تقوایی «بین دو دور»





تقوایی «بین دو دور»

۵ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۵۴

تقوایی به سفارش تلویزیون ملی ایران و در فاصله‌ سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۰ سیزده عنوان فیلم مستند می‌سازد که از این میان برخی مستند‌هایی صرفاً گزارشی‌اند: «تاکسی‌متر»(۱۳۴۶)، «آرایشگاه آفتاب»(۱۳۴۶) و برخی دیگر از ساخت و بافتی پالوده‌تر برخوردارند: «باد جن»(۱۳۴۸)، «اربعین»(۱۳۴۹)، «مشهد قالی»(۱۳۵۰).

از این دوره به‌بعد تقوایی دیگر فیلمی مستند نساخته و تمام تمرکز خود را معطوف ساخت فیلم‌های بلند داستانی می‌کند. آثاری چون «آرامش در حضور دیگران»(۱۳۴۹)، «صادق کُرده»(۱۳۵۰)، «نفرین»(۱۳۵۲) و …

تقوایی بعدها در سال ۱۳۷۵ به مستندسازان برنامه «کودکان سرزمین ایران» در شبکه دوم سیما پیوسته و فیلم مستند «پیش[۲]» را در آن دفتر برای زنده‌یاد محمدرضا سرهنگی می‌سازد. سرانجام تقوایی موفق می‌شود آخرین آفرینه‌ مستند خود را به سال ۱۳۸۳ و در رابطه با ثبت تعزیه در یونسکو برابر دوربین ببرد. فیلمی که براساس تعزیه «حُر دلاور» نوشته‌ میرعزای کاشانی است. 

با دیدن فیلم‌های مستند -و همچنین فیلم‌های داستانی او- می‌توان به‌سادگی یکی از جنبه‎های مهم آفرینه‌های او را دریافت. تقوایی در تمامی مستند‌هایش سیاسی، معترض و افشاگر است. ویژگی‌ای که تمام مستندهای تلویزیونی او را به محاق توقیف کشاند؛ ولی او خستگی‌ناپذیر، این شناسه را همواره از فیلمی به فیلم دیگر تسری داد. شاید برخی از خوانندگان این یادداشت که فیلم‌های مستند او را ندیده باشند، بپرسند چگونه؟

قبل از ورود به بحث، ضروری می‌دانم این نکته را یادآوری کنم که رویکرد سیاسی یادشده، از سینمای مستند او فراتر رفته و عرصه‌ فیلم‌های داستانی او را نیز در بر می‌گیرد. در این فرصت، به‌ناچار و به‌خاطر کوتاهی مجال، تنها دو عنوان از فیلم‌های مستند تقوایی، مورد بررسی قرار می‌دهم:


نخل (۱۳۴۸)

تقوایی در مستند «نخل» به نحوه باردهی درخت نخل، گونه‌های مختلف آن، شرایط باردهی و روند حمل‌ونقل و بسته‌بندی آن می‎پردازد. او در شرایطی که ارزش ریالی فروش خرما در بازار داخل و خارج را به‌لحاظ اقتصادی خوب توصیف می‌کند، نشان می‌دهد بومیان فقیر از این خوان نعمت بی‌بهره‌اند و ناگزیرند کودک و جوان، میانسال و کهنسال، همگی برای امرار معاش خانواده کار کنند. او با رویکردی اعتراضی و در نمایش فقر حاکم بر زندگی بومیان حاشیه نخلستان‌ها، همه را از خرد و کلان در کنار کپرهای فرسوده و زهواردررفته‌شان در حال حصیربافی نشان می‌دهد. زنی را در نمایی درشت به نمایش می‌گذارد که در حال عبور، پیتی نفت بر دوش دارد؛ زن عابر به‌گونه‌ای پیت نفت را بر دوش گرفته که آرم شرکت ملی نفت ایران به‌خوبی در مرکز توجه کادر قرار دارد. به‌این‌ترتیب، تقوایی به فقر اجتماعی ناشی از نابرابری توزیع ثروت ملی حاصل از فروش نفت اعتراض و آن را افشا می‌کند.


باد جن (۱۳۴۸)

تقوایی در «باد جن» به بندر لنگه می‌رود و آیین شفاخواهی بومیان آنجا را به تصویر می‌کشد؛ آیینی موسوم به باد زار. بومیان جنوب در شرایطی که به پزشک و دارو دسترسی نداشته باشند، به‌ناچار به آیینی شمنی[۳] متوسل می‌شوند و ظاهراً برای مدتی کوتاه شفا می‌یابند. تقوایی با تمرکز بر چندوچون این آیین و در لابه‌لای تصاویری از مقدمات و اجرای مراسم، بر فقر مادی و به‌ ناگزیر فرهنگی بومیان این خطه انگشت می‌گذارد:

«اهل هوا شب‌ها به این خانه می‌آیند تا به دوای اعتقاد شفا یابند.»

«سابقه بادها را به آمدن سیاهان از آفریقا نسبت داده‌اند …. »

و این در شرایطی است که تقوایی پیش‌تر، از روزگار پررونقی بندر لنگه به‌عنوان یکی از بندرهای مهم بازرگانی ایران نام برده است. بندری که از سال ۱۲۷۸ خورشیدی رکود اقتصادی آن به‌سبب ناامنی و سیل مهاجرت ساکنانش آغاز شد. تقوایی چنین انحطاطی را عاملی در گسترش فقر منطقه می‌داند و آن را در شرایط کمبود امکانات اولیه زندگی و پزشکی، زمینه‌ساز توسل به باورهای شمنی یا همان طبیب‌جادوگران[۴] اعلام می‌کند. فیلم مُهر سال ۱۳۴۸ را بر پیشانی دارد؛ یعنی هفت سال پس از تصویب انقلاب سفیدی که مدعی بود روستاییان روستاهای دورافتاده‌ی ایران هم از همان امکانات رفاهی کلانشهرهای ایران برخوردارند. تقوایی همان‌طورکه در نخل با نمایش تصویر درشت آرم شرکت ملی نفت ایران از توزیع نابرابر این سرمایه ملی گفته بود، در این فیلم نیز به‌صورتی غیرمستقیم و کنایی این فقر گسترده را در برابر آن سرمایه ملی می‌نهد:

«پیش از آنکه سیاه به‌ بهای خرما بیاید، در حاشیه خلیج بادها بود، اما مثل نیرو در تن بیمار و نفت زیر دریا… ناشناخته مانده بود و سنت سیاه که از تجربه‌ گرسنگی سرشار بود، شباهت را شناخت و شفادهنده شد.»

این پژوهش را می‌توان در دیگر آفرینه‌های مستند تقوایی دنبال کرد، افسوس که مجال سخت کوتاه است.

[۱] – عنوان یکی از داستان‌های کوتاه مجموعه‌داستان «تابستان همانسال» نوشته ناصر تقوایی.

[۲]  – پیش به‌معنای شاخ و برگ درخت خرماست (فرهنگ دهخدا).

[۳] – شمن‌گرایان معتقدند به‌وسیله‎ تماس با ارواح، می‌توان بیماری و رنج افراد را تشخیص داد و درمان کرد یا در افراد ایجاد بیماری و رنج کرد (دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا).

[۴] – این طبیب‌جادوگران در مراسم زار، بابازار(مردان) و مامازار(زنان) نامیده می‌شوند. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق