نجات‌دهنده در گور خفته است





نجات‌دهنده در گور خفته است

۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۵۸

سوگواران ایستاده و نشسته‌ در غم جوان ازدست‌رفته دست بر سر گرفته بودند. قطعه ۳۲۹ بهشت زهرا، تنها قطعه‌ای که برای دفن روزانه اموات در این گورستان بزرگ باقی مانده‌، در هفته‌های اخیر فرزندان عزیز ایران را در آغوش خود گرفته است. نوحه‌خوان درباره «امیر» می‌گوید. مادر،‌ پدر،‌ برادر و همسرش او را دیگر هرگز نخواهند دید، کودکش که همین چند ماه بعد به دنیا می‌آید هم. شانه‌های همسر امیر می‌لرزد،‌ شانه‌های مادرش، پدرش،‌ برادرش،‌ شانه‌های اقوام سوگوارش که دور مزار او را گرفته‌اند.

جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ خانواده‌های زیادی در این قطعه و برخی قطعه‌های دیگر بهشت زهرا در حال سوگواری برای چهلم عزیزان خود هستند، هر کدام زیر یک سایبان بزرگ. پرسنل بهشت زهرا روز شلوغی دارند،‌ می‌بینیمشان که برای برگزاری مراسم دیگری در حال آوردن یک سایبان جدید هستند. گل‌فروش‌ها در کار خود برای انواع و اقسام سبدها و استندهای گل که دوستان، اقوام و آشنایان سفارش داده‌اند که بدانند در این غم، در این درد، در این اندوه بزرگ شریک هستند؛ اینکه بگویند ۴۰ روز گذشته برایشان همچون روز اول است، انگار که همین لحظه خبر را شنیده‌اند و چیزی در درونشان فروریخته است. 

دو خیابان به قطعه ۳۲۹ بهشت زهرا می‌رسند،‌ شهدای غزه و در کنارش شهدای مقاومت، یعنی کسانی که در جنگ دوازده‌روزه کشته و به شهادت رسیده‌اند. در این جمعه حزن‌آلود در قطعه ۳۲۹ انبوه عزاداران سر به زیر ایستاده‌اند، معجزه‌ای در کار نیست. آنکه بودنش معجزه بود، زیر خاک خفته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *