روایت کشمکش‌ها، وعده‌ها و بلاتکلیفی موزه بزرگ اصفهان

«ریسباف»؛ موزه‌ای میان رویا و اجرا





«ریسباف»؛ موزه‌ای میان رویا و اجرا

۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۵۶

اصفهان، شهری که به‌عنوان نگین هنر و معماری ایران شناخته می‌شود، این روزها میزبان یکی از چالش‌برانگیزترین پروژه‌های میراث‌فرهنگی کشور است؛ پروژه‌ای که می‌تواند چشم‌انداز گردشگری، اقتصاد فرهنگی و هویت تاریخی استان را متحول کند، اما هم‌‌زمان محل ابهام، نقد و حاشیه‌های متعدد بوده است. کارخانه قدیمی «ریسباف»، با سابقه‌ای نزدیک به یک قرن در صنعت نساجی، قرار است به بزرگ‌ترین موزه منطقه‌ای ایران تبدیل شود؛ طرحی ملی که با وعده مشارکت وزارت میراث‌فرهنگی، شهرداری و استانداری اصفهان تعریف شده است.

از همان ابتدای اعلام واگذاری ریسباف به میراث‌فرهنگی، پرسش‌ها و نگرانی‌های جدی مطرح شد: آیا بازه زمانی سه‌ساله تعیین‌شده برای تکمیل پروژه واقع‌بینانه است؟ مالکیت و اسناد مالی چگونه تعیین شده و چه تضمینی برای تکمیل و بهره‌برداری پروژه وجود دارد؟ برخی منتقدان معتقدند ابهامات در انتخاب پیمانکار، فقدان شفافیت مالی و چندگانگی کاربری‌ها می‌تواند پروژه را به شکست و رهاشدگی بکشاند.

هم‌زمان با این نگرانی‌ها، فضاسازی رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی نیز موجی از روایت‌های متناقض ایجاد کرده است؛ از خبر کلنگ‌زنی و معرفی پیمانکار گرفته تا تأخیر در اجرایی شدن تفاهمات با شهرداری و ابهامات درباره سناریوهای محتوایی موزه. برخی فعالان میراث‌فرهنگی هشدار می‌دهند بدون مدیریت متمرکز، برنامه‌ریزی فنی دقیق و شفافیت منابع مالی، این پروژه فاخر ممکن است به نمونه‌ای دیگر از پروژه‌های نیمه‌تمام فرهنگی در کشور تبدیل شود.

با توجه به اهمیت ریسباف و در آستانه یکم آذرماه، «روز اصفهان»، در گفت‌وگویی تخصصی با «امیر کرم‌زاده»، مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان، به بررسی واقعیت‌های پشت پرده، موانع اجرایی، سناریوهای موزه و برنامه‌های مالی و زمان‌بندی پروژه پرداختیم. این گفت‌وگو فرصتی است تا از زبان مسئول اصلی پروژه، ابهامات رسانه‌ای و نقدهای عمومی شفاف شود و تصویر واقعی از بزرگ‌ترین پروژه موزه‌ای ایران در اصفهان به دست آید.


در جلسه چند روز گذشته با حضور استاندار و وزیر میراث‌فرهنگی دقیقاً چه مباحثی مطرح شد و خروجی واقعی جلسه چه بود؟

در جلسات قبلی تأکید شده بود کارخانه ریسباف قرار است به «موزه بزرگ منطقه‌ای» تبدیل شود؛ پروژه‌ای که مشابه اقداماتی است که در کشورهای توسعه‌یافته می‌بینیم و هدف آن معرفی هویت میراثی و تقویت گردشگری و اقتصاد فرهنگ است. تعاملات متعددی طی دو سال اخیر شکل گرفت و نهایتاً کارخانه ریسباف رسماً در اختیار اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان قرار گرفت و به‌عنوان یک «مگاپروژه ملی» تعریف شد. در جلسه چند روز گذشته هم بر همین چارچوب تأکید شد.

به بیان ساده، تصمیم بر این است که ریسباف به بزرگ‌ترین موزه کشور تبدیل شود؛ پروژه‌ای که با همراهی ارکان دولت، شهرداری اصفهان، استانداری و وزارتخانه پیش خواهد رفت. مقرر شده موانع مالی و اجرایی برطرف شود تا هرچه زودتر عملیات رسمی پروژه با حضور وزیر آغاز شود.


بنابراین جمع‌بندی جلسه صرفاً تأکید دوباره بر تبدیل ریسباف به موزه بزرگ منطقه‌ای بوده است؟

دقیقاً. محور جمع‌بندی چیزی جز این نبود. درواقع، تصمیم این شد که پروژه با مشارکت شهرداری اصفهان و با حداکثر استفاده از ظرفیت‌های ملی و استانی پیش برود تا این مجموعه به‌طور رسمی و قطعی به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه کشور تعریف شود.


دولت برای این پروژه بازه زمانی سه‌ساله تعیین کرده بود که درصورت عدم بهره‌برداری موزه در این مدت مجدد کارخانه ریسباف در مالکیت بانک ملی ایران قرار گیرد. اکنون چه میزان از این زمان گذشته و وضعیت تمدید چگونه است؟

ابتدا باید بگویم که از این سه سال، حدود یک سال و نیم صرف مسائلی شد که خارج از اختیار میراث‌فرهنگی بود. ما باید اول سند ریسباف را دریافت می‌کردیم و کارخانه تخلیه می‌شد. این کارها همراه با مصوبه شورای تأمین انجام شد و نهایتاً سال گذشته بنا رسماً به ما واگذار شد.

در این دوره، بخشی از کارهای مرمتی مقدماتی نیز انجام شد؛ از جمله حذف الحاقات و ساماندهی اولیه بنا که حدود ۹ ماه زمان برد. مجموعه این اقدامات با حجم بسیار بالایی از مستندات، حدود سه هزار صفحه، ثبت شده است. اما به‌دلیل اینکه بخش عمده زمان صرف امور مالکیتی شد، وزیر میراث‌فرهنگی قرار است درخواست تمدید سه سال دیگر را مطرح کند تا زمان کافی برای تکمیل پروژه وجود داشته باشد.


اگر دولت با تمدید موافقت نکند، آیا میراث‌فرهنگی می‌تواند در همین یک سال و نیم باقیمانده پروژه را تکمیل کند؟

باید واقع‌بین باشیم. ریسباف یک پروژه معمولی نیست؛ پروژه‌ای ملی، بسیار بزرگ و نیازمند هم‌افزایی دستگاه‌هاست. میراث‌فرهنگی به‌تنهایی نمی‌تواند چنین پروژه‌ای را در مدت کوتاه به نقطه نهایی برساند، اما می‌تواند برخی فازها را افتتاح کند.

ما سالن‌هایی داریم که با مرمت قابل بهره‌برداری هستند؛ یعنی می‌توانیم چند فاز اولیه را آماده کنیم و پروانه‌های بهره‌برداری همان بخش‌ها را دریافت کنیم تا مردم بتوانند به‌صورت تدریجی از بخش‌هایی از موزه بازدید کنند. اما برای تکمیل نهایی، حتماً باید زمان تمدید شود. ضمن اینکه مالکیت بانک ملی نیز درنهایت تحت اختیار دولت است و این موضوع از نظر حکمرانی مشکلی ایجاد نمی‌کند.


لطفاً توضیح دهید «موزه بزرگ منطقه‌ای ریسباف» دقیقاً چه خواهد بود و چه سناریوهای محتوایی برای آن مطرح است.

ما چند سناریو داریم. یک نکته مهم این است که سناریوی نهایی باید با نظر مشاوران تخصصی و کارشناسان حوزه موزه‌داری بسته شود. اما آنچه تاکنون بررسی شده اینهاست:

۱. سناریوی موزه منطقه‌ای پویا با نمایشگاه‌های چرخشی: در این سناریو، ریسباف تبدیل می‌شود به موزه‌ای که هر چندماه، آثار مناطق مختلف کشور را که اکنون در موزه ملی تهران نگهداری می‌شود، به اصفهان می‌آورد. این ویژگی باعث می‌شود موزه همیشه زنده باشد و مخاطب در هر بازدید آثار متفاوت ببیند. جذابیت این مدل در «تغییر دائمی محتوا» است.

۲. سناریوی موزه جهان اسلام: ۵۶ کشور عضو جهان اسلام ظرفیت‌های مشترکی دارند و بسیاری از اجلاس‌ها نیز در همین چارچوب برگزار می‌شود. با همکاری صندوق توسعه اسلامی و مجمع جهان اسلام، پیشنهاد شد بخشی از ریسباف به «موزه جهان اسلام» تبدیل شود؛ مرکزی بین‌المللی که بتواند بخشی از آثار تمدنی جهان اسلام را نمایش دهد.

۳. سناریوی مرکز صنایع‌دستی با همکاری سازمان جهانی جهانگردی: وزارت میراث‌فرهنگی تفاهم‌نامه‌ای با سازمان جهانی جهانگردی دارد و مطرح است بخشی از ریسباف به «مرکز همگرایی صنایع‌دستی» تبدیل شود. با توجه به وسعت ۷.۵ هکتاری، پیش‌بینی شد ۳۰ تا ۴۰ غرفه صنایع‌دستی در این ساختار قرار گیرد؛ فضایی نمایشگاهی و تجاری با رویکرد جهانی. این سناریوها با هم تعارض ندارند و درواقع، مجموعه ریسباف به‌قدری ظرفیت دارد که می‌تواند چند کارکرد مکمل را هم‌زمان در بر گیرد.


چرا بعد از چند سال هنوز کاربری قطعی یک‌بار برای همیشه اعلام نشده؟ علت این چندگانگی چیست؟

علت اتفاقاً نقطه‌ضعف نیست؛ نقطه‌قوت است. وقتی یک مجموعه ۷.۵ هکتاری با چنین ابعادی در اختیار شما قرار می‌گیرد، طبیعی است ظرفیت اجرای چندین سناریو را دارد. ما به‌جای حذف کارکردهای مفید، در تلاش‌ایم «امتیازات بیشتر» برای ریسباف بگیریم.

موزه بین‌المللی یک امتیاز است، مرکز صنایع‌دستی جهانی یک امتیاز دیگر و نمایشگاه‌های چرخشی نیز امتیاز سوم. بنابراین، تنوع سناریوها ناشی از فرصت‌های ریسباف است، نه سردرگمی.


عدد واقعی تکمیل پروژه چقدر است و منابع مالی این پروژه از کجا تأمین خواهد شد؟

آخرین برآورد کارشناسی حدود دو هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان (۲.۲ همت) است. تأمین مالی از چند مسیر پیش‌بینی شده: مشارکت شهرداری اصفهان، استفاده از بند «خ» قانون مالیات‌ها برای مرمت بناهای تاریخی، بخش خصوصی و اعتبارات دولتی. در جلسه اخیر قرار شد مدل مالی در قرارداد مشخص و سهم هر نهاد تعیین شود. همچنین، بخش‌هایی مانند خسارت‌های ناشی از تأخیر یا عدم اجرای تعهدات نیز در قرارداد لحاظ می‌شود تا پروژه دچار توقف نشود.


چرا تاکنون طرح کامل پروژه منتشر نشده و نسخه اولیه در اختیار رسانه‌ها قرار نگرفته است؟

طرح‌هایی که تاکنون تهیه شده، مربوط به مرمت عین‌به‌عین بنا است؛ یعنی طرح‌های معماری مربوط به استحکام‌بخشی، حذف الحاقات و بررسی دقیق ابعاد، ستون‌ها، سازه‌های چوبی و جزئیات مهندسی بنا. این طرح‌ها برای استفاده عمومی طراحی نشده‌اند و بیشتر جنبه فنی دارند.

مثلاً در مرمت بناهای تاریخی، اختلاف یک سانتی‌متر می‌تواند محاسبات را تغییر دهد و بسیاری از نقشه‌ها برای متخصصان سازه و مرمت قابل‌تحلیل هستند. اینها هنوز مرحله «سناریو و مسیر بازدید» نیستند و آن مرحله در فاز بعدی پروژه انجام می‌شود.


با توجه به شکست برخی پروژه‌های مشابه در کشور و رهاشدن برخی موزه‌های منطقه‌ای، نگرانی‌هایی درباره ریسک نیمه‌تمام ماندن ریسباف مطرح است. پاسخ شما چیست؟

هر پروژه بزرگ ملی بدون قرارداد محکم، ریسک دارد. اما تأکید می‌کنیم که پس از انعقاد قرارداد با مجری پروژه، چه شهرداری باشد و چه بنیاد مستضعفان یا هر نهاد واجد شرایط، تعهدات لازم‌الاجرا خواهند بود. یعنی مجری نمی‌تواند پروژه را رها کند.

الان تلاش می‌کنیم ایراد شکلی سازمان بازرسی در تفاهم با شهرداری رفع شود تا بتوانیم قرارداد سه‌ساله رسمی را تنظیم کنیم. طبق برآوردها، اگر قرارداد منعقد شود، شهرداری موظف است ظرف سه سال پروژه را به اتمام برساند.


آیا تغییر دوره مدیریت شهری می‌تواند پروژه را دچار وقفه کند؟

این نگرانی طبیعی است، اما قراردادهای دولتی این اجازه را نمی‌دهند. حتی اگر مدیریت شهری تغییر کند، تعهدات شهرداری پابرجاست. از طرف دیگر، ریسباف یک پروژه صرفاً عمرانی نیست؛ «میراث مردم اصفهان» است و مطالبه اجتماعی دارد. مدیریت ارشد استان نیز تا پایان دولت پیگیری خواهد کرد و اجازه توقف نخواهد داد.

امید است با هم‌افزایی دستگاه‌ها، نگاه ملی به پروژه و همراهی مردم، ریسباف به جایگاهی تبدیل شود که در شأن اصفهان و تاریخ این سرزمین است؛ بزرگ‌ترین موزه کشور با کارکرد منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی. تلاش ما این است که این پروژه از مسیر قانونی، تخصصی و با سرعت مناسب پیش برود و نتیجه‌ای ماندگار برای شهر و کشور رقم بزند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

روایت زندگی در جوار دود مشعل‌ها

ر

روایت زندگی در جوار دود مشعل‌ها

«گچساران» و ثروتی که هر شب می‌سوزد

«گچساران» و ثروتی که هر شب می‌سوزد

ایران؛ دروازه جهان

۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد

ایران؛ دروازه جهان

«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم

«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم

حقوق جامعه محلی مقابل شعله‌های نفت اولویت کدام است؟

در گفت‌وگو با «ندا کردونی»، مشاور مسئولیت اجتماعی شرکتی اتاق بازرگانی تهران مطرح شد

حقوق جامعه محلی مقابل شعله‌های نفت اولویت کدام است؟

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

«پیام ما» در گفت‌وگو با عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه جیرفت شهرک‌سازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال

کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛

میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال

مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد

مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

وزیر میراث‌فرهنگی خبر داد

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینه‌سنگی

هشدار یک باستان‌شناس درباره تهدید غارهای تاریخی

هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینه‌سنگی

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ