«فرنوش فرهادی»، حفاظتگر و عضو انجمن آوای بوم، در گفت‌وگو با «پیام ما» بحران‌های محیط‌زیستی را نتیجه گسست رابطه انسان با طبیعت می‌داند

زنان پیشقدم‌اند، سیاست‌ها اما عقب‌مانده‌

اگر حفاظت از محیط‌زیست به اولویتی واقعی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌ها تبدیل نشود، تغییرات پایدار در راستای حفاظت از طبیعت اتفاق نمی‌افتد





زنان پیشقدم‌اند، سیاست‌ها اما عقب‌مانده‌

۹ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۵۷

«جامعه و ساختارهای حاکم باید به‌سمتی حرکت کنند که معیار انتخاب و حضور افراد تخصص، مسئولیت‌پذیری و توانمندی باشد، نه جنسیت!» اینها گفته «فرنوش فرهادی»، حفاظتگر و عضو انجمن آوای بوم، است. او بهمن ۱۳۶۹ در تهران به دنیا آمد و در رشته مدیریت جهانگردی تحصیل کرد. تجربه کودکی او را به‌سمت طبیعت کشاند و کرونا فرصتی شد تا به‌شکل جدی به این مقوله بپردازد. او اکنون ساکن قشم است و در حال حفاظت از تنوع‌زیستی آن.

چه شد سراغ محیط‌زیست رفتید؟ آیا تجربه‌ای در کودکی داشتید؟

گرچه تهران به دنیا آمده‌ام، اما اهل کاشان‌ام و سال‌هایی از کودکی‌ام را در باغ‌ها و طبیعت اطراف این شهر گذرانده‌ام. سال‌هایی که با کشف، مشاهده و ارتباط مستقیم با طبیعت همراه بود. فکر می‌کنم بخش زیادی از علاقه من به محیط‌زیست و پرندگان به‌واسطه پدرم که دامپزشک بود و علاقه زیادی به حیوانات داشت، در همان کودکی شکل گرفت.

به‌علاوه، بزرگ شدن در اقلیم‌های کوهستانی و کویری باعث شد قدر حیات را بیشتر بدانم و بخواهم سهمی در حفاظت از زندگی، برای خودم و برای آنچه دوستش دارم، داشته باشم.


چرا پرندگان؟ در چه سالی وارد این حوزه شدید؟ و آن سال که شما در حوزه پرندگان کار می‌کردید، کار درباره حفاظت این گونه‌ها شناخته شده بود؟

در ۲۶سالگی تصمیم گرفتم زندگی در تهران را ترک کنم و در مکان‌هایی زندگی کنم که شهر کمتر و دسترسی به طبیعت و ارتباط با آن آسان‌تر باشد. سفرهای متعدد، نیاز من به بودن در طبیعت را پررنگ‌تر کرد. بااین‌حال، بعد از مدتی تنها «بودن» در طبیعت برایم کافی نبود و می‌خواستم عمیق‌تر بفهمم چه چیزی در اطرافم می‌گذرد و طبیعت را بهتر بشناسم.

نقطه‌عطف ارتباط من با پرندگان، به سال‌هایی برمی‌گردد که در جزیره قشم زندگی می‌کردم و به‌خاطر کارم هرروز به جنگل حرا می‌رفتم؛ جایی که صدایی زیبا هر روز توجهم را جلب می‌کرد. بعدها صاحب آواز را شناختم و خود پرنده را دیدم؛ «گیلانشاه بزرگ». ظاهر این پرنده با تمام پرندگانی که قبل از آن دیده بودم، کاملاً متفاوت بود و ساعت‌های زیادی به تماشای رفتارش می‌نشستم و از این مشاهده لذت می‌بردم. همان‌جا بود که ارتباطم با دنیای پرندگان شکل احساسی‌تر و جدی‌تری به خود گرفت.

در سال ۱۳۹۸ و هم‌زمان با شیوع کرونا، در دوره‌های طبیعت‌گردی مؤسسه طبیعت ثبت‌نام کردم تا شناخت دقیق‌تری از محیط پیرامونم به دست بیاورم. در همان سال‌ها با انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم آشنا شدم و از طریق آوای بوم در برنامه‌های آموزشی، پژوهشی و حفاظتی متعددی مشارکت داشتم.

برای دیگران بسیار تعجب‌برانگیز است که کارم حفاظت از پرندگان است. این حوزه، همچنان حوزه‌ عمومی و شناخته‌‌شده‌ای نیست.


در کدام مناطق کار کرده‌اید و در قالب چه پروژه‌هایی؟

بخش عمده‌ای از فعالیت‌هایم در این سال‌ها به سرشماری، پایش و پژوهش‌های میدانی و همچنین تسهیلگری و کار با جوامع محلی در استان‌های فارس و هرمزگان گذشته است. مدتی به‌صورت تخصصی دوره‌های تسهیلگری کودک را گذرانده‌ام و یکی از شاخه‌‌های مورد علاقه‌ام کار با کودکان پیرامون پرندگان و مسائل محیط‌زیستی است. آموزش کودکان و جوامع محلی، به‌ویژه در جزیره قشم، بخش مهمی از دغدغه و فعالیت من بوده است.

با گذشت زمان، فعالیت من از صرف حضور و مشاهده در طبیعت، به‌سمت درک عمیق‌تر، پژوهش میدانی و نگاه مسئولانه‌تر به حفاظت حرکت کرده است و امروز مسئله حفاظت را نه صرفاً یک علاقه شخصی، بلکه یک مسئولیت اجتماعی می‌دانم.


از سالی که شروع به این فعالیت کرده‌اید تا امروز تغییری در رویکردها مشاهده کرده‌اید یا خیر؟

بله، در این سال‌ها تغییراتی در رویکردها قابل‌مشاهده بوده است. آگاهی عمومی نسبت به مسائل محیط‌زیستی، به‌ویژه در حوزه پرندگان و زیستگاه‌ها، افزایش پیدا کرده و مشارکت‌های مردمی پررنگ‌تر شده‌ است، اما تا زمانی که حفاظت از محیط‌زیست به یک اولویت واقعی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌ها تبدیل نشود، تغییرات پایدار در راستای حفاظت از طبیعت اتفاق نخواهد افتاد.


زنان حضور پررنگی در حوزه حفاظت از پرندگان و برنامه‌های سرشماری دارند، چرا؟

زنان برای حضور در فعالیت‌های محیط‌زیستی و حفاظتی اغلب تلاش مضاعفی می‌کنند. بااین‌حال، پروژه‌های آموزشی و سرشماری پرندگان از حوزه‌هایی است که امکان مشارکت آزادانه‌تر و مؤثرتر زنان را فراهم کرده‌اند و این خود یک نقطه امیدبخش است.


آیا در این سال‌ها مایل بودید فعالیتی انجام دهید که به‌واسطه زن بودن از آن منع شده باشید یا فکر کنید ممکن است حاشیه‌ای برای آن ایجاد شود؟

تابستان امسال برای انجام یک پژوهش میدانی ساعت‌های زیادی را تنها به برخی مناطق می‌رفتم و شاهد رفتارهایی بودم که اگر به‌جای من یک مرد آن پایش‌ها را انجام می‌داد، به‌مراتب از امنیت و آرامش بیشتری بهره می‌برد و تنها دغدغه‌اش ثبت داده‌ها می‌شد.


تغییری در نگاه مدیران و یا جامعه محلی و… نسبت به حضور زنان در این حوزه مشاهده کرده‌اید؟

نگاه جامعه به حضور زنان البته که در این سال‌ها تغییر کرده است، اما کماکان نیازمند تغییرات ساختاری و قانونی بنیادی‌تری هستیم.


در حال حاضر چه می‌کنید؟

در حال حاضر با انجمن آوای بوم همکاری می‌کنم و تمرکز من بر فعالیت‌های میدانی، آموزش جوامع محلی و مشارکت در پروژه‌های پژوهشی و حفاظتی مرتبط با پرندگان و زیستگاه‌های حساس است.


آینده حفاظت را چطور می‌بینید؟

از نگاه من، در شرایطی که زنان با محدودیت‌ها و نابرابری‌های ساختاری بیشتری مواجه‌اند، تداوم حضور، کسب دانش و تجربه و پرهیز از حذف شدن، اغلب تنها راه‌های ممکن برای حفظ جایگاه حرفه‌ای در حوزه‌های تخصصی از جمله حفاظت از محیط‌زیست است. بااین‌حال، مسئولیت اصلی تغییر این وضعیت برعهده جامعه و ساختارهایی‌ است که باید به‌سمتی حرکت کنند که معیار انتخاب و حضور افراد، تخصص، مسئولیت‌پذیری و توانمندی باشد، نه جنسیت!

بحران‌های محیط‌زیستی که امروز با آن مواجه‌ایم، بیش از هرچیز نتیجه گسست رابطه انسان با طبیعت است. بازسازی این رابطه نیازمند نگاهی‌ است که به پیوند، مراقبت و مسئولیت متقابل باور داشته باشد.

زمانی که طبیعت را نه منبعی بیرونی، بلکه به‌عنوان جایی که به آن تعلق داریم ببینیم، حفاظت از آن به کنشی قلبی و آگاهانه بدل می‌شود، کنشی انسانی، فراتر از هر نوع مرزبندی جنسیتی.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *