«بازگشت گور ایرانی»،‌ تحقق یک رؤیا





«بازگشت گور ایرانی»،‌ تحقق یک رؤیا

۲۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۱۶

«رضا شاه‌حسینی»، رئیس پارک ملی کویر، یک دهه قبل رؤیایش حضور دوباره گورخر در این پارک بود. او در صحنه‌ای از مستند «بازگشت گور ایرانی» می‌گوید اگر این رؤیا محقق شود، حسابش را با زندگی صاف کرده است. 

سالن شلوغ است،؛ نه‌تنها صندلی خالی باقی نمانده، بلکه بخش بزرگی از علاقه‌مندان محیط‌زیست و حیات‌وحش روی پله‌های سالن سینما نشسته‌اند تا آخرین ساخته «فتح‌الله امیری» و «نیما عسگری»، دو مستندساز شناخته‌شده حوزه حیات‌وحش، را ببینند. مستند «بازگشت گور ایرانی» حاصل ۹ سال کار آنان برای نشان دادن یک تلاش جمعی در معرفی مجدد گورخر به پارک ملی کویر است. ما در این مستند بارها امیدوار و ناامید شدن‌، خندیدن و گریستن‌، کلافگی و هیجان‌زدگی، تولد و مرگ را می‌بینیم‌! و درنهایت تحقق رؤیایی که محیطبانان و رؤسای پارک ملی کویر برایش خون دل خوردند؛ بازگشت گور ایرانی!

سکانس ابتدایی رضا شاه‌حسینی را نشان می‌دهد که دفتر گزارش محیطبانی را از طاقچه ساختمان مخروبه‌ای در پارک ملی کویر برمی‌دارد و شروع به خواندن گزارش‌هایی از دهه ۵۰ می‌کند که در آن مشاهدات روزانه از گور در پارک ملی کویر آمده است. پس‌ازآن، فتح‌الله امیری و نیما عسگری صحنه‌هایی از شروع زنده‌گیری گورها در فنس پارک ملی توران را نشان می‌دهند که قرار است برای معرفی مجدد به پارک ملی کویر منتقل شوند. آنها در این بخش  تصمیم‌گیری برای انتقال‌، افراد دخیل و نظرات هر کدام را به‌خوبی روایت کرده‌اند. 

سکانس بعدی مستند باز شدن جعبه‌ها را نشان می‌دهد؛ اولین گور سالم است،‌ دومی هم، سومی آسیب دیده، چهارمی آسیب دیده و خون‌آلود و پس‌ از آن، با جنازه‌ها مواجه می‌شویم. گورهایی که در فرایند انتقال تلف شده‌اند و روی دست رضا شاه‌حسینی مانده‌اند. بهت و حیرت در چهره کارشناسان و مدیران دست‌اندرکار از دوربین مستندسازان به‌خوبی هویداست. 

نیما عسگری و فتح‌الله امیری پس از آن، سراغ زندگی گورهای باقیمانده در فنس می‌روند، اینکه چطور یکی‌یکی می‌‌میرند و مدیر پارک ملی کویر مستأصل خودش را به جایی می‌رساند تا ارتباط تلفنی برقرار شود و بپرسد چه باید بکند. ما در مستند «بازگشت گور ایرانی» با چهره‌ دیگری از رضا شاه‌حسینی مواجه می‌شویم،‌ مدیری که آرام و قرار ندارد تا بفهمد چرا از گورهایی که قرار بود رؤیای حضور دوباره گور را در این پارک محقق کند،‌ چند جنازه به‌جا مانده است و موجی از انتقاد از سوی مردم و رسانه‌ها. 

در صحنه‌ای از مستند، رئیس پارک ملی و «مهدی لهردی»، معاون پارک، در حال دیدن  انیمیشنی هستند که این انتقال را دستمایه طنز کرده‌اند. آنها با اندوه به انیمیشن نگاه می‌کنند و نمی‌دانند عاقبت کار چه خواهد شد.

فتح‌الله امیری و نیما عسگری در مستندشان نشان می‌دهند که حضور «حمید ظهرابی»، معاون وقت محیط‌ طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، در پارک کویر باعث حمایت از انتقال مجدد این‌بار از یزد می‌شود. در ادامه شاهد دومین برنامه انتقال هستیم که دو جمعیت یزدی و تورانی را در پارک ملی کویر ایجاد می‌کنند.

تولد و مرگ کره‌ها بخش دیگری از مستند است، با تصویر مرگ هر کره، جمعیت نشسته در سالن بیشتر در صندلی فرو می‌روند. دوست حفاظتگری که کنار دستم در سمت چپ نشسته، اشک‌ می‌ریزد. من صورتش را در تاریکی سالن نمی‌بینم، اما دستمال را که از جیبش بیرون می‌کشد، توجهم جلب می‌شود. 

در سکانس‌های بعد باز شاهد تلاش‌های تیم محیطبانان پارک ملی کویر هستیم،‌ از چادر زدن کنار فنس و مراقبت شبانه‌روزی برای جلوگیری از مرگ کره‌ها گرفته تا بردن کره بیمار توسط شاه‌حسینی به دامپزشکی در تهران و حضور مسئولان وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست در دامپزشکی،‌ فرایند احیا و باز هم مرگ.

در ادامه مستند شاهد رهاسازی گورها در طبیعت هستیم، گم‌شدن چندروزه آنها،‌ عملیات جست‌وجو در میان باتلاق و دشت‌های وسیع پارک و درنهایت رسیدن به یک وضعیت مطلوب. گورهایی که بالاخره این پارک را خانه خودشان حساب کرده‌اند و رؤیایی که بالاخره پس از سال‌ها تلاش محقق شده است. رضا شاه‌حسینی در آخرین سکانس دفتر را برمی‌دارد و تعداد گورها، ۵۰ رأس، را در آن ثبت می‌کند.

مستند «بازگشت گور ایرانی» به‌خوبی توانسته است نشان دهد معرفی مجدد یک گونه چقدر دشوار است،؛ حتی اگر آن گونه علفخوار باشد. فتح‌الله امیری و نیما عسگری سال‌ها وقت گذاشته‌اند تا ساده‌سازی‌هایی را که درباره حوزه حیات‌وحش صورت می‌گیرد، زیر سؤال ببرند و نشان دهند چوب جادویی در کار نیست تا بزنی و گورها یکباره از یک زیستگاه وارد زیستگاه دیگر شوند. خون دل‌ها باید خورد و رنج‌ها باید کشید تا پس از چند دهه زیستگاه تاریخی گورها شاهد حضور دوباره آنها باشد.

این مستند در کنار همه این زحمات چندساله که روی دوش رضا شاه‌حسینی، مهدی لهردی و محیطبانان پارک ملی کویر است، جای خالی چند چیز را هم نشان می‌دهد. اینکه پروژه‌ای با این اندازه از اهمیت و دشواری با چه خلأهایی مواجه بوده است. براساس داده‌های این مستند، ما با جای خالی مشاوران در این پروژه مواجه‌ایم؛ کسانی که درباره این موضوع مطالعات کافی داشته باشند، بدانند بهترین شیوه انتقال چیست و پس از انتقال چه باید کرد،. رضا شاه‌حسینی و تیمش همه‌چیز را به تجربه می‌آموزند و از هر مرگ، درسی برای زندگی می‌گیرند. مستند «بازگشت گور ایرانی» روایتی از یک تیم تنهاست که یکباره قرار است بار بزرگی را بردارند. آنها بودجه و نیروی محیطبانی اضافه دریافت نمی‌کنند، برای همین باید چندین برابر روز و شب تلاش کنند تا سازمان حفاظت محیط‌زیست سرش را بالا بگیرد و از یک پروژه موفق در محافل مختلف بگوید.

چراغ‌های سینما که روشن می‌شود‌، جمعیت حاضر در سالن شروع به دست زدن می‌کنند. صورتم را به‌سمت چپ می‌گیرم و صورت خیس دوست حفاظتگرم را می‌بینم،‌ در بیرون سالن فتح‌الله امیری و نیما عسگری ایستاده‌اند و بازار عکس‌های دسته‌جمعی با آنها داغ می‌شود. گورها به پارک ملی کویر بازگشته‌اند، با تلاش شبانه‌روزی تیمی که می‌خواست یک رؤیا محقق شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

مطلع

کارهای سخت آدمهای بزرگ میخواد که شکست براشون پله به پیروزی و قلبشون سرشار از اعتماد واعتقاد به هدفشون باشه قسمتهای از اروپا و کلا دنیا گرگ رو در کشورهاشون منقرض/کردن وبا پروژهای چند صد میلیون دلاری و بیشتر از ۵دهه نتونستن گرگها را در کشورهاشون نگهدارن و اقامت دائم برای اونها ایجاد کنند اینکه گله بسازی یک مشکله و اینکه اونها محیط رو قبول کنن دشواری دیگر آفرین به این مردان باشرافت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق