پناه بردن به «رمل و اسطرلاب» تا «چارت و بیت‌کوین»

ستاره‌بازی در طوفان اقتصادی





ستاره‌بازی در طوفان اقتصادی

۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۴۵

در بازاری که هر روز با موجی تازه از نوسان و بی‌ثباتی بیدار می‌شود، جادو با چهره‌ای آراسته و واژگانی مدرن دوباره به میدان برگشته است. «آسترولوژی مالی» وعده می‌دهد آنجا که اقتصاد از تحلیل درمی‌ماند، ستارگان راه را نشان می‌دهند. اما پشت این نمودارهای فریبنده و «کدهای کیهانی»، صنعتی پنهان از فروشندگان ترس شکل گرفته که از اضطراب مردم سود می‌سازند و شکست‌ها را به گردن آسمان می‌اندازند.

شاید تصور کنیم دوران «رمل و اسطرلاب انداختن» برای پیش‌بینی آینده گذشته است؛ دورانی که تاجران جاده ابریشم پیش از حرکت کاروان، سراغ منجم‌باشی می‌رفتند تا مطمئن شوند «قمر در عقرب» نیست. اما کافی است سری به اینستاگرام و تلگرام بزنید تا ببینید همان باورها، این‌بار با کت‌وشلوار مدرن و ادبیات تکنولوژیک بازگشته‌اند. امروز به‌جای کاروان، سبد ارز دیجیتال و بورس داریم و به‌جای رمال، «تریدرهای نجومی» که وعده می‌دهند با تحلیل حرکت ستارگان، دلار و طلا را پیش‌بینی می‌کنند. اما چرا در قرن بیست‌و‌یکم، خرافه دوباره سکه رایج بازار شده است؟


جادوگری با روکش علم

پدیده‌ای که با آن روبه‌روییم، «آسترولوژی مالی» نام دارد؛ شاخه‌ای مدرن از شبه‌علم که مدعی است نوسانات بورس و قیمت ارزها، نه تابع سیاست‌های بانک مرکزی و تورم، بلکه بازتابی از هندسه آسمان و رقص سیارات است. مروجان این سبک با هوشمندی تمام، فهمیده‌اند انسان امروزی واژه‌هایی مثل «جادو» یا «طلسم» را پس می‌زند. بنابراین، دست به یک واژه‌سازی استراتژیک زده‌اند تا انگ خرافه را از پیشانی خود پاک کنند. آنها لباس علم به تن جادو کرده‌اند: به‌جای «طلسم» می‌گویند «کد کیهانی» تا حس ریاضیات و دقت به مخاطب بدهند، به‌جای «طالع‌بینی» از واژه شیک «آسترولوژی مالی» استفاده می‌کنند تا هم‌ردیف منجمان ناسا به‌نظر برسند و به‌جای «پیشگویی» می‌گویند در حال «دِکود کردن مارکت» هستیم تا شبیه مهندسان داده جلوه کنند.

این تغییر ویترین، کاملاً موفق بوده است. امروزه با یک صنعت زیرزمینی اما عظیم روبه‌روییم؛ از نرم‌افزارهای تحلیل نجومی چندهزاردلاری که ظاهرشان دست‌کمی از نرم‌افزارهای مهندسی هوافضا ندارد، تا صدها کانال تلگرامی فارسی که مجموع مخاطبانشان به میلیون‌ها نفر می‌رسد. در این فضا، دیگر کسی «فال» نمی‌گیرد، بلکه با استناد به نمودارهای پیچیده‌ نرم‌افزاری و «دیتای نجومی»، برای سرمایه زندگی‌اش تصمیم می‌گیرد.


چرا مردم از این جادوها استقبال می‌کنند؟

برای درک اینکه چرا مردم تحصیلکرده جذب این کانال‌ها می‌شوند، باید به یک قرن پیش و جزایر دورافتاده «تروبریاند» برگردیم. «برانیسلاو مالینوفسکی»، انسان‌شناس مشهور، در آنجا متوجه رفتار عجیبی شد که کلید معمای ماست. بومیان دو نوع ماهیگیری داشتند:

۱. ماهیگیری در تالاب: آب آرام بود و همه‌چیز امن. در اینجا هیچ‌کس جادو نمی‌کرد؛ همه چیز براساس مهارت بود.

۲. ماهیگیری در اقیانوس: جایی که طوفان‌های ناگهانی و خطرات پیش‌بینی‌نشده در کمین بود. دقیقاً در همین نقطه بود که بومیان قبل از سفر، مفصل‌ترین آیین‌های جادویی را اجرا می‌کردند.

مالینوفسکی کشف بزرگی کرد: «جادو، واکنش انسان به عدم قطعیت است.» وقتی مهارت فنی و عقل (تکنولوژی ساخت قایق) برای تضمین امنیت کافی نیست، انسان برای پر کردن شکاف بین «آنچه می‌تواند کنترل کند» و «خطر ناشناخته»، به جادو متوسل می‌شود.


قایق‌سواری در طوفان

حالا بیایید فرمول «تالاب و اقیانوس» را روی اقتصاد ایران بگذاریم؛ در اقتصادهای باثبات (تالاب)، که تورم دو درصد است و آینده قابل پیش‌بینی، مردم «برنامه‌ریزی» می‌کنند و نیازی به فالگیر ندارند. اما اقتصاد ایران سال‌هاست که شبیه همان «اقیانوس طوفانی» است. تورم‌های بالا، نوسانات لحظه‌ای دلار و تصمیمات سیاسی یک‌شبه، فضایی ساخته‌اند که حتی ماهرترین اقتصاددانان هم گاهی از تحلیل بازمی‌مانند. در این وضعیت که فرد احساس می‌کند زیر پایش خالی شده و هیچ تکیه‌گاهی ندارد، اضطراب به اوج می‌رسد و ذهن به‌دنبال بیمه روانی می‌گردد. اینجاست که آسترولوژی مالی وارد می‌شود و وعده می‌دهد: «اگر بانک مرکزی غیرقابل پیش‌بینی است، نگران نباش؛ ستارگان نظم دارند.»

جالب اینجاست که بسیاری از اینفلوئنسرها، تحلیل‌های فنی را کنار تحلیل‌های نجومی می‌گذارند (دقیقاً مثل بومیانی که هم قایق را وارسی می‌کردند و هم ورد می‌خواندند) تا خیال مخاطب را از هر جهت راحت کنند.


کاسبان اضطراب و مقصران خیالی

خطر اصلی اینجاست که این «توهم کنترل» رایگان نیست. وقتی پای پول وسط می‌آید، جادو تبدیل به بستری برای کلاهبرداری می‌شود. اگر این افراد می‌توانستند با ستارگان جای دقیق دلار را پیش‌بینی کنند، چرا به‌جای پارو کردن پول در سکوت، وقتشان را صرف فروختن پکیج ۵۰۰ هزار تومانی به مردم می‌کنند؟

در این سیستم، مسئولیت شکست به‌طرز ماهرانه‌ای جابه‌جا می‌شود. اگر سرمایه‌تان پودر شد، مقصر سیاست‌های پولی غلط یا سیگنال اشتباه آن کانال نیست؛ بلکه مقصر «ترانزیت زحل»، «قمر در عقرب» یا «فرکانس پایین» خودتان است! فرد قربانی به‌جای اعتراض، در خود فرو می‌رود که چرا نتوانسته «سیگنال کائنات» را درست دریافت کند. این یعنی تبرئه‌کردن کلاهبرداران و ساختارهای معیوب اقتصادی به کمک ستارگان.


وقتی بازار با «فلک‌الافلاک» تنظیم می‌شود

برای درک بهتر مکانیزم «اقتصاد غیبی» در ایران، لازم نیست به تئوری‌های پیچیده رجوع کنیم. مرور حافظه تاریخی بازار در چند سال اخیر نشان می‌دهد چگونه رویدادهای کاملاً اقتصادی یا سیاسی، توسط دلالان اضطراب مصادره شده و به‌عنوان «معجزه متافیزیکی» به خورد مخاطب داده شده‌اند. در ادامه دو پرونده مشهور را بازخوانی می‌کنیم:

پرونده اول: افسانه «طلایِ رجب»

یکی از پایدارترین باورهای شبه‌مذهبی-مالی که در سال‌های ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و ۱۴۰۱ تکرار شد، ادعای «خوش‌یمنی خرید طلا در روزهای خاص ماه رجب» بود.

 کانال‌های تلگرامی (ترکیبی از مذهبی و سیگنال‌دهی) با ادبیاتی تحریک‌کننده مدعی بودند: «در سوم یا سیمین روز رجب، درهای رزق و روزی باز است و خرید طلا در این روز، سود تضمینی و برکت سالانه دارد.»

اما واقعیت بازار به شرح زیر است:

سال ۱۳۹۸: قیمت طلا پس از ماه رجب رشد کرد، اما نه به‌خاطر «انرژی ماه»، بلکه به‌دلیل افزایش تنش‌های ایران و آمریکا و نوسانات دلار. مروجان، این رشد سیاسی را به «برکت رجب» نسبت دادند.

سال ۱۳۹۹: قیمت طلا در ماه رجب کمی بالا رفت، اما بلافاصله پس از آن به‌دلیل اصلاح انس جهانی و کاهش نرخ ارز سقوط کرد.

سال ۱۴۰۱: قیمت طلا افزایش یافت، اما دقیقاً هم‌زمان با جهش فنر فشرده‌شده‌ دلار و بحران‌های سیاسی پاییز.

ویژگی این سیستم این است که هرگز خطا نمی‌کند. اگر طلا گران می‌شد، آن را «معجزه رجب» می‌نامیدند. اما در سال ۹۹ که طلا ارزان شد، به‌جای پذیرش خطا، توپ را در زمین قربانی انداختند: «نیت شما خالص نبوده» یا «نوسانات منفی جهانی موقتاً اثر انرژی مثبت رجب را خنثی کرده است.»

پرونده دوم: وقتی «مریخ» مسئول گرانی دلار شد

در تابستان ۱۴۰۱، درحالی‌که اقتصاددانان درباره نقدینگی و کسری بودجه هشدار می‌دادند، کانال‌های «آسترولوژی مالی» روایت دیگری داشتند. بعضی کانال‌های تلگرامی با انتشار نمودارهای پیچیده مدعی شدند در شهریور ۱۴۰۱، به‌دلیل زاویه ۹۰ درجه مریخ و زحل، دلار جهش شدیدی خواهد داشت. استدلال آنها این بود: «مریخ (سیاره جنگ) با زحل (سیاره محدودیت) درگیر شده و این زاویه در ایران همیشه تورم‌زا بوده است.»

شهریور ۱۴۰۱ گذشت و خبری از جهش نجومی نبود. دلار در مهر و آبان ۱۴۰۱ و آن‌هم به‌دلیل ناآرامی‌های سیاسی و کاهش امید به احیای برجام، صعود کرد؛ نه در شهریور و نه به‌دلایل کیهانی.

پس از اینکه پیش‌بینی زمانی غلط از آب درآمد، تحلیلگران نجومی بلافاصله توجیه جدیدی تراشیدند: «حرکت بازگشتی مریخ باعث تأخیر در اثرگذاری انرژی شد» یا «محاسبه عبور ماه از برج حوت دقیق نبود.»

هر دو مورد نشان می‌دهند در «اقتصاد غیبی» هیچ شکستی وجود ندارد. اگر پیش‌بینی درست درآید (حتی به‌دلایل تصادفی یا سیاسی)، سند حقانیت علم ستارگان است. اگر غلط درآید، مشکل از «نیت خریدار» یا «پیچیدگی انرژی‌ها» است. در این بازی تنها بازنده قطعی، سرمایه مردم است.


دانش‌آموزان بی‌دفاع در برابر جادو

تلخ‌تر آنکه این بازگشت جادو، دقیقاً هم‌زمان با تضعیف ابزار اصلی شناختن خرافه، یعنی «آموزش عمومی» رخ می‌دهد. مدرسه که قرار بود ذهن نسل جدید را به سلاح «تفکر انتقادی» مجهز و آنها را در برابر فریب‌های شبه‌علمی واکسینه کند، اکنون خود درگیر بحرانی عمیق است.

از یک‌سو، آمارهای نگران‌کننده بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل، بخشی از جمعیت را پیش از آنکه مهارت تمییز دادن علم از خرافه را بیاموزند، به بیرون از چرخه دانایی پرتاب می‌کند. از سوی دیگر، اُفت فاحش کیفیت آموزشی برای دانش‌آموزان حاضر در کلاس‌های درس -که سقوط میانگین نمرات و نتایج ضعیف دانش‌آموزان ایرانی در آزمون‌های بین‌المللی استاندارد مانند «تیمز» و «پرلز» گواه آن است- حکایت از واقعیتی ترسناک دارد؛ ما در حال فرستادن نسلی به میان طوفان اقتصاد هستیم که ممکن است در برابر اولین پیشنهاد فریبنده‌ «کدهای کیهانی» و «سیگنال‌های متافیزیکی»، قربانی شود.

خرافه‌های جدید مانند آسترولوژی مالی، شاید امروز فقط جیب عده‌ای را خالی کند، اما نشانه‌ای است از جامعه‌ای که به بستر مناسبی برای رشد «جنبش‌های شبه‌علمی» (مثل مخالفان با واکسن، زمین تخت‌گرایان، منکران تغییراقلیم، مروجان درمان‌های خرافی) تبدیل شده و ممکن است با دستکاری و سوءاستفاده گروه‌های قدرت علیه سیاست‌های مترقی به‌ کار گرفته شود. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه