زلزله بم و درس‌هایی که نیاموختیم





زلزله بم و درس‌هایی که نیاموختیم

۵ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۰۳

زلزله پنجم دی ۱۳۸۲ فاجعه‌ای بود که ابعاد ویرانگر آن به فراتر از مرزهای ایران رسید و میلیون‌ها کمک بین‌المللی از سراسر جهان به این شهر سرازیر کرد. این زلزله ویرانگر و غیر قابل پیش‌بینی ۷۰ تا ۸۰ درصد شهر بم را تخریب کرد، بیش از ۴۰ هزار نفر را کشت و ۲۵ هزار مجروح به‌جای گذاشت. 

ارگ بم میراثی ارزشمند و تکرارنشدنی که دو هزار سال از آسیب زلزله در امان مانده بود، و استثنایی در میان بی‌شمار آثار نابودشده در زلزله‌ها به حساب می‌آمد، در چند ثانیه از بین رفت. تنها چیزی که باقی ماند، نخل‌ها و رشته‌های قنات بودند که با حضور خود رشته‌های زندگی را در شهر زنده نگه داشتند. بسیاری از مردم حاضر به رفتن به کمپ نشدند و در کنار درختان ارزشمندشان که کمک‌حال زندگی و اقتصادشان بود، ماندند. بگذریم از خطرات دزدی و آسیب‌هایی که دلیل دیگری بودند تا شهروندان بم را ترک نکنند. 

از بسیاری جهات، زلزله بم نقطه‌عطفی در بسیاری از وجوه معماری، شهرسازی و مهندسی شد. میلیون‌ها کمک بین‌المللی و ملی به‌سمت این شهر سرازیر شد، مهندسان مشاور بسیاری با تخصص طراحی شهری پس از زلزله بم شکل و جان گرفتند و پروژه‌های متعدد زیادی تعریف شدند. جمعیت بم پس از زلزله نه‌تنها کاهش نیافت که افزایش یافت و مهاجرینی در جست‌وجوی فرصت‌های شکل‌گرفته و بودجه‌ها و منابع مالی تزریق‌شده از همه ایران و حتی کشور همسایه به این شهر خسته هجوم آوردند.

شهر بم تا سال‌ها نمونه موردی و آزمایشگاه پروژه‌های متعدد عمرانی، شهرسازی و طراحی شد. کنفرانس‌ها و مقالات زیادی تولید شد و مراکز علمی تا سال‌ها دراین‌باره به لفاظی پرداختند. سفرها و مبادلات بین‌المللی رونق گرفتند و متخصصان سراسر جهان این پدیده را دنبال کردند و مشتاق دانستن درباره علل و تبعات و اقدامات پس از آن بودند. 

یکی از اصطلاحات رایج در مباحث مدیریت بحران، «درس‌آموخته‌ها» یا به انگلیسی «lessons learned» است. قرار است تلاش شود از هر بحران درس‌هایی آموخته شود تا از فجایع و تلفات جانی و مالی در بحران‌های بعدی جلوگیری شود. بخش مهمی از بدنه علمی و تخصصی و عملیاتی مدیریت بحران در هر کشور، تلاش می‌کند با بررسی چگونگی رخداد و دلایل ایجاد آسیب‌ها و تلفات، از مباحث زمین‌شناسی گرفته تا مهندسی عمران، شهرسازی، علوم اجتماعی و سلامت، از صدمات بعدی جلوگیری کنند. نکته این است که پس از گذشت تقریباً ۲۰ سال از زلزله بم، ما چه آموخته‌ایم و از آن مهمتر، چگونه کشور زلزله‌خیز ایران که پس از بم شاهد چند زلزله ویرانگر و زلزله‌های متعدد هرروزه بوده است، پس از این فاجعه، قوی‌تر، آماده‌تر و مجهزتر شده است.   

در تجارب کارهای میدانی که پس از زلزله بم داشتم، یکی از مهمترین نکات  نقش مهم وجود درختان، قنات‌ها و عناصر طبیعی در احساس تعلق و حس مکان و ایجاد سرمایه اجتماعی و به‌تبع؛ میل به بازسازی و ماندن در شهر بود. فضاهای باز چه در کنار خانه‌ها و چه در کل شهر به‌عنوان فضاهای عمومی، فرصتی برای امداد‌ونجات، ایجاد پایگاه‌های تریاژ و بهداشت و سلامت و اسکان موقت برای شهروندان و نیز تیم‌های امدادی و یاری‌رسانان ایجاد کردند. از همان زمان، به‌عنوان پژوهشگر شهرسازی و مدیریت بحران، بارها بر اهمیت وجود فضاهای باز شهری به‌عنوان یک عنصر مهم شهری در شهرهای لرزه‌خیز تأکید کرده‌ام. 

نگاهی به تحولات شهرسازی شهرهایی لرزه‌خیز مانند تهران و سایر شهرهای ایران، نشان می‌دهد ما تا چه حد فضاهای باز، درختان و عناصر طبیعی را از دست داده و می‌دهیم. سود مالی و منافع کوتاه‌مدت، اهمیت حفظ جان و مال مردم را کمرنگ کرده است. متأسفانه مردم ترجیح می‌دهند درختان را قطع کنند که نمای مغازه‌شان بهتر دیده شود تا به فکر آینده‌ای که هنوز نیامده، باشند. بم فرصتی بود برای یادگیری و زندگی بهتر که شوربختانه از دست رفت.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن