در گفت‌وگو با نازنین اصغری، دکترای روان‌شناسی سلامت و روان‌درمانگر عنوان شد؛

روان زنان، زیر بار خاموش انتظارات





روان زنان، زیر بار خاموش انتظارات

۱۷ آذر ۱۴۰۴، ۸:۰۰

 در سال‌های اخیر، موضوع سلامت روان زنان بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است؛ اما در پس این توجه ظاهری، هنوز واقعیت‌های پنهان بسیاری وجود دارد. فشارهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، انتظارات بی‌پایان از زنان، نقش‌های چندگانه خانوادگی و کاری و نگاه‌های قضاوت‌گرانه جامعه، همه‌وهمه روان زنان را به سکوتی فرساینده واداشته است. نازنین اصغری، دکترای روان‌شناسی سلامت و روان‌درمانگر، در گفت‌وگو با «پیام ما» از دلایل این فشارها، چالش‌های نادیده گرفته‌شده و ضرورت بازتعریف نقش زنان در جامعه سخن می‌گوید.

اگر بخواهیم تصویری کلی از وضعیت سلامت روان زنان امروز ترسیم کنیم، با چه واقعیتی مواجهیم؟

 زنان در جامعه معاصر با مجموعه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از بحران‌های روانی مواجه‌اند که شامل اضطراب فراگیر، افسردگی، استرس‌های ناشی از فشارهای خانوادگی و اجتماعی، تبعیض‌های سیستماتیک جنسیتی، تجربه خشونت خانگی و احساس ناامنی و همچنین فقدان فرصت‌های برابر در عرصه‌های مختلف می‌شود. این بحران‌ها به‌صورت مجزا عمل نمی‌کنند، بلکه اغلب در کنار مسئولیت‌های چندگانه خانوادگی و کاری، توقعات اجتماعی فزاینده و استانداردهای غیرواقعی رفتار و ظاهر تشدید شده و می‌توانند منجر به فرسودگی روانی، احساس خستگی مزمن و ازدست‌دادن معنا در زندگی شوند.

در سال‌های اخیر آگاهی عمومی نسبت به سلامت روان بیشتر شده است، اما هنوز موانع جدی وجود دارد. این موانع از نگاه شما چیست؟

  اگرچه آگاهی نسبت به اهمیت سلامت روان در جامعه ما افزایش یافته، اما هنوز موانع فرهنگی، اجتماعی و ساختاری عظیمی برای پذیرش واقعی و دسترسی عادلانه به خدمات روان‌شناسی وجود دارد. باورهای سنتی عمیق و تابوهای مربوط به مشکلات روان‌شناختی، کمبود حمایت مالی و آموزش‌های ناکافی در جهت رشد فرهنگ پیشگیری از جمله عواملی است که باعث می‌شود بسیاری از افراد، به‌ویژه زنان، نتوانند به‌موقع و به طور کامل به خدمات روان‌شناسی دسترسی پیدا کنند.

تبعیض جنسیتی چه نقشی در آسیب‌های روانی زنان دارد؟

  بدون تردید می‌توان گفت زنان به دلیل جنسیت خود با آسیب‌های متفاوت و بیشتری در جامعه روبرو هستند. جنسیت به‌عنوان یک متغیر مهم و تعیین‌کننده در تجربه آسیب‌های روانی تأثیرگذار است. زنان به دلیل نقش‌های اجتماعی، فرهنگی و زیستی خاص خود، آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به برخی اختلالات روانی خاص دارند. آمارهای جهانی و داخلی نشان می‌دهند نرخ ابتلا به افسردگی و اختلالات اضطرابی در زنان به طور قابل‌توجهی بیشتر است.

با گسترش فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی چه تأثیری بر سلامت روان زنان گذاشته‌اند؟

  شبکه‌های اجتماعی در حوزه سلامت روان یک پدیده دووجهی هستند و نقشی کاملاً دوگانه ایفا می‌کنند. از یک سو، می‌توانند بستری بی‌نظیر برای اطلاع‌رسانی، آموزش همگانی، افزایش آگاهی و عادی‌سازی گفتگو درباره سلامت روان و مشکلات روان‌شناختی باشند. از سوی دیگر، همین فضاها با ترویج الگوهای غیرواقعی از زیبایی، موفقیت و خوشبختی، احساس ناکافی بودن و مقایسه دائمی را در میان زنان تقویت می‌کنند و موجب فرسایش روانی می‌شوند.

فشار انتظارات فرهنگی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی فرسودگی روان زنان چگونه بروز پیدا می‌کند؟

  امروزه زنان در جامعه با مجموعه‌ای پیچیده و سنگین از انتظارات روبرو هستند که در عمل به‌نوعی بار فرابشری تبدیل شده است. زن امروزی در تلاش برای پاسخگویی به این انتظارات، باید هم‌زمان در چند جبهه بجنگد: تحصیل‌کرده و دارای مدرک دانشگاهی باشد، در محیط کاری رقابتی موفق عمل کند، همسری عاشق و فهیم باشد، مادری نمونه و فداکار باشد، ظاهر و زیبایی جوانی خود را حفظ کند و درعین‌حال آرام، مهربان و بی‌نقص بماند.

راه برون‌رفت از این چرخه فشار روانی چیست؟

 رهایی از این چرخه نیازمند عزمی فردی و تغییراتی ساختاری در جامعه است. افزایش آگاهی زنان و جامعه درباره واقعیت‌های زندگی، اهمیت سلامت روان به‌مثابه سلامت جسم و لزوم پذیرش نقص‌ها و محدودیت‌های انسانی از پایه‌ای‌ترین این راهکارها است. رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند نقش مهمی در کاهش ننگ روانی و ترویج گفت‌وگوهای سالم و غیرقضاوتی درباره مشکلات روانی داشته باشند.

تعادل میان نقش‌های خانوادگی و اجتماعی چقدر بر سلامت روان زنان تأثیر دارد؟

  ترویج فرهنگ تقسیم عادلانه وظایف خانوادگی و اجتماعی میان اعضای خانواده، به‌ویژه نقش فعال‌تر و مسئولیت‌پذیرتر مردان در امور خانه، فرزندپروری و مراقبت از عواطف بسیار حائز اهمیت است. تحقیقات نشان می‌دهند در خانواده‌هایی که مردان به‌صورت فعال‌تر در امور خانه و فرزندپروری مشارکت دارند، سلامت روان زنان بهبودیافته و میزان استرس و رضایت از زندگی آن‌ها به شکل چشمگیری افزایش می‌یابد.

به نظر شما نهادهای عمومی و سیاست‌گذاران چه نقشی در حمایت از سلامت روان زنان دارند؟

  دسترسی آسان‌تر، ارزان‌تر و عادلانه‌تر به خدمات مشاوره روان‌شناسی، ایجاد گروه‌های حمایتی محلی و فضای امن برای گفت‌وگو برای زنان، به‌خصوص در محیط‌های کاری و اجتماعی نیز بسیار ضروری است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند زنان عضو گروه‌های حمایتی منسجم کمتر دچار افسردگی و اضطراب می‌شوند.

در سطح فردی، زنان چطور می‌توانند از سلامت روان خود مراقبت کنند؟

  آموزش مهارت‌های عملی مدیریت زمان، اولویت‌بندی و اهمیت بازیابی انرژی به زنان کمک می‌کند تا تعادل بهتری بین نقش‌های مختلف زندگی‌شان برقرار کنند. مراقبت از خود نه یک امر لوکس، بلکه ضرورتی اساسی برای حفظ سلامت روان است؛ شامل خواب کافی، تغذیه سالم، ورزش منظم و وقت‌گذاشتن برای علایق شخصی.

رسانه‌ها و فضای عمومی در بازنمایی نقش زنان چه مسئولیتی دارند؟

  نقد و اصلاح کلیشه‌ها و استانداردهای غیرواقعی تحمیل‌شده به زنان در رسانه‌ها، فیلم‌ها، تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی باید موردتوجه جدی قرار گیرد. رسانه‌ها باید مسئولیت اجتماعی خود را بپذیرند و از ترویج تصاویر غیرواقعی و ایده‌آل‌های دست‌نیافتنی خودداری کنند و به‌جای آن، واقعیت‌های متنوع و اصیل زندگی زنان را بازنمایی کنند.

نقش روابط انسانی در حفظ سلامت روان زنان چیست؟

  تشویق به برقراری و حفظ روابط انسانی عمیق و حمایت‌گرایانه که به زنان احساس تعلق، دیده‌شدن و امنیت روانی دهد، از اهمیت بالایی برخوردار است. داشتن روابط اجتماعی واقعی، از جمله با دوستان، خانواده و همکاران، سپری قدرتمند در برابر فشارهای روانی است و زنان را در برابر فرسودگی حفظ می‌کند.

اگر بخواهید پیامی برای زنان امروز داشته باشید، چه می‌گویید؟

  زن امروز، قهرمان ساکت جامعه است؛ کسی که در میان هیاهوی توقعات فرهنگی، بار زندگی را بر دوش می‌کشد؛ اما کمتر کسی از رنج‌های پنهان روانی‌اش می‌پرسد. برای داشتن جامعه‌ای سالم و بالنده، باید روان زن سالم باشد و برای آن، نیاز به تغییر نگرش، حمایت ساختاری و بازتعریف نقش‌ها داریم. این سرمایه‌گذاری نه فقط برای زنان که برای سلامت کل جامعه ضروری است.

 زنان در جامعه معاصر با مجموعه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از بحران‌های روانی مواجه‌اند که شامل اضطراب فراگیر، افسردگی، استرس‌های ناشی از فشارهای خانوادگی و اجتماعی، تبعیض‌های سیستماتیک جنسیتی، تجربه خشونت خانگی و احساس ناامنی و همچنین فقدان فرصت‌های برابر در عرصه‌های مختلف می‌شود

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه