتری پیدا کرد که جنگ با ماه رمضان و نزدیک شدن سال نو هم‌زمان شد. اضافه شدن وعده‌های غذایی سحر و افطار و آماده‌سازی خانه برای سال نو، مسئولیت‌های کار زنان را سنگین‌تر کرده است؛ به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از نیروهای خدماتی، مانند نظافتچی‌ها یا کمک‌کاران، به‌دلیل ناامنی و بی‌ثباتی قادر به فعالیت نیستند یا دسترسی به آنها محدود و گاه غیرممکن شده است. زنان حتی زیر بمباران و انفجارهای مهیب مسئولیت نظافت و خانه‌تکانی را برعهده دارند و بخش عمده‌ای از کارهای خانه مستقیماً بر دوش آنها قرار گرفته است.
در کنار فشارهای ناشی از جنگ و بی‌ثباتی امنیتی، ناپایداری اقتصادی و افزایش قیمت اقلام غذایی، زنان مجبور می‌شوند استراتژی‌های پس‌انداز و ملاحضات مالی و مدیریت منابع را در خانه عملی کنند. بسیاری از کالاها که پیش‌تر به‌صورت نیمه‌آماده یا آماده خریداری می‌شد، مانند سبزیجات پاک‌شده، حبوبات بسته‌بندی یا مرغ خردشده، به‌دلیل گرانی بی‌سابقه دیگر مقرون‌به‌صرفه نیست و بسیاری از خانواده‌ها توان خریدشان را ندارند. درنتیجه، بسیاری از زنان ترجیح می‌دهند تا حد امکان خودشان در خانه مواد غذایی را به‌صورت دست‌ساز و خانگی آماده، ذخیره و نگهداری کنند تا هزینه‌ها را در زمان جنگ مقداری کنترل کنند. چنین تصمیماتی، نه‌تنها زمان و انرژی بیشتری از زنان می‌گیرد، بلکه بخشی از اقتصاد نامرئی خانواده در شرایط جنگ محسوب می‌شود و نقش حیاتی زنان در تأمین بقا و حفظ حداقل نظم زندگی را برجسته می‌کند. حتی در شرایطی که رفت‌وآمد برای خرید و تأمین مایحتاج، خطرناک و ناایمن شده و قدرت خرید بسیاری از خانواده‌ها کاهش یافته و حضور در محل کار محدود و یا متوقف شده است، این افزایش بار کاری به‌شکل مستقیم به زنان تحمیل می‌شود. این تجربه‌ها نشان می‌دهد در شرایط جنگ و بحران، کار خانگی و بازتولیدی زنان نه‌تنها افزایش می‌یابد، بلکه پیچیده‌تر، چندلایه‌تر، طاقت‌فرسا و به‌شدت فرسایشی می‌شود. در جنگ‌ها خانه خود به میدان نبردی خاموش تبدیل می‌شود و زنان ستون زندگی و حافظ حداقل نظم اجتماعی‌اند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

رض

یادداشت جامعی بود. ممنون که با دقت به همه موارد پرداختید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن