روایت هفت دختر که درهای بسته دانشکده کشاورزی را گشودند

 احمدیان طهرانی: استادان هم نمی‌توانستند ما را بپذیرند

پریچهر احمدیان طهرانی، یکی از نخستین فارغ‌التحصیلان زن رشته کشاورزی دانشگاه تهران، از چالش‌های ورود زنان به این رشته و تربیت نسل جدیدی از پژوهشگران می‌گوید.





 احمدیان طهرانی: استادان هم نمی‌توانستند ما را بپذیرند

۹ آذر ۱۴۰۴، ۸:۰۰

دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران زمانی قلعه‌ای مردانه بود؛ جایی که حتی استادانش هم باور نداشتند روزی زنان پا به کلاس‌ها و آزمایشگاه‌هایش بگذارند. در دهه سی اما این تابو شکست. هفت دختر جوان، بی‌هیاهو اما مصمم، وارد آن سرزمین ممنوعه شدند و مسیر تازه‌ای گشودند. یکی از آن‌ها «پریچهر احمدیان طهرانی» بود؛ زنی که بعدها نخستین دانشیار زن این دانشکده شد، سال‌ها در ژنتیک و بیوتکنولوژی پژوهش کرد، کتاب و مقاله نوشت و شاگرد پرورش داد. او حتی فراتر از مرز دانشگاه رفت و با تأسیس بنیادی برای حمایت از دانشجویان کم‌برخوردار نشان داد که نگاهش فقط به موفقیت شخصی محدود نمی‌شود.

«پدرم می‌گفت خانه بمان!»

  نام «پرچهر احمدیان تهرانی» حالا با تلاش و پشتکار گره‌خورده، اما رسیدن به این نقطه ساده نبود. او پیش از آنکه دیوارهای یک دانشکده مردانه را بشکند، باید از سد محدودیت‌های خانه‌اش عبور می‌کرد؛ خانه‌ای که در آن حتی برای ادامه تحصیل در دبیرستان هم با مخالفت پدر روبه‌رو شد: «پدرم اصولاً مخالف درس‌خواندن من بود. وقتی ششم ابتدایی را تمام کردم، گفت دیگر نیازی نیست به مدرسه بروم؛ همین‌جا در خانه بمانم و برایم معلم می‌آورد که در خانه درس بخوانم. به همین دلیل یک سال وقفه افتاد. اما بالاخره سال بعد در دبیرستان ثبت‌نام کردم و ادامه دادم.»

 باوجود این مخالفت‌ها، پریچهر راه خودش را پیدا کرد: 

 «وقتی دبیرستان تمام شد، در کنکور دانشکده هنرهای زیبا شرکت کردم و در رشته نقاشی پذیرفته شدم. از آن به بعد پدرم دیگر مخالفت جدی نمی‌کرد، ولی کمک و همراهی هم نداشت. همه کارهایم را با کمک مادرم پیش می‌بردم؛ از ثبت‌نام گرفته تا سایر مراحل.»

 سرنوشت اما در همان سال‌ها ورق خورد. وقتی برای نخستین‌بار خبر آمد که دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران دانشجوی دختر می‌پذیرد، احمدیان و چند نفر دیگر از دختران تصمیم گرفتند این فرصت تازه را امتحان کنند: 

 «گفتیم رشته تازه‌ای است، برویم ببینیم چه می‌شود. در کنکور شرکت کردیم و پذیرفته شدیم. خانواده‌ام خیلی در جریان نبودند که دقیقاً کشاورزی یعنی چه؛ تصور می‌کردند شاید باید بیل بزنیم یا کارهای این‌چنینی انجام بدهیم؛ ولی در نهایت مخالفتی نکردند و ما هم مسیرمان را ادامه دادیم.»


«شما برای چی آمدید اینجا؟»

 فضای تازه البته با هیچ‌یک از تجربه‌های قبلی او قابل‌مقایسه نبود؛ ورود هفت دختر به دانشکده‌ای که سال‌ها تماماً مردانه بود، فضای متفاوتی رقم زد؛ ترکیبی از کنجکاوی، مقاومت و حتی برخوردهای عجیب: «وقتی وارد دانشکده کشاورزی شدم، فضا کاملاً متفاوت بود. آن سال برای اولین‌بار بود که این دانشکده دانشجوی دختر می‌پذیرفت و برای ما جذاب بود که ببینیم در چنین محیطی چه تجربه‌ای خواهیم داشت و چه کاری از دستمان برمی‌آید. واکنش‌ها هم بسیار متفاوت بود. من پیش‌تر در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواندم؛ آنجا بین دختر و پسر تفاوتی نبود. اما در کشاورزی شرایط فرق می‌کرد. پسرها برای نخستین‌بار هم‌کلاس دختر داشتند، بعضی کنار می‌کشیدند یا فکر می‌کردند شاید برقراری ارتباط درست نباشد. برای همین، برخوردها به‌وضوح با فضای دانشکده‌های دیگر فرق داشت؛ و چون من محیط دیگری را تجربه کرده بودم، این تفاوت برایم بیشتر به چشم می‌آمد.»

 آن‌طور که احمدیان می‌گوید حتی برخی استادان هم نمی‌توانستند حضور زنان را بپذیرند: «خدا رحمت کند آقای دکتر محمدحسن مهدوی را که پیشنهاد پذیرش دانشجوی دختر را داده بود، چون برای بقیه استادها خیلی راحت نبود این موضوع را قبول کنند. یادم هست استادی داشتیم در رشته مکانیک – چون ما باید مکانیک ماشین‌های کشاورزی را هم یاد می‌گرفتیم – سر کلاس می‌گفت: «شما برای چی آمدید اینجا؟ بروید نیمرویتان را درست کنید!» یعنی تا این حد برایشان قابل‌باور نبود. حتی استادهای تحصیل‌کرده هم گاهی با نگاه دیگری با ما برخورد می‌کردند؛ فضا اصلاً شبیه دانشکده‌های دیگر نبود.»

  وقتی می‌خواستیم از یکی از دانشجویان پسر که در ریاضی قوی‌تر بود کمک بگیریم، حتی مسئولان دانشکده مانع می‌شدند. می‌گفتند به کتابخانه نروید، با پسرها صحبت نکنید. این محدودیت‌ها وجود داشت، اما ما همه آن‌ها را پشت سر گذاشتیم

 تصور کنید بین صد دانشجوی تازه‌وارد تنها هفت دختر باشید و مجبور شوید برای ساده‌ترین همکاری‌ها با هم‌کلاسی‌های پسر، از محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها عبور کنید. این، تجربه سال اول حضور دختران در دانشکده کشاورزی بود: «برای زمان ما، چون اولین سالی بود که دختران وارد دانشکده کشاورزی می‌شدند، شرایط کمی سخت‌تر بود. پیش از ما، دانشکده فقط پسرانه بود. مثلاً وقتی ما قبول شدیم، بین ۱۰۰ نفر دانشجوی جدید فقط هفت نفر دختر بودیم. طبیعی بود که پذیرش این تغییر برای همه آسان نباشد. یادم هست وقتی می‌خواستیم از یکی از دانشجویان پسر که در ریاضی قوی‌تر بود کمک بگیریم، حتی مسئولان دانشکده مانع می‌شدند. می‌گفتند به کتابخانه نروید، با پسرها صحبت نکنید. این محدودیت‌ها وجود داشت، اما ما همه آن‌ها را پشت سر گذاشتیم. خوشبختانه بعدها اوضاع تغییر کرد و دخترها آزادانه و بدون مشکل کنار پسرها درس می‌خواندند.

  اما با همه این تفاصیل، با ورود دختران به کشاورزی، نگاه‌ها به این رشته هم تغییر کرد؛ رشته‌ای که برخلاف تصور عمومی، فقط بیل زدن و تراکتور راندن نبود: «دانشکده کشاورزی همیشه رشته‌های متنوعی داشته و هنوز هم دارد. برخلاف تصور عمومی، تحصیل در این دانشکده فقط محدود به کار در مزرعه، بیل زدن یا تراکتور راندن نیست. هرچند این کارها هم محترم است، اما رشته‌های مختلفی هست که ظریف‌ترند؛ مثل کارهای آزمایشگاهی یا مشاوره‌ای. در این زمینه مشکلی نداشتیم و الان هم مشکلی نیست. حتی در برخی سال‌ها تعداد دختران پذیرفته‌شده از پسران بیشتر بود و از نظر نمره هم جلوتر بودند.»


عملکرد زنان در دنیای کشاورزی

۶۸  سال از آن روزها که هفت زن جوان برای اولین‌بار وارد دانشکده کشاورزی شدند، گذشته است. امروز زنان بسیاری در رشته‌های مختلف کشاورزی تحصیل و کار می‌کنند، هر چند هنوز سایه تبعیض در برخی بخش‌ها باقی‌مانده است: 

 «امروز در مراکز کشاورزی، زنان متخصص، قوی و توانمند مشغول فعالیت هستند و در دانشکده‌ها هم تعداد خانم‌ها کم نیست. به‌طورکلی مشکلی وجود ندارد، البته در مواردی هنوز در زمینه استخدام سخت‌گیری یا تبعیض قائل می‌شوند. در شرایط فعلی هم متأسفانه این مسائل گاهی پیش می‌آید؛ با یک نفر موافقت می‌کنند و با دیگری نه. این مشکلات همچنان وجود دارد.»

 آن‌طور که احمدیان می‌گوید با گذشت بیش از نیم‌قرن از ورود زنان به دانشکده کشاورزی، نقش آن‌ها تنها محدود به کلاس درس نیست؛ زن‌ها در وزارت کشاورزی، مراکز مشاوره و حتی بخش خصوصی حضور پررنگی دارند، هرچند چالش‌های ساختاری این حوزه پابرجاست: 

 «الان حدود ۶۸ سال است که دانشکده کشاورزی دانشجوی دختر می‌پذیرد و وزارت کشاورزی هم در استخدام زنان نقش دارد. علاوه‌برآن، دفاتر خصوصی و مراکز مشاوره نیز به حضور کارشناسان زن نیاز دارند. درست است که کشاورزی در کشور به دلایل مختلف با مشکلاتی روبه‌روست و وضعیت مطلوبی ندارد، اما در رشته‌هایی که مستقیماً با کار روی زمین، کشت و آبیاری در ارتباط نیستند، زنان حضور پررنگی دارند و مشکلی جدی وجود ندارد. اگر هم مشکلی باشد، بیشتر ناشی از شرایط کلی کشور است؛ مثلاً کم‌آبی که امروز به‌وضوح با آن روبه‌رو هستیم.»


ژنتیک و بیوتکنولوژی؛ قلمرو تازه

 او مسیر پژوهشی‌اش را در ژنتیک و بیوتکنولوژی ادامه داد؛ رشته‌هایی که وابستگی کمتری به حضور در مزرعه داشتند. اما تجربه او نشان می‌دهد که مشکلات کشاورزی ایران تنها در آزمایشگاه‌ها حل نمی‌شوند: 

 «خود من هم با اینکه در دانشکده کشاورزی تحصیل کردم، رشته‌ام جنبه آزمایشگاهی داشت. در زمینه ژنتیک کار می‌کردیم و بعدها بیوتکنولوژی هم اضافه شد. امروز هم کارها به سمت مباحث مولکولی و دقیق‌تر پیش می‌رود؛ حوزه‌هایی که الزاماً به کار عملی در مزرعه نیاز ندارند. بااین‌حال، اصل کشاورزی موضوعی است که باید مسئولان مرتبط برای آن چاره‌اندیشی کنند. با شرایط آب‌وهوایی فعلی، واقعاً به این زودی‌ها نمی‌توان انتظار داشت مشکلات برطرف شود. کسانی که فعالانه در این حوزه کار می‌کنند باید پاسخگو باشند.»


کشاورزی پایدار، هنوز رؤیاست

 وقتی بحث به کشاورزی پایدار می‌رسد، لحن او رنگی از نگرانی پیدا می‌کند؛ نگرانی از ساختارهایی که به‌جای حل مشکل، خود تبدیل به مانع شده‌اند: 

 «واقعیت این است که همیشه مشکل وجود دارد؛ چون اساساً وضعیت کشاورزی ما از پایه درست نیست. مسئولان در جاهایی که باید وارد عمل شوند، نمی‌شوند و در جاهایی هم که تصمیم می‌گیرند، تخصص لازم را ندارند. به همین دلیل تصمیم‌گیری‌ها با مشکل روبه‌رو می‌شود و موانع زیادی سر راه شکل‌گیری یک کشاورزی پایدار وجود دارد.»

 احمدیان هشدار می‌دهد که بدون اصلاح ساختار و مدیریت صحیح، حتی پیشرفت‌های فناورانه هم نمی‌تواند کشاورزی ایران را به مسیر پایدار هدایت کند: 

 «در شرایط فعلی که هیچ‌چیز سر جای خودش نیست، بعید می‌دانم سیاست‌ها به سمت کشاورزی پایدار پیش برود و باعث پیشرفت شود. به نظر من کشاورزی ایران پیش از هر چیز به اصلاح ساختاری و مدیریتی نیاز دارد. البته فناوری هم اهمیت زیادی دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت، اما بدون مدیریت صحیح و ساختار درست، هیچ فناوری کارآمد نخواهد بود.»

این‌که مرتب می‌گویند در فلان محصول خودکفا شدیم، وقتی شرایط کشاورزی مناسب نیست ــ با کمبود آب و سایر محدودیت‌ها ــ فایده‌ای ندارد. بهتر است به‌جای اصرار بر خودکفایی در محصولات نامناسب، سراغ کشت‌هایی برویم که با شرایط کشور سازگار هستند

خودکفایی یا واقعیت‌گرایی؟

 وقتی پای سیاست‌های کشاورزی و خودکفایی به میان می‌آید، احمدیان با نگاهی واقع‌بینانه و بدون تعصب حرف می‌زند؛ تجربه او نشان می‌دهد که انتخاب استراتژیک محصولات و توجه به ظرفیت‌های واقعی، می‌تواند راهی برای موفقیت و درآمدزایی در کشاورزی باشد: 

 «من فکر می‌کنم نباید تعصب بی‌جا داشته باشیم. این‌که مرتب می‌گویند در فلان محصول خودکفا شدیم، وقتی شرایط کشاورزی مناسب نیست ــ با کمبود آب و سایر محدودیت‌ها ــ فایده‌ای ندارد. بهتر است به‌جای اصرار بر خودکفایی در محصولات نامناسب، سراغ کشت‌هایی برویم که با شرایط کشور سازگار هستند. در زمینه‌های دیگر هم می‌توانیم به خودکفایی برسیم و هزینه‌های کشاورزی را صرف بخش‌هایی کنیم که امکان موفقیت بیشتری دارند. برای محصولات کشاورزی هم همان‌طور که امروز واردات داریم، می‌توانیم از خارج تأمین کنیم و در مقابل در حوزه‌های دیگری که ظرفیت بالایی دارند، به خودکفایی برسیم و حتی درآمد ایجاد کنیم.»

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

Khalil Alami-Saeid

سلام
من درس سیتوژنتیک کارشناسی ارشد و درس زیستشناسی سلولی-ملکولی را ایشان گذراندم. از این مصاحبه لذت بردم. برای ایشان خیر دنیا و آخرت را از خدا خواستارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه