نگاهی به اهمیت تاریخی باستانیترین و صنعتیترین جزیره خلیجفارس
خارک هزاران سال در قلمروی ایران
خارک از سه هزار سال قبل از میلاد جزو قلمرو عیلامیان و در دوران هخامنشیان منطقهای شناختهشده بود
۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۰۸
|پیام ما| نام «خارک» این روزها همراه با نگرانی در مکالمات روزمره مردم و همراه با تهدید در میان سخنان مردان سیاست تکرار میشود. این جزیره اما فارغ از نقشی که حالا در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران پیدا کرده، پیشینهای تاریخی هم دارد که مرور آن شاید ما را در پی بردن به اهمیت این جزیره در تاریخ و اقتصاد ایران کمک کند. جزیرهای که این روزها همراه با تنگه هرمز بیش از هر نام دیگری در اخبار ایران و جهان تکرار میشود.
«خارک» یا «خارگ» یکی از مهمترین جزایر و بزرگترین جزیره در منتهی الیه شمالی خلیجفارس، به «وطن ناخدایان» شهرت داشته، اما حالا دهههاست که نامش با نفت گره خورده است. نشانهها و آثاری از اعصار گذشته در این جزیره به دست آمده که نشان میدهد این جزیره در دورههای مختلف، اقلیمی خشن و خشک داشته و تاریخی پر فراز و نشیب با کارکردهایی متنوع؛ از سرزمینی برای دریانوردان تا محلی برای تبعید سیاسیون و منطقهای استراتژیک برای صادرات نفت تا هدفی برای موشکها در جنگ. مرور تاریخ این جزیره حکایت از این دارد که خارک همواره بهدلیل موقعیت جغرافیایی، فارغ از کارکردی که در مقاطع مختلف داشته، همواره هویتی راهبردی و پراهمیت برای حاکمان ایران داشته است. هر چند در اوایل قرن بیستم رونق بنادر همجوارش او را به حاشیه برد و تا مرز فراموشی کشاند، اما نفت دوباره خارک را تبدیل به مهمترین جزیره خلیجفارس کرد. امروز در کنار آثار تاریخی و باستانی این جزیره، صنایع و شرکتهایی مثل شرکت پتروشیمی، نفت فلات قاره ایران و پایانههای نفتی ایران فعالیت دارند.
خارک به روایت تاریخ
از خارک در برخی اسناد با نام خارگ و در منابع مختلف با نامهای ایکا، آراکیا، خاری، کارک یاد شده، اما هنوز جدال اصلی بر سر این است که نام درست آن خارک است یا خارگ؟ و کسی پاسخ دقیق را نمیداند. زمینشناسان درباره عمر این جزیره میگویند خارک بیش از یک میلیون سال عمر دارد و شکلگیری آن مربوط به اواخر دوره سوم زمینشناسی است. بلندترین نقطه جزیره که به کوه خضر شهرت دارد، به باور زمینشناسان حدود ۱۴ هزار سال است که ایجاد شده است.
برخی معتقدند خارک از سه هزار سال قبل از میلاد جزو قلمرو دولت عیلام و در دوران داریوش هخامنشی نیز منطقهای شناختهشده بوده است. در دوره اسلامی این جزیره جزو اردشیرخُره و از توابع گناباد بوده است. اسناد میگویند این جزیره از توقفگاههای راه دریایی بصره به هند و عمان بوده و مزارع غله و موستان و نخلستان داشت و در اطراف جزیره مرواریدهای گرانبها صید میشد.
«ابن حوقل» جغرافیدان قرن چهارم، درباره صید مرواریدهای خارک نوشته است: «روبهروی جنابه (گناوه) جایی معروف به خارک است و محل مروارید در همین جاست و از آن مقدار ناچیزی به دست میآید. جز اینکه گاهی مروارید کمیاب و گرانبهایی پیدا میشود و میگویند «درّ یتیم» از همین معدن به دست آمده است.»
«ویلم فلور»، ایرانشناس هلندی، هم درباره خارک و صید مروارید در آن، نوشته است: «نام خارک را که جزیرهای تحت حاکمیت پادشاهان ایران بود، نمیتوان در کتابهای دیوان یافت؛ اگرچه این جزیره در طول سالهای ۱۸۳۲ تا ۱۸۳۶ میلادی تحت سلطه فرمانروای فارس بوده است. تنها عوارضی که شیوخ بوشهر از جزیرهنشینان اخذ میکردند، خمس تمام مرواریدهایی است که آنها در مغاصهای جزیره صید میکردند. تقریباً خمس این مرواریدها در فصلی که صید مروارید متوسط است، حدود ۱۰۰ پیاستر بوده و در فصل فراوانی که مروارید حدود ۲۰۰ پیاستر تخمین زده میشود یا بهطور متوسط ۱۰ تا ۱۲ پوند استرلینگ.»
موقعیت جغرافیایی جزیره باعث شده بود کشورهای مختلف طمع تسخیر آن را داشته باشند؛ برخی موفق شدند و برخی نه. در قرن شانزدهم پرتغالیها این جزیره را که مسکن ماهیگیران و مأمن دریانوردان بود، اشغال و نمایندگی تجاری شعبه هرمز را در آن دایر کردند. اواخر قرن شانزدهم هلندیها خارک و برخی جزایر خلیجفارس را اشغال و استحکاماتی در آنها بنا کردند. درنهایت میرمهنای عرب هلندیها را در اوایل قرن هفدهم مغلوب کرد و خارک را که آخرین پایگاه هلندیها در خلیجفارس بود و قلعه آنها در این جزیره را تسخیر کرد و بهاینترتیب بود که استیلای هلندیها در خلیجفارس پایان گرفت.
انگلیس در مقاطع مختلف تلاشهایی برای تسخیر خارک صورت داد. در جنگ هرات خارک تحت اشغال انگلیسیها بود. بعد از آن نیز در مقاطع مختلف انگلیسیها تلاش کردند این جزیره را بهعنوان مرکز نیروهای خلیجفارس قرار دهند. در مواقعی موفق شدند و در مواردی هم جزیره را به حکومت ایران تحویل دادند.
فراز و نشیبهای تاریخی در اواخر دهه ۳۰ به نفت رسیدند و نام خارک تا امروز با نفت گره خورد. سال ۱۳۳۷ حاکمان به این نتیجه رسیدند که این جزیره جایگاه مناسبی برای صادرات نفت خام است و دو سال بعد تأسیساتی در این جزیره احداث شد و زیرساختهای اولیه برای بارگیری و صادرات نفت مهیا شد. در آبان ۱۳۳۹ اولین بارگیری نفت ایران به مقصد اروپا از خارک انجام شد. حالا بالغبر ۹۳ درصد نفت صادراتی ایران از طریق این جزیره به کشورهای مختلف فرستاده میشود.
آثار تاریخی خارک
خارک جزو بخش خارک شهرستان بوشهر است. اواخر دهه ۳۰ و اوایل دهه ۴۰ خطوط لوله نفت گچساران به خارک ساخته و خارک بهعنوان بندر بارگیری نفت نقش پررنگی در سیاست و اقتصاد ایران پیدا کرد. حالا پس از چند دهه هنوز خارک همان نقش را و همان میزان اهمیت را دارد و دارای ذخایر نفتی، بندر صدور مواد نفتی، خط لوله نفت و فرودگاه داخلی، منازل مسکونی، مراکز اقامتی و اندکی امکانات رفاهی و توریستی است.
در دهه ۴۰ و پیش از آنکه خطوط انتقال نفت خام به جزیره کشیده شود، دولت وقت از «رومن گیرشمن»، باستانشناس فرانسوی که در ایران مشغول کاوش و مطالعات باستانشناسی بود، خواست پیش از کشیدن لولههای نفت خام از آغاجری و هفتکل خوزستان به جزیره خارک، مطالعاتی روی آثار احتمالی موجود در جزیره انجام دهد. او در گزارشهایش از جزیره با نام آراکیا و خارگ یاد کرده است. بعضی زبانشناسان آراکیا را یونانیشده خارک میدانند. او در گزارشی که درباره خارک تهیه کرده، بهزعم بسیاری از باستانشناسانی که بعد از او به مطالعه آثار و شواهد تاریخی جزیره پرداختند، دچار اشتباهات محاسباتی شده که بهباور «علیاکبر سرفراز»، باستانشناس ایرانی: «علت آن این است که او بیشتر به متون تاریخی توجه داشت تا خود آثار و شواهد باستانشناسی.»
سرفراز معتقد است گیرشمن جزیره خارک را بهاشتباه با جزیره فیلکه کویت آراکیا، ایکاریوس پنداشته؛ همانطورکه آتشگاه ساسانی جزیره را به نام معبد پزیئیدون خدای دریاهای یونانی معرفی کرده است. گیرشمن آرامگاههای عیلامی جزیره خارک را نوعی قبور دُلمن یونانی معرفی کرده و نوشته است: «این آرامگاه بعد از یونانیان مورد استفاده رومیها قرار گرفته است.» او معتقد است برای اولین بار یونانیان و بعد رومیها و بعد نسطوریها و پس از آن، اعراب به این جزیره وارد شدهاند و اشارهای به آثار عیلامی و ساسانی جزیره نمیکند. او تنها اشارهای که به قدمت عیلامی جزیره دارد، جایی از گزارش است که نوشته: «جزیره باید از سه هزار سال پیش از میلاد مسیح جزو قلمرو عیلام بوده باشد؛ زیرا با کشتی بادی فقط سه یا چهار ساعت با بوشهر، بندر مهمی که در کرانه ایران است، فاصله دارد و قلمرو عیلام که شوش پایتخت آن بوده تا بدین قسمت خلیجفارس میرسد.» برخی باستانشناسان استدلال او را در این مورد چندان متقن نمیدانند.
از جمله قدیمیترین آثار کشفشده در خارک، دو مقبره سنگی است که مربوط به حدود هزاره اول قبل از میلاد و دوره حکومت عیلام است؛ مقابری که مردم بومی خارک آن را با نام «دوخواهرون» میشناسند. آثار تاریخی دیگر مثل کلیسا و صومعه و خانه کشیشان نسطوری، نشان از حضور جامعه مسیحیان در عصر ساسانی در خارک دارد. از جمله آثار دوران اسلامی «بقعه میرمحمد»، منسوب به محمد حنفیه است که دارای گنبد هرمی مضرس است.
کتیبه هخامنشی خارک
یکی از آثار کشفشده مشهور در جزیره خارک یک کتیبه هخامنشی است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و زخمی از تلاش بینتیجه یک گنجیاب را بر تن دارد. این کتیبه را در سال ۱۳۸۶ وقتی پروژه تسطیح جادهای در جزیره در حال انجام بود، کشف شد و دو سال بعد ثبت ملی شد.
کتیبه روی صخرهای مرجانی که در جزیره به آن سنگ خارا گفته میشود، با ابعاد ۱۱۶ در ۸۵ و در سطحی حدود ۳۰ در ۳۰ سانتیمتر در پنج سطر و دو بخش با یک فاصله حدود هشت سانتیمتری نقر شده است. بخش اول در سه سطر و بخش دوم در دو سطر به خط میخی فارسی باستان نوشته شده است. متن خوانده و ترجمهشده این کتیبه حکایت از این دارد که فردی که چاهی را حفر کرده، آن را نوشته: «بود/شد (این) سرزمین خشک و بیآب ساد (با) استحصال (من) بهنه را…چاهها….» یا: «این سرزمین خشک و بیآب بود. شادی….جاری نم بهنه را…» و مضمون آن این است که: «در دل این صخرههای سخت و بیآب شادی آفریدم.»
مطالعات اولیه در محل کشف کتیبه نشان میدهد اثری از بنای تاریخی در اطراف آن وجود ندارد. اما نشانههایی از محل استحصال آب شیرین و بقایای پلکان دسترسی به آن وجود دارد؛ هر چند مسیر عبور آب یا چشمه موجود در محل خشک شده است. کتیبه امروز پشت شیشهای در سایه یک درخت بزرگ «لیل» یا انجیر معابد قرار دارد.
پژوهشگران معتقدند با توجه به وجود یک حلقه چاه آب خشکشده در فاصله چندمتری کتیبه، این احتمال را تقویت میکند که همزمان با حفر یا ایجاد همین حلقه چاه نقر شده است. سرفراز معتقد است: «ویژگی دیگر این کتیبه نگارش عجولانه و توام با بیدقتی آن است. سنگنوشتههای شناختهشده هخامنشی همگی متونی سلطنتی بوده و با دقت و ظرافت ویژهای نگاشته شدهاند.» خط میخی فارسی باستان در حدود سال ۵۲۰ پیشازمیلاد تا حدود سالهای ۳۳۰ پیشازمیلاد به مدت ۱۹۰ سال بهعنوان خط سلطنتی شاهنشاهی هخامنشی رواج داشته است. بهاینترتیب، میتوان قدمت کتیبه را تخمین زد.
جایی برای تبعید مجرمین سیاسی
خارک با جغرافیای جزیرهای و طبیعتی خشن را بعضی «دژی در میان دریا» دانستهاند. همین ویژگی هم باعث شد در دوران پهلوی اول بهعنوان محلی برای تبعید زندانیان سیاسی در نظر گرفته شود. براساس اسناد موجود، جزیره خارک از سال ۱۳۱۲ بهعنوان مکانی برای تبعید مجرمین سیاسی در نظر گرفته شد. علت این انتخاب داشتن هوای گرم و دور از دسترس بودن در کنار داشتن حداقلهایی برای زندگی تبعیدیان بود. هرچند برخی مخالفان اجرای این ایده، قرار داشتن این جزیره در مسیر عبور کشتیهای تجاری و دسترسی جزیره به آبهای آزاد را تهدیدی برای کارکرد تبعیدگاهی جزیره میدانستند.
اجرای ایده تبعید زندانیان به خارک در دوره رضاشاه میسر نشد، اما در دوره پهلوی دوم کارکرد تبعیدگاهی این جزیره عملیاتی شد و بهصورت اختصاصی به مکانی برای تبعید محکومین سیاسی، بهویژه اعضای حزب توده تبدیل شد. این کارکرد البته با ساخت پایانههای نفتی در این جزیره منتفی شد.
جزیره خارک در دوران پهلوی دوم بهمدت ۱۰ سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۷ تبعیدگاه اعضای حزب توده ایران بود. «کریم کشاورز»، نویسنده و مترجم، و «ابوالقاسم انجوی»، سردبیر روزنامه آتشبار، از شاخصترین تبعیدیهای به این جزیره بودند. در اسناد بهجامانده از شکواییههای تبعیدیان و خانوادههایشان پرتکرارترین شکایت از ویژگیهای این جزیره مربوط به گرمای طاقتفرسا است. در این اسناد از خارک بهعنوان «جزیره بسیار گرم و خطرناک» و «بدآبوهواترین جزیره خلیجفارس» یاد شده است. با اینهمه، تبعیدیها شرایطی را فراهم کرده بودند که بتوانند طبیعت خشن جزیره را تحمل کنند. یکی از این اقدامات برگزاری آیینها و جشنها بود. از جمله جشن مهرگان، نوروز، کریسمس برای تبعیدیهای ارمنی و… .
کریم کشاورز در خاطرات خود نوشته است: «در اردوگاه ما جوش و خروشی برپاست، از هر سو آوازهای دستهجمعی به گوش میرسد. آذربایجانیها، مازندرانیها، گیلکها، ارمنیها مشغول تمرین آهنگهای محلی و ملی خود هستند. یک دسته دیگر نمایشنامه «زارع شیکاگو» اثر «مارک تواین» را تمرین میکنند. دسته دیگر تحت نظارت انجوی یک نمایشنامه روحوضی را حاضر میکنند. اینها تدارکات جشن مهرگان است.»
جزیره خارک که حالا با حجم نفتی که بارگیری و صادر میکند شناخته میشود، روایتهای تاریخی فراوانی دارد از روزهایی که از سر گذرانده است. تاریخی که با قدمت ایران و تاریخ پرفرازونشیبش چندان فاصلهای ندارد. خارک هم امروز زخمی است، مثل ایران و صبور، مثل ایران.
برچسب ها:
جامعه، جنگ، خارک، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید